نقد و بررسی
نقد راه بازگشت به خانه برای کریسمس (The Road Home for Christmas) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سنت عاشقانههای کریسمسی «The Road Home for Christmas» ساختهٔ Peter Sullivan، فیلمی تلویزیونی از سال ۲۰۱۹ است که از همان ابتدا روشن میکند در چه قلمرویی حرکت میکند: عاشقانهای گرم و موسیقیمحور، با سفری که قرار است دو آدم ناسازگار را از رقابت به نزدیکی برساند. Lindsey و Wes نوازندگانی هستند که در برنامهای مشترک پیانو مینوازند، اما درست در آستانهٔ تعطیلات، اجرای کاریشان را از دست میدهند و ناچار میشوند مسیر بازگشت به زادگاههای همسایهشان را با هم طی کنند.
فیلم در همین طرح ساده، هم وعدهٔ سرگرمی میدهد و هم محدودیت خود را آشکار میسازد: مقصد عاطفی قصه تقریباً از همان آغاز قابل حدس است؛ پرسش اصلی، نه این است که رابطه به کجا میرسد، بلکه این است که مسیر چقدر تماشایی و دلپذیر از کار درمیآید. این اثر را بهتر است بر مبنای قواعد ژانر خودش سنجید، نه بر پایهٔ انتظاری که از درامی پیچیده یا عاشقانهای جسورانه داریم.
فیلم به جای تعلیق جدی، بر فضای تعطیلات، موسیقی، تقابل شخصیتها و لحظههای آشنای صمیمیت تکیه میکند. در نتیجه، برای تماشاگرانی که دنبال تجربهای آرام و بیتنشاند، همان پیشبینیپذیری میتواند بخشی از آسودگی فیلم باشد؛ اما برای کسانی که از کلیشههای رمانتیک خستهاند، احتمالاً از همان ابتدا احساس تکرار ایجاد میکند.
جادهای که باید رابطه بسازد سفر جادهای در اینجا فقط وسیلهای برای جابهجایی از شهری به شهر دیگر نیست؛ سازوکار اصلی فیلم برای کنار هم نگهداشتن دو شخصیت است. Lindsey و Wes در شرایط معمول میتوانند از هم فاصله بگیرند، اما مسیر طولانی و گرفتاریهای پیدرپی، آنها را وارد موقعیتهایی میکند که امکان گفتوگو و شناخت تدریجی را فراهم میآورد.
« فیلم به جای تعلیق جدی، بر فضای تعطیلات، موسیقی، تقابل شخصیتها و لحظههای آشنای صمیمیت تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تمهید در عاشقانههای جادهای بارها به کار رفته و فیلم نیز چندان در پی دگرگونکردن آن نیست. جاده، بهجای آنکه نیرویی مستقل و معنادار باشد، بیشتر نقش راهرویی را دارد که شخصیتها را به برخوردهای تازه میرساند. مشکل زمانی پدیدار میشود که این برخوردها به اندازهٔ کافی از دل شخصیتها و شرایطشان زاده نمیشوند.
در بعضی لحظهها، مسیر بیش از آنکه تجربهای پیوسته به نظر برسد، رشتهای از موقعیتهای آشناست که برای نزدیکترکردن دو نفر چیده شدهاند. خود فیلم نیز از توقفهای ناگهانی، تغییر مسیر و دردسرهای پیشبینینشده بهره میگیرد؛ اما پیوند میان این رخدادها و تحول درونی قهرمانان همیشه محکم نیست.
نتیجه، روایتی است که حرکت دارد، ولی گاه از حس پیشرفت واقعی محروم میماند. Lindsey و Wes؛ تقابلِ نظم و بداهه هستهٔ جذابیت داستان در تفاوت دو شخصیت اصلی است. Lindsey سختکوش و برنامهریز است و آموزش کلاسیک موسیقی در نگاه دقیق و کمالطلبانهاش بازتاب دارد؛ Wes آسودهتر و بداههپردازتر است و به جَز علاقه دارد.
این تقابل، هم در زندگی روزمره و هم در شیوهٔ موسیقینوازی آنها زمینهٔ اصطکاک فراهم میکند. فیلم از این تفاوت برای ساختن شوخی، مکث و کشش عاطفی استفاده میکند: یکی میخواهد همهچیز را پیشاپیش سامان دهد و دیگری میتواند در آشفتگی، راهی برای ادامهدادن پیدا کند. Marla Sokoloff در نقش Lindsey حضوری روشن و متمرکز دارد.
« این تمهید در عاشقانههای جادهای بارها به کار رفته و فیلم نیز چندان در پی دگرگونکردن آن نیست. »
شخصیتها و اجرا
او میتواند هم جدیت و کنترل شخصیت را نشان دهد و هم لحظههایی را که دفاعش نرم میشود، بیآنکه تغییر رفتار ناگهانی به نظر برسد. شخصیت Lindsey از همان ابتدا برای تماشاگر قابلدسترسیتر است؛ خواستهها و حساسیتهایش روشناند و بازیگر به او انرژی و گرمای لازم میدهد. در برابر، Wes با بازی Rob Mayes دوستداشتنی است، اما کمتر به شخصیتی چندلایه بدل میشود.
قرار است سبکسری و انعطاف او تعادل Lindsey را برهم بزند، ولی گاهی این ویژگیها بیش از آنکه نشانهٔ فردیتی ویژه باشند، به صفات آمادهٔ «مردِ راحتگیرِ عاشقانه» نزدیک میشوند. از همین رو، سهم او در جذابیت دونفره کمتر از سهم Lindsey به چشم میآید. شیمی بازیگران و ریتم صمیمیت با وجود نابرابری دو شخصیت، میان بازیگران اصلی هماهنگی دلنشینی وجود دارد.
رابطهٔ آنها از کلکل و رقابت آغاز میشود و بهتدریج لحنش نرمتر میگردد؛ بازیها این تغییر را با سبکی مناسب پیش میبرند و فیلم برای ایجاد احساس نزدیکی ناچار نیست همهچیز را با گفتوگوهای توضیحی بیان کند. گاهی نگاه یا مکثی کوتاه، از جدل مفصل مؤثرتر است. همین شیمی باعث میشود مسیر عاطفی، با وجود قابلحدسبودنش، تماشایی بماند.
البته باورپذیری این صمیمیت همیشه همپای جذابیت آن نیست. شرایط کنار هم ماندن دو نفر بارها به نحوی تنظیم میشود که رابطه بتواند قدم بعدی را بردارد، و از این جهت احساس میشود فیلم گاهی به جای کشف طبیعی رابطه، آن را به سوی مقصد ازپیشتعیینشده هل میدهد. تماشاگر معمولاً میپذیرد که چنین داستانی به نزدیکی میانجامد، اما ممکن است نپذیرد که هر تغییر احساسی دقیقاً در همان لحظه و همان موقعیتی رخ میدهد که قصه لازم دارد.
« در برابر، Wes با بازی Rob Mayes دوستداشتنی است، اما کمتر به شخصیتی چندلایه بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی؛ نقطهٔ قوت و زبان عاطفی موسیقی در فیلم تزئینی صرف نیست؛ بخشی از هویت شغلی شخصیتها و یکی از راههای ارتباط آنهاست. پیانو و ترانهها به فضای کریسمسی گرما میدهند و به فیلم امکان میدهند عاطفه را از راه اجرا منتقل کند، نه فقط از مسیر گفتوگو. تفاوت میان آموزش کلاسیک Lindsey و گرایش جَزِ Wes نیز ظرفیت خوبی برای نمایش اختلاف نگاه آنها فراهم میآورد: نظم و دقت در برابر بداهه و بازیگوشی.
این جنبه از فیلم برای تماشاگرانی که به موسیقی در داستانهای عاشقانه علاقه دارند، احتمالاً از دلایل اصلی جذابیت آن خواهد بود. با این همه، حضور موسیقی بهتنهایی به معنای ادغام کامل آن با روایت نیست. گاهی اجراها بیشتر حالوهوای خوشایند فیلم را تقویت میکنند تا اینکه پردهای تازه از شخصیتها بگشایند.
فیلم نشان میدهد موسیقی میتواند فضای میان دو نفر را تغییر دهد، اما کمتر درنگ میکند تا پیامد این تفاوت هنری را با عمقی بیش از کشش رمانتیک دنبال کند. با وجود این محدودیت، موسیقی پیانو به فیلم رنگی متمایزتر از بسیاری از عاشقانههای مشابه میبخشد. حالوهوای کریسمس و زبان تصویری کریسمس در این فیلم بیش از آنکه موضوعی مستقل باشد، پوششی عاطفی برای قصه است: چراغها، تزئینات و حالوهوای جشن، جهان داستان را نرم و صمیمی میکنند.
این عناصر بهخوبی با سفر و مضمون بازگشت به خانه جفت میشوند؛ جاده فقط راه رسیدن به مقصد جغرافیایی نیست، بلکه بهانهای برای بازنگری در خواستهها و پیوندهای شخصی نیز هست. با این حال، فیلم بهندرت از سطح دلنشینیِ آشنا فراتر میرود. فضای تعطیلات دلپذیر است، اما کمتر به تصویری پیچیده از خانواده، تنهایی یا معنای بازگشت تبدیل میشود.
« با این همه، حضور موسیقی بهتنهایی به معنای ادغام کامل آن با روایت نیست. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب با قالب فیلم سازگار است. اثر نمیخواهد سرمای تنهایی را تا حدی پیش ببرد که گرمای تعطیلات از میان برود؛ بنابراین حتی موانع سفر نیز درون جهانی باقی میمانند که امید و آشتی در آن دسترسپذیر است. تزیینات کریسمسی و موسیقی، بیش از هر چیز دعوتی هستند به همراهشدن با حالوهوای فیلم؛ نه نشانههایی که قرار باشد بار نمادین سنگینی بر دوش بکشند.
پیشبینیپذیری؛ عیب یا آسودگی؟ از منظر ساختار، فیلم نشانههای آشنای ژانر را پنهان نمیکند: دو رقیب با خلقوخوهای متفاوت، اجبار به همراهی، موانع سفر و کششی که از دل اصطکاک شکل میگیرد. چنین آشناییای به داستان ضرباهنگی مطمئن میدهد، اما همزمان مجال غافلگیری را محدود میکند. وقتی بخش بزرگی از مسیر از پیش قابلتصور است، جزئیات اجرا اهمیت بیشتری پیدا میکنند: بازیها، موسیقی و کیفیت لحظههای مشترک باید چیزی فراتر از طرح کلی عرضه کنند.
فیلم در شیمی میان بازیگران و فضای موسیقایی موفقتر است؛ در طبیعیکردن زنجیرهٔ اتفاقات، نه به همان اندازه. به همین دلیل، واکنش به آن تا حد زیادی به انتظار مخاطب بستگی دارد. اگر قرار باشد یک داستان عاشقانهٔ تعطیلاتی، خوشحالوهوا و سبک تماشا شود، فیلم مواد لازم را فراهم میکند. اگر انتظار پیشرفت روایی نامتعارف یا شخصیتپردازی دقیق و متوازن داشته باشیم، محدودیتهایش آشکارتر میشود.
اثر از کلیشهها فرار نمیکند، اما در بهترین لحظههایش با موسیقی و بازیهای گرم، آنها را اندکی زندهتر میسازد. جمعبندی «The Road Home for Christmas» فیلمی استوار بر جذابیتهای کوچک و آشنا: همراهی دو شخصیت ناسازگار، موسیقی پیانو، فضای کریسمس و سفری که فرصت شناختن دیگری را فراهم میآورد.
« چنین آشناییای به داستان ضرباهنگی مطمئن میدهد، اما همزمان مجال غافلگیری را محدود میکند. »
جمعبندی
Marla Sokoloff در نقش Lindsey مرکز عاطفی مؤثری میسازد و هماهنگی او با Rob Mayes کمک میکند رابطه، با وجود مسیر قابلپیشبینیاش، گرم و تماشایی بماند. موسیقی نیز به فیلم هویتی فراتر از یک عاشقانهٔ تعطیلاتی کاملاً معمولی میدهد. در سوی دیگر، قصه بارها به تمهیدهای شناختهشده تکیه میکند، اتفاقهای سفر همیشه بهصورت طبیعی به هم نمیپیوندند و Wes در مقایسه با Lindsey شخصیت کمرنگتری دارد.
اما این کاستیها لزوماً ارزش فیلم را برای مخاطبِ درست از میان نمیبرند. این اثری مناسب برای تماشای آرام است؛ فیلمی که بیشتر میخواهد حالوهوایی خوش و نرم بسازد تا روایتی غافلگیرکننده. تماشاگر اگر با همین انتظار سراغش برود، احتمالاً در موسیقی و شیمی دو شخصیت، بهانهای کافی برای همراهشدن با مسیر پیدا میکند.
« موسیقی نیز به فیلم هویتی فراتر از یک عاشقانهٔ تعطیلاتی کاملاً معمولی میدهد. »
ثبت دیدگاه