نقد و بررسی
نقد بیعدالتی (Injustice) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی بزرگ در قالبی کوچک «Injustice» انیمیشنی ابرقهرمانی از سال ۲۰۲۱ است که اقتباسی آزاد از جهان بازیها و کمیکهای همنام به شمار میرود. فیلم با ایدهای نیرومند آغاز میشود: سوپرمن، پس از فاجعهای شخصی و ویرانگر، به این نتیجه میرسد که برای پایاندادن به خشونت باید خود زمام امور جهان را به دست بگیرد.
در سوی دیگر، بتمن این راهحل را نه نجات، بلکه تهدیدی برای آزادی و اختیار انسانها میبیند و به مقابله برمیخیزد. همین تقابل، هستهای اخلاقی و سیاسی برای داستان فراهم میکند: آیا صلحی که با زور تحمیل شود، هنوز صلح است؟ فیلم برای طرح این پرسش مصالح فراوانی در اختیار دارد؛ از قهرمانانی که در برابر یکدیگر قرار میگیرند تا جامعهای که میان امنیت و آزادی گرفتار شده است.
دشواری اصلی آن است که این جهان گسترده در زمانی کوتاه روایت میشود. حاصل، داستانی است که طرح و مقصدش روشناند، اما مسیر رسیدن به آنها اغلب مجال کافی برای شکلگرفتن پیدا نمیکند. اندوه سوپرمن و لغزش به سوی قدرت مهمترین ظرفیت دراماتیک فیلم، دگرگونی سوپرمن است. او نه صرفاً قهرمانی خشمگین، بلکه انسانی سوگوار است که با رنجی طاقتفرسا روبهرو شده و میکوشد از آن معنایی سیاسی بسازد.
فیلم بهدرستی نشان میدهد که نیت اعلامشدهاش ــ پایاندادن به جنگ و جرم ــ با شیوهای که برای تحقق آن برمیگزیند، بهتدریج در تضاد قرار میگیرد. هرچه قدرت او بیشتر میشود، مرز میان حفاظت و سلطه کمرنگتر به نظر میرسد. بااینحال، این تحول گاه بیش از آنکه بهتدریج در شخصیت رسوب کند، بهصورت تغییراتی پیاپی در وضعیت داستان عرضه میشود.
« همین تقابل، هستهای اخلاقی و سیاسی برای داستان فراهم میکند: آیا صلحی که با زور تحمیل شود، هنوز صلح است؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سوپرمن از قهرمان سوگوار به چهرهای اقتدارگرا نزدیک میشود، اما فیلم برای پیوند دادن این مراحل به یکدیگر شتاب دارد. تماشاگر میتواند منطق کلی سقوط را دریابد، ولی ممکن است احساس کند بعضی گامهای روانی و اخلاقیِ میان آنها حذف شدهاند. در نتیجه، ایدهی تراژیک شخصیت از خودِ تجربهی تراژدی پررنگتر میشود.
بتمن و جدال بر سر آزادی بتمن در برابر سوپرمن، نمایندهی باور به محدودکردن قدرت است؛ حتی هنگامی که آن قدرت در دست نیرومندترین قهرمان زمین قرار دارد. تقابل این دو، بهویژه بهسبب پیشینهی همپیمانیشان، جذابیت دارد: اختلافشان فقط بر سر یک تصمیم نیست، بلکه دربارهی این است که جامعه را چگونه باید از خطر حفظ کرد و چه کسی حق دارد به نام خیر عمومی تصمیم بگیرد.
با وجود این، فیلم همیشه فرصت نمیکند پیچیدگی استدلالهای دو طرف را به اندازهی لازم بپروراند. بتمن اغلب در جایگاه مخالفی قرار میگیرد که باید مقاومت کند، اما بحث میان او و سوپرمن بهندرت از سطح موضعگیری فراتر میرود. سویهی عاطفی رابطهشان، البته، به داستان نیرو میدهد؛ زیرا هر رویارویی یادآور آن است که دشمنی کنونی از دل دوستی و اعتماد پیشین برخاسته است.
لحظههای مربوط به بروس و سلینا نیز از معدود نقاطیاند که فیلم در آنها مکث میکند و اجازه میدهد آسیبپذیری شخصیتها دیده شود. گروهی از قهرمانان، فرصتهایی نابرابر یکی از جذابیتهای جهان «Injustice» آن است که بحران، قهرمانان را وادار میکند جایگاه خود را در برابر قدرت تازه تعیین کنند.
« در نتیجه، ایدهی تراژیک شخصیت از خودِ تجربهی تراژدی پررنگتر میشود. »
شخصیتها و اجرا
برخی در کنار سوپرمن میایستند، برخی از بتمن حمایت میکنند و برخی در میانهی این دو راه، با پیامدهای انتخابشان روبهرو میشوند. این پراکندگی، زمینهی مناسبی برای نمایش اختلافهای اخلاقی و شخصی فراهم میکند و باعث میشود درگیری تنها به دو شخصیت اصلی محدود نماند. اما گستردگی گروه، در این قالب کوتاه به محدودیت بدل میشود.
شماری از شخصیتها برای مدتی کوتاه ظاهر میشوند و پیش از آنکه انگیزه یا رابطهشان با بحران بهخوبی روشن شود، دوباره از کانون روایت بیرون میروند. به همین دلیل، بعضی رخدادهای مهم و مرگها بیشتر کارکرد نشانهگذاری در مسیر داستان دارند تا نتیجهی رابطهای که تماشاگر فرصت کرده باشد با آن پیوند عاطفی برقرار کند.
فیلم میخواهد هم داستانی دربارهی دوستیهای شکسته باشد و هم حماسهای گروهی؛ اما در بسیاری از لحظات، برای جمعکردن این دو هدف زمان کافی ندارد. اکشن؛ نیروی بصری و جایگزین درام صحنههای نبرد از بخشهای موفق فیلماند. رویارویی قهرمانانی که پیشتر در یک جبهه بودند، بهخودیخود تنشی دراماتیک میسازد و طراحی مبارزهها این کشمکش را به حرکت و برخوردهای پرشتاب تبدیل میکند.
اکشنها معمولاً روشن و قابلپیگیریاند و از تضاد تواناییهای شخصیتها برای ساختن لحظههای تماشایی بهره میگیرند. خشونت نیز با لحن تلخ اثر هماهنگ است و نشان میدهد که این جهان قرار نیست پیامدهای درگیری را بیخطر جلوه دهد. بااینهمه، اکشن نمیتواند جای خالی رشد شخصیت را پر کند. گاهی نبردها از نظر دیداری جذاباند، اما آنچه باید پس از آنها در شخصیتها یا روابطشان تغییر کند، بهقدر کافی بسط نمییابد.
« اما گستردگی گروه، در این قالب کوتاه به محدودیت بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بهخصوص وقتی رویدادی مرگبار یا تکاندهنده پشت سر هم رویداد دیگری میآید، فیلم فرصت نمیدهد وزن اتفاق قبلی بر تجربهی تماشاگر بنشیند. ازاینرو، شدت حوادث همیشه با شدت اثر عاطفی آنها برابر نیست. صداپیشگی و تصویر صداپیشگی سوپرمن و بتمن از امتیازهای فیلم است. جاستین هارتلی در نقش سوپرمن، فاصلهی میان آرامش آشنای قهرمان و خشمی را که زیر آن انباشته شده، بهخوبی منتقل میکند.
آنسن ماونت نیز برای بتمن لحنی سنجیده و کنترلشده دارد که با سرسختی و انزوای شخصیت سازگار است. این دو اجرا به تقابل مرکزی فیلم وزن میدهند، حتی وقتی فیلمنامه فرصت کافی برای تعمیق آن ندارد. در بخش بصری، طراحی کلی شخصیتها و خوانایی صحنههای اکشن کارآمد است، اما حرکتها همیشه روان و طبیعی به نظر نمیرسند.
در نتیجه، انیمیشن در لحظاتی که باید احساس را از راه جزئیات چهره یا زبان بدن منتقل کند، تأثیر کمتری دارد. فاصلهی میان ایدههای درشت و اجرای فنی نیز گاهی محسوس است: فیلم میخواهد تراژدی و جنگی فراگیر را تصویر کند، اما کیفیت تصویر و ریتم حرکت همیشه به آن وسعت و سنگینی پاسخ نمیدهد.
اقتباس و مسئلهی فشردگی اقتباس از جهانی که در بازی و کمیک امکان گسترش در چندین مسیر و مرحله را داشته، نیازمند انتخابهای دشواری است. فیلم بخشهایی از آن جهان را کنار میگذارد یا تغییر میدهد تا بتواند روایتی مستقل و فشرده بسازد. این تصمیم بهخودیخود ایراد نیست؛ اقتباس موفق میتواند با فاصلهگرفتن از منبع، روایتی تازه بیافریند.
« ازاینرو، شدت حوادث همیشه با شدت اثر عاطفی آنها برابر نیست. »
قوتها و کاستیها
مشکل زمانی پدیدار میشود که حذف و فشردهسازی نه به تمرکز بیشتر، بلکه به گذر شتابزده از نقاط عطف بینجامد. برای مخاطبی که با داستانهای پیشین آشناست، این تغییرها ممکن است حسِ ازدسترفتن شخصیتها و موقعیتهایی را ایجاد کند که انتظار داشته در فیلم سهم بیشتری داشته باشند. برای مخاطب تازهوارد نیز مسئله وارونه است: او ممکن است با اتفاقهایی روبهرو شود که اهمیتشان از زمان اندکی که به آنها اختصاص یافته، بزرگتر است.
فیلم در نتیجه میان وفاداری به گسترهی جهان و ساختن روایتی مستقل گرفتار میشود؛ نه میتواند همهی غنای منبع را بازسازی کند و نه همیشه از محدودیت زمان برای رسیدن به تمرکز روایی بهره میگیرد. جمعبندی «Injustice» بر ایدهای جذاب و اخلاقاً پربار بنا شده است: قهرمانی که میخواهد جهان را نجات دهد، ممکن است در مسیر نجات آن به عامل تهدید بدل شود.
تقابل سوپرمن و بتمن، فضای تلخ داستان، نبردهای پرتحرک و صداپیشگی دو شخصیت اصلی، لحظههایی تماشایی و تأملبرانگیز میآفرینند. فیلم همچنین در ترسیم این نکته موفق است که سوگواری و خشم، اگر به قدرت بیمهار گره بخورند، میتوانند تصور انسان از عدالت را دگرگون کنند. در برابر این امتیازها، شتاب روایت و کمبود فرصت برای پرورش روابط، تحولات شخصیتی و پیامدهای عاطفی قرار دارد.
بسیاری از ایدهها در فیلم حضور دارند، اما همه به اندازهی ظرفیتشان مجال بسط نمییابند. بنابراین، «Injustice» بیش از آنکه روایتی کاملاً پخته از سقوط یک قهرمان باشد، طرحی فشرده از یک تراژدی ابرقهرمانی است؛ اثری که جهان و پرسشهایش گیرا هستند، اما برای آنکه ضربهی عاطفی کاملتری بر جای بگذارد، به زمان و مکث بیشتری نیاز داشت.
« مشکل زمانی پدیدار میشود که حذف و فشردهسازی نه به تمرکز بیشتر، بلکه به گذر شتابزده از نقاط عطف بینجامد. »



ثبت دیدگاه