نقد و بررسی
نقد عشقِ خوردنِ مغز (Eat Brains Love) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای سرزنده در قلمرو زامبیها «Eat, Brains, Love» به کارگردانی Rodman Flender، کمدیـوحشتی نوجوانانه است که از همان عنوانش لحن بازیگوش و بیپروا را اعلام میکند. فیلم با پیوندزدن زامبیها، عشق نوجوانانه و سفر جادهای، میکوشد از الگوی آشنای آخرالزمانی فاصله بگیرد و بهجای تمرکز بر فروپاشی جهان، بر آشفتگی عاطفی و اجتماعی چند جوان متمرکز شود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جیک و آماندا، پس از ابتلا به ویروسی مرموز، ناچار به فرار میشوند؛ در همان حال، کَسِ نوجوان با توانایی روانی مأمور تعقیب آنهاست. این موقعیت، ظرفیت کافی برای شوخی، تعلیق و برخوردهای نامنتظر فراهم میآورد. فیلم از دل همین ترکیب نامتعارف، انرژی نخستین خود را میگیرد؛ هرچند همواره نمیتواند ایدههایش را به روایتی منسجم و پخته بدل کند.
« این موقعیت، ظرفیت کافی برای شوخی، تعلیق و برخوردهای نامنتظر فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
زامبی بهمثابه استعارهای نوجوانانه در این فیلم، زامبیشدن صرفاً تهدیدی جسمانی نیست؛ استعارهای اغراقآمیز از دورهای است که میل، هویت و کنترل بر خویشتن درهم میریزد. نوجوانان داستان با وضعیتی روبهرو میشوند که غرایز را به سطحی هولناک و خندهآور میکشاند و آنها را وامیدارد با پیامدهای رفتارشان مواجه شوند.
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین تمثیلی، هرچند بهخودیخود تازه نیست، با زبان کمدی سیاه فیلم
« چنین تمثیلی، هرچند بهخودیخود تازه نیست، با زبان کمدی سیاه فیلم »



ثبت دیدگاه