نقد و بررسی
نقد Dasvi | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای ساده با ظرفی سیاسی «Dasvi» فیلمی هندی به کارگردانی Tushar Jalota است که کمدی اجتماعی را با قصهای درباره آموزش، قدرت و دگرگونی فردی درمیآمیزد. محور روایت گانگا رام چوداری، سیاستمداری بانفوذ و کمسواد است که در زندان، زیر نظر مأموری سختگیر، تصمیم میگیرد برای گرفتن دیپلم دبیرستان درس بخواند.
همزمان، بیملای همسرش که بهطور موقت جای او را در قدرت گرفته، بهتدریج با جایگاه تازهاش خو میگیرد. فیلم از این موقعیت برای ساختن دو مسیر موازی بهره میبرد: یکی درباره یادگیری و تغییر نگاه فردی، و دیگری درباره وسوسهها و مناسبات قدرت. این ایده ظرفیت یک کمدی سیاسی تیز و نیز یک درام انسانی را دارد؛ اما «Dasvi» در انتخاب میان این دو مسیر همیشه قاطع نیست.
گاهی میخواهد سیاست را هجو کند، گاهی بر اهمیت سواد و آموزش مکث میکند و گاهی به رابطههای شخصی شخصیتها میپردازد. همین چندپارگی، هم به اثر گسترهای موضوعی میدهد و هم مانع تمرکز کامل آن میشود. آموزش؛ نیرویی برای تغییر، نه صرفاً مدرک قلب عاطفی فیلم در فرایند درسخواندن چوداری شکل میگیرد.
او در آغاز، تحصیل را بیشتر وسیلهای برای گریز از کارهای زندان و حفظ وجهه خود میبیند؛ اما کمکم یادگیری از یک تاکتیک سیاسی به تجربهای شخصی تبدیل میشود. این تغییر، مضمون اصلی فیلم را روشن میکند: آموزش فقط انباشتن اطلاعات یا بهدستآوردن مدرک نیست؛ میتواند راهی برای دیدن جهان از زاویهای تازه و بازنگری در باورهای پیشین باشد.
« همزمان، بیملای همسرش که بهطور موقت جای او را در قدرت گرفته، بهتدریج با جایگاه تازهاش خو میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نکته امیدوارکننده این است که فیلم تحصیل را امتیازی مخصوص نخبگان یا جوانان نشان نمیدهد. شخصیت اصلی با وجود غرور، عادتهای ریشهدار و فاصلهای که با فضای مدرسه دارد، میتواند یادگیرندهای تازهکار باشد. زندان نیز ــ دستکم در منطق گرم و خیالپردازانه فیلم ــ به محیطی برای مواجهه با کتاب، تاریخ و آدمهایی تبدیل میشود که پیشتر در حاشیه زندگی او قرار داشتهاند.
این پیام ساده و قابلفهم است، اما در بهترین لحظات به شعار تقلیل نمییابد؛ زیرا دگرگونی قهرمان از دل دشواریهای خودِ یادگیری عبور میکند. ابیشک باچان و ساختن تدریجی یک شخصیت Abhishek Bachchan نقش چوداری را با ترکیبی از اقتدار نمایشی، غرور و ناآگاهی بازی میکند. او از همان ابتدا مردی نیست که بتوان دگرگونیاش را بیدرنگ باور کرد؛ شخصیت با زبان بدن و لحن آمرانهاش به قدرت عادت دارد و دیگران را بیشتر تابع اراده خود میبیند تا همصحبتانی برابر.
امتیاز بازی باچان آن است که تغییر را ناگهانی و پرزرقوبرق نمیسازد. شخصیت اندکاندک در برابر موقعیتهای تازه نرم میشود و بازیگر نیز این حرکت را با ظرافتی تدریجی دنبال میکند. در آغاز، اغراق در رفتار و گفتار چوداری گاه به تیپسازی نزدیک میشود. بااینحال، هرچه رابطه او با درس و آدمهای اطرافش جدیتر میشود، بازی باچان نیز باورپذیرتر جلوه میکند.
همین تحول، دلیل اصلی پیوند عاطفی تماشاگر با خط داستانی زندان است: فیلم میخواهد نشان دهد که حتی فردی خوگرفته به فرماندادن میتواند در جایگاه شاگرد قرار بگیرد و از دیگران بیاموزد. بیملای جاهطلب و مسئله قدرت مسیر بیملای با بازی Nimrat Kaur، بُعد دیگری به داستان میبخشد. او در ابتدا در سایه همسر قدرتمندش تعریف میشود، اما با در دست گرفتن موقت زمام امور، فرصت مییابد خواستهها و تواناییهای سیاسی خود را آشکار کند.
« نکته امیدوارکننده این است که فیلم تحصیل را امتیازی مخصوص نخبگان یا جوانان نشان نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
تغییر رفتار و اعتمادبهنفسش، از جذابترین بخشهای روایت است؛ زیرا نشان میدهد قدرت چگونه میتواند کسانی را که عادت کردهاند در حاشیه بمانند، به بازتعریف جایگاه خود وادارد. کاور این بخش را با لذتی آشکار بازی میکند و در ساختن چهرهای که هم هوشمند است و هم حسابگر، موفق عمل میکند. بااینحال، فیلم گاه با بیملای جاهطلبانهتر با احتیاط برخورد میکند و ظرفیت سیاسی او را تا پایان به اندازه کافی نمیکاود.
این محدودیت، پرسشی مهم را بیپاسخ میگذارد: آیا دگرگونی او واقعاً به رسمیت شناخته میشود، یا داستان در نهایت بیشتر به بازگشت نظم آشنای خانوادگی علاقه دارد؟ حضور او مهم و سرگرمکننده است، اما خط رواییاش میتوانست مستقلتر و عمیقتر باشد. زندان، مأمور و روابط انسانی یامی گوتام در نقش مأمور زندان، در برابر شخصیت خودمحور چوداری ایستادگی میکند و نظم و انضباط را به فضایی میآورد که پیشتر زیر نفوذ قدرت و امتیازهای او قرار داشته است.
رابطه میان این دو، صرفاً تقابل میان زندانی و مأمور باقی نمیماند؛ در ادامه، احترام و نوعی همراهی حرفهای جای بخشی از خصومت اولیه را میگیرد. قوت این رابطه در آن است که مأمور به ستایشگر بیقیدوشرط قهرمان تبدیل نمیشود و استقلال شخصیتیاش را حفظ میکند. بااینهمه، زندان فیلم بیش از آنکه فضایی سخت و پرتنش باشد، بستری نسبتاً دلگرمکننده برای یادگیری است.
زندانیان، کتابدار و کارکنان، هر یک در مقطعی به مسیر تحصیلی چوداری کمک میکنند و فضای جمعی اثر را گرم میسازند. این انتخاب با لحن امیدبخش فیلم سازگار است، اما از واقعگرایی آن میکاهد. «Dasvi» علاقهای ندارد تجربه حبس را بهعنوان مسئلهای خشن یا پیچیده بررسی کند؛ زندان برایش بیشتر یک کلاس درس نامتعارف است.
« کاور این بخش را با لذتی آشکار بازی میکند و در ساختن چهرهای که هم هوشمند است و هم حسابگر، موفق عمل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز و ریتم؛ میان صمیمیت و تکرار طنز فیلم بر تضاد میان غرور سیاسی چوداری و ناآشنایی او با درسومشق بنا شده است. این تضاد گاه موقعیتهایی دلنشین میآفریند، بهویژه وقتی شخصیت با مفاهیم درسی یا اقتدار تازه مأمور زندان روبهرو میشود. فضای فیلم نیز غالباً گرم و صمیمی است و اجازه میدهد مخاطب با قصهای سبکتر از آنچه موضوع سیاسیاش وعده میدهد همراه بماند.
اما شوخیها همیشه تیز یا غافلگیرکننده نیستند. بخشی از طنز بر تکرار ویژگیهای شناختهشده قهرمان تکیه میکند: خودبزرگبینی، فرماندادن و تلاش برای تبدیل هر موقعیت به نمایش قدرت. همین تکرار در گفتوگوها و صحنهها گاهی به کشآمدن روایت میانجامد. در نیمههایی از فیلم، داستان چنان بر هدف گرفتن دیپلم متمرکز میشود که خطوط سیاسی و عاطفی دیگر کمجانتر به نظر میرسند.
هنگامی که درسخواندن از شعار به تجربهای ملموس تبدیل میشود، فیلم جان تازهای میگیرد؛ اما رسیدن به آن نقطه با مکثها و دورهای اضافی همراه است. انسجام روایی و لحن دوگانه یکی از دشواریهای «Dasvi» این است که میخواهد هم قصهای درباره اصلاح فردی باشد و هم کمدیای درباره سیاست و مناسبات قدرت.
این دو سویه میتوانند مکمل یکدیگر باشند، اما فیلم همیشه پیوندی محکم میانشان برقرار نمیکند. گاهی سیاست به پسزمینهای پرتحرک برای داستان تحصیل تبدیل میشود، بیآنکه پیامدهای قدرتطلبی با همان دقتی بررسی شود که فرایند یادگیری دنبال میشود. گاهی نیز درسخواندن به اندازهای در مرکز قرار میگیرد که مخاطب ممکن است احساس کند مسیرهای دیگر قصه به حاشیه رانده شدهاند.
« طنز و ریتم؛ میان صمیمیت و تکرار طنز فیلم بر تضاد میان غرور سیاسی چوداری و ناآشنایی او با درسومشق بنا شده است. »
قوتها و کاستیها
این نوسان در لحن نیز دیده میشود. فیلم از یکسو میخواهد رفتار سیاسی شخصیتهایش را خندهآور جلوه دهد و از سوی دیگر، لحظههایی جدی و احساسی درباره شأن آموزش میسازد. نتیجه نه یک هجویه کاملاً تند است و نه درامی کاملاً واقعگرا؛ اثری است میان این دو، با لحنی عامهپسند و خوشنیت. این میانهروی به فیلم گرما میدهد، اما از تیزی انتقاد سیاسی و از انسجام دراماتیک آن میکاهد.
جمعبندی «Dasvi» فیلمی بینقص یا بسیار منسجم نیست، اما در هسته خود ایدهای صمیمی و امیدبخش دارد. بازی تدریجی و مؤثر Abhishek Bachchan، حضور پرانرژی Nimrat Kaur و رابطه قابلتوجه میان چوداری و مأمور زندان، به اثر نیرویی انسانی میبخشند. پیام فیلم درباره ارزش یادگیری، بهویژه وقتی آموزش را نه وسیلهای برای کسب منزلت، بلکه راهی برای تغییر نگاه معرفی میکند، جذاب و دلگرمکننده است.
در مقابل، طنز آن همیشه خندهدار یا گزنده نیست، روایت در بخشهایی تکرار میشود و موازنه میان سیاست، تحصیل و روابط شخصی گاه به هم میخورد. بااینحال، فیلم بهواسطه فضای گرم و قصد خیرخواهانهاش تجربهای خوشایند فراهم میکند. اثری است که بیش از آنکه با ظرافت یک هجویه سیاسی یا پیچیدگی یک درام اجتماعی ماندگار شود، با امید سادهاش به امکان یادگرفتن و تغییر در ذهن میماند.
« این میانهروی به فیلم گرما میدهد، اما از تیزی انتقاد سیاسی و از انسجام دراماتیک آن میکاهد. »
ثبت دیدگاه