نقد و بررسی
نقد جمعه خوب طولانی (The Long Good Friday) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به لندنِ هارولد شَند «The Long Good Friday» به کارگردانی جان مکنزی، تریلری جنایی است که در لندنِ اواخر دههٔ هفتاد میگذرد؛ شهری که همزمان با خشونت خیابانی و فساد، سودای نوسازی و ورود سرمایهٔ تازه را در سر دارد. هارولد شَند، سردستهای جاهطلب، میخواهد از محدودهای فرسوده در لندنِ شرقی طرحی بزرگ و سودآور بسازد و برای این کار چشم به سرمایهٔ مافیای آمریکایی دوخته است.
اما درست در زمانی که باید مهمانان آمریکایی را متقاعد کند، رشتهای از انفجارها و حملهها نظم قلمرو او را بههم میریزد. فیلم از همین تضاد نیرو میگیرد: آیندهای آراسته و قانونی که هارولد وعده میدهد، بر گذشتهای بنا شده که با زور و ترس شکل گرفته است. شهری میان فرسودگی و رؤیای پیشرفت لندن در فیلم صرفاً پسزمینهای برای تعقیبوگریز و معاملههای زیرزمینی نیست؛ شهر خود یکی از موضوعهای اصلی اثر است.
اسکلهها و محلههای متروک، نشانهٔ اقتصادی گرفتار در رکودند، اما در نگاه هارولد، همان زمینهای رهاشده فرصتی برای ساختن آیندهای تازهاند. پیوند دادن این طرح با میزبانی احتمالی بازیهای المپیک، خیال او را از جاهطلبی شخصی فراتر میبرد: او میخواهد نهفقط ثروتمندتر، بلکه در چشم جامعه پذیرفته شود.
این آرزو، هارولد را به چهرهای پیچیدهتر از یک تبهکار معمولی بدل میکند. او میل واقعی به دگرگونی شهر دارد، اما ابزارهایی که برای رسیدن به هدف به کار میگیرد، از همان جهانی میآیند که مدعی عبور از آن است. فیلم، بدون آنکه این تناقض را به موعظهای ساده تبدیل کند، نشان میدهد که تغییر ظاهر و عنوان، الزاماً ماهیت قدرت را عوض نمیکند.
« این آرزو، هارولد را به چهرهای پیچیدهتر از یک تبهکار معمولی بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هارولد شَند؛ مردی که همهچیز را به کنترل میخواهد باب هاسکینز در نقش هارولد، نیروی مرکزی فیلم است. اجرای او به اتکای فریادهای بلند یا نمایشهای پرزرقوبرق بنا نشده؛ جذابیتش در نوسان دائمی میان شوخطبعی، اعتمادبهنفس، خشم و اضطراب است. هارولد میتواند در یک لحظه میزبان خوشمشربی باشد و در لحظهای دیگر، با خشونتی سرد نشان دهد که اطرافیانش تا چه اندازه از او حساب میبرند.
هاسکینز این دوگانگی را چنان طبیعی بازی میکند که تماشاگر همزمان به کاریزمای شخصیت جذب میشود و از او فاصله میگیرد. نکتهٔ مهم آن است که هارولد صرفاً با زور فرمان نمیراند؛ او به نمایش قدرت نیز نیاز دارد. میخواهد دیگران او را صاحباختیار شهر بدانند، نه فقط مردی که پول و افراد مسلح در اختیار دارد.
هر ضربهای به امپراتوریاش، از این رو، هم تهدیدی عملی است و هم زخمی بر تصویری که از خود ساخته. بازی هاسکینز این نیاز به کنترل را در جزئیات رفتارش آشکار میکند: در مکثها، نگاههای سنجشگر و تلاش او برای حفظ ظاهر، حتی وقتی اوضاع از دستش بیرون میرود. تعلیقِ زادهشده از فروپاشی اعتماد ساختار داستان، مخاطب را همراه هارولد در پی یافتن منشأ حملهها میبرد.
انفجارهای پیدرپی، نهفقط امنیت او، بلکه اعتبارش نزد شرکای آمریکایی را تهدید میکنند. از آنجا که هارولد به وجود خائنی در میان نزدیکانش گمان میبرد، هر گفتوگو میتواند به بازجویی تبدیل شود و هر سکوت معنایی تازه پیدا کند. فیلم با این شیوه، تعلیق را نه بر رازپردازی پیچیده، بلکه بر فرسایش اعتماد بنا میکند.
« هارولد شَند؛ مردی که همهچیز را به کنترل میخواهد باب هاسکینز در نقش هارولد، نیروی مرکزی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
البته این مسیر برای تماشاگر آشنا با ژانر جنایی کاملاً پیشبینیناپذیر نیست. برخی گمانهها زودتر از آنچه فیلم شاید میخواهد، شکل میگیرند و خودِ چارچوب داستان نیز از الگوهای شناختهشدهٔ تریلرهای گانگستری بهره میبرد. با این حال، آگاهی از مقصد احتمالی لزوماً از کشش مسیر نمیکاهد. آنچه اهمیت دارد، فشار فزایندهای است که بر هارولد وارد میشود و واکنشی که این فشار از او بیرون میکشد.
تماشاگر بهجای آنکه فقط بپرسد چه کسی پشت ماجراست، کمکم به این فکر میافتد که یک مردِ عادتکرده به فرماندادن، تا کجا میتواند در برابر چیزی ناشناخته مقاومت کند. ریتم، تصویر و فضای صوتی جان مکنزی فیلم را با رویکردی نسبتاً زمینی و مستقیم پیش میبرد. دوربین بهجای آنکه خشونت را به نمایشهایی شکیل و دور از واقعیت تبدیل کند، آن را درون فضای روزمرهٔ شهر نگه میدارد.
میهمانیها، هتلها، خانهها و خیابانها همگی بخشی از شبکهایاند که در آن تجارت و تبهکاری بهطرزی نگرانکننده به هم نزدیک شدهاند. این انتخاب بصری، تضاد میان ظاهر متمدنانهٔ معاملهها و خشونت پنهان در پشت آنها را تقویت میکند. ریتم اثر نیز از برخورد دو جریان پدید میآید: برنامهٔ حسابشدهٔ هارولد برای آینده و رخدادهای بیوقفهای که آن برنامه را مختل میکنند.
صحنههای گفتوگو، علاوه بر پیشبردن اطلاعات، برای سنجیدن قدرت شخصیتها به کار میروند؛ دیالوگها غالباً تیز و هدفمندند و در زیر شوخی یا تعارف، تهدیدی پنهان دارند. موسیقی و تدوین نیز حس ناآرامی را بالا نگه میدارند، بیآنکه هر لحظه به تماشاگر بگویند چه احساسی داشته باشد. حاصل، فیلمی است که با وجود فضای پرحادثهاش، اجازه میدهد تنش در نگاهها و لحنها هم انباشته شود.
« البته این مسیر برای تماشاگر آشنا با ژانر جنایی کاملاً پیشبینیناپذیر نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران و کیفیت رابطهها هلن میرن در نقش ویکتوریا، در برابر هارولد حضوری سنجیده و متفاوت دارد. شخصیت او تنها همراهی برای نشاندادن زندگی خصوصی مردی خشن نیست؛ حضورش به فیلم امکان میدهد فاصلهٔ میان ظاهر پرقدرت هارولد و شکنندگی موقعیت او را بهتر بسنجد. ویکتوریا به جهان هارولد نزدیک است، اما فیلم او را به بازتابی ساده از جاهطلبی همسرش فرو نمیکاهد.
رابطهٔ این دو، در لحظات آرامتر، سویهای انسانی به داستان میبخشد و همزمان وابستگی آنها به نظم خطرناک پیرامونشان را یادآوری میکند. بازیگران مکمل نیز در ساختن فضای پرشک و بدگمانی مؤثرند. شخصیتهای پیرامون هارولد، هرکدام بخشی از شبکهٔ قدرت او را نمایندگی میکنند: وفاداری، منفعت، ترس یا پیوندهای قدیمی.
به همین سبب، حتی برخوردهای کوتاه نیز اغلب حامل تنشاند. با این همه، تمرکز پررنگ بر هارولد باعث میشود برخی شخصیتهای فرعی بیش از آنکه فرصت تحول مستقل بیابند، در نسبت با بحران او تعریف شوند. امتیازها و محدودیتهای فیلمنامه فیلمنامهٔ بری کیفی، در طراحی موقعیت مرکزی، نقطهٔ اتکای محکمی دارد: مردی که میخواهد از جهان تبهکاری به قلمرو تجارت مشروع وارد شود، ناگهان مجبور میشود همان مهارتهای خشن گذشته را به کار بگیرد.
این ایده ظرفیت دراماتیک روشنی دارد و تقابل میان سرمایهگذاری، سیاست و زور را به داستانی فشرده تبدیل میکند. بااینحال، همهٔ لایههای این ظرفیت به یک اندازه بسط نمییابند. برخی زمینههای اجتماعی و سیاسی بیشتر در حاشیه میمانند و گاهی شخصیتها به کارکرد روایی خود محدود میشوند. همچنین فیلم برای تماشاگر امروز ممکن است در شماری از چرخشهای روایی آشنا به نظر برسد؛ بهویژه اگر نمونههای متأخر سینمای گانگستری را دیده باشد.
« بازیگران و کیفیت رابطهها هلن میرن در نقش ویکتوریا، در برابر هارولد حضوری سنجیده و متفاوت دارد. »
قوتها و کاستیها
جذابیت اصلی اثر، بنابراین، در نوآوری محض داستان نیست، بلکه در اجرای دقیق موقعیتها، گفتوگوهای مؤثر و مرکزیت کاریزماتیک هاسکینز قرار دارد. میتوان تصور کرد که پرداخت منسجمتر بعضی خطهای فرعی، مضمون گذار از اقتصاد زیرزمینی به سرمایهداری رسمی را ژرفتر میکرد؛ با این حال، همین ایدهٔ محوری به فیلم هویتی فراتر از یک قصهٔ انتقامجویانه میدهد.
جمعبندی «The Long Good Friday» تریلری جنایی خوشریتم و شخصیتمحور است که داستانی آشنا را با تصویری ناآرام از لندنِ در آستانهٔ تغییر پیوند میزند. فیلم در همهٔ جزئیات فیلمنامه به یک اندازه تازه یا بینقص نیست، اما بازی درخشان باب هاسکینز، فضای شهری باورپذیر و تنشی که از فروپاشی تدریجی اعتماد برمیخیزد، آن را زنده نگه میدارند.
هارولد شَند میخواهد قدرتش را به شکلی پذیرفتنی و ماندگار بازآرایی کند؛ نیروی دراماتیک اثر از این پرسش سرچشمه میگیرد که آیا میتوان آیندهای قانونی ساخت، بیآنکه گذشتهٔ خشونتبار همچنان فرمانروای آن باشد.



ثبت دیدگاه