نقد و بررسی
نقد فریاد مورچهها (Scream of the Ants) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری بیرونی برای پرسشی درونی «Scream of the Ants» ساختهٔ Mohsen Makhmalbaf، سفر زوجی ایرانی به هند را دستمایهٔ پرسشی قدیمی میکند: آیا حقیقت را میتوان در وجود یک مرشد، در آیینی معنوی، یا در نقطهای دور از زندگی روزمره پیدا کرد؟ زن به خدا ایمان دارد و در جستوجوی «انسان کامل» است؛ مرد، که روزگاری به آرمانهای سیاسی دل بسته بوده، اکنون با تردید و بیاعتقادی دستوپنجه نرم میکند.
ماهعسلشان بهجای آنکه خلوتی عاشقانه باشد، به سفری بدل میشود که باورهای هر دو را در معرض آزمون میگذارد. فیلم از همان ابتدا بیش از آنکه بر ماجرایی پرکشش تکیه کند، تماشاگر را به همراهی با دو ذهن ناآرام دعوت میکند. هند؛ مکان یا آینه؟ هند در فیلم هم جغرافیاست و هم آینهای برای نگاه مسافران.
زوج در میان آدمها و موقعیتهای گوناگون میگردند، اما آنچه مییابند لزوماً پاسخی روشن به پرسشهایشان نیست. جستوجوی مرشد معنوی، از این نظر، تنها جستوجوی شخصی بیرون از خود نیست؛ تلاشی است برای یافتن نظمی که بتواند بیقراری درونی را آرام کند. سفر، بهجای آنکه مسیری مستقیم به سوی کشف حقیقت باشد، مجموعهای از برخوردها و پرسشهای تازه میشود.
فیلم در این رفتوآمدها، بر تفاوت میان آنچه مسافر به دنبال آن است و آنچه واقعیت پیش رویش میگذارد تأکید میکند. اینجا تجربهٔ معنوی به کالایی آماده و قابلمصرف تبدیل نمیشود؛ آدمها و آیینها را نمیتوان بهآسانی در قالب پاسخهایی دلخواه جا داد. بااینحال، نگاه فیلم به هند همیشه از این خطر دور نمیماند که مردمان و مناسک را بیش از اندازه در خدمت پرسشهای زوج قرار دهد.
« ماهعسلشان بهجای آنکه خلوتی عاشقانه باشد، به سفری بدل میشود که باورهای هر دو را در معرض آزمون میگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین تنش، به اثر وجهی قابلبحث میدهد: آیا فیلم واقعاً به جهان پیرامونش گوش میسپارد، یا آن را صحنهای برای بازتاب بحران شخصیتهای اصلی میسازد؟ دو ایمان، دو گونهٔ تردید هستهٔ دراماتیک اثر در تقابل زن و مرد شکل میگیرد، اما این تقابل را نباید صرفاً جدال ایمان و بیایمانی دانست. زن، با وجود باور دینیاش، از آرامشی کامل برخوردار نیست؛ طلب او برای یافتن حقیقت نشان میدهد که ایمان بهتنهایی پاسخ همهٔ پرسشهایش نیست.
مرد نیز فقط منکر خدا نیست؛ تردیدش با سرخوردگی از آرمانها و بدگمانی به انسان پیوند دارد. در نتیجه، هر دو در پی نوعی معنا هستند، هرچند زبان و مسیر جستوجویشان تفاوت دارد. این رابطه ظرفیت آن را دارد که سفر را به روایتی دربارهٔ ازدواج نیز بدل کند: دو نفر ممکن است کنار هم حرکت کنند، اما جهان را از دو منظر ناسازگار ببینند.
گاه گفتوگوهایشان راهی برای نزدیکشدن نیست، بلکه فاصلهٔ فکری و عاطفی آنان را آشکارتر میکند. فیلم در ترسیم این شکاف، بهویژه آنجا که باورهای بزرگ را با نیازهای کوچک و ملموس زندگی روبهرو میکند، تأملبرانگیز است. بااینهمه، شخصیتها در مقاطعی بیش از آنکه آدمهایی با پیچیدگیهای متغیر باشند، حامل دیدگاههایی فلسفی به نظر میرسند؛ و این امر از گرمای رابطه میکاهد.
فقر و خوشیهای کوچک یکی از انسانیترین رگههای فیلم، توجه به محرومیت و به لحظههای کوچکِ آسایش است. اثر نشان میدهد که شادی همیشه در تجربهای استثنایی یا کشفی بزرگ نهفته نیست؛ گاهی نیازهای ساده، مانند خوردن لقمهای نان یا نوشیدن جرعهای آب، میتوانند وزن و معنایی عمیق پیدا کنند. این نگاه، جستوجوی پرطمطراق برای حقیقت را با واقعیت بدن و زندگی روزمره روبهرو میکند: انسان همزمان میتواند دربارهٔ خدا، رنج و معنا بیندیشد و محتاج ابتداییترین امکانهای زیستن باشد.
« مرد نیز فقط منکر خدا نیست؛ تردیدش با سرخوردگی از آرمانها و بدگمانی به انسان پیوند دارد. »
شخصیتها و اجرا
این بخشها از آن رو تأثیرگذارند که بهجای توضیح مستقیم، تضادی را پیش چشم میگذارند: کسانی در پی پاسخهای کلاناند، حال آنکه بسیاری برای گذراندن روز با نیازهای فوریتر روبهرو هستند. چنین توجهی، فیلم را از یک بحث انتزاعی صرف دور میکند و به آن حساسیتی اجتماعی میبخشد. البته این جنبه همیشه به یک تحلیل منسجم از فقر نمیرسد؛ گاهی رنج مردمان بیشتر در مقام تصویر یا زمینهای برای تأمل شخصیتها حضور دارد تا موضوعی که فیلم مستقلاً و با جزئیات دنبال کند.
تصویر، مکث و فضای فلسفی زبان بصری فیلم بر مکث و مشاهده تکیه دارد. قابها در برخی لحظهها اجازه میدهند تماشاگر به فضا، چهرهها و حرکت زندگی پیرامون زوج توجه کند؛ زیبایی تصویر نیز نه صرفاً آرایه، بلکه بخشی از تجربهٔ سفر است. فاصلهٔ میان گفتوگوهای سنگین و لحظههای دیداریِ آرام، امکان میدهد که اثر برای مدتی از توضیحدادن دست بردارد و معنا را به تأمل تماشاگر واگذار کند.
این سکوتها و قابهای چشمنواز از دلایل اصلی درگیرکنندهبودن فیلماند. عنوان اثر نیز در این چارچوب تداعیهایی پدید میآورد: فریادی که به گوش نمیرسد، میتواند به رنج موجودات کوچک، صدای فرودستان یا اعتراض خاموش انسان در جهانی بیاعتنا اشاره کند. فیلم لازم نیست این معنا را در قالب یک پاسخ قطعی تثبیت کند؛ خود عنوان، در کنار تصویرهای طبیعت و زندگی روزمره، راهی برای اندیشیدن میگشاید.
بااینحال، تصویر همیشه به اندازهٔ نیت فلسفی اثر شکل و انسجام نمییابد. برخی صحنهها تأثیر خود را از موضوعشان میگیرند، نه از پیوندی دقیق با ساختار روایی یا استعاری فیلم. گفتوگوهایی که گاه بر فیلم سنگینی میکنند ضعف آشکار اثر، انباشت گفتوگوهای فلسفی است. شخصیتها بارها دربارهٔ ایمان، حقیقت و معنای زندگی سخن میگویند، اما تکرار مضمون الزاماً آن را ژرفتر نمیکند.
« چنین توجهی، فیلم را از یک بحث انتزاعی صرف دور میکند و به آن حساسیتی اجتماعی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در لحظاتی، فیلم بهجای آنکه بگذارد تصویر و کنش پرسشها را پیش ببرند، پاسخها یا گزارههایی را در دهان شخصیتها میگذارد. نتیجه آن است که برخی دیالوگها از دل موقعیت بیرون نمیآیند و مستقل از آن به گوش میرسند؛ گویی جملهای حکمتآمیز بر صحنه افزوده شده، نه آنکه از تجربهٔ همان شخصیت و همان لحظه زاده شده باشد.
همین ویژگی میتواند برای تماشاگرانی که به سینمای تأملی علاقه دارند جذاب باشد، اما برای گروهی دیگر حسی از تصنع و خودنمایی ایجاد کند. جملههای پرطمطراق وقتی با تکرار همراه میشوند، بخشی از نیروی خود را از دست میدهند و حتی ممکن است به چیزی شبیه نوشتههای کوتاهِ جداافتاده از فیلم بدل شوند.
مسئله صرفاً «زیاد حرفزدن» نیست؛ مسئله این است که گفتار گاهی جای تحول دراماتیک را میگیرد. فیلم پرسشهای فراوانی طرح میکند، اما همیشه نشان نمیدهد این پرسشها چه تغییری در شخصیتها یا رابطهٔ آنان ایجاد کردهاند. روایتی که مقصدش را پنهان میکند ساختار اثر بیشتر به گردش در مسیر یک جستوجو شباهت دارد تا حرکت به سوی هدفی رواییِ روشن.
این انتخاب با مضمون سرگردانی تناسب دارد: کسی که پاسخ آمادهای ندارد، شاید نتواند سفری منظم و نتیجهمحور داشته باشد. اما آزادیِ ساختاری زمانی مؤثر است که هر توقف یا برخورد، لایهای تازه به تجربه بیفزاید. در «Scream of the Ants» بعضی لحظهها چنین کارکردی دارند و برخی دیگر چنان پراکنده میمانند که تماشاگر ممکن است از خود بپرسد این همه بحث و مواجهه قرار است به کدام دگرگونی منتهی شود.
« مسئله صرفاً «زیاد حرفزدن» نیست؛ مسئله این است که گفتار گاهی جای تحول دراماتیک را میگیرد. »
قوتها و کاستیها
این گسست، ضعف و در عین حال بخشی از منطق فیلم است. روایت از ارائهٔ جمعبندی ساده سر باز میزند، اما هر بار هم ابهام را به معنای عمق نمیرساند. گاه بیمقصدی به تجربهٔ شخصیتها وفادار میماند؛ گاه به پراکندگی بدل میشود. فیلم از تماشاگر میخواهد میان قطعههای سفر و گفتوگو ارتباط برقرار کند، ولی در همهٔ بخشها به یک اندازه مواد لازم را در اختیارش نمیگذارد.
آنچه باقی میماند، بیش از پاسخ، حس برخورد با پرسشهایی حلنشده است. جمعبندی «Scream of the Ants» فیلمی نابرابر، اما اندیشهبرانگیز است؛ اثری که از سفر یک زوج ایرانی در هند برای سنجیدن ایمان، تردید، فقر و میل انسان به یافتن معنا استفاده میکند. بهترین لحظههایش زمانی پدید میآیند که به زندگی عینی و شادیهای کوچک نزدیک میشود، یا با تصویر و مکث فرصت میدهد تا پرسشها بدون خطابه در ذهن تماشاگر بمانند.
در مقابل، گفتوگوهای پرتکرار، جملههای گاه تصنعی و روایتی که پیوند میان بخشهایش را همیشه محکم نمیکند، از اثرگذاری آن میکاهند. این فیلم برای تماشاگر مشتاق سینمای فلسفی و روایتهای سرگردان، تجربهای متفاوت و قابلتأمل خواهد بود؛ بهویژه اگر از اثری که همهٔ پرسشهایش را پاسخ نمیدهد گریزی نداشته باشد.
اما کسی که انتظار دارد سفر به مقصدی روشن یا نتیجهای روایی برسد، ممکن است در برابر پراکندگی و پرگویی آن شکیبا نماند. ارزش فیلم، در نهایت، کمتر به قطعیت پاسخهایش وابسته است تا به لحظههایی که یادآوری میکنند جستوجوی حقیقت، اگر از واقعیت سادهٔ زندگی جدا شود، خود میتواند به سرگردانی دیگری بدل گردد.
« این گسست، ضعف و در عین حال بخشی از منطق فیلم است. »
ثبت دیدگاه