نقد و بررسی
نقد جواهر نیل (The Jewel of the Nile) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به ماجراجویی؛ این بار با شتابی نابرابر «The Jewel of the Nile» دنبالهای است که میکوشد شور ماجراجویانهٔ قسمت پیشین را در مقیاسی بزرگتر بازآفرینی کند، اما بیش از آنکه بر تازگیِ کشف و تحول شخصیتها تکیه کند، به حرکت، تعقیبوگریز و موقعیتهای پرهیاهو متوسل میشود. جوآن وایلدر بار دیگر از قلمرو امن زندگی روزمره بیرون کشیده میشود؛ این بار دعوتی برای نوشتن زندگینامه، او را به ماجرایی سیاسی و پرخطر پیوند میزند.
جک کالتن و رالف نیز در مسیر خود به او میرسند و فیلم، با کنار هم گذاشتن این سه شخصیت، طرحی آشنا از ماجراجویی و کمدی میسازد. از همان آغاز روشن است که فیلم قصد ندارد درام سیاسی پیچیدهای عرضه کند. دسیسهها بیشتر زمینهای برای جابهجایی قهرمانان میان موقعیتهای خطرناکاند تا موضوعی که با دقت کاویده شود.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد بیدرنگ به دل حادثه بزند، اما بهایش گاه در انسجام روایت دیده میشود: رخدادها پشت سر هم میآیند، بیآنکه همیشه پیوندی محکم یا انگیزهای بهقدر کافی روشن میانشان برقرار باشد. «جواهر نیل» از این منظر سرگرمیای پرجنبوجوش است که گاهی از شدت شتاب، رشتهٔ قصه را از دست میدهد.
قصه و ساختار؛ ماجرا به جای منطق فیلم با الگوی شناختهشدهٔ دنبالهها پیش میرود: شخصیتهای آشنا بازمیگردند، جغرافیا عوض میشود و خطرها بزرگتر جلوه میکنند. این بار فضای صحرایی و کشمکش بر سر قدرت، به قصه رنگی متفاوت میدهد؛ اما داستان کمتر از آنچه وعده میدهد، درگیر پیچیدگیهای همان جهان میشود.
« از همان آغاز روشن است که فیلم قصد ندارد درام سیاسی پیچیدهای عرضه کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیت صاحبمنصب و نقشهٔ او بیشتر نقش محرک حادثه را دارند و سیاست، در بسیاری از لحظات، به پسزمینهای برای تعقیب و فرار بدل میشود. نتیجه، روایتی است با بخشهایی جذاب و بخشهایی پراکنده. گاه فیلم از یک موقعیت کمیک یا اکشن به موقعیتی دیگر میپرد، بیآنکه میان آنها پلی دراماتیک بسازد.
برخی اتفاقها به اندازهای تصادفی یا اغراقآمیزند که دشوار میتوان آنها را جدی گرفت؛ البته فیلم نیز چندان اصراری ندارد که جدی گرفته شود. مشکل هنگامی پدید میآید که شوخی و هیجان، به جای آنکه بیقاعدگی قصه را به نیرویی بازیگوشانه تبدیل کنند، خود زیر بار آن کمرنگ میشوند. جوآن و جک؛ شیمیای که همچنان کار میکند یکی از سرمایههای اصلی فیلم، پیوند میان بازیگران نقشهای مرکزی است.
کاتلین ترنر و مایکل داگلاس هنوز در کنار هم نوعی راحتی و هماهنگی دارند که حتی دیالوگهای کمرمقتر را نیز قابلتحمل میکند. جک با خونسردی و سرسختی خود، در برابر انرژی و بیقراری جوآن قرار میگیرد و این تقابل، رگهای از شوخی را در صحنههای خطر حفظ میکند. حضورشان یادآور آن است که جذابیت یک زوج ماجراجو فقط به خطرهایی که پشت سر میگذارند وابسته نیست؛ به شیوهٔ واکنش آنها به یکدیگر نیز بستگی دارد.
با این حال، فیلم فرصت کافی برای پرورش رابطهٔ آن دو فراهم نمیکند. شخصیتها گاه مدتی طولانی از هم دور میمانند و وقتی کنار هم قرار میگیرند، رابطه بیشتر از طریق چند لحظهٔ آشنا و دیالوگهای شوخطبعانه بازشناخته میشود تا دگرگونیای تازه پیدا کند. دنباله میتوانست از تغییر رابطه در گذر زمان بهره بگیرد، اما معمولاً به جای مکث بر این تغییر، دوباره قهرمانان را به دل بحران میاندازد.
« نتیجه، روایتی است با بخشهایی جذاب و بخشهایی پراکنده. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، شیمی پابرجاست، اما استفاده از آن همیشه به اندازهٔ ظرفیتش نیست. رالف و نیروی کمدی دنی دویتو دنی دویتو با حضور پرانرژی خود، یکی از منابع مطمئن فیلم برای ایجاد خنده است. رالف در برخورد با قهرمانان، شخصیتی فرصتطلب و عصبی باقی میماند؛ ویژگیهایی که دویتو با ریتم بدنی و لحن تندش به آنها جان میدهد.
هرگاه فیلم به او مجال میدهد تا از موقعیتی پوچ یا پرتنش واکنشی اغراقآمیز بسازد، ضرباهنگ جان میگیرد. حضور او بهخصوص در بخشهایی که قصه بیش از اندازه جدی یا بیحرکت میشود، رنگی تازه به فضا میزند. اما سهم رالف در همهٔ بخشها یکسان نیست. گاهی داستان او را از زوج اصلی جدا میکند و او به جای آنکه در شکلگیری ماجرا نقشی پیوسته داشته باشد، به دنبالهای از گرفتاریها و واکنشهای کمیک سپرده میشود.
این جدایی، هم از انسجام گروه میکاهد و هم فرصت همنشینی سه بازیگر را کمتر میکند. شوخیهای فیلم نیز همیشه با دقت یکسان نوشته نشدهاند؛ بعضی از آنها از اغراق موقعیت نیرو میگیرند و بعضی دیگر چنان نامأنوس یا طولانیاند که به جای گشودن فضا، ریتم را متوقف میکنند. اکشن و طراحی موقعیت؛ سرگرمی در حرکت در بخشهای اکشن، «جواهر نیل» معمولاً مطمئنتر از بخشهای روایی خود عمل میکند.
تعقیبها و گریزها، سفر میان مکانهای گوناگون و استفاده از قطار و هواپیما، فیلم را به تجربهای دیدنی و پرتحرک تبدیل میکنند. بهویژه ماجرای هواپیما از آن لحظاتی است که انرژی صحنه، خطر و طنز را به هم میآمیزد و نشان میدهد فیلم در خلق سرگرمیهای فیزیکی توانایی دارد. اکشنها بیش از آنکه بر واقعنمایی تکیه کنند، بر حرکت، غافلگیری و اغراق استوارند؛ رویکردی متناسب با لحن ماجراجویانهٔ اثر.
« در نتیجه، شیمی پابرجاست، اما استفاده از آن همیشه به اندازهٔ ظرفیتش نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با این همه، فراوانی حادثه همیشه به معنای ضرباهنگ مناسب نیست. فیلم در پارهای از بخشها کش میآید و تکرار خطرهایی که قهرمانان از آن میگریزند، بهتدریج از تازگیشان میکاهد. صحنهای که در لحظه سرگرمکننده است، اگر به اندازهٔ کافی به شخصیت یا مسیر قصه چیزی نیفزاید، ممکن است بعدتر مانند توقفی میان دو اتفاق به نظر برسد.
این همان فاصلهای است که میان «تحرک» و «ریتم» وجود دارد: فیلم از حرکت کم نمیآورد، اما همیشه نمیداند چه وقت باید حرکت را متوقف کند. جهان فیلم و لحن ماجراجویانه فضای بیابانی و سفر در قلمرویی دور از زندگی معمول قهرمانان، به اثر امکان میدهد از رنگها و موقعیتهای بصری پرزرقوبرق بهره بگیرد.
فیلم با منطق قصههای عامهپسند ماجراجویانه پیش میرود؛ جهانش بیش از آنکه مکانی واقعگرا باشد، صحنهای برای رویارویی قهرمانان با خطر و دسیسه است. این انتخاب، از یک سو با حالوهوای سبک و بازیگوشانهٔ فیلم سازگار است، اما از سوی دیگر سبب میشود مناسبات سیاسی و فرهنگی آن فضا بیشتر به نشانههایی کلی و سادهشده محدود بمانند.
موسیقی و رنگوبوی نمایشی فیلم نیز در ساختن این حالوهوا سهم دارند. اثر گاهی چنان به سوی اغراق میرود که از منطق واقعگرایانه فاصله میگیرد و به نمایشی پرهیاهو بدل میشود. اگر تماشاگر با این قرارداد همراه شود، بعضی از همین اغراقها لذتبخشاند؛ اما هرجا فیلم میان لحن جدیِ تهدید و شوخیِ سبک مردد میماند، هماهنگیاش آسیب میبیند.
« با این همه، فراوانی حادثه همیشه به معنای ضرباهنگ مناسب نیست. »
قوتها و کاستیها
این نوسان یکی از علتهایی است که تجربهٔ تماشای آن را برای برخی دلپذیر و برای برخی دیگر پراکنده میکند. دنبالهای آشنا، نه همسنگِ تازگی نخستین بزرگترین دشواری «The Jewel of the Nile» در مقایسه با قسمت پیشین نهفته است. فیلم همان چهرهها، همان جاذبهٔ زوج مرکزی و همان ترکیب ماجراجویی و کمدی را بازمیگرداند، اما غافلگیریِ نخستین برخورد را ندارد.
در قسمت اول، برخورد شخصیتهایی از جهانهای متفاوت خود بهتنهایی سرچشمهٔ شوخی و تنش بود؛ اینجا رابطه از پیش شکل گرفته و فیلم باید برای تداوم جذابیت آن، راه تازهای پیدا کند. گاهی به این هدف نزدیک میشود، اما بیشتر اوقات با افزایش حادثه و گستردهتر کردن میدان ماجرا جای خالی تازگی را پر میکند.
از همین رو، فیلم را بهتر است نه به عنوان تکراری کاملاً موفق، بلکه به عنوان دنبالهای خوشنیت و پرانرژی دید که نقاط قوتش در بازیگران و صحنههای سرگرمکننده است. انتظار یک ماجراجویی دقیق و یکپارچه ممکن است به ناامیدی بینجامد؛ اما اگر معیار، چند لحظهٔ خندهدار، اکشنهای پرتحرک و لذت دیدن دوبارهٔ این گروه باشد، اثر همچنان چیزهایی برای عرضه دارد.
جمعبندی «The Jewel of the Nile» فیلمی است که بیش از هر چیز بر حضور بازیگران و نیروی حرکت تکیه میکند. ترنر و داگلاس هنوز زوجی دیدنیاند و دویتو در بسیاری از لحظات به فیلم جان میدهد؛ صحنههای اکشن، بهخصوص بخشهای مربوط به هواپیما و تعقیبوگریزها، نیز سرگرمکنندهاند. در برابر این امتیازها، قصه گاه نامنسجم میشود، ریتم در بخشهایی کش میآید و شوخیها همیشه به هدف نمیرسند.
« این نوسان یکی از علتهایی است که تجربهٔ تماشای آن را برای برخی دلپذیر و برای برخی دیگر پراکنده میکند. »
جمعبندی
با این حال، فیلم از جذابیت ماجراجوییِ سبک و بیتکلف خود کاملاً تهی نیست. اثر شاید نتواند تازگی و انسجام قسمت پیشین را تکرار کند، اما در لحظات موفقش یادآوری میکند چرا همراهی این بازیگران با یکدیگر خوشایند است. حاصل، سرگرمیای نابرابر اما گاه شیرین است؛ فیلمی که بیش از قصهٔ محکم، با شورِ سفر، خطر و شوخی در خاطر میماند.
« با این حال، فیلم از جذابیت ماجراجوییِ سبک و بیتکلف خود کاملاً تهی نیست. »
ثبت دیدگاه