نقد و بررسی
نقد مربع (The Square) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میدان؛ انقلاب بهمثابه زندگی روزمره «میدان» ساختهٔ Jehane Noujaim مستندی است دربارهٔ انقلاب مصر، اما نیروی اصلیاش نه در بازگویی رویدادها به سبک یک درس تاریخ، بلکه در نزدیککردن تماشاگر به تجربهٔ زیستهٔ کسانی است که در دل آن رویدادها حضور دارند. میدان تحریر در این فیلم فقط یک جغرافیا یا پسزمینهٔ سیاسی نیست؛ فضایی است که امید، ترس، خشم، دوستی و اختلاف در آن به هم میرسند.
دوربین از فاصلهٔ امنِ گزارش خبری فاصله میگیرد و ما را به جمعیت، صداها و آشفتگی خیابان نزدیک میکند؛ با این یادآوری که تغییر حکومت، بهتنهایی، پایان مبارزه برای آزادی و عدالت نیست. فیلم تحولات مصر را از منظر چند کنشگر جوان پی میگیرد؛ از جمله Ahmed Hassan، Khalid Abdalla و Magdy Ashour.
تجربهها و مواضع متفاوت آنان، روایت را از یک تصویر کلی و انتزاعی از «مردم» دور میکند و به آن چهره و صدا میبخشد. در عین حال، این انتخاب محدود، از همان ابتدا مرزهای نگاه فیلم را نیز تعیین میکند: آنچه میبینیم تجربهای پرقدرت و شخصی است، نه نمایی جامع از همهٔ نیروها و دیدگاههای جامعهٔ مصر.
میدان تحریر بهعنوان شخصیت محوری یکی از هوشمندانهترین تصمیمهای فیلم، تبدیل میدان تحریر به مرکز ثقل روایت است. میدان در هر بازگشت، معنایی تازه پیدا میکند: گاهی محل جشن و همبستگی است، گاهی پناهگاهی موقت و گاهی صحنهٔ رویارویی با خشونت. این دگرگونی به فیلم امکان میدهد تغییرات سیاسی را نه فقط از راه سخنرانیها و خبرها، بلکه با تغییر حالوهوای یک مکان ملموس نشان دهد.
« فیلم تحولات مصر را از منظر چند کنشگر جوان پی میگیرد؛ از جمله Ahmed Hassan، Khalid Abdalla و Magdy Ashour. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
میدان به حافظهای جمعی بدل میشود؛ جایی که امیدهای اولیه در کنار زخمها و تردیدهای بعدی باقی میمانند. رابطهٔ شخصیتها با میدان نیز به روایت عمق میدهد. حضور آنان در آنجا صرفاً کنشی سیاسی نیست؛ بخشی از هویت و زندگیشان میشود. فیلم از خلال همین پیوند شخصی نشان میدهد که مشارکت در انقلاب چه هزینهای دارد: فرسودگی، خطر، اختلاف با نزدیکان و ناامیدی از نتیجه.
بنابراین تحریر در «میدان» هم صحنهٔ اعتراض است و هم معیاری برای سنجش فاصلهٔ میان آرمانهای آغازین و واقعیت دشوار پس از آن. روایت نزدیک و تنش مستمر دوربین دستی و فیلمبرداری در متن رویدادها، به اثر کیفیتی بیواسطه و گاه ناآرام میبخشد. قابها همیشه مرتب و متوازن نیستند؛ گاهی تصویر با حرکت جمعیت یا اضطراب لحظه از نظم خارج میشود.
همین بیقراری، از نظر زیباییشناختی، محدودیت نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است. تماشاگر احساس میکند اتفاقها از پیش برای دوربین آماده نشدهاند و فیلمساز باید در همان لحظه، میان ثبت تصویر و حفظ فاصله از خطر تصمیم بگیرد. این شیوه، تنش را تنها به صحنههای درگیری محدود نمیکند.
حتی در لحظههای آرامتر نیز نوعی انتظار و بیثباتی جریان دارد؛ گویی فضای سیاسی میتواند در هر لحظه دگرگون شود. در نتیجه، فیلم از جذابیت صرفِ تصاویر پرحادثه فراتر میرود و حس زیستن در وضعیتی بیقرار را منتقل میکند. تماشاگر نه فقط شاهد رخداد، بلکه همراه با شخصیتها در معرض فرسایش و اضطراب آن قرار میگیرد.
« میدان به حافظهای جمعی بدل میشود؛ جایی که امیدهای اولیه در کنار زخمها و تردیدهای بعدی باقی میمانند. »
شخصیتها و اجرا
شخصیتها؛ دوستی در دل شکاف سیاسی پیوند میان شخصیتها یکی از جنبههای انسانی و اثرگذار فیلم است. اختلاف سیاسی در اینجا به بحثی نظری و دور از زندگی محدود نمیماند؛ میان کسانی شکل میگیرد که خاطره، اعتماد و عاطفهای مشترک دارند. دوستی احمد حسن و مجدی عاشور، بهویژه، نشان میدهد چگونه تجربهٔ مشترک اعتراض میتواند به همبستگی بینجامد و سپس در برابر اختلاف بر سر آیندهٔ کشور آزموده شود.
فیلم بهجای آنکه همهچیز را در قالب تقابل سادهٔ قهرمان و دشمن خلاصه کند، از شکافهایی میگوید که درون یک جنبش نیز شکل میگیرند. حضور خالد عبدالله نیز وجه دیگری به این پویایی میافزاید: او در مقام کنشگر و مفسر، میان تجربهٔ خیابانی و صورتبندی کلامی رویدادها حرکت میکند. این تفاوت در شیوهٔ حضور شخصیتها کمک میکند فیلم به مجموعهای از چهرههای یکسان فروکاسته نشود.
با این همه، شمار محدود شخصیتهای محوری به این معناست که تماشاگر بیش از آنکه با تنوع کامل جامعه روبهرو شود، با چند مسیر مشخص و اثرگذار همراه میماند. صدا، موسیقی و نشانههای خیابان در «میدان»، موسیقی، شعارها و صداهای جمعیت کارکردی فراتر از همراهی حسی دارند. آنها نشان میدهند چگونه اعتراض در عرصهٔ عمومی خود را بیان میکند و چگونه هنر میتواند به بخشی از کنش سیاسی تبدیل شود.
ترانه و همخوانی، در کنار شوخطبعی و گفتوگوهای روزمره، تصویری میسازند که از جدیت خشک و یکسویه فاصله دارد. مردمی که فیلم نشان میدهد فقط قربانی یا نماد سیاسی نیستند؛ میخندند، آواز میخوانند، بحث میکنند و برای حفظ امید راههایی پیدا میکنند. تصاویر نقاشی و نوشتن شعارها نیز به فیلم کیفیتی تأملبرانگیز میدهند.
« شخصیتها؛ دوستی در دل شکاف سیاسی پیوند میان شخصیتها یکی از جنبههای انسانی و اثرگذار فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دیوارها به سطحی برای ثبت خواستهها و خاطرهها تبدیل میشوند؛ فضایی که در آن پیام سیاسی از لحظهٔ خیابانی فراتر میرود و به چشماندازی بصری بدل میشود. با این حال، برخی لحظههای موسیقایی یا تأمل بر دیوارنگارهها ممکن است بیش از اندازه ادامه یابند. این مکثها گاه به ساختن فضا کمک میکنند، اما در مواردی از حرکت روایت میکاهند و توازن میان تأمل و پیشروی را بر هم میزنند.
موضع سیاسی و محدودیت نگاه صراحت سیاسی فیلم هم سرچشمهٔ قدرت آن است و هم یکی از محدودیتهایش. «میدان» از نزدیک با کنشگران معترض همراه میشود و به همین دلیل، خشونت و سرکوب را با شدتی ملموس ثبت میکند. این نزدیکی، به تصاویرش فوریت و اعتبار عاطفی میدهد؛ اما همزمان زاویهٔ دیدی مشخص پدید میآورد.
روایت بیشتر از منظر جوانان سکولار و لیبرال پیش میرود و فرصت یکسانی برای بازنمایی همهٔ جریانها و برداشتهای سیاسی فراهم نمیکند. این محدودیت را نباید با بیارزشبودن مستند یکی دانست؛ هیچ روایت فردی نمیتواند تمام جامعهای در حال دگرگونی را در خود جای دهد. بااینحال، آگاهی از جایگاه دوربین برای ارزیابی اثر ضروری است.
فیلم در ثبت تجربهٔ کسانی که به آنها نزدیک شده، نیرومند است، اما نمیتوان آن را تصویری بیطرف و کامل از همهٔ لایههای انقلاب تلقی کرد. برخی نیروها، پیچیدگیهای اجتماعی و صداهای بیرون از حلقهٔ اصلی شخصیتها در حاشیه میمانند؛ این انتخاب، دامنهٔ تحلیل را محدود میکند و گاهی به برداشت یکسویه از اختلافات میانجامد.
« با این حال، برخی لحظههای موسیقایی یا تأمل بر دیوارنگارهها ممکن است بیش از اندازه ادامه یابند. »
قوتها و کاستیها
ساختار روایی و ضرباهنگ ساختار فیلم عمدتاً بر توالی زمانی رویدادها تکیه دارد، اما قلب روایت در تغییر رابطهٔ شخصیتها با آرمانهایشان میتپد. فیلم از شور جمعی آغاز میکند و بهتدریج به پیچیدگیها و سرخوردگیهایی میرسد که پس از پیروزیهای اولیه آشکار میشوند. این حرکت، حس فرسایش را بهخوبی منتقل میکند: امید از میان نمیرود، اما دیگر به سادگی روزهای نخست نیست.
پایان روایت را بدون ورود به جزئیات آن میتوان چنین توصیف کرد: تأکید بر ناتمامبودن تجربهای سیاسی که با تغییر یک قدرت خاتمه نمییابد. با وجود این انسجام کلی، تفاوت میان صحنههای پرتنش و بخشهای تأملی گاه ریتم را ناهماهنگ میکند. برخی مکثها به ساخت فضای جمعی و آشکارکردن نقش هنر یاری میرسانند؛ برخی دیگر، بهویژه وقتی تکرار یا طولانی میشوند، از فشردگی روایت میکاهند.
این نوسان ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار ساختاری کاملاً صیقلی دارند، محسوس باشد. در مقابل، همین ناهمواری تا حدی با ماهیت فرایندی که فیلم ثبت میکند تناسب دارد: انقلابی که مسیرش نه خطی است و نه قابل پیشبینی. جمعبندی «میدان» مستندی پرتنش، انسانی و درگیرکننده است که انقلاب را از درون تجربهٔ چند کنشگر و از دل مکانی زنده روایت میکند.
ارزش آن بیش از آنکه در عرضهٔ تصویری کامل از تاریخ مصر باشد، در ثبت احساسات متناقضی است که همراه تغییر سیاسی پدید میآیند: امید در کنار هراس، همبستگی در کنار اختلاف و پیروزی در کنار آگاهی از دشواریهای پیش رو. فیلمبرداری نزدیک، پیوند شخصیتها با میدان تحریر و توجه به نقش صدا و هنر، به اثر نیرویی ماندگار میبخشند.
« این حرکت، حس فرسایش را بهخوبی منتقل میکند: امید از میان نمیرود، اما دیگر به سادگی روزهای نخست نیست. »
جمعبندی
در برابر این دستاورد، نگاه محدود و موضعمند فیلم و افتوخیزهایی در ضرباهنگ آن قرار دارند. «میدان» را بهتر است نه گزارشی نهایی و جامع، بلکه روایتی شخصی و پرشور از لحظهای تاریخی دید؛ روایتی که قدرتش از نزدیکی به تجربهٔ زیسته میآید و محدودیتش نیز از همان نزدیکی سرچشمه میگیرد. სწორედ همین تنش میان حضور و فاصله، میان امید و تردید، فیلم را به اثری قابلبحث بدل میکند.
« در برابر این دستاورد، نگاه محدود و موضعمند فیلم و افتوخیزهایی در ضرباهنگ آن قرار دارند. »



ثبت دیدگاه