نقد و بررسی
نقد مزدور (The Mercenary) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگی، نه رهایی از گذشته «The Mercenary» فیلم اکشن مستقلی به کارگردانی Jesse V. Johnson است که در سال ۲۰۲۰ به نمایش درآمد. قهرمانش، مکس، مزدوری آموزشدیده است که پس از مأموریتی فاجعهبار در آمریکای جنوبی، به حال خود رها میشود و به کمک گروهی از مردم محلی جان دوباره میگیرد.
او میکوشد از زندگی خشونتآمیزش فاصله بگیرد، اما بازگشت همرزمان پیشین، این آرامش تازه را به آزمونی دشوار بدل میکند. فیلم از همان آغاز روشن میسازد که با روایتی آشنا از خشونت، پشیمانی و رستگاری روبهرو هستیم؛ امتیازش نه در تازگی طرح، بلکه در نحوهی اجرای صحنههای اکشن و تمرکزش بر قهرمانی کمحرف و فرسوده است.
قصهای آشنا، با کشاکشی روشن ساختار داستان بر دو نیروی متقابل استوار است: میل مکس به ترک گذشته و اصرار گذشته بر بازگرداندنش. این تقابل، به فیلم مسیری سرراست میدهد؛ مخاطب از همان ابتدا میتواند حدس بزند که آرامش قهرمان در برابر تهدیدهای تازه دوام نخواهد آورد. فیلم نیز چندان نمیکوشد این پیشبینیپذیری را با پیچشهای پیچیده یا لایههای روایی پنهان کند.
« بازگشت به زندگی، نه رهایی از گذشته «The Mercenary» فیلم اکشن مستقلی به کارگردانی Jesse V. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این حال، طرح ساده بهخودیخود نقطهضعف قطعی نیست. در یک فیلم اکشن کمخرج، روایت موجز میتواند راه را برای تمرکز بر شخصیت اصلی و صحنههای درگیری باز کند. مشکل آنجاست که بعضی تحولات شخصیتی بیش از آنکه از دل تجربههای مکس بجوشند، تابع نیاز فیلم به حرکت داستاناند. تردید اخلاقی او گاه بیشتر توضیح داده میشود تا بهتدریج در رفتار و انتخابهایش شکل بگیرد.
در نتیجه، کشمکش درونی ظرفیت جذابی دارد، اما پرداخت آن همیشه به اندازهی صحنههای عملیاتی قانعکننده نیست. مکس؛ مردی میان مهارت و پشیمانی بازیگر نقش مکس، Dominiquie Vandenberg، با پیشینهی رزمی و حضور فیزیکی خود برای این نقش انتخاب مناسبی است. او شخصیتی را بازی میکند که عادت دارد بهجای توضیح دادن، واکنش نشان دهد؛ بنابراین سکوت، نگاههای سنگین و حرکات سنجیدهاش بخشی از بیان شخصیت میشود.
در صحنههای مبارزه، بدن بازیگر ابزار اصلی روایت است: مکس نه فقط در حال غلبه بر حریف، بلکه در حال بازگشت به مهارتی است که میخواهد از آن فاصله بگیرد. این حضور، بهویژه در نیمهی نخست، فیلم را از قهرمان اکشنی یکبعدی دور میکند. مکس خشونت را صرفاً نمایش قدرت نمیبیند؛ انگار هر بار که به آن بازمیگردد، با بخشی از گذشتهی خود نیز مواجه میشود.
« با این حال، طرح ساده بهخودیخود نقطهضعف قطعی نیست. »
شخصیتها و اجرا
البته بازی او در لحظات آرامتر گاه به خویشتنداری بیش از حد نزدیک میشود و فرصت چندانی برای آشکار شدن پیچیدگیهای عاطفی شخصیت باقی نمیگذارد. فیلم بیش از آنکه بر گفتوگوهای طولانی تکیه کند، به چهره و کنش تکیه دارد؛ این انتخاب با جنس اثر هماهنگ است، اما ممکن است برای بینندهای که انتظار تحول روانشناختی پرجزئیات دارد، کافی نباشد.
ایمان و خشونت؛ تناقضی که فیلم دنبال میکند حضور پدر الیاس، با بازی Carmen Argenziano، مسیر تازهای پیش روی مکس میگذارد. کلیسا و مراقبتی که در آن تجربه میکند، در روایت فقط پناهگاهی موقت نیستند؛ تصویری از امکان زندگی دیگریاند، زندگیای که در آن قدرت با پرهیز از خشونت تعریف میشود، نه با توانایی اعمال آن.
این بخش از فیلم میکوشد اکشن را با پرسشی اخلاقی همراه کند: آیا کسی که عمرش را به کشتن و جنگیدن گذرانده، میتواند از مهارتهایش معنایی متفاوت بسازد؟ پاسخ فیلم ساده و بیمناقشه نیست، و همین ابهام به آن جذابیت میدهد. مکس در جستوجوی رستگاری است، اما ابزار اصلیاش برای محافظت از دیگران همان تواناییهایی است که او را به خشونت پیوند زدهاند.
« پاسخ فیلم ساده و بیمناقشه نیست، و همین ابهام به آن جذابیت میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این تناقض را بهطور عمیق بکاود. گاهی معنویت بیشتر نقش زمینهای برای بازگشت قهرمان به میدان را دارد تا نیرویی که واقعاً ساختار تصمیمهای او را دگرگون کند. در نتیجه، مضمون اخلاقی حاضر است، اما به اندازهی ظرفیت بالقوهاش بسط نمییابد. اکشن؛ زبان اصلی فیلم بهترین لحظات «The Mercenary» زمانی شکل میگیرند که فیلم از توضیح فاصله میگیرد و به حرکت روی میآورد.
مبارزهها پرانرژی، خشن و نسبتاً روشن طراحی شدهاند؛ دوربین و تدوین معمولاً اجازه میدهند مسیر درگیری را دنبال کنیم، نه اینکه آن را پشت برشهای شتابزده گم کنیم. ضربهها وزن دارند و مبارزهها بیش از آنکه رقصی بیخطر به نظر برسند، برخوردهایی فرسایندهاند. این صحنهها به شخصیتپردازی نیز کمک میکنند.
مکس در میدان نبرد کارآمد است، اما فیلم میکوشد این کارآمدی را با تلخی همراه کند: او در چیزی مهارت دارد که حالا میخواهد از آن دور بماند. از همین رو، اکشن فقط وسیلهای برای تحریک هیجان نیست؛ یادآور هویتی است که شخصیت در تلاش برای پشت سر گذاشتنش است. علاقهمندان به فیلمهای رزمی و اکشن خشن، احتمالاً بیش از مخاطبانی که در پی تعلیق روایی پیچیدهاند، از این وجه اثر بهره خواهند برد.
« بااینحال، فیلم همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این تناقض را بهطور عمیق بکاود. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای تولید و ریتم روایت بودجهی محدود فیلم در جلوههای بصری، طراحی بعضی فضاها و دامنهی صحنههای بزرگتر به چشم میآید. «The Mercenary» نمیتواند گستردگی یک تولید پرهزینه را بازآفرینی کند و گاه این محدودیت در ظاهر صحنهها و دامنهی جهان داستان محسوس است. بااینحال، فیلم همهچیز را به جلوههای پرزرقوبرق واگذار نمیکند؛ اتکای آن به طراحی مبارزه و حضور بازیگر اصلی باعث میشود بخشی از این کمبودها جبران شود.
ریتم نیز از نقاط قوت نسبی اثر است. داستان بیجهت در جزئیات فرعی گرفتار نمیشود و معمولاً زود به موقعیت بعدی میرسد. همین شتاب، فیلم را سرگرمکننده نگه میدارد؛ در مقابل، گاهی مجال کافی برای مکث، شکلگیری رابطهها یا باورپذیر شدن تغییرهای درونی فراهم نمیشود. بازی برخی نقشهای فرعی نیز به اندازهی حضور محوری Vandenberg یکدست نیست و در لحظاتی از گرمای انسانی موردنیاز داستان میکاهد.
این نوسان، بیش از هر چیز در صحنههایی دیده میشود که قرار است همزمان بار احساسی و پیشبرندهی روایت را حمل کنند. برای چه تماشاگری؟ این فیلم برای کسی مناسب است که از اکشن مستقلِ مستقیم و بیپیرایه لذت میبرد و بیش از تازگی داستان، به مبارزههای خوشاجرا و قهرمانی دارای پیشینهی رزمی اهمیت میدهد.
« داستان بیجهت در جزئیات فرعی گرفتار نمیشود و معمولاً زود به موقعیت بعدی میرسد. »
جمعبندی
تماشاگرانی که به طرحهای غافلگیرکننده، شخصیتهای فرعی پرورده یا تصویری صیقلی و پرهزینه نیاز دارند، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو خواهند شد. اما اگر انتظار روشن باشد، اثر میتواند سرگرمی قابلقبولی فراهم کند: داستانی آشنا، قهرمانی با تردید اخلاقی و مجموعهای از درگیریهایی که بخش مهمی از بار فیلم را بر دوش میکشند.
جمعبندی «The Mercenary» روایتی تازه از مردی نیست که میخواهد از گذشتهی خشونتبار خود فاصله بگیرد؛ فیلم در مسیر داستانی آشنا حرکت میکند و پایانبندیهایش را نمیتوان کاملاً دور از انتظار دانست. ارزش اصلی آن در بازی فیزیکی و متناسب Dominiquie Vandenberg، مبارزههای پرتحرک و ریتمی است که اثر را از ایستایی نجات میدهد.
در برابر این قوتها، قصهی قابلپیشبینی، نابرابری برخی بازیها و محدودیتهای تولید قرار دارند. حاصل، فیلمی است که جاهطلبی روایی بزرگی ندارد، اما در محدودهی امکانات خود میداند چه نوع تجربهای میخواهد عرضه کند: اکشنی سرراست که در کنار خشونت، پرسشی ساده اما مؤثر دربارهی امکان تغییر را پیش میکشد.
« در برابر این قوتها، قصهی قابلپیشبینی، نابرابری برخی بازیها و محدودیتهای تولید قرار دارند. »



ثبت دیدگاه