نقد و بررسی
نقد یک مخاطب با ادل (An Audience with Adele) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنه، بازگشت به خانه «An Audience with Adele» بیش از آنکه کنسرتی تلویزیونی به معنای معمول باشد، دیداری صمیمانه با هنرمندی است که شهرت جهانیاش نتوانسته حضور انسانی و بیتکلفش را محو کند. برنامه در پالادیوم لندن، تالاری آکنده از خاطره و شکوه صحنهای، شکل میگیرد؛ مکانی که خود به اجراها وزنی آیینی میبخشد.
ادل در برابر جمعی از چهرههای سرشناس، دوستان، هواداران و چهرههای اثرگذار ظاهر میشود و قطعههایی از آثار شناختهشدهاش را کنار ترانههای آلبوم «۳۰» میخواند. حاصل، هم جشنی برای بازگشت اوست و هم فرصتی برای دیدن فاصله کوتاه میان ستارهٔ بزرگ و انسانی که روی صحنه شوخی میکند، مکث میکند و گاهی آشکارا از اهمیت لحظه متأثر میشود.
این برنامه با تلفیق ترانه و گفتوگو، بر صمیمیت و شخصیت ادل تکیه دارد؛ هرچند همین تلفیق همیشه به تعادل کامل نمیرسد. صدایی که مرکز ثقل برنامه است بزرگترین دستاورد برنامه، بیتردید صدای ادل است؛ صدایی که نیازی به آرایش تصویری یا جلوههای نمایشی پرحجم ندارد تا توجه را به خود جلب کند.
قدرت آن در صرفاً بلندی یا وسعت صوتی خلاصه نمیشود؛ کیفیت اصلیاش توانایی انتقال حس است. او در لحظههای آرام، اندوه و شکنندگی را به شکلی ملموس به شنونده نزدیک میکند و در اوجهای پرقدرت، ترانه را به تجربهای مشترک برای تالار بدل میسازد. اجراها بهجای آنکه تنها یادآور نسخههای استودیویی باشند، حضور زنده و خطرپذیر خواندن در برابر جمع را حفظ میکنند.
« قدرت آن در صرفاً بلندی یا وسعت صوتی خلاصه نمیشود؛ کیفیت اصلیاش توانایی انتقال حس است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ترانههای شناختهشده، از جمله «Hello»، بار خاطره و انتظار مخاطب را با خود دارند؛ قطعههای آلبوم «۳۰» نیز رنگوبویی تازهتر به مجموعه میبخشند. کنار هم قرار گرفتن این دو دسته، برنامه را از مرور صرفِ گذشته دور میکند و آن را به تصویری از هنرمندی بدل میسازد که هم با میراث خود روبهرو است و هم مسیر تازهای را پیش میگیرد.
با این همه، برای مخاطبی که در درجه نخست خواهان شنیدن موسیقی است، شمار اجراها و فرصت محدود آنها ممکن است اندکی ناامیدکننده باشد. حضور پررنگ گفتوگوها بخشی از زمانی را میگیرد که میتوانست به ترانههای بیشتری اختصاص یابد. گفتوگو میان صمیمیت و قالب ساختار «An Audience with…» بر گفتوگو با حاضران استوار است؛ فرمی که امکان میدهد هنرمند از پشت فاصلهٔ صحنه و جایگاه ستاره بیرون بیاید.
پرسشها مسیرهایی برای روایت خاطره، شوخی و اشاره به زندگی و موسیقی ادل باز میکنند. جذابیت این بخشها بیش از آنکه در عمق پرسشها باشد، به واکنشهای بداهه و طرز پاسخگویی او وابسته است. ادل با زبانی صریح و شوخطبعی تند و تیز، حتی موقعیتهایی ساده را به لحظههایی سرگرمکننده بدل میکند.
گاه همین راحتی در سخن گفتن، بیش از پاسخها درباره محبوبیت عمومی او توضیح میدهد: مخاطب احساس میکند با شخصی روبهروست که از ستاره بودنش آگاه است، اما حاضر نیست هر جملهاش را به بیانیهای رسمی تبدیل کند. بااینحال، گفتوگوها همیشه همانقدر خودجوش به نظر نمیرسند که فضای دوستانهٔ برنامه وعده میدهد.
« حضور پررنگ گفتوگوها بخشی از زمانی را میگیرد که میتوانست به ترانههای بیشتری اختصاص یابد. »
شخصیتها و اجرا
شماری از پرسشها بیش از حد امن و آساناند و کمتر به کنجکاوی واقعی یا پرسشهای دشوار نزدیک میشوند. بنابراین، این بخش گاهی میان گفتوگوی آزاد و موقعیتی از پیش طراحیشده معلق میماند. این کاستی الزاماً صمیمیت برنامه را از بین نمیبرد، اما برای مخاطبی که انتظار مواجههای ژرفتر با تجربهٔ هنری و شخصی ادل دارد، سطحی محدودتر از آنچه ممکن بود فراهم میآورد.
مهمانان؛ نیرویی برای گرما و حواسپرتی حضور مهمانان مشهور یکی از ویژگیهای تعیینکنندهٔ برنامه است. واکنشهای آنان، همخوانیها و لحظههایی که با موسیقی همراه میشوند، به اجراها حالوهوای مهمانی میبخشند. در میان این لحظهها، رقص پرشور اما تماشایی اما تامپسون و شوخیهای آلن کار برجستهاند؛ حضورهایی که انرژی تالار را بالا میبرند و برنامه را از یک اجرای رسمی و یکسویه دور میکنند.
تشویق و همراهی حاضران نیز حس مشارکت را تقویت میکند: موسیقی صرفاً برای دوربین اجرا نمیشود، بلکه در اتاقی پر از واکنش و ارتباط جریان دارد. در عین حال، همین جمع پرستاره میتواند توجه را از موضوع اصلی منحرف کند. دوربینها و تدوین، گاه علاقهمندند واکنش چهرههای شناختهشده را به اندازهٔ خود اجرا برجسته کنند؛ انتخابی که برای مخاطبِ مشتاق تماشای ادل، همیشه خوشایند نیست.
برنامه از حضور این افراد برای ساختن حس رویداد و شوخطبعی بهره میگیرد، اما گاهی این جذابیت جانبی به رقابت با موسیقی میافتد. بهترین لحظهها آنهایی هستند که مهمانان به جای تصاحب صحنه، به بخشی از فضای اجرای ادل تبدیل میشوند؛ لحظههایی که ستارهبودن آنان در خدمت گرمای جمع قرار میگیرد، نه آنکه مرکز توجه را از خواننده بگیرد.
« شماری از پرسشها بیش از حد امن و آساناند و کمتر به کنجکاوی واقعی یا پرسشهای دشوار نزدیک میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پالادیوم و زبان تصویر پالادیوم فقط پسزمینهای باشکوه برای برنامه نیست؛ معماری و اعتبار تاریخی آن به اجرا بُعدی نمایشی میدهد. حضور ادل در چنین تالاری، حس بازگشت و تعلق را تقویت میکند و میان آوازهای شخصی او و شکوه فضای عمومی پیوند میزند. تصویرپردازی، معمولاً به جای نمایش پیچیده و پرزرقوبرق، بر خواننده و واکنش حضار تمرکز دارد.
این انتخاب با روح برنامه سازگار است: مقصود، ساختن جهانی خیالی و جدا از مخاطب نیست، بلکه ثبت لحظهای زنده در فضایی واقعی است. بااینحال، تدوین میان موسیقی، پرسشها و نماهای مهمانان گاهی ریتمی نابرابر ایجاد میکند. بخشهایی که میتوانند مجال بیشتری برای نفس کشیدن داشته باشند، زود به واکنش بعدی یا گفتوگویی تازه میرسند.
این شتاب، بهویژه در برنامهای که کیفیت اصلیاش حضور زندهٔ ادل است، گاهی از ماندگاری لحظه میکاهد. اجرای موسیقی ظرفیت آن را دارد که با مکث و تمرکز، احساس را در فضا تثبیت کند؛ اما قالب تلویزیونی بهطور طبیعی میل دارد پیوسته میان بخشهای گوناگون حرکت کند. نتیجه در مجموع خوشتماشا است، هرچند همیشه به موسیقی فرصت کامل نمیدهد.
احساسات بیپیرایه و نمایش حسابشده یکی از جذابیتهای ادل، توانایی او در برقراری رابطهای بیواسطه با احساسات است. برنامه نیز از این ویژگی بهره میبرد؛ شوخی و هیجان در کنار آسیبپذیری قرار میگیرند، بیآنکه یکی دیگری را کاملاً خنثی کند. وقتی گفتوگو به خاطرات و کسانی میرسد که در مسیر زندگی او اثر گذاشتهاند، فضای سرگرمکننده رنگی شخصیتر به خود میگیرد.
« تصویرپردازی، معمولاً به جای نمایش پیچیده و پرزرقوبرق، بر خواننده و واکنش حضار تمرکز دارد. »
قوتها و کاستیها
بازگشت معلم دوران مدرسهاش، در پی صحبت از الگوهای اثرگذار، نمونهای از لحظههایی است که برنامه از سطح سرگرمی صرف فراتر میرود و پیوندی واقعیتر با گذشتهٔ ادل برقرار میکند. البته این لحظههای عاطفی در دل برنامهای تلویزیونی و در برابر دوربین شکل میگیرند؛ پس نمیتوان حضور طراحی و آمادهسازی را نادیده گرفت.
اما حسابشدهبودنِ ساختار، لزوماً احساس را ساختگی نمیکند. اهمیت چنین لحظههایی در آن است که واکنش ادل را در نسبت با شهرت و تصویر عمومیاش نشان میدهند: او میتواند در یک لحظه اجراکنندهای مسلط باشد و لحظهای بعد، از خاطرهای شخصی بههم بریزد یا برای جمعوجور کردن خود مکث کند. همین جابهجایی میان کنترل صحنه و رهاشدن در احساس، به برنامه بُعد انسانی میبخشد.
جمعبندی «An Audience with Adele» برنامهای است که نیروی اصلیاش را از شخصیت و صدای ادل میگیرد. فضای گرم، شوخطبعی او، حضور پرانرژی مهمانان و ترکیب قطعههای آشنا با آثار تازه، آن را به تجربهای دلنشین و سرزنده بدل میکند. در بهترین لحظهها، حس میشود مخاطب نه فقط تماشاگر یک کنسرت، بلکه مهمان دورهمیای است که موسیقی در مرکز آن قرار دارد.
در مقابل، پرسشهای بیش از اندازه آسان، سهم نسبتاً زیاد گفتوگو و تمرکز گاه افراطی بر چهرههای مشهور، از یکپارچگی اثر میکاهد و فرصت شنیدن موسیقی بیشتر را محدود میکند. بااینهمه، کاستیهای برنامه بیشتر به قالب و میزانسن آن مربوطاند تا به هنرمندی که در مرکز صحنه ایستاده است. ادل هر بار که میخواند، روشن میکند چرا صدایش همچنان مهمترین دارایی این اجراست؛ و هر بار که از چارچوب گفتوگو بیرون میزند، به برنامه رنگی شخصی و غیررسمی میدهد.
« اما حسابشدهبودنِ ساختار، لزوماً احساس را ساختگی نمیکند. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه کنسرتی کامل یا گفتوگویی عمیق باشد، پرترهای تلویزیونی از یک ستاره در جمع نزدیکان و تحسینکنندگانش است: پرترهای گرم و سرگرمکننده که گاه میتوانست موسیقی را بیشتر در مرکز نگه دارد، اما در مجموع با جذابیت حضور ادل جان میگیرد.


ثبت دیدگاه