نقد و بررسی
نقد Paths | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درامایی دربارهٔ مسیرهای مشترک «Paths» یا «Ein Weg» ساختهٔ کریس میرا، درامی آلمانی است که بهجای آنکه عشق را در قالب داستانی پرحادثه و سرشار از نقاط عطف عرضه کند، به سراغ صورت روزمره و کمصدای آن میرود. فیلم رابطهٔ آندریاس و مارتین را نه از لحظهٔ آشنایی تا جدایی، بلکه در امتداد سالهایی مینگرد که میان آن دو گذشته است: سالهای کار، مراقبت، دلخوری، عادت و بازگشت به خاطره.
این انتخاب، هستهٔ اصلی اثر را شکل میدهد و همزمان منشأ بخشی از جذابیت و محدودیت آن است. «Paths» میخواهد نشان دهد که زندگی مشترک بیش از آنکه در لحظههای استثنایی تعریف شود، در انباشت لحظههای کوچک معنا پیدا میکند. قصهای که از میانهٔ زندگی آغاز میشود آندریاس و مارتین سالهاست در کنار یکدیگر زندگی میکنند و پسرشان مکس نیز در آستانهٔ ترک خانه است.
با تغییر این نظم خانوادگی، فرصت تازهای برای توجه به رابطهٔ دونفره پدید میآید؛ فرصتی که سفر همیشگیشان به ساحل دریای بالتیک قرار است آن را فراهم کند. اما هوای نامساعد، تفاوت خواستهها و خاطرههایی که بیدعوت به اکنون راه مییابند، سفر را به بستری برای آشکارشدن فاصلههای پنهان بدل میکند.
فیلم از همین نقطه، پرسشی ساده اما پرمایه را دنبال میکند: پس از سالها همزیستی، چه چیزی دو نفر را در کنار هم نگه میدارد؟ پاسخ آن را در اعترافی بزرگ یا رویدادی تکاندهنده نمیجوید؛ بلکه در رفتارهای آشنا، شیوهٔ مراقبتکردن، سکوتهای مشترک و واکنشهای گاه متناقض شخصیتها میکاود. روایت، بهجای حرکت خطی بهسوی یک بحران قطعی، میان اکنون و خاطره رفتوآمد میکند و تصویری از زمان مشترک این زوج میسازد.
« این انتخاب، هستهٔ اصلی اثر را شکل میدهد و همزمان منشأ بخشی از جذابیت و محدودیت آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
زمان؛ شخصیت پنهان فیلم در «Paths»، زمان فقط زمینهٔ رخدادها نیست؛ حضوری فعال دارد که بر شکل رابطه اثر میگذارد. سالهای مشترک در فیلم به صورت مجموعهای از لحظههای جداافتاده ظاهر میشوند، اما کنار هم معنای تازهای پیدا میکنند. خاطرهها نه برای توضیح کامل گذشته، بلکه برای نشاندادن چگونگی رسوب آن در زندگی امروز به کار میروند.
گذشته در اینجا چیزی بسته و تمامشده نیست؛ در عادتها و واکنشها باقی میماند و گاه بیآنکه شخصیتها متوجه باشند، شیوهٔ دیدن یکدیگر را تعیین میکند. این ساختار، امتیازی مهم دارد: رابطه را به یک بحران منفرد فرو نمیکاهد و اجازه میدهد تماشاگر با گسترهٔ زمانی آن روبهرو شود. در مقابل، پیوند میان برشهای زمانی و حرکت دراماتیک گاهی چندان استوار نیست.
لحظهها میتوانند تأثیر عاطفی داشته باشند، اما همیشه به یک مسیر روایی روشن منتهی نمیشوند. فیلم بیش از آنکه رویدادها را به هم گره بزند، آنها را کنار هم مینشاند تا از مجاورتشان تصویری از زندگی شکل بگیرد. این روش به تأمل مجال میدهد، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تحول داستانی آشکار دارند، پراکنده به نظر برسد.
بالتیک؛ منظرهای همنفس با عاطفه ساحل دریای بالتیک در این فیلم صرفاً چشماندازی زیبا یا پسزمینهای برای سفر نیست. هوای سرد و ناپایدار، دریا و فضای کمجنبوجوش اقامتگاه، حالوهوایی میسازند که با وضعیت عاطفی شخصیتها پیوند دارد. طبیعت نه بهصورت نمادی قطعی و توضیحدهنده، بلکه همچون حضوری مستقل در کنار آنها قرار میگیرد؛ حضوری که گاهی دعوتکننده و گاهی پسزننده است.
« زمان؛ شخصیت پنهان فیلم در «Paths»، زمان فقط زمینهٔ رخدادها نیست؛ حضوری فعال دارد که بر شکل رابطه اثر میگذارد. »
شخصیتها و اجرا
تفاوت واکنش آندریاس و مارتین به دریا نیز بهسادگی به اختلافی عملی محدود نمیماند و سویههایی از تفاوت منش و نیازهای آن دو را آشکار میکند. فضاسازی فیلم صمیمی و باورپذیر است، زیرا محیط را به نمایش پرزرقوبرق بدل نمیکند. جزئیات روزمره و سکون نسبی فضا، اجازه میدهند تماشاگر به نزدیکی بیشتری با شخصیتها برسد.
در همین حال، کمتحرکی محیط گاه به کمتحرکی درام نیز سرایت میکند. سکوت و خلوت، وقتی با کنشهای اندک همراه شوند، میتوانند بهجای فشردگی حسی، یکنواختی ایجاد کنند. فیلم در بهترین لحظههایش این سکون را معنادار میکند؛ در لحظههای کماثرتر، صرفاً در آن باقی میماند. بازیهایی بر پایهٔ ظرافت بازیهای مایک هوفمان و ماتیس راینهارت از تکیهگاههای اصلی فیلماند.
هر دو اجرا بر بیان کموبیش مهارشده بنا شده است؛ احساسات شخصیتها بیشتر در مکث، نگاه، تغییر لحن و حرکتهای کوچک نمایان میشوند تا در گفتارهای توضیحی. چنین رویکردی با جهان فیلم تناسب دارد، زیرا رابطهای طولانی معمولاً با یک گفتوگوی تعیینکننده خلاصه نمیشود. بسیاری از معنای آن در چیزهایی جا دارد که گفته نمیشوند، یا در واژههایی که بهظاهر عادیاند اما از سابقهای مشترک نیرو میگیرند.
این بازیها به زوج مرکزی حسی از تداوم میبخشند؛ گویی هر کدام در برابر دیگری تاریخچهای دارند که لازم نیست مدام بازگو شود. بااینحال، مهار عاطفی گاه به کمرنگشدن کشمکش میانجامد. اختلافها مطرح میشوند، اما همیشه به اندازهای عمق نمییابند که وزن دراماتیک لازم را پیدا کنند. در نتیجه، ممکن است تماشاگر بعضی بحثها را کمتر از آنچه فیلم انتظار دارد قانعکننده بداند.
« فضاسازی فیلم صمیمی و باورپذیر است، زیرا محیط را به نمایش پرزرقوبرق بدل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله در اینجا ضعف آشکار اجرا نیست، بلکه فاصلهای میان ظرافت بازی و میزان اثرگذاری موقعیتهای دراماتیک است. ریتم آرام؛ فرصتی برای مکث یا مانعی برای همراهی ریتم «Paths» آگاهانه آرام است. فیلم از شتابدادن به رخدادها پرهیز میکند و میکوشد حس گذر زمان را در خودِ تماشا پدید آورد. این کندی در هماهنگی با موضوع قرار دارد: رابطهای که طی سالها شکل گرفته، بهسادگی در چند صحنهٔ پرتنش خلاصه نمیشود.
مخاطب فرصت مییابد جزئیات را ببیند و میان گذشته و اکنون ارتباط برقرار کند. در این معنا، آرامش فیلم نه فقط انتخابی سبکی، بلکه بخشی از تصور آن دربارهٔ زندگی مشترک است. بااینهمه، مرز میان تأمل و یکنواختی همیشه بهدرستی حفظ نمیشود. برخی صحنهها با وجود فضای خوشساخت، اطلاعات یا دگرگونی عاطفی تازهای به تجربهٔ تماشاگر نمیافزایند.
چون داستان کمحادثه پیش میرود، تکیهٔ اثر بر حالات و جزئیات باید پیوسته قوی بماند؛ هر جا این جزئیات توان کافی ندارند، سکون به کشآمدن بدل میشود. ازاینرو، ریتم فیلم برای مخاطبی که با سینمای مشاهدهگر و کمحادثه همراه است، احتمالاً مجالی برای مکث فراهم میآورد، اما برای تماشاگر خواهان اوجگیری روشن ممکن است خستهکننده باشد.
مضمون عشق در هیئت عادت و مراقبت یکی از نگاههای قابل توجه فیلم، فاصلهگرفتن از تصویر آرمانی عشق است. «Paths» رابطه را نه مجموعهای از لحظههای شورانگیز، بلکه نوعی زیست مشترک میبیند که در آن محبت، دلزدگی، مسئولیت و نیاز به استقلال در کنار هم قرار دارند. مراقبت از دیگری میتواند با رنجش همراه باشد؛ خاطرهٔ خوش ممکن است در اکنون رنگی تازه بگیرد؛ و نزدیکی طولانیمدت لزوماً به معنای شناخت کامل یا همفکری دائمی نیست.
« مسئله در اینجا ضعف آشکار اجرا نیست، بلکه فاصلهای میان ظرافت بازی و میزان اثرگذاری موقعیتهای دراماتیک است. »
قوتها و کاستیها
بزرگشدن مکس و آمادهشدن او برای ترک خانه نیز این مضمون را تقویت میکند. خروج فرزند، تنها تغییری در ساختار خانواده نیست؛ توجه را به خلأ یا امکانی جلب میکند که پس از سالها نقش والدگری در رابطهٔ دونفره باقی میماند. فیلم این گذار را بهانهای برای نتیجهگیریهای ساده نمیکند، اما ظرفیت آن را برای بازنگری در پیوند آندریاس و مارتین به کار میگیرد.
با وجود این، اثر گاهی بیش از آنکه تنشهای این گذار را بهطور کامل پرورش دهد، به حالوهوای تأملی خود تکیه میکند. بنابراین مضمونها روشناند، اما همیشه به نیرویی دراماتیک همسنگ تبدیل نمیشوند. جمعبندی «Paths» اثری آرام و صمیمی دربارهٔ دوام یک رابطه است؛ فیلمی که میکوشد عشق را در امتداد سالهای معمولی و نه فقط در لحظههای استثنایی ببیند.
فضاسازی ملموس، بازیهای ظریف و توجه به جزئیات روزمره، به آن صداقتی عاطفی میبخشند. نگاهش به زمان مشترک و تغییر شکل خانواده نیز ظرفیت تأملبرانگیزی دارد، بیآنکه به توضیح مستقیم و شعارگونه متوسل شود. در برابر این دستاوردها، ریتم کند و گاه یکنواخت، کشمکشهایی که همیشه قانعکننده از کار درنمیآیند و نبودِ اوج روایی برجسته، از قدرت اثر میکاهند.
فیلم بیش از آنکه داستانی با مقصدی روشن روایت کند، به تماشاگر امکان میدهد در مسیر رابطهای طولانی قدم بزند؛ مسیری که برخی لحظههایش زنده و اثرگذارند و برخی دیگر کمفروغتر. «Paths» در نهایت برای مخاطبی مناسبتر است که به درامهای شخصیتمحور و مشاهدهٔ آرام علاقه دارد و از سینمایی که بهجای پاسخدادن، بر پیچیدگیِ زندگی مشترک مکث میکند، استقبال میکند.
« بزرگشدن مکس و آمادهشدن او برای ترک خانه نیز این مضمون را تقویت میکند. »
ثبت دیدگاه