نقد و بررسی
نقد برنامهنویس بامزه (Cute Programmer) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای شیرین با تناقضی جدی «Cute Programmer» از همان آغاز میان دو میل متعارض حرکت میکند: میخواهد قصهای سبک و دلنشین دربارهٔ عشق و نزدیکی تدریجی دو نفر باشد، و در عین حال به تبعیض جنسیتی در محیط کار و دشواری زنان در ورود به حرفهای مردانه بپردازد. لو لی برای رسیدن به شغل برنامهنویسی، هم رشتهٔ دانشگاهیاش را برمیگزیند و هم مسیر حرفهای جیانگ ییچنگ را دنبال میکند؛ اما با مانعی روبهرو میشود که قصه را به کمدی هویت پنهان بدل میکند: شرکتِ مردی که تحسینش میکند، زنان را استخدام نمیکند.
پنهانکردن هویت و سپس توافق برای ایفای نقش یک زوج قراردادی، موتور اصلی ماجراست. این چیدمان بهخودیخود ظرفیت طنز و تعلیق دارد، اما تناقض محوری سریال نیز از همانجا پدیدار میشود. اثر میخواهد از توانایی حرفهای لو لی دفاع کند، ولی او را در موقعیتی قرار میدهد که برای ورود به کار ناچار است هویت خود را پنهان کند.
همین تضاد، اگر جدیتر کاویده میشد، میتوانست داستان را از یک کمدی عاشقانهٔ آشنا فراتر ببرد. بااینحال، سریال بیشتر به استفاده از موقعیت برای ساختن سوءتفاهم و لحظات بامزه علاقه دارد تا بررسی منسجم پیامدهای آن. لو لی؛ جاذبهٔ اصلی روایت لو لی در میان عناصر داستان، شخصیتی است که بیش از همه میتواند توجه مخاطب را حفظ کند.
علاقهٔ او به برنامهنویسی صرفاً بهانهای برای نزدیکشدن به مرد محبوبش نیست؛ دستکم در بخشهای کاری، او مهارت و پشتکار خود را نشان میدهد و میکوشد با دانشش جایگاهی به دست آورد. این وجه از شخصیت، به روایت نیرویی مستقل میدهد: لو لی فقط عاشقی مشتاق نیست، بلکه زنی است که برای ورود به حرفهای دشوار تلاش میکند.
« پنهانکردن هویت و سپس توافق برای ایفای نقش یک زوج قراردادی، موتور اصلی ماجراست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، انگیزهٔ عاطفی او گاهی بر استقلالش سایه میاندازد. شیفتگی طولانیاش به جیانگ ییچنگ سبب میشود رفتارهای خودخواهانه و سرد او را بیش از اندازه تحمل کند. در نتیجه، فاصلهای میان توانمندی حرفهای لو لی و انفعال عاطفیاش به وجود میآید؛ فاصلهای که میتواند هم منبع کشمکش باشد و هم مایهٔ دلزدگی.
مخاطب ممکن است از جسارت او در کار لذت ببرد، اما همزمان از اینکه چرا اینهمه انرژی صرف جلب رضایت مردی میشود که چندان شایستهٔ آن نیست، آزرده شود. عاشقانهای بر پایهٔ قرارداد و سوءتفاهم رابطهٔ لو لی و جیانگ ییچنگ بر مجموعهای از تمهیدهای آشنا بنا شده است: عشق یکطرفه، رئیس سرد و سختگیر، هویت پنهان و رابطهای قراردادی که بهتدریج واقعی میشود.
این الگوها در کمدیهای عاشقانه بارها به کار رفتهاند، اما همچنان میتوانند سرگرمکننده باشند؛ بهویژه وقتی بازی دو شخصیت در برابر یکدیگر، کشش و تضاد قابلقبولی بسازد. سریال گاه در همین بخش موفق است. لحظات شیرین و شوخیهای موقعیتی به تماشاگر فرصت میدهند از مسیر رابطه لذت ببرد، و شیمی میان دو بازیگر اصلی برای برخی مخاطبان جذابیت زوج را حفظ میکند.
اما این کشش همیشه به یک اندازه باورپذیر نیست. رفتار جیانگ ییچنگ چنان سرد و خودمحورانه میشود که تغییر تدریجی او به مردی عاشق، بیش از آنکه حاصل تحول عمیق شخصیت باشد، گاه نتیجهٔ نیازهای ملودراماتیک فیلمنامه به نظر میرسد. وقتی رابطه بر سوءتفاهمهای قابلحل و گفتوگوهای عقبافتاده تکیه میکند، شیرینی عاشقانه بهسرعت جای خود را به کلافگی میدهد.
« بااینهمه، انگیزهٔ عاطفی او گاهی بر استقلالش سایه میاندازد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و میزان باورپذیری نقطهٔ قوت بازیها بیشتر در اجرای سبک و سرزندهٔ فضای کمدی دیده میشود. نقش لو لی به انرژی و ظرافت نیاز دارد: او باید هم مصمم و باهوش به نظر برسد و هم در موقعیتهای عاشقانه، لطافت و آسیبپذیری خود را حفظ کند. اجرای ژو شو دان در لحظاتی که شخصیت بر کار و هدف حرفهایاش متمرکز است، بهخوبی ظرفیت او را نشان میدهد؛ همین بخشهاست که لو لی را از یک قهرمان صرفاً عاشق متمایز میکند.
در مقابل، اجرای شینگ ژائو لین در نقش جیانگ ییچنگ برای بخشی از مخاطبان کمرمق یا کمباورپذیر جلوه میکند. شخصیتی که باید هم سختگیر و دستنیافتنی باشد و هم در لحظههای عاطفی از درون دگرگون شود، به دامنهای از ظرافت و تغییر لحن نیاز دارد. هرگاه این تغییر بهاندازهٔ کافی ملموس نباشد، سردیِ آغازین شخصیت بهجای آنکه زمینهٔ تحولش را بسازد، به مانعی برای باورکردن رابطه بدل میشود.
بنابراین حتی وقتی زوج داستان روی کاغذ جذاب به نظر میرسد، اجرا همیشه بار عاطفی لازم را به آن نمیدهد. جهان حرفهای و پرسشهای نیمهکاره یکی از جذابترین وعدههای سریال، پرداختن به تجربهٔ زنی است که میخواهد در عرصهٔ برنامهنویسی جدی گرفته شود. این مسیر میتوانست فرصتی برای نشاندادن دشواری اثبات توانایی، تبعیض در استخدام و سازوکارهای ناعادلانهٔ محیط کار باشد.
در بعضی لحظات، تلاشهای لو لی برای نشاندادن مهارتش، داستان را از کلیشهٔ عاشقانه بیرون میکشد و به آن بُعدی ملموستر میبخشد. اما این بُعد بهطور کامل پرورش نمییابد. مسئلهٔ استخدامنکردن زنان، با توجه به اهمیتش، گاه بیشتر همچون ابزار آغاز ماجرا عمل میکند تا موضوعی که شخصیتها و سازمان داستان ناچار باشند با پیامدهایش روبهرو شوند.
« بازیها و میزان باورپذیری نقطهٔ قوت بازیها بیشتر در اجرای سبک و سرزندهٔ فضای کمدی دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشی از کشمکشهای محیط کار نیز با واکنشها یا تصمیمهایی همراه میشود که از نگاه امروزی سادهانگارانه به نظر میرسند. حاصل، اثری است که ایدهٔ برابری را مطرح میکند، اما همیشه حاضر نیست آن را با همان جدیتی پی بگیرد که از طرح اولیه انتظار میرود. ریتمی که در میانه از نفس میافتد ساختار طولانی سریال در آغاز به سود آن کار میکند.
قصه با معرفی رابطهٔ لو لی و جیانگ ییچنگ و ورود قهرمان به محیط کار، موقعیتهای تازهای برای شوخی و تنش فراهم میآورد. تماشاگر میتواند بهتدریج با شخصیتها آشنا شود و منتظر بماند ببیند رابطهٔ قراردادی چگونه تغییر میکند. فضای شیرین و گاه اغراقآمیز سریال نیز برای کسانی که به دنبال سرگرمی سبک هستند، امتیازی واقعی است.
مشکل آنجاست که این سازوکار پس از مدتی بیش از اندازه تکرار میشود. سوءتفاهمها، عقبنشینیهای عاطفی و کشمکشهایی که با گفتوگویی روشن میشدند، دوباره و دوباره به تعویق میافتند. از میانهٔ راه، ریتم کندتر میشود و داستان بهجای آنکه هر بحران را به تحول معناداری پیوند بزند، گاهی تنها زمان بیشتری برای رسیدن به نقطهٔ بعدی میطلبد.
تماشاگر علاقهمند ممکن است همچنان برای دانستن سرنوشت زوج همراه بماند، اما احتمال دارد در این مسیر احساس کند قصه بیش از اندازه کش آمده است. کمدی، اغراق و مخاطب مناسب «Cute Programmer» از آن دسته آثاری است که ارزش سرگرمیاش به میزان پذیرش اغراق بستگی دارد. شوخیهای سبک، لحظات عاشقانهٔ شیرین و موقعیتهای نامحتمل، برای مخاطبی که دنبال یک کمدی عاشقانهٔ بیدردسر است، میتوانند لذتبخش باشند.
« ریتمی که در میانه از نفس میافتد ساختار طولانی سریال در آغاز به سود آن کار میکند. »
قوتها و کاستیها
برخی صحنهها عمداً از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرند و به فضای کارتونی نزدیک میشوند؛ این انتخاب، اگر با لحن کلی سریال هماهنگ باشد، به آن سرزندگی میدهد، اما اگر تماشاگر انتظار رفتارهای واقعگرایانه داشته باشد، ممکن است تصنعی جلوه کند. اثر همچنین میان دو برداشت متفاوت قرار میگیرد: از یکسو فرمولهای آشنا را بیپرده به کار میگیرد و از سوی دیگر، گهگاه میکوشد مسئلهای اجتماعی را به روایت اضافه کند.
این دو مسیر همیشه بهخوبی در هم نمیآمیزند. با وجود این، همان فرمولی که ممکن است برای یک تماشاگر خستهکننده باشد، برای دیگری دقیقاً همان چیزی است که به دنبالش میگردد: قصهای شیرین، پرحادثه و سرراست که بیش از پیچیدگی روانشناختی، بر حالوهوای دلنشین تکیه دارد. جمعبندی «Cute Programmer» سریالی است که جذابیتهایش را بهتر میتوان در لحظات کوچک و بخشهای حرفهای لو لی یافت تا در تازگیِ طرح یا عمق تحول عاشقانهاش.
فضای بامزه، قهرمان زنِ پرتلاش و ایدهٔ ورود او به محیطی مردمحور، پایههایی امیدوارکننده فراهم میکنند؛ اما ضعف در باورپذیری برخی اجراها، خودخواهی طولانی جیانگ ییچنگ و تکرار سوءتفاهمها مانع از آن میشوند که این ظرفیتها به اثری منسجمتر بدل شوند. تماشاگرانی که از کلیشههای کمدی عاشقانهٔ چینی، رابطهٔ قراردادی و لحظات شیرین لذت میبرند، احتمالاً با وجود فراز و فرودها تا پایان همراه میمانند.
کسانی که ریتم فشرده، تحول عاطفی دقیق یا پرداخت جدیتر به تبعیض شغلی میخواهند، ممکن است از کشآمدن روایت خسته شوند. در نهایت، این سریال بیش از آنکه اثری تازه یا عمیق باشد، سرگرمیای آشنا و گاه دلنشین است؛ اثری که میتواند مخاطب را همزمان به خنده، حرص و پیگیریِ قسمت بعدی وادارد.
« این دو مسیر همیشه بهخوبی در هم نمیآمیزند. »



ثبت دیدگاه