نقد و بررسی
نقد تفنگهای جوان ۲ (Young Guns II) | 1990
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به افسانهای ناآرام «Young Guns II» ساختهٔ Geoff Murphy ادامهای است بر وسترنی که قهرمانان جوانش را از دل تاریخِ دستکاریشده و اسطورههای مرزی بیرون میکشد. فیلم بار دیگر سراغ بیلی د کید و یارانش میرود؛ این بار در روزگاری که افسانهٔ بیلی از خود او پیشی گرفته و قانون، مطبوعات و حافظهٔ عمومی هر یک تصویری متفاوت از او میسازند.
Emilio Estevez، Kiefer Sutherland و Lou Diamond Phillips در نقشهای پیشین بازمیگردند و William Petersen در مقام پت گرت، تعقیبکنندهای را به تصویر میکشد که پیوند گذشتهاش با بیلی، ماجرا را از یک تعقیب ساده فراتر میبرد. فیلم در ظاهر دربارهٔ گریز گروهی از قانون و تلاش برای رسیدن به مکزیک است، اما زیر این خط داستانی، پرسشی جذابتر جریان دارد: چه کسی حق دارد قصهٔ یک یاغی را تعریف کند؟
پاسخ فیلم نه تاریخی و نه کاملاً جدی است؛ «Young Guns II» بیشتر به وسترنی پرتحرک و اسطورهساز شباهت دارد که گاه به واقعیت تنه میزند و گاه آگاهانه از آن فاصله میگیرد. بیلی د کید؛ آشوب بهمثابه جاذبه مهمترین سرمایهٔ فیلم، شخصیت بیلی است؛ جوانی تندخو، غیرقابلپیشبینی و در عین حال سرشار از نیروی زندگی.
بازی Emilio Estevez از همین دوگانگی تغذیه میکند: بیلی میتواند در یک لحظه تهدیدآمیز و در لحظهای دیگر چنان سبکسر و بازیگوش باشد که جدیت موقعیت را به خنده بدل کند. خندهها و فورانهای ناگهانی او صرفاً چاشنی طنز نیستند؛ آنها نشان میدهند که قهرمان فیلم از پذیرش نقش ثابتِ «قهرمان» یا «جنایتکار» سر باز میزند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب به فیلم انرژی میدهد، اما همیشه به عمق شخصیت نمیانجامد. بیلی بیش از آنکه دروننگرانه واکاوی شود، به نیرویی نمایشی بدل میشود که صحنهها را از آنِ خود میکند. تماشاگر ممکن است از حضور پرهیجان او لذت ببرد، بیآنکه فیلم فرصت کافی برای فهم زخمها، ترسها یا انگیزههایش فراهم کرده باشد.
جذابیت بازی در همین بیقراری است؛ محدودیت آن نیز این است که گاه جای تحول شخصیتی را میگیرد. پت گرت و دوستیِ تبدیلشده به تعقیب در سوی دیگر، پت گرت قرار دارد؛ مردی که اکنون در خدمت قانون است و مأموریت دارد بیلی را دنبال کند. رابطهٔ این دو، ستون عاطفی فیلم است. تعقیبکننده و تعقیبشونده فقط دشمنانی در دو سوی قانون نیستند؛ گذشتهای مشترک دارند و همین آشنایی، هر رویارویی را رنگی شخصی میبخشد.
William Petersen نقش گرت را با خویشتنداری و خشکیِ سنجیدهای بازی میکند که تضاد خوبی با انفجارهای بیلی میسازد. با این همه، فیلم از کشف همهٔ ظرفیتهای این تقابل بازمیماند. گرت گاه بیشتر کارکردی روایی دارد تا حضوری مستقل: او نیرویی است که گروه را به حرکت وامیدارد و خطر را نزدیک نگه میدارد.
اگر فیلم زمان بیشتری به کشمکش درونی او میان وظیفه و پیوند گذشته میداد، رابطهٔ دو شخصیت میتوانست به مرکز دراماتیک نیرومندتری تبدیل شود. در شکل موجود، این رابطه مؤثر است، اما گاهی زیر بار حادثهها و فرارهای پیاپی کمرنگ میشود. گروهی که همنشینیاش از مسیر مهمتر است داک اسکالاک و خوزه چاوز ای چاوز در کنار بیلی، هویت گروه را حفظ میکنند؛ جمعی که رفاقتشان گاهی محکمتر از هر نقشه و مقصدی به نظر میرسد.
« این انتخاب به فیلم انرژی میدهد، اما همیشه به عمق شخصیت نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
Kiefer Sutherland و Lou Diamond Phillips به بازگشت شخصیتهای آشنا گرما و تداوم میبخشند، و حضور چهرههای تازهای چون Christian Slater و Alan Ruck به جمع رنگوبویی تازه میدهد. بازیگران در کل هماهنگاند و فیلم از شیمی میان اعضای گروه بهره میگیرد؛ حتی وقتی فیلمنامه مجال چندانی برای پرداخت برابر به تکتک آنها ندارد.
بخشی از لذت فیلم از همین همراهی میآید: شوخیها، اختلافنظرها و لحظههای رفاقت میان خطرها. اما این پیوند بیشتر از راه رفتار و حضور شکل میگیرد تا گفتوگوهای عمیق یا تحولهای روشن. گروه گاهی به مجموعهای از تیپهای دوستداشتنی بدل میشود که باید از موقعیتی به موقعیت دیگر بروند. این سادگی به سرگرمی فیلم کمک میکند، ولی وزن عاطفی ماجرا را محدود نگه میدارد.
ریتم فرار و مسئلهٔ تکرار ساختار فیلم بر حرکت تکیه دارد: گروه از خطری میگریزد، به مانعی تازه میرسد و دوباره برای رهایی از چنگ تعقیبکنندگان میکوشد. این الگو در آغاز تعلیق و جنبوجوش ایجاد میکند، اما تکرارش بهتدریج از اثرگذاریاش میکاهد. هر بار که تعقیب تازهای آغاز میشود، فیلم باید خطر را از نو بسازد؛ ولی چون الگوی روایی آشناست، بخشی از مسیر قابلپیشبینی میشود و کشش کم میآورد.
مشکل نه در وجود تعقیب، بلکه در نسبت آن با تحول داستان است. گاهی فرارها شخصیتها را به نقطهای تازه در رابطه یا تصمیمهایشان نمیرسانند و بیشتر برای حفظ شتاب ظاهری روایت به کار میروند. از همین رو، میانهٔ فیلم ممکن است طولانیتر از آنچه هست احساس شود. لحظههای اکشن و درگیری، که با انرژی و وضوح بصری اجرا شدهاند، این کندی را گاه جبران میکنند؛ اما نمیتوانند همیشه جای پیشروی دراماتیک را بگیرند.
« بخشی از لذت فیلم از همین همراهی میآید: شوخیها، اختلافنظرها و لحظههای رفاقت میان خطرها. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اکشن، تصویر و موسیقی «Young Guns II» به قواعد وسترن کلاسیک وفادار نمیماند و حالوهوایی جوانانهتر و پرجنبوجوشتر دارد. نماهای بیرونی و فضای بازِ مرزی، حس گریز و بیپناهی گروه را تقویت میکنند؛ درگیریها نیز بیش از آنکه بر واقعگرایی سختگیرانه تکیه کنند، بر هیجان و نمایش استوارند.
این رویکرد با شخصیت بیلی سازگار است: جهان فیلم همانقدر بیقرار و نمایشی است که خود او. موسیقی، بهویژه پیوند فیلم با ترانهٔ «Blaze of Glory» و صدای Jon Bon Jovi، هویت مشخصی به اثر میدهد. این انتخاب برای برخی مخاطبان پرشور و بهیادماندنی است، اما ممکن است برای کسانی که از وسترن انتظار موسیقیای ریشهدارتر و کممعاصرتر دارند، ناهمخوان جلوه کند.
موسیقی بهجای آنکه همیشه در پسزمینه بماند، گاه آشکارا بر حماسهپردازی فیلم تأکید میکند. نتیجه، اثری است که از نظر لحن میان وسترن تاریخی و ماجراجویی عامهپسند در حرکت است و این دوگانگی، هم بخشی از هویت آن است و هم منشأ ناهماهنگیاش. ادامهای ضروری یا سرگرمیای خوشساخت؟ یکی از دشواریهای دنباله این است که باید دلیل تازهای برای بازگشت به جهانی آشنا پیدا کند.
«Young Guns II» با گسترش ماجرای بیلی و تقابل او با گرت، پاسخ قابلقبولی میدهد، اما ضرورت ادامهدادن قصه همیشه احساس نمیشود. فیلم بهجای آنکه تصویری کاملاً تازه از شخصیتها بسازد، بیشتر همان جاذبهها را دوباره به کار میگیرد: بیلیِ پرآشوب، گروهِ همراه و تعقیبی که میتواند صحنههای پرتحرک فراهم کند.
« این رویکرد با شخصیت بیلی سازگار است: جهان فیلم همانقدر بیقرار و نمایشی است که خود او. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، آشنایی با قسمت نخست پیششرط لذتبردن از فیلم نیست. دنباله بهتنهایی هم ماجرای روشنی عرضه میکند و هم از حضور بازیگرانش بهره میبرد. اختلاف سلیقه دربارهٔ برتری آن نسبت به فیلم اول طبیعی است: کسانی که بیش از همه دنبال شوخیهای بیلی و درگیریهای پرانرژیاند، ممکن است آن را حتی سرگرمکنندهتر بیابند؛ در مقابل، مخاطبی که پیوستگی روایی و ضرورت دراماتیک را مهمتر میداند، احتمالاً با تکرارها و کشآمدن بخشهایی از داستان مشکل خواهد داشت.
جمعبندی «Young Guns II» وسترنی سرزنده و بازیگرمحور است که جذابیت اصلی خود را از بیلی د کیدِ آشفته و رابطهٔ گذشتهمحور او با پت گرت میگیرد. بازی Emilio Estevez به فیلم نیرویی کمیک و بیقرار میبخشد، درگیریها سرگرمکنندهاند و گروهِ بازیگران حضور دلپذیری دارد. در برابر، روایت با تکرار الگوی گریز و تعقیب گاه از حرکت بازمیماند و ادامهٔ داستان ضرورت قطعی خود را ثابت نمیکند؛ موسیقی نیز انتخابی است که بسته به سلیقه میتواند نقطهٔ تمایز یا عامل فاصلهگیری باشد.
ارزش فیلم بیش از آنکه در بازآفرینی تاریخی یا انسجام کامل داستانی باشد، در لحن نمایشی و شخصیت مرکزیاش نهفته است. این دنباله اثری بینقص نیست، اما هرگاه به آشوب، رفاقت و شوخطبعی بیلی مجال میدهد، دوباره جان میگیرد و یادآوری میکند که گاهی در وسترن، خودِ راه و همراهانش از مقصد مهمترند.
« بااینحال، آشنایی با قسمت نخست پیششرط لذتبردن از فیلم نیست. »
ثبت دیدگاه