نقد و بررسی
نقد فشار پنج پوندی 2024 (5lbs of Pressure) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به محله، بازگشت به گذشته فیلم «5lbs of Pressure» با بازگشت آدام به محلهای آغاز میشود که هم خانهٔ پیشین اوست و هم صحنهٔ جنایتی که زندگیاش را از هم گسست. او پس از سالها زندان، در پی بازسازی رابطهای است که زمان و غیبت از میان بردهاند: پسرش جیمی بزرگ شده، اما پدری را که اکنون به جستوجوی او آمده نمیشناسد.
فیلم از همین موقعیت ساده اما پُرکشمکش، پرسشی اخلاقی میسازد: آیا رنج و پشیمانیِ مرتکب میتواند راهی برای جبران باز کند، یا گذشته چنان سنگین است که هر تلاش تازهای را زیر فشار خود خرد میکند؟ فیلم بهدرستی از تبدیل آدام به قهرمانی بیگناه پرهیز میکند. او مسئول خشونتی است که مرتکب شده و بازگشتش نیز به معنای پاکشدن آن مسئولیت نیست.
در عین حال، روایت میکوشد فاصلهٔ میان عمل هولناک و امکان تغییر را بسنجد. این تنش، بهویژه در برخورد آدام با آدمهایی که از گذشتهٔ او زخم خوردهاند، به اثر نیرویی تأملبرانگیز میبخشد؛ هرچند فیلم گاه بیش از آنکه این پرسش را بکاود، بهسرعت آن را به سمت بحران بعدی میراند. سه مسیر در یک بنبست در کنار آدام، فیلم داستان الی و مایک را پیش میبرد.
الی برادر مردی است که آدام کشته؛ خشم او نه فقط میل به انتقام، بلکه واکنشی به سوگی حلنشده و زندگیای است که زیر بار فقدان و فشارهای دیگر از تعادل خارج شده است. مایک نیز در جهانی گرفتار است که عموی تبهکارش بر آن سلطه دارد. او میخواهد از این زندگی بیرون بزند، اما آرزوی رهایی با انتخابهای خطرناک و ناتوانیاش در گسستن از شبکهٔ جرم درگیر میشود.
« فیلم بهدرستی از تبدیل آدام به قهرمانی بیگناه پرهیز میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قرار دادن این سه شخصیت در مدار مشترک، امکان ساختن تصویری چندوجهی از خشونت را فراهم میکند: یک نفر میخواهد جبران کند، دیگری میخواهد تلافی کند و سومی میکوشد از چرخهای بیرون بیاید که هر لحظه او را دوباره به درون میکشد. با این همه، همین تعدد مسیرها به یکی از دشواریهای فیلم بدل میشود.
گاهی روایت چنان میان خطوط داستانی جابهجا میشود که فرصت نمییابد به برخی شخصیتها عمق کافی بدهد. حاصل، اثری است که ایدهٔ پرمایهای دارد، اما همیشه نمیتواند همهٔ اجزایش را با تمرکز و توازن پیش ببرد. بازیها؛ مهار احساسات در دل آشوب Luke Evans در نقش آدام، درونیترین بخش فیلم را بر دوش میکشد.
بازی او بر خویشتنداری و سنگینیِ گذشته بنا شده است: آدام کمتر به سخنرانیهای پرشور نیاز دارد، زیرا مکثها، نگاههای محتاط و کوشش ناشیانهاش برای نزدیکشدن به پسرش، احساس اصلی شخصیت را منتقل میکنند. Evans بهجای آنکه شخصیت را صرفاً مردی خشن با وجدان بیدارشده نشان دهد، او را انسانی میسازد که میداند بخشش را نمیتوان مطالبه کرد و هر قدم به سوی آن ممکن است با پسزدن روبهرو شود.
Rory Culkin نیز در نقش مایک حضوری شکننده و ناآرام دارد. او مردی را بازی میکند که با محیط اطرافش سازگار نیست، اما از سر بیپناهی همچنان در آن باقی مانده است. این脆ندگی در برابر خشونت پیرامون، به او کیفیتی انسانی میدهد و موقعیتش را از یک نقش فرعیِ صرف در ماجرای جنایی فراتر میبرد.
« با این همه، همین تعدد مسیرها به یکی از دشواریهای فیلم بدل میشود. »
شخصیتها و اجرا
Alex Pettyfer در نقش عموی مایک، تهدیدی آشکارتر و سرسختتر به داستان میآورد؛ حضوری که نشان میدهد قدرت در این محله اغلب با ترس و وابستگی حفظ میشود. با وجود قوت بازیها، پرداخت نامتوازن بعضی شخصیتها باعث میشود همه به یک اندازه در ذهن نمانند. محله بهمثابه نیرویی فعال فضای فیلم تنها پسزمینهای برای وقوع جرم نیست؛ محله خود بخشی از مسئله است.
آدمها در محیطی زندگی میکنند که خشونت در آن امری دور از انتظار نیست و گذشته بهآسانی از چشمانداز روزمره کنار نمیرود. همین حسِ نزدیکبودن خطر، تنش صحنهها را تقویت میکند و به فیلم حالوهوای درامی جنایی میدهد که بیشتر از نمایش پرزرقوبرقِ خلاف، به زندگی زیر سایهٔ آن علاقه دارد.
این فضا زمانی مؤثرتر است که فیلم از حادثه فاصله میگیرد و به پیامدهای آن نگاه میکند: روابط آسیبدیده، اعتمادِ دشوار و آیندهای که برای برخی شخصیتها از پیش محدود به نظر میرسد. با این حال، ایجاد حالوهوای خشن همیشه به معنای ساختن جهانی کاملاً باورپذیر نیست. گاه موقعیتها بیش از آنکه از زندگی شخصیتها بهطور طبیعی برآیند، چنان کنار هم چیده میشوند که مسیرها به برخوردی اجتنابناپذیر برسند.
فیلم در ترسیم جوّ موفقتر از پرداخت برخی سازوکارهای داستانی است. فشارِ عنوان و چرخهٔ خشونت عنوان فیلم به نیرویی کوچک اما سرنوشتساز اشاره دارد؛ فشاری اندک که میتواند پیامدی جبرانناپذیر داشته باشد. این ایده با جهان اخلاقی اثر پیوند میخورد: خشونت همیشه از تصمیمی بزرگ و نمایشی آغاز نمیشود؛ گاه لحظهای خشم، غرور یا ناتوانی در عقبنشینی کافی است تا زندگی چند نفر را دگرگون کند.
« با وجود قوت بازیها، پرداخت نامتوازن بعضی شخصیتها باعث میشود همه به یک اندازه در ذهن نمانند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از این منظر، فیلم بیش از آنکه به تیراندازی و هیجان حادثه تکیه کند، میکوشد نشان دهد چگونه انتخابهای فردی در محیطی آکنده از فقدان و تهدید، به یک چرخهٔ جمعی بدل میشوند. اما تأکید بر پیامدهای خشونت بهتنهایی برای تازگی روایت کافی نیست. فیلم در بعضی گرهها به راهحلهایی آشنا و قابلحدس متوسل میشود و گاه برای کنار هم آوردن شخصیتها، از تصادفها یا افشاگریهایی بهره میگیرد که طبیعی به نظر نمیرسند.
در نتیجه، مضمونِ جدیِ چرخهٔ خشونت همیشه با روایتی همسنگ خود همراه نیست. اثر حرفی معنادار برای گفتن دارد، اما برخی لحظهها را با ابزارهایی بیان میکند که پیشتر در درامهای جنایی بارها دیدهایم. ریتم و ساختار: میان تأمل و فرسایش «5lbs of Pressure» بهجای آنکه پیوسته بر شتاب و حادثه بیفزاید، زمان زیادی را صرف نزدیککردن شخصیتها و ساختن فشار میان آنها میکند.
این انتخاب در بخشهایی سودمند است؛ زیرا به تماشاگر امکان میدهد فرسودگی و درماندگی آدمها را حس کند. با این حال، میانهٔ فیلم گاه بیش از اندازه کش میآید. جابهجایی میان چند خردهروایت، بدون آنکه هرکدام بهطور همزمان پیشرفت دراماتیک روشنی داشته باشند، از کشش کلی میکاهد. افزون بر این، بعضی روابط و بحرانهای فرعی به اندازهای پرداخت نمیشوند که وزنشان در مسیر اصلی داستان توجیه شود.
این پراکندگی، تمرکز عاطفی فیلم را کم میکند: آدام و تلاشش برای مواجهه با گذشته، بهتنهایی ظرفیت شکلدادن به درامی نیرومند را دارد، اما فیلم بارهای دیگری نیز بر دوش روایت میگذارد و همیشه در پیوند دادن آنها موفق نیست. بنابراین، کندی اثر صرفاً از تأملگرایی نمیآید؛ بخشی از آن نتیجهٔ تراکم قصههایی است که مجال کافی برای بهثمررسیدن نمییابند.
« اما تأکید بر پیامدهای خشونت بهتنهایی برای تازگی روایت کافی نیست. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «5lbs of Pressure» در بهترین لحظههایش، درامی جنایی دربارهٔ آدمهایی است که میخواهند از گذشته عبور کنند، اما گذشته نه با آزادی از زندان پاک میشود و نه با آرزوی انتقام به آرامش میرسد. بازی سنجیدهٔ Luke Evans و حضور مؤثر Rory Culkin، فضای ناامن محله و توجه فیلم به امکان دشوار جبران، به اثر جان میبخشند.
این عناصر، داستان را از یک تریلر صرفاً حادثهمحور فراتر میبرند و پرسشی اخلاقی دربارهٔ مسئولیت، سوگ و بخشایش پیش میکشند. در سوی دیگر، روایتِ شلوغ، برخی گرههای ساختگی، تکیه بر کلیشههای آشنا و ریتمی که در میانه افت میکند، مانع از آن میشوند که فیلم به تمام ظرفیت خود برسد. اثر در طرح مضمونها از تحقق کامل آنها موفقتر است و شخصیتهایش را گاه پیش از آنکه بهدرستی بپروراند، به سوی رویارویی نهایی سوق میدهد.
بااینحال، برای تماشاگرانی که از درامهای جناییِ شخصیتمحور و روایتهای مربوط به پیامدهای خشونت استقبال میکنند، فیلم اثری قابلتأمل است؛ نه بهسبب تازگی همهٔ پیچوخمهایش، بلکه بهخاطر جدیتی که در سنجش بهای خطا و دشواریِ گسستن از چرخهٔ آن نشان میدهد.



ثبت دیدگاه