نقد و بررسی
نقد دو رفیق و گورکن ۲: هیولای بزرگ swinene (Two Buddies and a Badger 2: The Great Big Beast) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگی در پناهگاهِ نامتعارف «دو رفیق و گورکن ۲: جانور بزرگ بزرگ» از همان نقطهای آغاز میکند که جهانش بیش از هر چیز به آن وابسته است: تونلی که برای دو دوست و گورکنشان، صرفاً گذرگاهی زیرزمینی نیست؛ خانهای است آکنده از آواز، مربا و خنده. ورود رئیس سختگیر قطار این نظم کوچک را برهم میزند.
از نگاه او، تونل باید فقط به کار قطار بیاید؛ اما فیلم از همان تقابل ساده، پرسشی دلپذیر بیرون میکشد: چه کسی حق دارد تعیین کند یک مکان برای چه کسی و چه چیزی ساخته شده است؟ این کشمکش، در ظاهر، موتور یک ماجرای کودکانه است، اما در لایهای نرمتر به معنای خانه و تعلق هم میپردازد. خانه در اینجا با دیوار و سند تعریف نمیشود؛ با عادتهای روزانه، رفاقت و خاطرههایی ساخته میشود که ساکنانش در آن انباشتهاند.
فیلم این ایده را با جدیتی سنگین عرضه نمیکند و خوشبختانه هم لازم نمیبیند آن را به موعظه بدل کند. فضای بازیگوشانه اثر کمک میکند مضمونش در دل ماجراجویی جا بگیرد، هرچند گاه آشفتگی روایت فرصت نمیدهد این لایهها به اندازه کافی پرورده شوند. ماجراجویی در جستوجوی راه نجات تهدید از دست رفتن تونل، دو دوست را به سفری پرحادثه میکشاند؛ سفری که جستوجو برای یافتن کاپیتان افسانهای را به محور خود تبدیل میکند.
چنین طرحی برای یک انیمیشن خانوادگی ظرفیت فراوانی دارد: قهرمانان از محیط امن و آشنای خود بیرون میروند، با موقعیتهای عجیب روبهرو میشوند و در مسیر، هم با جهان و هم با خودشان مواجه میشوند. فیلم نیز با تکیه بر همین ظرفیت، حرکت و تغییر را جایگزین سکون زندگی روزمره میکند. با اینحال، حرکت همیشه به معنای پیشرفت روایی نیست.
« ورود رئیس سختگیر قطار این نظم کوچک را برهم میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اثر میکوشد ماجراهای گوناگون را پشت سر هم بچیند و گاه چنان شتاب میگیرد که پیوند میان حادثهها کمرنگ میشود. در نتیجه، بعضی بخشها بیشتر شبیه ایستگاههایی رنگارنگ در مسیرند تا اجزای ضروری یک داستان یکپارچه. بیننده از یک اتفاق به اتفاق بعدی پرتاب میشود، اما فرصت کافی برای مکث، شناخت یا انتظار پیدا نمیکند.
این شتاب در فیلمی پرجنبوجوش تا حدی با حالوهوای آن سازگار است، ولی وقتی تمرکز روایت را پراکنده میسازد، به نقطهضعف تبدیل میشود. طنز، ترانه و لذتِ بیقاعدگی طنز فیلم بر پایه بازی با منطق معمول بنا شده است. دو دوست و همراه گورکنشان در جهانی زندگی میکنند که قرار نیست هر اتفاقی را با توضیحی واقعگرایانه توجیه کند.
همین بیقاعدگی، سرچشمه بخش مهمی از جذابیت اثر است: موقعیتها میتوانند ناگهان مسیر تازهای پیدا کنند و شوخیها از دل رفتارهای نامنتظر یا تضاد میان شخصیتها بیرون بیایند. فیلم نمیخواهد همه چیز را مرتب و حسابشده جلوه دهد؛ گاهی ترجیح میدهد با نیروی خیال، نظم روزمره را برهم بزند. ترانههای شاد نیز صرفاً میانپردههایی برای پر کردن فاصله میان دو ماجرا نیستند.
موسیقی به فیلم امکان میدهد لحن خود را آشکارتر کند و سرزندگی شخصیتها را به صورت جمعی به نمایش بگذارد. آواز، شوخی و حرکت، در کنار هم، حس نمایشی و کودکانهای میسازند که برای مخاطبان خردسال میتواند بسیار سرگرمکننده باشد. با این همه، همین وفور بازیگوشی گاهی به پراکندگی میانجامد: وقتی هر لحظه میتواند به شوخی یا ترانهای تازه بدل شود، رشته اصلی داستان ناچار برای حفظ جایگاهش رقابت میکند.
« اثر میکوشد ماجراهای گوناگون را پشت سر هم بچیند و گاه چنان شتاب میگیرد که پیوند میان حادثهها کمرنگ میشود. »
شخصیتها و اجرا
تصویر و جهانِ خیالانگیز انیمیشن فیلم از آن دست آثاری است که میخواهد جهانش را نه فقط تعریف، بلکه به چشم بیننده عرضه کند. رنگهای زنده، طراحیهای پرتحرک و فضای خیالانگیز، به ماجراها انرژی میبخشند و تونل را از پسزمینهای ساده به محیطی دارای شخصیت بدل میکنند. برای مخاطب خانوادگی، همین کیفیت دیداری اهمیت زیادی دارد: فیلم میتواند بدون تکیه مداوم بر گفتوگو، کنجکاوی را با تغییر شکل و حرکت در تصویر زنده نگه دارد.
تفاوت میان محیط امن تونل و جهان گستردهتر ماجراجویی نیز به فیلم امکان میدهد از تنوع بصری بهره بگیرد. بااینحال، جلوه دیداری همیشه به معنای وضوح روایی نیست. گاهی انبوه حرکتها و موقعیتهای عجیب چنان توجه را به خود جلب میکند که پیوند عاطفی با ماجرا عقب میماند. تصویر جذاب است، اما هر لحظه چشمنواز الزاماً بار داستانی ندارد.
در بهترین لحظات، زیبایی و شوخی و روایت در یک مسیر حرکت میکنند؛ در لحظات ضعیفتر، تصویر بیشتر به تزئینی پرجنبوجوش برای داستانی کمتمرکز تبدیل میشود. دوستیِ مرکزی و شخصیتهای تازه توان اصلی فیلم در رابطه میان دو دوست نهفته است. تفاوتهای رفتاری آنها، زمینهای طبیعی برای شوخی و واکنشهای متقابل فراهم میکند و حضور گورکن نیز به این ترکیب، کیفیتی صمیمی و نامعمول میافزاید.
رابطه این سه شخصیت، حتی وقتی پیرامونشان ماجراهای متعدد شکل میگیرد، مرکز عاطفی اثر باقی میماند. بیننده لازم نیست پیشاپیش با همه جزئیات جهان فیلم آشنا باشد تا از رفاقت آنها لذت ببرد؛ صمیمیتشان در رفتارهای کوچک و همراهی مداومشان قابل درک است. مشکل از جایی آغاز میشود که شخصیتهای تازه باید به این مرکز عاطفی عمق یا پیچیدگی اضافه کنند.
« تفاوت میان محیط امن تونل و جهان گستردهتر ماجراجویی نیز به فیلم امکان میدهد از تنوع بصری بهره بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی از آنها بیشتر برای به حرکت درآوردن داستان حضور دارند تا اینکه هویت مستقلی پیدا کنند. رئیس سختگیر قطار، با وجود نقش مهمش در آغاز ماجرا، فرصت محدودی برای تبدیلشدن به شخصیتی چندوجهی دارد. تقابل میان خواست او و نیاز قهرمانان روشن است، اما خود او کمتر از آنچه ظرفیتش را دارد پرداخت میشود.
به این ترتیب، مانع داستانی وجود دارد، اما نیروی شخصیتی پشت آن گاه کمرنگ میماند. ریتم و انسجام روایی ضعف اصلی فیلم نه کمبود ایده، بلکه دشواری در نظمدادن به ایدههای فراوان است. داستان میخواهد هم درباره خانه و تعلق باشد، هم ماجرایی پرهیجان پیش ببرد، هم با ترانه و شوخی تماشاگر را سرگرم کند و هم شخصیتهای تازهای معرفی کند.
این خواستهها به خودی خود ناسازگار نیستند، اما فیلم همیشه نمیتواند میان آنها تعادل برقرار کند. گاهی ماجرا بیش از اندازه پیچیده به نظر میرسد و همزمان، به دلیل شتاب روایت، پیچیدگیهایش بهخوبی روشن نمیشوند. نتیجه آن است که بعضی اتفاقها بیش از آنکه پیامد طبیعی انتخابهای شخصیتها باشند، همچون راهحلهایی برای رساندن قصه به مرحله بعد ظاهر میشوند.
این مسئله برای مخاطب بزرگسال بیشتر به چشم میآید، زیرا او ممکن است از فیلم انتظار داشته باشد روابط علتومعلولی و تغییرات شخصیتها با دقت بیشتری شکل بگیرند. مخاطب کودک، در مقابل، احتمالاً آسانتر با انرژی ماجرا همراه میشود و از تنوع موقعیتها لذت میبرد. فیلم در سرگرمکردن لحظهای موفقتر از ساختن روایتی کاملاً منسجم است.
« برخی از آنها بیشتر برای به حرکت درآوردن داستان حضور دارند تا اینکه هویت مستقلی پیدا کنند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «دو رفیق و گورکن ۲: جانور بزرگ بزرگ» انیمیشنی خانوادگی، پرشور و خوشقلب است که بهترین لحظاتش را از دوستی شخصیتهای اصلی، شوخیهای نامتعارف، ترانههای شاد و جهان دیداری خیالانگیزش به دست میآورد. داستانِ دفاع از خانه، بستری مناسب برای ماجرایی درباره همراهی و تعلق فراهم میکند؛ بااینحال، پیچیدگی و شتاب روایت، از انسجام آن میکاهد و شخصیتهای تازه، بهخصوص نیروی مخالف قهرمانان، به اندازه کافی متمایز و زنده نمیشوند.
فیلم در نهایت بیش از آنکه با استحکام طرح داستانیاش به یاد بماند، با لحن بازیگوش و صمیمیت قهرمانانش اثر میگذارد. برای تماشای خانوادگی، سرگرمی و رنگوبوی فانتزی کم ندارد؛ اما بینندهای که انتظار قصهای سنجیده، شخصیتپردازی دقیق و ریتمی متوازن دارد، احتمالاً ضعفهایش را نیز بهروشنی خواهد دید.
جذابیت اثر در بیقاعدگی دلنشین آن است، هرچند همین بیقاعدگی گاهی رشته روایت را از دستش میگیرد.
« جذابیت اثر در بیقاعدگی دلنشین آن است، هرچند همین بیقاعدگی گاهی رشته روایت را از دستش میگیرد. »



ثبت دیدگاه