نقد و بررسی
نقد Cousin, Cousine | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدی عاشقانهای میان خویشاوندی و میل «Cousin, Cousine» ساختهٔ ژانشارل تاکلا در سال ۱۹۷۵، از آن فیلمهایی است که ایدهٔ مرکزیاش بهسادگی در یک جمله خلاصه میشود، اما نیروی اصلیاش نه در غافلگیریهای داستانی، بلکه در مشاهدهٔ دقیق آدمها و مناسباتشان نهفته است. مارت و لودویک، دو خویشاوند سببی که در جشن عروسی خانواده با یکدیگر آشنا میشوند، بهتدریج رابطهای صمیمی و نامتعارف میسازند؛ رابطهای که نگاه اطرافیان را برمیانگیزد و مرزهای پذیرفتهشدهٔ زناشویی و اخلاق خانوادگی را به پرسش میکشد.
فیلم از همین موقعیت آشنا، میدان ظریفی برای سنجیدن فاصلهٔ میان آنچه آدمها ادعا میکنند و آنچه در زندگی روزمره واقعاً میخواهند فراهم میکند. آغاز در دل خانواده انتخاب جشن عروسی برای نخستین دیدار شخصیتها، انتخابی هوشمندانه است. عروسی در این فیلم فقط زمینهای برای آشنایی نیست؛ صحنهای است که خانواده، با تمام نقشها و تشریفات و تناقضهایش، یکجا گرد میآید.
در چنین فضایی، شادی رسمی و صمیمیت واقعی الزاماً همجهت نیستند. آدمها در برابر دیگران نقشهایی آشنا بازی میکنند، اما در حاشیهٔ همین گردهماییها، میلها و نارضایتیهایی سر برمیآورند که نظم ظاهری را از درون سست میکنند. تاکلا با بازگشت به گردهماییهای خانوادگی، رابطهٔ مارت و لودویک را در دل یک چرخهٔ اجتماعی قرار میدهد؛ چرخهای که در آن اعضای خانواده نهفقط شاهد ماجرا، بلکه بخشی از نیروی محرک آناند.
« آغاز در دل خانواده انتخاب جشن عروسی برای نخستین دیدار شخصیتها، انتخابی هوشمندانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این رو، فیلم در کنار روایت عاشقانه، تصویری از خانوادهای نامتعارف و گاه آشفته ترسیم میکند؛ جایی که ازدواجها، وفاداریها و مناسبات خویشاوندی کمتر از آنچه ظاهرشان وعده میدهد استوارند. شیمی دو شخصیت اصلی مهمترین امتیاز فیلم، باورپذیری پیوند میان مارت و لودویک است. بازی ماری-کریستین بارو و ویکتور لانو رابطهای را شکل میدهد که بهجای تکیه بر اعترافهای پرشور یا لحظههای نمایشی، از نگاهها، شوخیهای کوچک و آسودگی حضور دو نفر کنار یکدیگر جان میگیرد.
میان آنها نوعی هماهنگی بیتکلف وجود دارد؛ گویی هر یک در دیگری کسی را یافته که میتواند بیآنکه خود را توضیح دهد، با او وقت بگذراند. این شیمی، رابطه را دلنشین میکند، اما فیلم آن را به تصویری ساده و بیدردسر از عشق بدل نمیسازد. نزدیکی این دو در فضایی شکل میگیرد که همسرانشان نیز در آن حضور دارند و پیامدهای انتخابشان نمیتواند از قلمرو اخلاق و مسئولیت بیرون بماند.
فیلم از تماشاگر نمیخواهد بیدرنگ شیفتهٔ آنها شود یا همهٔ تصمیمهایشان را توجیه کند؛ بیشتر میکوشد نشان دهد چرا این پیوند برایشان جذاب است و چگونه در برابر نگاه دیگران معنای تازهای پیدا میکند. ازدواج، خیانت و مسئلهٔ همدلی یکی از وجوه بحثبرانگیز فیلم، نحوهٔ مواجههاش با خیانت زناشویی است.
« شیمی دو شخصیت اصلی مهمترین امتیاز فیلم، باورپذیری پیوند میان مارت و لودویک است. »
شخصیتها و اجرا
همسران مارت و لودویک خود بیتقصیر و بینقص تصویر نمیشوند؛ مناسبات میان زوجها از پیش با بیوفایی و سردی عاطفی آلوده است. این زمینه به فیلم اجازه میدهد رابطهٔ مرکزی را در خلأ داوری اخلاقی بررسی نکند، اما لزوماً آن را از مسئولیتپذیری نیز معاف نمیسازد. در این نقطه، واکنش تماشاگران میتواند دوگانه باشد.
ممکن است کسی صمیمیت مارت و لودویک را رهاییبخش و انسانی ببیند، اما همچنان در برابر خیانتشان احساس ناخشنودی کند. این فاصله میان جذابیت عاطفی و داوری اخلاقی از کاستیهای ناخواستهٔ اثر نیست؛ بخشی از تنش آن است. بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه به سبکبالی شخصیتها اعتماد میکند و کمتر به عمق آسیبهایی میپردازد که انتخابهایشان میتواند بر دیگران وارد کند.
همین امر ممکن است همدلی کامل با زوج اصلی را دشوار سازد. کمدیای که همیشه به مقصد نمیرسد «Cousin, Cousine» خود را در قلمرو کمدی عاشقانه قرار میدهد، اما خنده در آن همواره به قدرت موقعیتهای عاطفیاش نیست. برخی لحظهها از دل حسادت، سوءتفاهم و رفتارهای متناقض شخصیتها طنزی خوشایند میسازند؛ بهویژه هنگامی که چهرهٔ عمومی و ادعاهای اخلاقی افراد با رفتار واقعیشان فاصله میگیرد.
« در این نقطه، واکنش تماشاگران میتواند دوگانه باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، ریتم طنز گاه ملایمتر از آن است که انتظار یک کمدی پرتحرک را برآورده کند. فیلم بیشتر به لبخند و مشاهدهٔ کنایهآمیز گرایش دارد تا خندهٔ بلند. در نتیجه، اگر تماشاگر با تصور کمدیای پر از شوخیهای پیدرپی سراغ آن برود، ممکن است اثر را کمطنزتر از وعدهٔ ژانرش بیابد. کمدی فیلم در بهترین لحظههایش از شخصیتها و فضای خانوادگی برمیخیزد، نه از شوخیهای مستقل و ضرباهنگی تند؛ در لحظههای ضعیفتر نیز همین خویشتنداری باعث میشود بعضی موقعیتها بیش از آنکه بامزه باشند، صرفاً عجیب یا ناخوشایند به نظر برسند.
رنگوبوی دههٔ هفتاد فضای فیلم آشکارا به زمانهٔ خود تعلق دارد. موسیقی ژرار آنفوسو، جشنها، لباسها و آزادی رفتاری شخصیتها، حالوهوایی میسازند که به سینمای دههٔ هفتاد گره خورده است. این عناصر صرفاً پسزمینهای تزئینی نیستند؛ به فیلم کمک میکنند جهان اجتماعیای را تصویر کند که در آن قواعد سنتی ازدواج و خانواده بهتدریج در معرض پرسش قرار گرفتهاند.
موسیقی، بهویژه، یکی از دلنشینترین اجزای تجربهٔ فیلم است. حالوهوای سرزندهاش با حرکت شخصیتها و فضای مهمانیها تناسب دارد و در حافظه میماند، حتی اگر برخی شوخیها اثر لازم را نگذارند. از سوی دیگر، همین تعلق تاریخی ممکن است فیلم را برای تماشاگر امروز ناهموار کند: آزادیخواهی و سبکبالی آن گاه تازه و جذاب جلوه میکند و گاه چنان آسان از کنار پیامدهای عاطفی میگذرد که فاصلهای انتقادی میان تماشاگر و شخصیتها پدید میآورد.
« بااینهمه، ریتم طنز گاه ملایمتر از آن است که انتظار یک کمدی پرتحرک را برآورده کند. »
قوتها و کاستیها
بازیگری و ظرافت اجرا بارو و لانوکس ستون عاطفی فیلماند، اما بازیگران پیرامونی نیز به آن بافتی خانوادگی و زنده میبخشند. ماری-فرانس پیزیه و گی مارشان، در نقش همسرانی که هر یک به شیوهٔ خود درگیر تناقضهای رابطهاند، به فضای فیلم انرژی میدهند. حضور شخصیتهای فرعی کمک میکند خانواده صرفاً مجموعهای از تماشاگران منفعل نباشد؛ هرکس با خلقوخو و منافع خاص خود، به آشفتگی شیرین و گاه تلخ جمع دامن میزند.
اجرای بازیگران عموماً متکی بر اغراقهای کوچک و واکنشهای روزمره است. این شیوه با لحن فیلم سازگار است و از تبدیل داستان به ملودرامی سنگین جلوگیری میکند. در عین حال، سبک بازی و میزانسن کمتکلف فیلم ممکن است برای کسانی که انتظار شخصیتپردازی عمیقتر یا پرداخت روانشناختی مفصل دارند، کمی سبکوزن به نظر برسد.
جمعبندی «Cousin, Cousine» بیش از آنکه کمدیای پیوسته خندهدار باشد، مطالعهای سبکبال دربارهٔ کشش عاطفی، بیوفایی و نقش خانواده در شکلدادن به رفتار آدمهاست. نیروی اصلی فیلم در شیمی گرم و طبیعی مارت و لودویک، فضای دلنشین دههٔ هفتادی و مشاهدهٔ مناسبات خانوادگی نهفته است؛ ضعفش نیز در طنزی است که گاه به اندازهٔ موقعیتهایش اثرگذار نمیشود و در برخوردی نسبتاً آسانگیرانه با تبعات خیانت.
« اجرای بازیگران عموماً متکی بر اغراقهای کوچک و واکنشهای روزمره است. »
جمعبندی
تماشای آن زمانی بیشترین لذت را دارد که از آن انتظار کمدیای پرهیاهو یا داوری اخلاقی قاطع نداشته باشیم. فیلم ترجیح میدهد آدمهایش را در تناقضهایشان نشان دهد: جذاب و خودخواه، صمیمی و آسیبزننده، سبکدل و گرفتار. همین دوگانگی، با وجود ناهمواریهایش، به اثر ماندگاری فراتر از یک قصهٔ عاشقانهٔ ساده میبخشد.
« تماشای آن زمانی بیشترین لذت را دارد که از آن انتظار کمدیای پرهیاهو یا داوری اخلاقی قاطع نداشته باشیم. »
ثبت دیدگاه