نقد و بررسی
نقد مردی از رینو (Man from Reno) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی میان دو جهان «مردی از رینو» ساختهٔ Dave Boyle، اثری جنایی و نئونوآر است که دو مسیر روایی را در آغاز جدا از هم پیش میبرد. در یکی، کلانتر پل دل مورال با مردی ژاپنی روبهرو میشود که پس از تصادفی در جادهای مهگرفته ناپدید شده است؛ در دیگری، آکی آکاهوری، نویسندهٔ رمانهای جنایی، پس از آشنایی با مسافری مرموز درگیر غیبتی بیتوضیح میشود.
دو ماجرا کمکم به یکدیگر راه مییابند و فیلم از دلِ این تلاقی، معمایی میسازد که تماشاگر را به بازنگری در برداشتهای نخستینش وامیدارد. فیلم از همان ابتدا به قراردادهای آشنای ژانر پلیسی تکیه نمیکند تا پاسخ را سریع و روشن در اختیار مخاطب بگذارد. اطلاعات قطرهچکانی میرسند، نشانهها گاه گمراهکنندهاند و حتی رابطهٔ زمانی میان رخدادها مدتی مبهم میماند.
این شیوه به اثر حالوهوایی رازآلود میدهد، اما همزمان مطالبهای از تماشاگر دارد: باید جزئیات را به خاطر سپرد و آمادگی داشت که برداشتهای اولیه تغییر کنند. جذابیت اصلی فیلم نه فقط در یافتن پاسخ، بلکه در پیگیری مسیری است که پاسخ را پیوسته از دسترس دور میکند. فیلمنامه و معماری تعلیق نقطهٔ قوت محوری اثر، ساختار فیلمنامه است.
پیوند میان خط داستانی پل و آکی با شتاب و توضیح مستقیم شکل نمیگیرد؛ فیلم ابتدا هر یک را در فضای مستقل خود میپروراند و سپس بهتدریج نسبت میان آنها را روشن میکند. این انتخاب، حس گسترش معما را تقویت میکند: مخاطب بهجای آنکه از همان ابتدا بداند کدام سرنخ اهمیت دارد، ناچار است احتمالهای گوناگون را در ذهن نگه دارد.
« فیلم از همان ابتدا به قراردادهای آشنای ژانر پلیسی تکیه نمیکند تا پاسخ را سریع و روشن در اختیار مخاطب بگذارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلمنامه همچنین از عناصر نامتعارف و جزئیات ظاهراً کوچک برای برهمزدن انتظار استفاده میکند. بعضی سرنخها، از جمله چیزهایی که ممکن است در نگاه اول کماهمیت یا حتی غریب جلوه کنند، بهتدریج در شبکهٔ پیچیدهٔ روایت جای میگیرند. چنین رویکردی به فیلم شخصیت میبخشد و آن را از یک روند پلیسیِ متعارف دور میکند.
با این حال، تراکم پیچشها گاهی به بهای وضوح تمام میشود. هرچه فیلم نشانههای بیشتری روی هم میگذارد، احتمال دارد تماشاگر بهجای مشارکت در حل معما، برای مرتبکردن اطلاعات عقب بماند. پیچیدگی زمانی ثمربخش است که هر بازگشایی، لایهای تازه به معنا بیفزاید؛ در اینجا گاهی انباشت رازها از روشنشدن انگیزهها پیشی میگیرد.
آکی و مسئلهٔ کنشمندی آکی در نقطهٔ تلاقی میان نویسندگی و تجربهٔ واقعیِ معما قرار میگیرد. او نویسندهٔ داستانهای جنایی است و توانایی مشاهده و استدلالش از همین پیشینه نیرو میگیرد؛ اما فیلم او را به نسخهای ساده از کارآگاه همهچیزدان تبدیل نمیکند. آکی آسیبپذیر، آشفته و گاه گرفتار وضعیتی است که مهارت ذهنیاش بهتنهایی راه خروج از آن را نمیگشاید.
این فاصله میان زنی که معما مینویسد و زنی که ناگهان خود درون معما قرار میگیرد، ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. با این همه، آکی در بخشهایی بیش از آنکه نیروی پیشبرندهٔ داستان باشد، به واکنش نشاندادن به رویدادها محدود میشود. شخصیت او ایدهای جذاب دارد، اما دروننگری و جزئیات عاطفی کافی همیشه به آن افزوده نمیشود تا تصمیمهایش بهتمامی از تجربهٔ شخصی و خواستههای روشن سرچشمه بگیرند.
« فیلمنامه همچنین از عناصر نامتعارف و جزئیات ظاهراً کوچک برای برهمزدن انتظار استفاده میکند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، گاه به نظر میرسد داستان بیش از آنکه از مسیر تحول او پیش برود، از او برای جابهجایی میان سرنخها استفاده میکند. این محدودیت از جذابیت نقش نمیکاهد، اما مانع میشود آکی به اندازهٔ ظرفیت بالقوهاش به شخصیتی کاملاً پیچیده و ماندگار بدل شود. پل دل مورال و سوی انسانی ماجرا پل، برخلاف تصویر کلیشهای کلانترِ شکستناپذیر، با وقار و محدودیتهای انسانیاش در داستان حضور دارد.
بازی Pepe Serna به شخصیت او وزن و گرمایی آرام میبخشد؛ نوعی جدیت که بیآنکه به خشکی تبدیل شود، با تجربه و مسئولیت حرفهای پیوند دارد. او معما را دنبال میکند، اما حضورش صرفاً به کارکرد رواییِ «تحقیقکننده» فروکاسته نمیشود. رابطهاش با محیط پیرامون و لحن سنجیدهاش، به داستانی پر از آدمهای ناشناس و اطلاعات مبهم، تکیهگاهی زمینی میدهد.
Ayako Fujitani نیز در نقش آکی، آمیزهای از هوشیاری و脆弱یت عاطفی را به نمایش میگذارد؛ و Kazuki Kitamura با حضوری رازآلود، به فضای عدماطمینان فیلم نیرو میدهد. بازیها عموماً از اغراق دور میمانند و همین خویشتنداری با لحن اثر سازگار است. با این حال، شخصیتپردازی همهٔ چهرهها به یک اندازه بسط نمییابد.
برخی از آنها بیشتر برای چرخاندن چرخدندههای قصه حضور دارند تا آنکه زندگی مستقل و انگیزههایی چندلایه پیدا کنند. این موضوع در داستانی که بر پنهانکاری بنا شده، تا حدی پذیرفتنی است؛ اما گاهی رازآلودبودن جای شناختن شخصیت را میگیرد. مه، قاببندی و جهان نئونوآر فضاسازی از مؤثرترین جنبههای فیلم است.
« او معما را دنبال میکند، اما حضورش صرفاً به کارکرد رواییِ «تحقیقکننده» فروکاسته نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مه، جادههای خلوت و محیطهای کمنور فقط پسزمینهای زیبا نیستند؛ آنها به زبان بصریِ خودِ معما بدل میشوند. تصویرها مدام میان آشکار و پنهان نوسان دارند و چشماندازهای آرام، حسی از تهدید زیرپوستی در خود حمل میکنند. فیلم بهجای آنکه با حرکت پرشتاب یا نمایش مداوم خشونت تعلیق بسازد، از سکوت، مکث و فاصله بهره میگیرد.
این خویشتنداری، حالوهوای نئونوآر اثر را شکل میدهد و با داستانی که حقیقت را پنهان میکند، تناسب دارد. فضای میان دو فرهنگ نیز به روایت رنگی ویژه میبخشد. جابهجایی میان ژاپن و کالیفرنیا، و برخورد آدمهایی با زبانها و تجربههای متفاوت، صرفاً زینت داستان نیست؛ بر حس بیگانگی و ناآشنایی آن میافزاید.
با این حال، این ظرفیت همیشه تا ژرفای ممکن پیش نمیرود. گاه تفاوت فرهنگی بیشتر به بافت محیطی و نشانهای از فاصله میان شخصیتها محدود میماند تا نیرویی که انتخابها و روابطشان را بهطور جدی دگرگون کند. ریتم و تجربهٔ تماشاگر ریتم «مردی از رینو» آهسته و سنجیده است. فیلم برای ساختن تعلیق، زمان میگذارد و از پرتاب سریع مخاطب میان حادثهها پرهیز میکند.
این مکثها به فضاسازی کمک میکنند و فرصتی میدهند تا سرنخها در ذهن رسوب کنند. برای تماشاگرانی که از معماهای آرام و تدریجی لذت میبرند، چنین رویکردی میتواند گیرا باشد؛ زیرا هر صحنه وعدهٔ پاسخ فوری نمیدهد و گاهی خودِ انتظار بخشی از تجربه است. اما کندی روایت همیشه به معنای عمق یا تنش بیشتر نیست.
« مه، جادههای خلوت و محیطهای کمنور فقط پسزمینهای زیبا نیستند؛ آنها به زبان بصریِ خودِ معما بدل میشوند. »
قوتها و کاستیها
در بخشهایی، فیلم چنان در حفظ ابهام پافشاری میکند که کشش داستان کاهش مییابد. وقتی اطلاعات تازه دیر میرسند و شخصیتها نیز کمتر مجال بروز مییابند، مکث به جای تعلیق میتواند به سکون نزدیک شود. افزون بر آن، پیچیدگی روایت نیازمند توجهی پیوسته است؛ اگر تمرکز مخاطب لحظهای از دست برود، بازگشت به رشتهٔ ماجرا آسان نیست.
این ویژگی فیلم را برای برخی تماشاگران پاداشبخش و برای برخی دیگر خستهکننده خواهد کرد. نسبت فیلم با ژانر جنایی اثر از مواد آشنای سینمای جنایی استفاده میکند: غیبت مرموز، هویتهای نامطمئن، سرنخهای پراکنده و تحقیقی که هرچه پیش میرود، صورت مسئلهاش تغییر میکند. با این حال، فیلم تنها به بازسازی الگوهای ژانر بسنده نمیکند؛ پیوند نویسندهٔ رمان جنایی با معمایی واقعی، امکان بازی با مرز میان تخیل و تجربه را فراهم میآورد.
پرسش مهم آن است که آیا دانستن قواعد داستانهای کارآگاهی، در مواجهه با واقعیتی آشفته و غیرقابلپیشبینی کمکی میکند یا نه. همین ایده به آکی جایگاهی فراتر از یک شاهد اتفاقی میدهد، هرچند اجرای آن میتوانست شخصیت او را فعالتر و از نظر عاطفی پربارتر کند. جمعبندی «مردی از رینو» فیلمی معمایی با فیلمنامهای پیچیده، بازیهایی محکم و فضایی نئونوآر و مهآلود است.
امتیازش در حفظ راز، پیوند دادن دو مسیر روایی و بهرهگیری از جزئیات غیرمنتظره نهفته است؛ در برابر، ریتم کند، تراکم گاه گیجکنندهٔ اطلاعات و شخصیتپردازی نابرابر از نیروی آن میکاهند. فیلم برای مخاطبی مناسب است که از معماهای تدریجی و روایتهای چندلایه لذت میبرد و حاضر است برای کنار هم گذاشتن سرنخها صبور بماند.
« در بخشهایی، فیلم چنان در حفظ ابهام پافشاری میکند که کشش داستان کاهش مییابد. »
جمعبندی
تجربهٔ آن بیش از آنکه بر هیجان پیوسته استوار باشد، بر حس تردید و میل به فهمیدن تکیه دارد؛ حسی که حتی پس از روشنشدن بخشی از رازها، در فضای سرد و ناآرام فیلم باقی میماند.



ثبت دیدگاه