نقد و بررسی
نقد زائر (The Pilgrim) | 1923
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سرآغازِ هویتِ قرضی «The Pilgrim» از ایدهای ساده و پربازده آغاز میکند: زندانیِ گریختهای لباس کشیشی به تن میکند و در شهری کوچک، به جای واعظ تازهوارد پذیرفته میشود. چارلی چاپلین در همان آغاز، با چند حرکت و موقعیت کوتاه، قواعد کمدی فیلم را بنا میگذارد؛ قهرمان نه با نقشهای پیچیده، بلکه با بداههپردازی و واکنشهای فوری از مخمصهای به مخمصه دیگر میلغزد.
این شروع جمعوجور، تماشاگر را بیدرنگ وارد جهان اثر میکند: جهانی که در آن ظاهر میتواند از حقیقت پیشی بگیرد و یک اشتباه ساده، به نمایشی عمومی بدل شود. فیلم در ۱۹۲۳ ساخته شده، صامت است و نزدیک به چهلوشش دقیقه زمان دارد؛ اندازهای که آن را میان فیلم کوتاه بلند و اثر بلندِ متعارف قرار میدهد.
همین فشردگی به شروع پرتحرکش یاری میرساند، اما در ادامه، گاهی احساس میشود مواد داستانی برای پیوند دادن بخشهای مختلف چندان کافی نیست. «The Pilgrim» در اساس بیشتر رشتهای از موقعیتهای کمیک است تا روایتی با قوس دراماتیکِ کاملاً یکپارچه. بدن به جای کلام چاپلین در این اثر، بیش از آنکه به گفتوگو یا توضیح تکیه کند، بدن را به ابزار اصلی روایت بدل میسازد.
« The Pilgrim» در اساس بیشتر رشتهای از موقعیتهای کمیک است تا روایتی با قوس دراماتیکِ کاملاً یکپارچه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مکث، نگاه، تغییر حالت شانهها و جابهجایی ظریف وزن بدن، هم شخصیت را تعریف میکنند و هم ضرباهنگ شوخی را میسازند. بازی او پرانرژی و بانمک است، اما شور و شتابش صرفاً برای برانگیختن خنده به کار نمیرود: شخصیت در هر لحظه میکوشد از شرایط پیشبینینشده جان به در ببرد، و همین تکاپوی دائمی به حرکاتش معنایی داستانی میدهد.
یکی از نمونههای درخشان این توانایی، موعظهٔ بیکلام دربارهٔ داوود و جالوت است. چاپلین روایت کتاب مقدس را نه با زبان، بلکه با ژست، فاصلهگذاری و بازیِ اندازهها به نمایشی کوچک و روشن تبدیل میکند. او از تماشاگر میخواهد معنا را از حرکت بخواند و در همان حال، خودِ فرایند موعظه کردن را به موضوع کمدی بدل میسازد.
نتیجه، فقط شوخی با یک موقعیت مذهبی نیست؛ نمایشی از این است که چگونه قصهگوییِ بدنی میتواند بدون واژه، هم مفهوم را منتقل کند و هم خنده بسازد. این صحنه، نمونهای فشرده از مهارتی است که سینمای صامت چاپلین بر آن استوار است. کمدیِ شیء و موقعیت در «The Pilgrim»، اشیا اغلب به اندازهٔ آدمها در ساختن شوخی نقش دارند.
« یکی از نمونههای درخشان این توانایی، موعظهٔ بیکلام دربارهٔ داوود و جالوت است. »
شخصیتها و اجرا
کلاه، کیف پول یا حتی خوراکی ساده میتواند به گرهی کوچک بدل شود که با حرکتی غیرمنتظره باز میشود یا دردسر تازهای میآفریند. فیلم بهجای تکیهٔ پیوسته بر شوخیهای گفتاری، از بازی با کاربرد معمول اشیا فاصله میگیرد: چیزی که باید نشانهٔ احترام یا اقتدار باشد، ممکن است ابزار پنهانکاری شود؛ چیزی که برای خوردن یا نگهداری است، به بخشی از یک حقه تبدیل میشود.
این شیوه در بهترین لحظههای فیلم، خلاق و بهیادماندنی است. تماشاگر میتواند پیش از آنکه موقعیت کاملاً حل شود، احتمالهای مختلف را حدس بزند؛ اما چاپلین معمولاً میان پیشبینی و نتیجه، فاصلهای کوتاه و غافلگیرکننده میگذارد. با این همه، شمار لحظههای واقعاً برجسته کمتر از انتظاری است که نام چاپلین ایجاد میکند.
فیلم از شوخیهای مؤثر برخوردار است، اما همهٔ آنها به یک اندازه تازه یا ماندگار نیستند. گاه ایدهای که ظرفیت گسترش دارد، زود تمام میشود و کنایهای که میتوانست نیش بیشتری داشته باشد، به خندهای سبک بسنده میکند. ظاهر، اقتدار و مهربانی هستهٔ طنز فیلم از فاصلهٔ میان هویت واقعی مرد و نقشی که ناخواسته به او تحمیل شده، پدید میآید.
« این شیوه در بهترین لحظههای فیلم، خلاق و بهیادماندنی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مردم شهر به نشانهها اعتماد میکنند: لباس کشیشی، جایگاه اجتماعی و انتظار خودشان از ورود واعظی تازه. همین اعتماد، موقعیتهایی کمیک میسازد، اما در زیر آن پرسشی جدیتر هم نهفته است: آیا اقتدار از منش و کردار میآید یا از لباسی که دیگران به رسمیت میشناسند؟ فیلم پاسخ خود را با خطابه بیان نمیکند؛ اجازه میدهد رفتار قهرمان در مقام جعلیاش، تناقض میان ظاهر و باطن را آشکار سازد.
این نگاه بهسادگی به هجو تلخ بدل نمیشود. چاپلین نه نهاد مذهبی را هدف حملهای گسترده قرار میدهد و نه قهرمانش را به کلاهبرداری بیرحم تبدیل میکند. شوخی بیشتر از اضطرابِ گرفتار شدن، سوءتفاهم و ناتوانی مرد در حفظ نقشی میآید که برایش ساخته شده است. در همین میان، لحظههایی از بخشندگی و همدلی پدیدار میشود که شخصیت را از یک حقهباز صرف جدا میکند.
این آمیزه، از ویژگیهای دوستداشتنی اثر است؛ هرچند ظرافت انسانی آن، در قیاس با آثار عمیقتر چاپلین، کمتر فرصت رشد مییابد. پیرامونیان و ریتم روایت «The Pilgrim» در چیدمان صحنهها چابک است، اما پیوند میان بخشهایش همیشه استوار نیست. ورود همسلولی سابق، مسیر ماجرا را به سوی دردسرهایی تازه میبرد و فیلم را از یک سلسله موقعیت ساده فراتر میبرد؛ بااینحال، تغییر مسیرها گاهی بیشتر تابع نیاز به شوخی بعدی است تا تحول طبیعی شخصیتها.
« مردم شهر به نشانهها اعتماد میکنند: لباس کشیشی، جایگاه اجتماعی و انتظار خودشان از ورود واعظی تازه. »
قوتها و کاستیها
از این رو، روایت اندکی ازهمگسیخته به نظر میرسد: قطعههایی سرگرمکننده در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، ولی همهشان به یک اندازه در ساختن خطی پیوسته مشارکت ندارند. شخصیتهای پیرامونی نیز بیش از آنکه پرداخت روانشناختی مستقل داشته باشند، کارکرد موقعیتی دارند. حضورشان برای پیش بردن سوءتفاهم یا فراهم کردن واکنش مناسب در برابر چاپلین سودمند است، اما کمتر به زندگی درونیشان راه مییابیم.
رابطهٔ عاطفی فیلم نیز آنقدر مجال نمییابد که به لایهای پررنگ و باورپذیر بدل شود. در نتیجه، پیوند احساسی اثر بیش از هر چیز بر چهرهٔ قهرمان و رفتوآمد او میان گرفتاری و گریز تکیه دارد. جایگاه فیلم در کارنامهٔ چاپلین تماشای «The Pilgrim» بهخوبی نشان میدهد که چاپلین میتوانست از موقعیتی محدود و چند شخصیت، کمدیای خوشریتم بسازد؛ اما فیلم در مقایسه با برجستهترین آثار او، از نیروی عاطفی و انسجام کمتری برخوردار است.
این اثر، آخرین فیلمی بود که چاپلین برای شرکت «فرست نشنال» ساخت و آخرین همکاریِ همبازیِ ادنا پروینس با او به شمار میرود. کوتاهی نسبی فیلم و ساختار اپیزودیکش نیز آن را به تجربهای فشردهتر از آثاری چون «The Kid» تبدیل میکند. این مقایسه نباید به معنای نادیده گرفتن ارزشهای فیلم باشد.
« شخصیتهای پیرامونی نیز بیش از آنکه پرداخت روانشناختی مستقل داشته باشند، کارکرد موقعیتی دارند. »
جمعبندی
«The Pilgrim» در نمایشگریِ جسمانی، زمانبندی شوخی و ساختن لحظههای دیداری هنوز سرزنده است. بااینحال، در اینجا آن پیوند نیرومند میان خنده و اندوه، یا آن شخصیتپردازی دقیق و ماندگاری که در بهترین فیلمهای چاپلین میبینیم، کمتر به چشم میخورد. فیلم بیشتر یادآور تسلط فنی و خلاقیت اوست تا اوجی کامل در هنر داستانگوییاش.
جمعبندی «The Pilgrim» کمدیای کوتاه، خوشساخت و گاه بسیار بامزه است که در بهترین لحظههایش، قدرت چاپلین در تبدیل حرکت به روایت را با وضوحی چشمگیر نشان میدهد. موعظهٔ بیکلام، بازی با لباس و اشیا و شروع سریع فیلم، از نقاط قوت برجستهٔ آناند. در برابر، پراکندگی روایی، کمتعداد بودن شوخیهای واقعاً درخشان و پرداخت کمعمقتر برخی شخصیتهای فرعی، مانع میشود اثر در ردیف قلههای کارنامهٔ چاپلین قرار گیرد.
بااینهمه، فیلم ارزش تماشا دارد؛ نه بهعنوان اثری بینقص، بلکه بهمنزلهٔ نمونهای دلپذیر از تخیل کمیک چاپلین و مهارت او در ساختن خنده از موقعیتهای روزمره. تماشاگرِ آشنا با بهترین آثارش شاید آن را معمولیتر بیابد، اما حتی در همین مقیاس کوچک نیز لحظههایی دارد که بهآسانی در ذهن میمانند.
« The Pilgrim» در نمایشگریِ جسمانی، زمانبندی شوخی و ساختن لحظههای دیداری هنوز سرزنده است. »
ثبت دیدگاه