نقد و بررسی
نقد Shrek the Halls | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مرداب، این بار در فصل جشن «Shrek the Halls» ویژهبرنامهای تلویزیونی است که شخصیتهای آشنای مجموعه را از دل ماجراهای بلند سینمایی بیرون میآورد و در قالبی کوتاهتر، به حالوهوای کریسمس میبرد. داستان از موقعیتی ساده و مناسب این جهان آغاز میشود: شرک میخواهد برای فیونا و فرزندانشان جشنی بهیادماندنی فراهم کند، اما خود نه با رسمورسوم این مناسبت آشناست و نه چندان میلی به تقلید از آیینهای مرسوم دارد.
همین فاصله میان نیت خیر او و ناآشناییاش با جشن، موتور اصلی شوخیها و تنشهای داستان را به حرکت درمیآورد. اثر در فضایی قرار میگیرد که پس از ماجراهای «شرک سوم» شکل گرفته است؛ شرک اکنون در مرداب خود زندگی خانوادگی دارد و با مسئلهای روبهرو میشود که برخلاف نبردهای حماسی، از جنس برنامهریزی برای تعطیلات و کنارآمدن با مهمانان است.
چنین تغییری، هرچند کوچک، به شخصیت امکان میدهد جنبهای دیگر از خود را نشان دهد: مردی که در برابر اقتضائات زندگی خانوادگی، همچنان ترجیح میدهد روش خودش را داشته باشد. «Shrek the Halls» در سال ۲۰۰۷ پخش شد و بازیگران اصلی فیلمها، از جمله Mike Myers، Eddie Murphy، Cameron Diaz و Antonio Banderas، بار دیگر صداپیشگی شخصیتهایشان را برعهده دارند.
شرک و اضطرابِ تدارک جشن هستهٔ عاطفی داستان نه خود کریسمس، بلکه اضطراب شرک برای درست انجامدادن کاری است که معنایش را چندان نمیفهمد. او میخواهد خانوادهاش را خوشحال کند، اما بهجای آنکه از تجربه و سلیقهٔ شخصی خود آغاز کند، میکوشد قواعد جشن را بیاموزد و به شکلی منظم اجرا کند. همین رویکرد، او را در موقعیتی کمیک قرار میدهد: مرداب باید برای مناسبتی دگرگون شود که با منش زمخت و بیتکلفش چندان جور نیست.
« همین فاصله میان نیت خیر او و ناآشناییاش با جشن، موتور اصلی شوخیها و تنشهای داستان را به حرکت درمیآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد ظرفیت خوبی برای طنز دارد، زیرا شرک نه از سر بیعلاقگی به خانواده، بلکه از سر نابلدی و فشارِ انتظارات به دردسر میافتد. آرزوی او برای برگزاری جشنی آرام و خانوادگی، در برابر روحیهٔ پرجنبوجوش دوستانش قرار میگیرد؛ کسانی که تصور متفاوتی از جمعشدن و خوشگذرانی دارند. بنابراین، کانون کشمکش فقط اختلاف سلیقه نیست: شرک میخواهد مناسبت را کنترل کند، حال آنکه کریسمس در این روایت با حضور دیگران و پیشبینیناپذیری گره خورده است.
بااینهمه، فیلم این کشمکش را چندان پیچیده نمیکند. از همان ابتدا میتوان حدس زد که میل شرک به نظم و سکوت در برابر شور اطرافیان دوام نخواهد آورد. این پیشبینیپذیری الزاماً مانع لذتبردن نیست، اما باعث میشود مسیر داستان بیشتر بهانهای برای مجموعهای از موقعیتهای کمدی باشد تا سفری دراماتیک با تحولهای تازه.
شوخیها؛ از غافلگیری تا تکرار بخش عمدهٔ سرگرمی اثر از برخورد شخصیتها و تفاوت خلقوخویشان حاصل میشود. خر، با شور همیشگیاش، آرامش مورد نظر شرک را برهم میزند؛ گربهٔ چکمهپوش و دیگر چهرههای آشنا نیز هرکدام ساز خود را میزنند. این شلوغی، در بهترین لحظهها ریتمی سرزنده میسازد و فضای مرداب را از انزوای همیشگیاش بیرون میآورد.
شوخی مربوط به توپ پنیری نیز از همان لحظات غافلگیرکنندهای است که بهواسطهٔ نامنتظر بودن و اغراق تصویری، در ذهن میماند. اما کمدی اثر همیشه به یک اندازه کارآمد نیست. الگوی «شرک کلافه میشود و دیگران بیوقفه بر آشفتگیاش میافزایند» چندبار تکرار میشود و پس از مدتی از تازگی میافتد.
« بااینهمه، فیلم این کشمکش را چندان پیچیده نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
این تکرار از آنجا بیشتر به چشم میآید که مدتزمان ویژهبرنامه محدود است و فرصت چندانی برای تغییر مسیر یا گسترش موقعیتها وجود ندارد. بهجای آنکه هر شوخی زاویهای تازه از شخصیتها آشکار کند، گاه تنها نسخهای دیگر از همان برخورد آشناست: شرک خواهان آرامش است و جمع، آرامش را ناممکن میکند.
باوجود این، طنز اثر کاملاً به یک گروه سنی محدود نمیشود. اغراقهای بدنی و واکنشهای پرحرارت برای کودکان جذاباند و شناخت قبلی از شخصیتها به بزرگسالان کمک میکند از تضاد میان ظاهر خشن شرک و حساسیت پنهانش لذت ببرند. موفقیت شوخیها البته یکدست نیست، اما مجموعهٔ شخصیتها همچنان از نیرویی برخوردار است که حتی موقعیتهای ساده را قابلتماشا میکند.
فضاسازی کریسمسی و تصویرپردازی از امتیازهای روشن «Shrek the Halls»، آفرینش فضای جشن در محیطی است که ذاتاً با تصویر متعارف کریسمس فاصله دارد. مرداب، با برف، چراغهای رنگارنگ و تزئینات فصلی، چهرهای تازه پیدا میکند؛ تضادی که هم از نظر بصری دلنشین است و هم به طنز فیلم خدمت میکند. اثر برای ساختن حالوهوای تعطیلات به دگرگونی کامل جهان شرک نیاز ندارد؛ کافی است نشانههای آشنا را وارد قلمرویی کند که همیشه با بیقاعدگی و زمختی شناخته شده است.
انیمیشن، در چارچوب یک ویژهبرنامهٔ تلویزیونی، هماهنگی خود را با جهان مجموعه حفظ میکند. طراحی شخصیتها بهسرعت یادآور فیلمهاست و تغییرات فصلی محیط نیز بدون آنکه هویت مرداب را از میان ببرد، جلوهای گرمتر به آن میدهد. برف و چراغها فقط پسزمینهٔ تزئینی نیستند؛ بخشی از تضاد اصلی اثرند: جشنِ آراسته و پرزرقوبرق در خانهٔ موجودی که ترجیح میدهد زندگیاش ساده، خلوت و مطابق میل خودش بماند.
« باوجود این، طنز اثر کاملاً به یک گروه سنی محدود نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت بصری بهویژه برای تماشای خانوادگی اهمیت دارد. ویژهبرنامه نمیکوشد با طراحی پرجزئیات یا نماهای نمایشی، خود را بزرگتر از اندازهٔ واقعیاش جلوه دهد؛ در عوض، از نشانههای آشنا و رنگپردازی جشنگونه کمک میگیرد تا فضای گرم و قابلفهمی بسازد. به همین دلیل، حتی وقتی شوخیای بهاندازهٔ کافی اثرگذار نیست، چشمانداز زمستانی و چهرههای محبوب مجموعه بخشی از لذت تماشا را حفظ میکنند.
صداپیشگی، موسیقی و هویت شخصیتها بازگشت صداپیشگان اصلی یکی از عوامل مهم حفظ پیوستگی است. صدای Mike Myers همچنان در شخصیت شرک آن خشونت آمیخته با آسیبپذیری را نگه میدارد؛ Eddie Murphy به خر انرژی پرجنبوجوش میبخشد و Cameron Diaz و Antonio Banderas نیز بهترتیب حضور فیونا و گربهٔ چکمهپوش را در جهان کوتاهتر این اثر تثبیت میکنند.
این آشنایی باعث میشود شخصیتها به نسخهای کمرمق یا صرفاً تقلیدی از خودشان تبدیل نشوند. بااینحال، صداپیشگی خوب بهتنهایی نمیتواند هر بخش از برنامه را نجات دهد. ترانههای کریسمسی که شخصیتها اجرا میکنند، بهاندازهٔ شوخیهای دیداری یا برخوردهای کلامی موفق نیستند. انتظار میرود آوازها با وارونهسازی یا دستانداختن سنتهای جشن، وجه کمدی ویژهٔ جهان شرک را تقویت کنند؛ اما نتیجه گاه بیشتر به میانپردهای کمرمق شباهت دارد تا لحظهای که بهخودیخود ارزش ماندن در ذهن داشته باشد.
این ضعف از آنرو مهم است که موسیقی میتوانست تنوعی به ریتم کوتاه اثر بدهد و میان شوخیهای مشابه فاصله بیندازد. وقتی ترانهها جذابیت کافی ندارند، فرصت ازدسترفتهای احساس میشود: برنامه میتوانست از موسیقی برای ساختن طنزی تازه یا برجستهکردن تفاوت شخصیتها بهره ببرد، اما همهٔ آوازها به آن اندازه که باید بامزه یا بهیادماندنی از کار درنمیآیند.
« این کیفیت بصری بهویژه برای تماشای خانوادگی اهمیت دارد. »
قوتها و کاستیها
گرمای خانوادگی در برابر تازگی محدود در زیر لایهٔ شوخیها، ایدهای روشن و ساده جریان دارد: مناسبتها زمانی معنا پیدا میکنند که آدمها بتوانند کنار هم باشند، نه وقتیکه همهچیز بینقص و طبق برنامه پیش برود. این مضمون با نگرانی شرک برای خانوادهاش سازگار است، زیرا تلاش او برای ساختن یک جشن کامل از علاقهای واقعی سرچشمه میگیرد.
فیلم این احساس را با لحنی ملایم پیش میبرد و از تبدیلکردن آن به موعظهای سنگین پرهیز میکند. گرمای پایانی، همانگونه که از یک ویژهبرنامهٔ خانوادگی انتظار میرود، بر پیوند شخصیتها تأکید میکند، بیآنکه ساختار آشنای چنین قصهای را دگرگون سازد. نیروی احساسی اثر بیشتر از شناخت پیشین مخاطب از این جمع میآید تا از پیچیدگی خود داستان.
تماشاگر میداند این شخصیتها با وجود اختلافها، بخشی از یک خانوادهٔ گستردهاند؛ بنابراین نزدیکی دوبارهٔ آنان، حتی اگر مسیر رسیدن به آن قابلحدس باشد، همچنان دلنشین از کار درمیآید. در سوی دیگر، همین تکیه بر فرمول آشنا، ضعف اصلی برنامه نیز هست. ایدهٔ رویارویی شرک با مناسبت و رسوم تازه، امکان خلق موقعیتهای بیشتری را داشت، اما روایت بهسرعت در مسیر قابلانتظار حرکت میکند.
اثر نه شخصیتهایش را به مرحلهٔ تازهای میرساند و نه برداشت شگفتانگیزی از کریسمس عرضه میکند. کوتاهبودن قالب همزمان امتیاز و محدودیت است: برنامه بیدرنگ به سراغ سرگرمی میرود، اما مجال چندانی برای پرداختن به ایدههایش ندارد. جمعبندی «Shrek the Halls» ویژهبرنامهای صمیمی و دیدنی برای دوستداران جهان شرک است؛ اثری که با فضاسازی برفی، چراغهای رنگارنگ، صداپیشگان آشنا و چند شوخی واقعاً غافلگیرکننده، حالوهوای تعطیلات را به مرداب میآورد.
« فیلم این احساس را با لحنی ملایم پیش میبرد و از تبدیلکردن آن به موعظهای سنگین پرهیز میکند. »
جمعبندی
بهترین لحظههایش از تضاد میان میل شرک به آرامش و شلوغی دوستانش پدید میآیند، و مضمون سادهٔ کنار هم بودن نیز به داستان گرمایی خانوادگی میبخشد. در مقابل، قصه تازگی چندانی ندارد، مسیرش زود قابلحدس میشود و تکرار کلافگی شرک پس از مدتی از اثرگذاری شوخیها میکاهد. ترانهها نیز از بخشهای کمرمقتر برنامهاند.
با این همه، برای تماشایی کوتاه و فصلی، مجموعهای از شخصیتهای محبوب و فضایی آشنا فراهم میکند؛ تجربهای که شاید بازبینی سالانهاش برای همه ضروری نباشد، اما برای یک نوبت تماشا، سرگرمکننده و گرم باقی میماند.
« ترانهها نیز از بخشهای کمرمقتر برنامهاند. »
ثبت دیدگاه