نقد و بررسی
نقد ابله (The Idiot) | 1951
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برف بهمثابه جهان اخلاقی در «The Idiot» آکیرا کوروساوا، هوکایدو تنها پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ سرزمینی سرد و برفی است که به فضای روانی فیلم شکل میدهد. سفیدی گستردهٔ چشماندازها در نگاه نخست آرامشبخش مینماید، اما این آرامش بهسرعت زیر فشار روابطی تیره و ناپایدار ترک برمیدارد. برف، هم فاصله و انزوای شخصیتها را برجسته میکند و هم نوعی سکون سنگین بر جهان داستان میگستراند؛ گویی همهچیز در انتظار فوران خشمی فروخورده است.
کوروساوا با قابهای باز و تأکید بر سرمای محیط، شخصیتها را در برابر فضایی قرار میدهد که از آنها بزرگتر و بیاعتناتر است. این انتخاب تصویری، حالوهوای رمان داستایفسکی را به ژاپن پس از جنگ منتقل میکند: جهان، زخمخورده و بیقرار است و انسانها در تلاشاند میان نیاز به محبت، غرور و میل به تملک راهی پیدا کنند.
زیبایی مناظر در این فیلم تزئینی نیست؛ هر بار که چشمانداز برفی مجال تنفس میدهد، سردی و تنهایی آدمها نیز محسوستر میشود. بازآفرینی داستایفسکی در ژاپن اقتباس کوروساوا از «ابله» داستایفسکی، انتقال سادهٔ یک داستان روسی به مکانی دیگر نیست. فیلم، فضای روابط و کشمکشهای رمان را در هوکایدو و جامعهٔ ژاپن پس از جنگ بازمیآفریند.
کینجی کامدا، سربازی که تجربهٔ جنگ روانش را آسیبپذیر کرده، با نوعی صراحت و شفقت به دیگران نزدیک میشود؛ خصلتی که اطرافیانش آن را بهسادگی درک نمیکنند. در چشمانداز اخلاقی فیلم، مهربانی نه نشانهٔ قدرت اجتماعی، بلکه نیرویی ناآشنا و حتی تهدیدکننده است. محور درام، کشاکش میان عشق، ترحم و میل به تصاحب است.
« فیلم، فضای روابط و کشمکشهای رمان را در هوکایدو و جامعهٔ ژاپن پس از جنگ بازمیآفریند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کامدا در برابر تائکو ناسو و آایاکو قرار میگیرد؛ دو زنی که هر یک با زخمها، غرور و شیوهٔ خاص خود برای بقا دستوپنجه نرم میکنند. آکاما نیز با شور و حسادتی آتشین در این شبکهٔ عاطفی حضور دارد. فیلم از این پیوندها پرسشی دشوار میسازد: آیا میتوان دیگری را بیقیدوشرط دوست داشت، بیآنکه او را به موضوع نجاتدادن یا مالکیت بدل کرد؟
پاسخ فیلم ساده و آرامشبخش نیست؛ همین پیچیدگی، تلخی آن را شکل میدهد. کامدا؛ شفقتی که جهان تابش را ندارد نقش کامدا بر دوش ماسایوکی موری است و بازی او بر لطافت و آسیبپذیری تکیه دارد. کامدا نه قهرمانی شکستناپذیر است و نه شخصیتی که از رنج دیگران مصون بماند؛ حساسیت او خود نوعی شکنندگی به همراه دارد.
موری این کیفیت را از راه مکثها، نگاهها و واکنشهایی منتقل میکند که گاه بیش از گفتار دربارهٔ شخصیت خبر میدهند. او کامدا را به انسانی بدل میکند که در مواجهه با شرم و اندوه دیگران، پیش از آنکه داوری کند، میکوشد بفهمد. با این حال، معصومیت کامدا در فیلم گاه به رفتاری دشوارفهم نزدیک میشود.
فیلم عامدانه مرز میان پاکدلی و سادهلوحی را روشن نمیکند؛ عنوان اثر نیز از همین ابهام نیرو میگیرد. آنچه جامعه «حماقت» مینامد، شاید ناتوانی از بازیکردن بازیهای قدرت باشد؛ اما شفقت بهتنهایی نمیتواند مناسبات پیچیدهٔ آدمها را حل کند. کامدا میخواهد زخمها را ببیند و به آنها پاسخ دهد، ولی همین حضور بیواسطه میتواند احساسات پنهان را برانگیزد و روابط ناپایدار را به بحران نزدیکتر کند.
« آکاما نیز با شور و حسادتی آتشین در این شبکهٔ عاطفی حضور دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران و تنش عاطفی در کنار موری، ستسوکو هارا در نقش تائکو ناسو حضوری محوری دارد. تائکو شخصیتی است که نگاه جامعه پیشاپیش دربارهاش حکم صادر کرده، اما فیلم او را به همان داوری محدود نمیکند. در پس شهرت و رسوایی، انسانی دیده میشود که هم از قضاوت دیگران آسیب دیده و هم در برابر آن واکنشی پیچیده نشان میدهد.
بازی هارا، در لحظاتی که اندوه و سرسختی درهم میآمیزند، وزن عاطفی شخصیت را افزایش میدهد. توشیرو میفونه در نقش آکاما، وجه خشنتر و پرآشوبتر داستان را نمایندگی میکند. انرژی او در برابر آرامش کامدا تضاد چشمگیری میسازد؛ آکاما از احساسات خود با شدتی سخن میگوید که گاه مهار آن دشوار به نظر میرسد.
یوشیکو کوگا نیز در نقش آایاکو، غروری را به تصویر میکشد که تنها نشانهٔ خودخواهی نیست و از حساسیت و نیاز به حفظ شأن شخصی نیز سرچشمه میگیرد. بازیها در مجموع، بهجای ساختن تقابلی ساده میان خیر و شر، هر شخصیت را حامل تناقضهایی انسانی نگه میدارند. فرمی میان وفور و گسست یکی از دشواریهای مهم تماشای «The Idiot» به تاریخ تدوین آن بازمیگردد.
نسخهٔ اصلی فیلم حدود ۲۶۵ دقیقه بوده، اما نسخهٔ باقیمانده پس از مداخلهٔ استودیو به حدود ۱۶۶ دقیقه رسیده است؛ نسخهٔ بلندتر نیز در دسترس نیست. این واقعیت در تجربهٔ تماشای فیلم اثر میگذارد: برخی پیوندها ناگهانیاند، معرفی شخصیتها در آغاز میتواند گیجکننده باشد و گاه روایت چنان پیش میرود که گویی حلقههایی از زنجیرهٔ داستان حذف شدهاند.
« بازیگران و تنش عاطفی در کنار موری، ستسوکو هارا در نقش تائکو ناسو حضوری محوری دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین، آشفتگی آغازین را نمیتوان صرفاً به انتخاب هنری کارگردان نسبت داد. بااینهمه، فیلم فقط سندی از یک تدوین آسیبدیده نیست. حتی در شکل موجود، علاقهٔ کوروساوا به جهان داستایفسکی آشکار است. گفتوگوهای طولانی، توضیحات روایی و تراکم اطلاعات، به فیلم کیفیتی نزدیک به رمان میبخشند؛ گویی اثر میخواهد نهفقط رخدادها، بلکه جدلهای اخلاقی و عاطفی پیرامون آنها را نیز حفظ کند.
این وفور کلام برای برخی مخاطبان بخشی از جذابیت فیلم است، اما برای برخی دیگر به سنگینی و کندی میانجامد. حذفها نیز این مشکل را دوچندان میکنند: فیلم هم پرجزئیات است و هم در نقاطی ناپیوسته. ریتمی که صبر میطلبد ریتم کند و سنگین «The Idiot» از مهمترین موانع آن است. صحنهها بارها به گفتوگو و شرح احساسات مجال فراوان میدهند و فیلم کمتر میکوشد درامی را با حرکت سریع پیش ببرد.
این انتخاب با سرچشمهٔ ادبی اثر همخوانی دارد، اما در نسخهٔ باقیمانده همیشه به انسجام نمیرسد. گاهی تماشاگر باید پیش از آنکه به پیوندهای شخصیتها مسلط شود، با انبوهی از نامها و مناسبات روبهرو شود؛ و گاهی مکثهای طولانی، کشش عاطفی را تقویت میکنند. در نیمههای بعدی، تلخی و تنش میان شخصیتها بیش از پیش به فیلم نیرو میدهد.
خطر در اینجا نه از معما یا غافلگیریِ صرف، بلکه از مشاهدهٔ تدریجیِ برخورد میان نیتهای ناسازگار پدید میآید. مخاطب میبیند که دلسوزی، غرور، حسادت و میل به محبت چگونه در هم میپیچند و امکان آرامش را محدود میکنند. فیلم برای همراهشدن با این روند، حوصله و توجه میطلبد؛ پاداشش نیز بیشتر در تأمل دربارهٔ شخصیتها و فضای اثر است تا در روایتی بیوقفه و بینقص.
« بنابراین، آشفتگی آغازین را نمیتوان صرفاً به انتخاب هنری کارگردان نسبت داد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Idiot» اثری بلندپروازانه، تلخ و نابرابر است؛ فیلمی که زیبایی چشمگیر هوکایدو را با جهانی عاطفی و اخلاقیِ آشفته پیوند میزند. بازی ماسایوکی موری، حضور پرتنش توشیرو میفونه و پیچیدگی شخصیت تائکو، هستهای انسانی برای روایتی میسازند که دربارهٔ دشواری شفقت در جهانی آکنده از قضاوت و تملک است.
در سوی دیگر، ریتم سنگین، شروع گیجکننده و گسستهای ناشی از حذف بخشهای فیلم، مانع از آن میشوند که این اقتباس در تمام لحظات به انسجامی کامل برسد. بااینحال، همین ناتمامی و ناهمواری بخشی از تجربهٔ فیلم شده است. «The Idiot» مخاطبی را میطلبد که از روایتهای پرگفتوگو و تأملبرانگیز گریزان نباشد و بتواند میان تصویرهای برفی، کشمکشهای عاطفی و پرسشهای اخلاقی آن مکث کند.
حاصل، فیلمی نیست که همه را به یک اندازه درگیر کند؛ اما حتی در شکل ناپیوستهٔ باقیمانده، اشتیاق کوروساوا به جهان داستایفسکی و اندوه او برای انسانی که میکوشد بیقیدوشرط مهربان بماند، حضوری ماندگار دارد.
« بااینحال، همین ناتمامی و ناهمواری بخشی از تجربهٔ فیلم شده است. »
ثبت دیدگاه