نقد و بررسی
نقد شینیا تواین: فقط یک دختر نیست (Shania Twain: Not Just a Girl) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان ستارهشدن و روایتکردن مستند «Shania Twain: Not Just a Girl» مسیر شَنایا تواین را از روزهای آغازین حضورش در نشویل تا رسیدن به شهرت جهانی دنبال میکند؛ مسیری که در آن موسیقی کانتری، پاپ و تصویر ستارهای او بهتدریج درهم میآمیزند. فیلم میخواهد هم داستان صعود هنری او را بازگو کند و هم نشان دهد چگونه از مرزهای ژانری و انتظارات رایج دربارهٔ زنان در موسیقی عبور کرده است.
اما میان اهمیت زندگی و کارنامهٔ تواین از یک سو و شیوهٔ روایت مستند از سوی دیگر، فاصلهای محسوس باقی میماند: موضوع ظرفیت یک پرترهٔ پیچیده و چندلایه را دارد، حال آنکه فیلم بیشتر به مرورِ مرتب و آشنای نقاط عطف بسنده میکند. این فاصله، هم منشأ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اساسی آن. برای مخاطبی که شناخت چندانی از تواین ندارد، روایتْ راهنمایی روشن و پرتحرک بهسوی آشنایی با هنرمندی است که توانست از چهارچوبهای موسیقی کانتری فراتر برود.
برای کسی که با زندگی و آثار او آشناتر است، همین روایت ممکن است بیش از اندازه آشنا و کمعمق به نظر برسد. مستند در ۸۸ دقیقه، تصویری فشرده از فراز و فرودها ارائه میدهد، اما زمان محدودش مجال کافی برای مکث بر بسیاری از پرسشهای مهم باقی نمیگذارد. جاذبهٔ شخصیتی در مرکز قاب مهمترین نیروی پیشبرندهٔ فیلم خود تواین است.
حضور او، چه در گفتوگوهای مستقیم و چه از خلال تصاویر آرشیوی، به مستند انرژی میبخشد. سرسختی و توان برخاستن پس از دشواریها فقط موضوع سخن نیست؛ در نحوهای که او مسیرش را بازگو میکند نیز دیده میشود. همین حضور باعث میشود تماشای مستند برای کسانی که طرفدار موسیقی او نیستند نیز جذاب بماند: جذابیت در اینجا صرفاً به ترانههای شناختهشده وابسته نیست، بلکه از مشاهدهٔ هنرمندی میآید که برای ساختن جایگاه خود پیگیرانه تلاش کرده است.
« این فاصله، هم منشأ جذابیت فیلم است و هم محدودیت اساسی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تمرکز بر شخصیت مرکزی گاهی به خودمحوریِ روایت نزدیک میشود. دوربین و تدوین چنان پیوسته پیرامون تواین میچرخند که آدمهای دیگرِ زندگی او، بهویژه اعضای خانواده، کمکم از قاب بیرون میروند. روایت، مقاومت و پشتکار او را برجسته میکند، اما کمتر میپرسد این مسیر چه اثری بر روابط نزدیکش گذاشته یا این روابط چگونه بر انتخابهای هنریاش تأثیر داشتهاند.
در نتیجه، حضور پررنگ قهرمان فیلم لزوماً به شناخت عمیقتر او نمیانجامد؛ گاه برعکس، پیچیدگیهای شخصیتیاش را به تصویری الهامبخش اما سادهشده تقلیل میدهد. آرشیو؛ خاطرهای خوشآهنگ یکی از دلپذیرترین جنبههای مستند، استفاده از تصاویر و صداهای قدیمی است. فیلم با بازگشت به اجراها، ویدئوها و لحظههایی از دورههای گوناگون کارنامهٔ تواین، نوعی حس نوستالژیک میسازد.
این مواد آرشیوی تنها سندی برای تأیید گفتهها نیستند؛ به بیننده فرصت میدهند تغییر ظاهر، اجرا و جایگاه هنرمند را در گذر زمان ببیند. همچنین موسیقی، بهجای آنکه صرفاً در حاشیهٔ گفتوگوها بماند، به ضربآهنگ روایت کمک میکند و انرژی لازم را به بخشهایی میدهد که ممکن بود زیر بار توضیحات تاریخی سنگین شوند.
اما آرشیو همیشه به معنای کشف تازه نیست. بخشی از تصاویر، همان لحظههای آشناییاند که در ویدئوهای موسیقی و برنامههای تلویزیونی دیده شدهاند. بنابراین فیلم بیشتر از آنکه گنجینهای ناشناخته را پیش روی مخاطب بگشاید، خاطرههای موجود را دوباره مرتب میکند. همین انتخاب، برای تماشاگر تازهوارد کارکردی مؤثر دارد، ولی برای مخاطب کنجکاو و آشنا ممکن است حس تکرار ایجاد کند.
« بااینحال، تمرکز بر شخصیت مرکزی گاهی به خودمحوریِ روایت نزدیک میشود. »
شخصیتها و اجرا
مستند از نیروی آرشیو بهره میگیرد، اما کمتر آن را به پرسشی تازه دربارهٔ چگونگی ساختهشدن تصویر عمومی تواین بدل میکند. موسیقی و معنای عبور از مرزها تأکید فیلم بر عبور تواین از مرزهای سبک موسیقی، نکتهای مهم در فهم جایگاه هنری اوست. مستند او را صرفاً خوانندهای موفق معرفی نمیکند؛ میخواهد نشان دهد که ترکیب عناصر کانتری و پاپ چگونه به گستردهشدن مخاطبانش کمک کرد و تصویری متفاوت از ستارهٔ زن در موسیقی عامهپسند ساخت.
این بُعد، ظرفیت تحلیلی قابلتوجهی دارد: میتوان پرسید چه چیز در صدا، ترانهها، اجرا و تصویر او برای مخاطبان گوناگون جذاب بود و چگونه این ترکیب، قواعد جاافتاده را به چالش کشید. بااینحال، فیلم بیشتر نتیجهٔ این تحول را نشان میدهد تا سازوکارهای آن را. موفقیتها و ترانههای مشهور بخش زیادی از روایت را به خود اختصاص میدهند، اما تحلیلِ دقیقِ تصمیمهای هنری، شیوهٔ همکاریها یا مقاومتهای صنعت موسیقی چندان گسترش نمییابد.
حضور چهرههای آشنا در میان گویندگان نیز به فیلم حالوهوای یک بزرگداشت میدهد، ولی الزاماً گفتوگویی انتقادی شکل نمیدهد. در لحظاتی که مستند میتوانست دربارهٔ معنا و پیامدهای فرهنگیِ جایگاه تواین مکث کند، اغلب به یادآوری اهمیت و محبوبیت او بسنده میکند. دشواریها؛ از اشاره تا کاوش فیلم از دشواریهای زندگی تواین غافل نیست.
به دوران سخت کودکی، مسئولیتهای سنگین و وقفههایی که در مسیر حرفهایاش پدید آمدند اشاره میکند. همچنین بخشی از روایت به تأثیر بیماری بر توانایی هنری و بازگشت او به عرصهٔ موسیقی میپردازد. این فرازها امکان میدهند مخاطب پشت تصویر موفق و پرانرژی ستاره، هزینهٔ شخصیِ ادامهدادن را نیز ببیند.
« بااینحال، فیلم بیشتر نتیجهٔ این تحول را نشان میدهد تا سازوکارهای آن را. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از همینجا است که استقامت تواین از یک شعار تبلیغاتی فراتر میرود و به ویژگی محوریِ داستان بدل میشود. مشکل آن است که بسیاری از این موضوعها بیشتر طرح میشوند تا واکاوی. مستند گاهی با اشارهای کوتاه از کنار اتفاقی مهم میگذرد و پیش از آنکه فرصت کند پیامدهای عاطفی یا حرفهای آن را بررسی کند، به فصل بعد میرود.
این شتاب، بهویژه دربارهٔ سوگ، بیماری و زندگی خانوادگی، حس ناتمامماندن به جا میگذارد. فیلم در پی آن است که چهرهای تابآور بسازد؛ اما وقتی کمتر به آثار درازمدت رنج و دشواری میپردازد، خطر آن وجود دارد که سختیها به ایستگاههایی در راه بازگشت پیروزمندانه تقلیل یابند. زندگی شخصی و پرسشهای بیپاسخ کمرنگبودن زندگی شخصی، یکی از محدودیتهای جدی مستند است.
مخاطب ممکن است از مسیر حرفهای تواین لذت ببرد، اما همچنان دربارهٔ روابط خانوادگی او پرسشهایی داشته باشد؛ از جمله دربارهٔ خواهر و برادرهایش و جایگاه فرزندش در زندگی او. فیلم در این زمینهها چندان پیش نمیرود و پاسخ روشنی عرضه نمیکند. اهمیت این کاستی فقط در میل به دانستن جزئیات خصوصی نیست؛ مسئله آن است که مستند با روایت ریشههای دشوار زندگی و مسئولیتهای او، خود انتظار پیوندی عمیقتر میان گذشتهٔ خانوادگی و سرنوشت هنری را ایجاد میکند، اما آن پیوند را کامل نمیسازد.
البته هر مستندی حق دارد مرزهایی برای ورود به حریم خصوصی تعیین کند. نقد فیلم نیز نباید کمگویی دربارهٔ خانواده را خودبهخود نشانهٔ پنهانکاری یا بیتوجهی بداند. مسئله بیشتر در انتخاب روایی است: وقتی بخش مهمی از کشش داستان از پشتکار تواین در برابر سختیها میآید، پرداخت محدود به روابط و پیامدهای شخصی، تصویر نهایی را یکسویه میکند.
« از همینجا است که استقامت تواین از یک شعار تبلیغاتی فراتر میرود و به ویژگی محوریِ داستان بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
بیننده با یک ستارهٔ مقاوم آشنا میشود، اما کمتر درمییابد این مقاومت در زندگی روزمره و در رابطه با نزدیکان چه شکلی داشته است. ساختار آشنا و شتاب روایت ساختار فیلم عمدتاً خطی است: از آغاز مسیر تا موفقیتهای بزرگ و سپس دشواریها و بازگشت. این ترتیب، فهم روایت را ساده میکند و برای مخاطبی که به زندگی تواین آشنا نیست سودمند است.
اما همین نظمِ قابلپیشبینی باعث میشود مستند کمتر به کشف یا غافلگیری دست یابد. بخش بزرگی از آن صرف مرور موفقیتها و آهنگهای شناختهشده میشود و لحظات بحرانی نیز گاه چنان سریع پشت سر هم قرار میگیرند که مجال تحلیل باقی نمیماند. از این رو، فیلم بیشتر شبیه مروری فشرده بر زندگی حرفهای است تا پژوهشی کامل دربارهٔ یک هنرمند.
این انتخاب تماشاگر را خسته نمیکند و ریتم موسیقایی اثر را حفظ میکند، ولی به بهای از دسترفتن عمق تمام میشود. گاه چنین به نظر میرسد که مستند میخواهد در زمانی محدود، همهٔ نکتههای اصلی را ثبت کند؛ نتیجه آن است که هیچیک از برخی موضوعهای مهم به اندازهٔ کافی گشوده نمیشوند. کاش اثر زمان بیشتری به زمینههای اجتماعی، خانوادگی و هنریِ شکلگیری این جایگاه اختصاص میداد؛ نه فقط برای طولانیترشدن، بلکه برای آنکه روایت از فهرستکردن نقاط عطف فراتر برود.
جمعبندی «Shania Twain: Not Just a Girl» مستندی خوشریتم و تماشایی است که جاذبهٔ اصلی خود را از شخصیت پرانرژی تواین، موسیقی و تصاویر آرشیوی میگیرد. روایتِ پشتکار او میتواند حتی برای کسی که طرفدار آثارش نیست الهامبخش باشد و مرور ترانهها و اجراهای قدیمی، لذتی نوستالژیک به فیلم ببخشد.
« ساختار آشنا و شتاب روایت ساختار فیلم عمدتاً خطی است: از آغاز مسیر تا موفقیتهای بزرگ و سپس دشواریها و بازگشت. »
جمعبندی
در عین حال، این اثر بهجای کاوش عمیق در پیچیدگیهای زندگی و هنر او، اغلب به مرور خطی موفقیتها و دشواریها بسنده میکند. خانواده و زندگی شخصی در حاشیه میمانند و پرسشهای مهمی بیپاسخ میمانند. حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه پرترهای نهایی و جامع از شَنایا تواین باشد، مقدمهای جذاب برای آشنایی با کارنامهٔ اوست؛ مقدمهای که مخاطب را به شنیدن دوبارهٔ موسیقیاش ترغیب میکند، اما شاید او را با میل به دانستن بیشتر نیز تنها بگذارد.
جذابیت موضوع از محدودیتهای روایت فراتر میرود، بیآنکه آن محدودیتها را از میان ببرد.
« خانواده و زندگی شخصی در حاشیه میمانند و پرسشهای مهمی بیپاسخ میمانند. »
ثبت دیدگاه