نقد و بررسی
نقد خیابانبلد (Street Smart) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که دروغ را از نویسندهاش بزرگتر میکند «Street Smart» به کارگردانی Jerry Schatzberg از موقعیتی ساده اما بارور آغاز میشود: خبرنگاری که برای حفظ موقعیت شغلیاش داستانی میسازد، ناخواسته پایش را به واقعیتی خطرناک باز میکند. Jonathan Fisher، با بازی Christopher Reeve، نه از سر شرارت، بلکه از سر درماندگی و جاهطلبی دست به جعل میزند؛ اما همین انگیزههای بهظاهر معمول، در جهانی که هر جمله میتواند مدرک یا تهدیدی باشد، به پیامدهایی جدی میانجامند.
فیلم از این تضاد بهره میگیرد: داستانی که ابتدا ابزار نجات حرفهای است، کمکم اختیار نویسندهاش را میگیرد و او را به درون شبکهای از سوءظن، خشونت و منفعتطلبی میکشاند. فیلم از همان ابتدا پرسشی اخلاقی را پیش میکشد، بیآنکه آن را به موعظهای روشن و یکسویه تبدیل کند: آیا دروغی که برای نجات یک شغل گفته شده، وقتی دیگران آن را حقیقت میپندارند، همچنان فقط دروغی شخصی است؟
پاسخ اثر در رخدادها نهفته است. اطرافیان Jonathan نوشتهاش را در چارچوب نیازهای خود تفسیر میکنند؛ برای برخی، مقاله سرنخی سودمند است و برای برخی دیگر، ابزاری برای پیشبردن پرونده. در چنین فضایی، حقیقت نه تنها پنهان میشود، بلکه به چیزی بدل میگردد که هر طرف میکوشد آن را تصاحب کند.
شخصیت اصلی و لغزش اخلاقی Jonathan قهرمانی بینقص یا حتی چندان دلپذیر نیست. او در آغاز، خبرنگاری درمانده است که برای پذیرفتهشدن و حفظ جایگاهش عجله دارد؛ اما با پیشرفتن داستان، تصمیمهایش نشان میدهند که فشار حرفهای بهتنهایی همهچیز را توضیح نمیدهد. او بهتدریج در برابر پیامدهای کارش واکنش نشان میدهد، ولی واکنش و مسئولیتپذیری یکی نیستند.
« در چنین فضایی، حقیقت نه تنها پنهان میشود، بلکه به چیزی بدل میگردد که هر طرف میکوشد آن را تصاحب کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در همین فاصله، فیلم مجال مییابد تا رفتار او را زیر ذرهبین بگذارد: آیا او صرفاً قربانی اشتباهی پیشبینیناپذیر است، یا کسی است که با بیمبالاتی، دیگران را نیز وارد خطر کرده است؟ Christopher Reeve نقش را با نوعی اضطراب مهارشده پیش میبرد. او چهرهای از خبرنگار ارائه میدهد که میخواهد اوضاع را کنترل کند، اما هرچه بیشتر میکوشد روایت را مدیریت کند، بیشتر در دام آن میافتد.
این بازی در برابر حضور پرقدرت Morgan Freeman تضاد جالبی میسازد: یکی با کلمات میکوشد برای خود راهی بسازد و دیگری با حضور و رفتار، فضای اطرافش را تحت سلطه میگیرد. گاه شخصیت Jonathan چنان شتابزده و سادهلوح به نظر میرسد که باورپذیری موقعیت را تضعیف میکند، اما همین ضعف بخشی از تصور فیلم درباره خبرنگاری است که مهارت روایی را با فهم کامل پیامدهای روایت اشتباه گرفته است.
Morgan Freeman؛ تهدیدی با چهرهای چندلایه برجستهترین نیروی فیلم، بازی Morgan Freeman در نقش Fast Black است. او شخصیت را به شروری تکبعدی فرو نمیکاهد؛ تهدید در اجرای او بیش از آنکه از نمایش دائمی خشونت بیاید، از ابهام و تغییرهای ظریف رفتار سرچشمه میگیرد. Fast Black میتواند در لحظهای آرام و محاسبهگر به نظر برسد و لحظهای بعد، با کوچکترین جابهجایی در لحن یا نگاه، فضای صحنه را دگرگون کند.
کنترل دیگران برای او فقط نیروی بدنی نیست؛ نوعی بازی روانی است که در آن ترس، فرمانبرداری و وابستگی به هم گره میخورند. نکته مهم این است که Freeman در کنار ایجاد هراس، رگهای از آسیبپذیری و ناآرامی را نیز در شخصیت حفظ میکند. این وجه، شخصیت را انسانیتر نمیکند به معنای تبرئهکردنش؛ بلکه نشان میدهد قدرت نمایشی او چه اندازه به ترس و ناامنی وابسته است.
« Christopher Reeve نقش را با نوعی اضطراب مهارشده پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، حضوری است که از چارچوب نقش مکمل فراتر میرود و گاه معیار سنجش صحنههای دیگر میشود. بسیاری از لحظههای فیلم زمانی جان میگیرند که Fast Black در قاب حضور دارد؛ او با کمترین حرکت، توجه را از دیگر بازیگران میرباید. ستایش بازی Freeman در نقدهای همزمان فیلم نیز بازتاب یافته بود و این نقش نامزدی مهمی برای او به همراه آورد.
بازیگران دیگر و روابط انسانی Kathy Baker در نقش Punchy به فیلم لایهای متفاوت میافزاید. شخصیت او صرفاً وسیلهای برای نزدیککردن خبرنگار به دنیای Fast Black نیست؛ ترس، سازگاری و احتیاطش نشان میدهد که آدمها در این محیط چگونه برای بقا، مرزهای شخصی خود را جابهجا میکنند. Baker با بازی کماغراق، این پیچیدگی را قابللمس میکند و از تبدیلشدن شخصیت به یک نشانه کلیشهای جلوگیری میکند.
حضور او در کنار Freeman بخشی از قدرت رابطههایی است که در فیلم بر پایه نابرابری و وابستگی شکل گرفتهاند. Mimi Rogers نیز در سوی دیگر زندگی Jonathan قرار دارد و نقش او یادآور آن است که بحران حرفهای خبرنگار به فضای کار محدود نمیماند. فشار شغلی و دروغی که او ساخته، به روابط نزدیکش سرایت میکند و امنیت عاطفی را هم تهدید میکند.
بااینحال، فیلم برای همه شخصیتهای پیرامونی فرصت یکسانی فراهم نمیآورد. بعضی از آنها بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل، و همین امر گاه از عمق روابط میکاهد. مجموعه بازیگران، بهویژه در نقشهای اصلی، پرتوان است؛ اما کیفیت بازیها همیشه نمیتواند ناهماهنگیهای فیلمنامه را جبران کند.
« نتیجه، حضوری است که از چارچوب نقش مکمل فراتر میرود و گاه معیار سنجش صحنههای دیگر میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نیویورک؛ پسزمینهای زنده و ناآرام یکی از امتیازهای مهم اثر، ساختن فضایی شهری است که صرفاً پسزمینه رخدادها نیست. خیابانها، فضاهای کاری و محیطهای فرسوده، تصویری از نیویورکی میسازند که هم پرجنبوجوش است و هم بیرحم. جهان رسمی خبرنگاری و جهان خیابانی در کنار هم قرار میگیرند، اما فیلم آنها را دو قلمرو کاملاً جدا نشان نمیدهد: هر دو بر نفوذ، معامله و کنترل روایت استوارند؛ تفاوت بیشتر در شیوه اعمال قدرت است.
به این ترتیب، شهر خود به بخشی از منطق داستان تبدیل میشود؛ محیطی که در آن آدمها دائماً زیر نگاه یکدیگرند، اما کمتر کسی واقعاً حقیقت دیگری را میشناسد. حالوهوای اثر رنگوبوی سینمای شهری دهه هشتاد را دارد؛ نه به این معنا که فقط به نشانههای ظاهری آن دوره تکیه کند، بلکه از نوعی واقعگرایی خشن و ناصاف بهره میبرد.
خیابانها به شکل فضاهای تزئینی و تمیزشده عرضه نمیشوند؛ حس زندگی روزمره در آنها جریان دارد. همین کیفیت به تنش فیلم کمک میکند: خطر از دل محیطی بیرون میآید که پیشتر هم بیثبات و غیرقابلپیشبینی به نظر میرسیده است. البته فیلم گاهی در پرداخت رابطههای اجتماعی، به الگوهای سادهسازانه نزدیک میشود و نگاهش به بعضی گروهها میتواند محدود و نابرابر احساس شود؛ مسئلهای که از ارزش فضاسازی نمیکاهد، اما در ارزیابی جهانبینی اثر باید به آن توجه کرد.
ریتم، لحن و ساخت تنش Jerry Schatzberg تنش را تدریجی میسازد. فیلم در بخشهایی شتاب نمیگیرد و اجازه میدهد سوءتفاهمها و منافع متضاد بهآرامی روی هم انباشته شوند. این انتخاب در نیمه نخست گاهی به کندی میانجامد؛ برخی صحنهها بیش از آنچه لازم است در وضعیت میانی باقی میمانند و حرکت داستان را به تعویق میاندازند.
« خیابانها، فضاهای کاری و محیطهای فرسوده، تصویری از نیویورکی میسازند که هم پرجنبوجوش است و هم بیرحم. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین تأخیر به فیلم فرصت میدهد تا احساس گرفتارشدن Jonathan را پرورش دهد: او هنوز در ظاهر میتواند از موقعیت بیرون بیاید، اما هر تصمیم تازه راه خروج را دشوارتر میکند. در بخش پایانی، فشار داستان افزایش مییابد و فیلم به سوی هیجان پرشتابتری حرکت میکند. این تغییر، هرچند برای بسیاری از تماشاگران نقطه قوت اثر است، کاملاً بینقص نیست؛ برخی گرهها بهگونهای پیش میروند که بیش از اندازه convenient یا نامحتمل به نظر میرسند و لحن واقعگرایانه فیلم را سست میکنند.
از سوی دیگر، چند لحظه شوخطبعانه یا اغراقآمیز با فضای تلخ و تهدیدآلود اثر جور درنمیآید. این نوسان میان جدیت، هجو و سرگرمی گاه به فیلم طراوت میبخشد، اما در بعضی صحنهها چنان از وزن موقعیت میکاهد که خطر واقعی داستان کماثر میشود. صداگذاری نیز همیشه به یک اندازه طبیعی و متوازن نیست.
در صحنههایی، ترکیب صدا یا تأکید صوتی بیش از حد به چشم میآید و اندکی از انسجام تجربه میکاهد. این مسئله بهتنهایی تعیینکننده نیست، اما در فیلمی که بخش زیادی از اثرگذاریاش بر فضای خیابانی و تنش تدریجی تکیه دارد، اهمیت پیدا میکند. دروغ، رسانه و قدرت روایت درونمایه مرکزی «Street Smart» فقط خطر ورود یک خبرنگار به جهان تبهکاری نیست؛ فیلم درباره قدرت ساختن روایت نیز هست.
Jonathan برای پیشبردن حرفهاش داستانی میسازد، اما دیگران آن را در مقام سند میخوانند. مقاله او، مستقل از نیت نویسندهاش، وارد گردش قدرت میشود و به کار کسانی میآید که اهداف متفاوتی دارند. این ایده هنوز ظرفیت بحثبرانگیزی دارد: روایت رسانهای میتواند واقعیت را روشن کند، اما اگر بیاعتنا به مسئولیت ساخته شود، به جای آشکارکردن حقیقت، آن را مخدوش میکند.
« در بخش پایانی، فشار داستان افزایش مییابد و فیلم به سوی هیجان پرشتابتری حرکت میکند. »
جمعبندی
بااینهمه، فیلم گاهی آنقدر درگیر پیامدهای پرحادثه داستان میشود که بررسی حرفه خبرنگاری را نیمهتمام میگذارد. مسئله اخلاقی جذاب است، اما همه وجوه آن به یک اندازه پرورده نمیشوند؛ در نتیجه، اثر میان درام اجتماعی و تریلر جنایی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه این دو را کاملاً یکپارچه سازد.
با وجود این، همین کشمکش هویتی به فیلم بخشی از شخصیتش را میدهد: اثری ناصاف، پرانرژی و گاه نامتوازن که بیش از آنکه بر ظرافت بیعیب تکیه کند، با بازیها و موقعیت اخلاقیاش در ذهن میماند. جمعبندی «Street Smart» فیلمی یکدست و بیلغزش نیست. ریتم کند در بخشهایی، گرهگشاییهای کمباور و شوخیهایی که با فضای تلخ داستان سازگار نمیشوند، از انسجام آن میکاهند؛ کیفیت صداگذاری نیز در لحظاتی نامتوازن است.
اما فیلم در ساخت فضای شهری زنده، طرح پرسشی اخلاقی درباره م
« بااینهمه، فیلم گاهی آنقدر درگیر پیامدهای پرحادثه داستان میشود که بررسی حرفه خبرنگاری را نیمهتمام میگذارد. »
ثبت دیدگاه