نقد و بررسی
نقد نفرین کروم: افسانهٔ هالووین (Curse of Crom: The Legend of Halloween) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هالووینِ دلنشین، نه کابوسی هولناک «Curse of Crom: The Legend of Halloween» ساختهٔ Rob York بیش از آنکه در پی ساختن وحشتی سنگین و بیامان باشد، میخواهد تماشاگر را به یک ماجرای هالووینیِ نوجوانانه ببرد: گروهی از دبیرستانیها ناخواسته موجودی باستانی از افسانههای ایرلندی را آزاد میکنند و باید پیش از نیمهشب راهی برای مهار خطر بیابند.
فیلم از همان ابتدا حالوهوایی سبکتر از آثار وحشت جدی دارد؛ حالوهوایی که گاهی به ماجراجویی فانتزی و کمدی نزدیک میشود و برای تماشای خانوادگی مناسبتر است تا تجربهای واقعاً دلهرهآور. افسانهای تازه در دل جشن آشنا ترکیب اسطورههای ایرلندی با سنتهای هالووین، ایدهٔ مرکزیِ فیلم را جذاب میکند.
افسانه در اینجا صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست؛ نیرویی است که ماجراجویی نوجوانان را به حرکت درمیآورد و به شهر کوچکشان رنگوبویی رازآلود میدهد. این پیوند ظرفیت زیادی دارد: آشنایی و بازیگوشیِ جشن هالووین در کنار قدمت و غرابت یک موجود کهن. در بهترین لحظات، همین تضاد به فیلم هویتی متمایز میبخشد و کمک میکند از قصههای معمولِ نوجوانانی که با نیرویی ناشناخته روبهرو میشوند فاصله بگیرد.
« افسانهای تازه در دل جشن آشنا ترکیب اسطورههای ایرلندی با سنتهای هالووین، ایدهٔ مرکزیِ فیلم را جذاب میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم در پرداخت این ایده همیشه به اندازهٔ طرح اولیهاش کنجکاویبرانگیز نیست. توضیح دربارهٔ افسانه و پیشینهٔ موجود گاهی جای پیشروی طبیعی داستان را میگیرد. اطلاعاتی که قرار است جهان فیلم را غنیتر کنند، در بعضی صحنهها بیش از اندازه مستقیم و طولانی عرضه میشوند؛ در نتیجه، حس کشفکردن و تعلیق فرصت چندانی برای رشد پیدا نمیکند.
نوجوانان در مرکز ماجرا یکی از امتیازهای فیلم، اتکا به گروه شخصیتهای جوان و رابطههای میان آنهاست. بازیها باورپذیرند و اجراها بهاندازهای طبیعی هستند که مخاطب بتواند با جمع نوجوانان همراه شود، حتی وقتی منطق رویدادها از واقعگرایی فاصله میگیرد. فیلم بهجای آنکه همهٔ بار سرگرمی را بر دوش هیولا بگذارد، از شوخیها، واکنشها و اختلافنظرهای گروه نیز بهره میگیرد.
این انتخاب به روایت انرژی میدهد و لحن آن را از جدیتی تصنعی دور نگه میدارد. طنز فیلم گاه ساده و بیتکلف است، اما همین سادگی بخشی از جذابیت آن به شمار میآید. شوخی مربوط به جمعآوری پول برای گربه نمونهای از لحظاتی است که فضای ترس را به بازیگوشی بدل میکند و بیآنکه داستان را کاملاً از مسیرش خارج کند، به شخصیتها فرصت میدهد از فشار موقعیت فاصله بگیرند.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این ایده همیشه به اندازهٔ طرح اولیهاش کنجکاویبرانگیز نیست. »
شخصیتها و اجرا
البته همهٔ شوخیها به یک اندازه مؤثر نیستند و برخی از آنها بیش از آنکه از دل شخصیتها بجوشند، برای سبککردن فضا به نظر میرسند. هالووینی با عطر نوستالژی فضای فیلم از مهمترین دلایل همراهی با آن است. جشن، لباسها و حالوهوای شب هالووین حس آشنایی و نوستالژی ایجاد میکنند؛ همان کیفیتی که میتواند یک فیلم را به انتخابی مناسب برای تماشای فصلی و جمعی بدل کند.
فیلم در پی واقعگرایی سرد یا ترس روانشناختیِ سنگین نیست؛ بیشتر میخواهد تماشاگر را در فضایی سرگرمکننده نگه دارد که اندکی خطر، کمی راز و مقدار قابلتوجهی شوخی در آن جریان دارد. از این نظر، «نفرین کروم» بهجای آنکه صرفاً دربارهٔ یک هیولای باستانی باشد، به تجربهای وابسته است که با تقویم و حالوهوای تماشاگر پیوند میخورد.
برای کسانی که دنبال فیلمی سبک و متناسب با شب هالووین هستند، این ویژگی میتواند دلپذیر باشد. اما اگر انتظار اثری تاریک، خشن یا آکنده از تعلیق داشته باشند، لحن ملایم فیلم احتمالاً فاصلهای محسوس با انتظارشان ایجاد میکند. هیولایی که دیر به یاد میآید مهمترین ضعف روایی فیلم، چگونگی استفاده از موجود محوری آن است.
« هالووینی با عطر نوستالژی فضای فیلم از مهمترین دلایل همراهی با آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هیولا در روایت حضوری محدود دارد و بخش زیادی از انتظار مخاطب صرف شنیدن دربارهٔ خطر و فراهمشدن زمینهٔ رویارویی میشود. وقتی موجودی با چنین جایگاهی در عنوان و طرح داستان معرفی میشود، طبیعی است که تماشاگر انتظار داشته باشد حضورش موتور اصلیِ تعلیق باشد. اما فیلم در این زمینه خسیس عمل میکند: نمایش کمدامنهٔ هیولا اجازه نمیدهد تهدید آن به اندازهٔ لازم در ذهن مخاطب جا بیفتد.
این محدودیت، بهویژه در کنار جلوههای رایانهای نهچندان متقاعدکننده، نتیجهای دوگانه دارد. موجود از نظر ایده میتواند گیرایی داشته باشد، اما اجرای بصری آن همیشه با فضای فیلم هماهنگ نیست و گاهی تماشاگر را از قصه بیرون میکشد. مسئله تنها قدیمیبودن جلوهها نیست؛ مهمتر آن است که تصویر نهایی بهاندازهٔ کافی با لحن بازیگوش اما رازآلود اثر پیوند نمیخورد.
استفادهٔ بیشتر از نور، سایه، صدا یا نمایش غیرمستقیم میتوانست در بعضی لحظات به حفظ ابهام و تقویت تهدید کمک کند. ریتمی که گاهی از حرکت میافتد ساختار زمانیِ داستان، با ضربالاجل نیمهشب، امکان شکلگیری تعلیقی فشرده را فراهم میکند. تماشاگر میداند شخصیتها وقت زیادی ندارند و همین میتواند به صحنهها شتاب بدهد.
« این محدودیت، بهویژه در کنار جلوههای رایانهای نهچندان متقاعدکننده، نتیجهای دوگانه دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، فیلم همیشه از این ظرفیت بهره نمیبرد. توضیحهای افسانهشناختی و گفتوگوهای مربوط به پیشینهٔ ماجرا گاهی ریتم را کند میکنند؛ در چنین لحظاتی، فوریت نجات شهر در پسزمینه قرار میگیرد و روایت بیشتر به شرح اطلاعات میپردازد تا پیشبردن بحران. با وجود این، فیلم در مجموع از توانایی حفظ لحنی یکدست برخوردار است.
کمدی و فانتزی مانع نمیشوند که داستان کاملاً پراکنده شود، هرچند تعادل میان این عناصر همیشه دقیق نیست. گاهی فیلم میخواهد هم رازآلود باشد، هم خندهدار و هم ماجراجویانه؛ اما پیوند این لحنها چنان نرم نیست که همهٔ لحظات به یک اندازه طبیعی از آب درآیند. برای چه تماشاگری مناسب است؟ این اثر را بهتر است در چارچوب یک فیلم ترسناکِ خانوادگی و نوجوانانه سنجید، نه بهعنوان وحشتی جدی برای مخاطبان باتجربهٔ ژانر.
ترس آن ملایم است و از خشونت و شوکآفرینیِ پررنگ فاصله میگیرد؛ بنابراین میتواند برای تماشاگرانی که تازه به ژانر وحشت نزدیک میشوند انتخاب مناسبی باشد. در مقابل، طرفداران وحشت جدی احتمالاً از کمبود دلهره، حضور کوتاه هیولا و محدودیت جلوههای ویژه ناامید خواهند شد. جمعبندی «Curse of Crom: The Legend of Halloween» فیلمی بینقص نیست، اما میداند چه نوع سرگرمیای میخواهد باشد: ماجرایی هالووینی، نوجوانانه و سبک که جذابیتش را از افسانهٔ ایرلندی، بازیهای قابلقبول، شوخیهای بامزه و حالوهوای نوستالژیک میگیرد.
« بااینهمه، فیلم همیشه از این ظرفیت بهره نمیبرد. »
جمعبندی
ضعف جلوههای ویژه، کمرنگبودن حضور هیولا و کندشدن گاهبهگاه روایت نمیگذارند ایدهٔ مرکزی به تمام ظرفیت خود برسد. بااینحال، برای شبی که تماشاگر بهجای کابوسی هولناک، فیلمی فانتزی و سرگرمکننده میخواهد، اثر میتواند همراهی خوشایندی باشد؛ بهشرط آنکه از آن انتظار وحشتی فراتر از حالوهوای ملایمش نداشته باشد.
ثبت دیدگاه