نقد و بررسی
نقد صبح بخیر (Good Morning) | 1959
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی به جهان کوچکِ «صبح بخیر» یاسوجیرو اوزو در «صبح بخیر» از ماجرایی ظاهراً ساده آغاز میکند: دو برادر خردسال تلویزیون میخواهند و چون پاسخ دلخواهشان را نمیگیرند، تصمیم میگیرند سکوت کنند. اما این سکوت، در جهان فیلم، فقط قهر کودکانهای برای رسیدن به خواستهای مادی نیست؛ دریچهای است به سوی مجموعهای از عادتهای روزمره، مناسبات خانوادگی و گفتوگوهایی که بیش از آنکه چیزی را روشن کنند، سوءتفاهم میسازند.
فیلم در سال ۱۹۵۹ ساخته شده و از آثار رنگی اوزو است؛ اثری که با لحنی سبک و بازیگوش، به روابط میان نسلها و جایگاه تلویزیون در زندگی روزمره میپردازد. اوزو قصه را به حادثهای بزرگ یا کشمکشی پرشتاب وابسته نمیکند. در عوض، محلهای آرام را پیش چشم میگذارد و اجازه میدهد رفتارهای کوچک ساکنان، رفتهرفته معنای بیشتری پیدا کنند.
این انتخاب ممکن است در آغاز کماهمیت به نظر برسد، اما بهتدریج روشن میشود که موضوع فیلم فقط خواستهٔ دو کودک نیست؛ مسئله، شیوهٔ حرفزدن و گوشدادن آدمهاست، و فاصلهای که میان آنچه میخواهند بگویند و آنچه واقعاً بر زبان میآورند شکل میگیرد. سکوت کودکان و پرگویی بزرگسالان تقابل اصلی فیلم میان سکوت پسرها و پرگویی بزرگسالان است.
کودکان خواستهای روشن دارند و آن را بیپرده بیان میکنند؛ بزرگسالان، در برابر، گاه در تشریفات و تعارفهای روزانه میمانند یا دربارهٔ دیگران سخن میگویند، بیآنکه بهسادگی به اصل مسئله برسند. همین تضاد، سرچشمهٔ بخش مهمی از طنز فیلم است. سکوتی که در خانه آغاز میشود، معنای خود را از دست نمیدهد، بلکه در مسیر روایت، رفتار اطرافیان را نیز زیر ذرهبین میبرد.
« اوزو قصه را به حادثهای بزرگ یا کشمکشی پرشتاب وابسته نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اوزو از این موقعیت نتیجهای خطابهوار نمیگیرد. فیلم نه کودکان را بیچونوچرا محق میداند و نه بزرگسالان را یکسره نادان یا بدخواه نشان میدهد. آنچه میبیند، شکلهای متفاوت ناتوانی در ارتباط است: بچهها هنوز واژگان و ملاحظههای بزرگسالانه را نیاموختهاند و بزرگترها، با وجود زبان روانتر، گاهی از گفتن حرفهای مهم عاجزند.
این نگاه، لطیف است؛ زیرا خنده را جایگزین قضاوت نمیکند و به تماشاگر امکان میدهد هم از رفتارها لذت ببرد و هم به معنای پشت آنها فکر کند. طنزی کودکانه با دو لحن یکی از امتیازهای فیلم، اعتمادش به بازیگوشی کودکان است. شوخیها گاه از بدنیترین و سادهترین سرچشمهها میآیند؛ همان نوع شوخیای که برای بچهها بیواسطه خندهآور است.
این بخش ممکن است برای بعضی تماشاگران تکراری یا بیشازحد ساده جلوه کند، بهویژه اگر با گذشت زمان، تکرار شوخیهای مربوط به باد معده خستهکننده شود. بااینحال، این شوخیها فقط افزودهای برای خنداندن نیستند: زبان خصوصی و کودکانهای میسازند که در برابر زبان مؤدبانه و پرپیچوخم بزرگسالان قرار میگیرد.
ظرافت اوزو در آن است که از شوخیهای کودکانه به تمسخر بیرحمانهٔ شخصیتها نمیرسد. طنز فیلم سرزنده است، اما تحقیرآمیز نیست. در بسیاری از لحظهها، خنده از تفاوت میان نگاه سادهٔ کودکان و مناسبات پیچیدهتر اطرافیان برمیخیزد؛ تفاوتی که هم سرگرمکننده است و هم اندکی تأملبرانگیز. همچنین رفتار بچهها، با طبیعیبودن و بیتکلفیاش، به فیلم گرما میدهد.
« اوزو از این موقعیت نتیجهای خطابهوار نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
آنها صرفاً وسیلهای برای پیشبردن یک شوخی یا طرح داستانی نیستند؛ حضورشان مرکز عاطفی اثر را شکل میدهد. محله؛ صحنهای برای سوءتفاهم روایت به خانواده محدود نمیماند و زندگی محلهای را نیز در بر میگیرد. خبرها، گمانهزنیها و برداشتهای نادرست میان همسایهها دستبهدست میشوند و گاه از موضوعی کوچک، تنشی بزرگتر میسازند.
به این ترتیب، خانهها و کوچهها به شبکهای از ارتباطهای نیمهکاره بدل میشوند: آدمها دربارهٔ یکدیگر حرف میزنند، از هم دلخور میشوند و در عین حال، همیشه همهٔ واقعیت را نمیدانند. این خردهداستانها با مضمون کلی فیلم پیوند دارند، چون نشان میدهند سوءتفاهم تنها میان والدین و فرزندان رخ نمیدهد؛ در سطح کل محله نیز زبان میتواند هم ابزار ارتباط باشد و هم سرچشمهٔ آشفتگی.
البته همین گستردگی گاهی از انسجام روایت میکاهد. چند ماجرای فرعی در کنار خط اصلی پیش میروند و ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار قصهای متمرکز و پرشتاب دارند، پراکنده به نظر برسند. اما این پراکندگی را میتوان بخشی از شیوهٔ اوزو نیز دانست: محله یک پسزمینهٔ خالی نیست، بلکه مجموعهای از زندگیهای عادی است که هرکدام دغدغه و سوءبرداشت خود را دارند.
فیلم از این راه، فضای کوچک خود را زنده میکند؛ هرچند نتیجه همیشه به معنای حرکت روایی یکدست و بیوقفه نیست. ریتم آرام و شیوهٔ اوزو «صبح بخیر» با ضرباهنگی آرام پیش میرود. اوزو بهجای آنکه هر صحنه را به سوی اوج و نتیجهای فوری سوق دهد، فرصت میدهد تا حرکات روزمره و مکثهای کوتاه دیده شوند.
« آنها صرفاً وسیلهای برای پیشبردن یک شوخی یا طرح داستانی نیستند؛ حضورشان مرکز عاطفی اثر را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این آرامش با فضای فیلم تناسب دارد، اما ممکن است برای همه خوشایند نباشد. کسی که در پی زنجیرهای پیوسته از اتفاقهاست، احتمالاً در بخشهایی احساس کشآمدن خواهد کرد. در اینجا باید پذیرفت که لذت فیلم بیشتر از مشاهدهٔ جزئیات و تماشای واکنش آدمها میآید تا از انتظار برای حادثهای تازه.
ترکیببندیهای سنجیده و دوربینِ نزدیک به سطح نگاه کودکان، در همراهی با این ریتم، جهان فیلم را ملموس میکند. رنگها نیز حضوری چشمگیر دارند: رنگبندی روشن، به فضای خانوادگی و آرام اثر سرزندگی میبخشد و کمک میکند جزئیات خانهها و اشیا از دل زندگی معمول بیرون بیایند. «صبح بخیر» دومین فیلم رنگی اوزو بود؛ رنگ در آن نه تزئینی جدا از روایت، بلکه بخشی از حالوهوای محله و نگاه بازیگوش فیلم است.
بازیها و گرمای عاطفی بازی کودکان از نقاط قوت اصلی فیلم است. واکنشهایشان احساس تصنعی ندارند و لجاجت، کنجکاوی و نیازشان به محبت را بیتکلف منتقل میکنند. همین طبیعیبودن باعث میشود لحظههای لطیف فیلم اثرگذار باشند؛ عاطفه در اینجا بیشتر از آنکه با موسیقی یا گفتارهای توضیحی ساخته شود، از رفتارهای کوچک و نگاهها برمیخیزد.
پسر کوچکتر، بهویژه، با بیان ساده و صمیمی خود لحظههایی میآفریند که میتوانند در ذهن تماشاگر بمانند، بیآنکه فیلم آنها را به احساساتیگری آشکار تبدیل کند. بازی بزرگسالان نیز جهان محله را باورپذیر میسازد. شخصیتها تیپهایی یکبعدی نیستند: ضعفها و خودخواهیهایشان دیده میشود، اما در کنار آنها، خستگی، خجالت و نیازشان به ارتباط نیز حضور دارد.
« این آرامش با فضای فیلم تناسب دارد، اما ممکن است برای همه خوشایند نباشد. »
قوتها و کاستیها
همین نگاه متعادل به فیلم اجازه میدهد میان طنز و مهربانی تعادل برقرار کند. نتیجه، اثری است که به شخصیتهایش میخندد، اما آنها را از دایرهٔ همدلی بیرون نمیراند. جمعبندی «صبح بخیر» کمدیای آرام دربارهٔ دو کودک و خواستهای روزمره است که به تأملی شیرین دربارهٔ زبان، سکوت و زندگی جمعی بدل میشود.
شوخیهای کودکانه، بازی دلنشین بچهها، رنگهای زنده و نگاه انسانی اوزو از مهمترین دلایل ماندگاری اثرند. در مقابل، ریتم کمشتاب، تکرار برخی شوخیها و پراکندگی خردهروایتها ممکن است برای تماشاگرانی که به قصهگویی پرتحرک عادت دارند، نقطهضعف باشد. بااینهمه، ارزش فیلم را باید در همان سادگی آرامش جست: در اینکه چگونه یک خواستهٔ کوچک میتواند تفاوت نگاه نسلها را آشکار کند، و چگونه آدمها گاهی دربارهٔ امور بیشمار حرف میزنند، اما در گفتن آنچه واقعاً اهمیت دارد مکث میکنند.
«صبح بخیر» فیلمی گرم و بازیگوش است که نه با هیجان پرصدا، بلکه با لبخندی آرام در خاطر میماند.
« همین نگاه متعادل به فیلم اجازه میدهد میان طنز و مهربانی تعادل برقرار کند. »
ثبت دیدگاه