نقد و بررسی
نقد بی امبیشس (Be Mbitious) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برنامهای دربارهٔ رقص، اما نه فقط رقص «بی امبیتیوس» از ایدهای ساده و پُرظرفیت آغاز میکند: گردآوردن رقصندگان تکنفره و ساختن گروهی موقت که بتواند در «استریت من فایتر» در برابر گروههای جاافتاده رقابت کند. همین نقطهٔ عزیمت، برنامه را از یک مسابقهٔ معمولیِ نمایش مهارت جدا میکند. شرکتکنندگان نهتنها باید توانایی فردی خود را ثابت کنند، بلکه باید نشان دهند چگونه میتوانند در جمعی تازه، با تفاوتهای سبکی و شخصیتی، به زبانی مشترک برسند.
حاصل، کشمکشی دوگانه است: رقابت برای دیدهشدن و آزمون دشوارِ هماهنگی. از سوی دیگر، «بی امبیتیوس» پیشدرآمدی برای جهانی بزرگتر است؛ جهانی که در آن رقص گروهی، هویت و اعتبار حرفهای اهمیت فراوانی دارد. بنابراین تماشاگر از همان ابتدا میداند که هر انتخاب و هر اجرا، معنایی فراتر از همان لحظه دارد.
این چشمانداز به رقابت تنش میبخشد، اما گاهی نیز اجازه نمیدهد برنامه صرفاً در زیبایی و آزادی حرکت غرق شود؛ هر رقص زیر سایهٔ پرسشی دربارهٔ بقا، گزینش و جایگاه آینده قرار میگیرد. تنوع سبکها و شکوه اجراها بزرگترین سرمایهٔ برنامه، حضور رقصندگانی است که هر یک با تجربه، منش حرکتی و زبان بدنی خاص خود وارد میدان میشوند.
کنار هم قرار گرفتن این استعدادها، تماشای اجراها را به تجربهای زنده و متغیر بدل میکند. بدنها در اینجا تنها ابزار اجرای حرکات از پیش تعیینشده نیستند؛ هر چرخش، مکث، ضربه و تغییر جهت میتواند نشانی از شخصیت هنری اجراکننده باشد. تماشاگر بهتدریج میآموزد تفاوت میان رقصندگان را نه فقط در دشواری حرکتها، بلکه در شیوهٔ مواجههشان با موسیقی و فضا جستوجو کند.
« همین نقطهٔ عزیمت، برنامه را از یک مسابقهٔ معمولیِ نمایش مهارت جدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بتلها در بهترین لحظههایشان، از نمایش تکنیک فراتر میروند و به گفتوگویی بیکلام تبدیل میشوند. رقصنده پاسخِ حرکت طرف مقابل را با بدن خود میدهد و لحظهای کوتاه، رقابت به نوعی بداههپردازی مشترک بدل میشود. انرژی اجراها نیز از همین برخورد سرچشمه میگیرد: جسارت، دقت و واکنش سریع در کنار هم قرار میگیرند و به صحنه نیرویی میبخشند که برای بینندهای ناآشنا با مسابقههای رقص هم جذاب است.
برنامه بهخوبی نشان میدهد که چرا تماشای رقص زنده میتواند هیجانانگیز باشد؛ زیرا هیچ حرکت منفردی جدا از واکنش جمع، داوران و رقیب معنا پیدا نمیکند. فردیت در برابر کار گروهی هستهٔ دراماتیک «بی امبیتیوس» در تنش میان فردیت و همکاری قرار دارد. رقصندهٔ تکنفره عادت دارد با امضای شخصی خود شناخته شود؛ اما عضویت در یک گروه، مستلزم شنیدن، سازگاری و گاه عقبنشینی از مرکز توجه است.
چنین تغییری آسان نیست. در این مسیر، برنامه پرسشی هنری و انسانی را پیش میکشد: آیا مجموعهای از افراد برجسته میتواند به گروهی منسجم تبدیل شود، بیآنکه ویژگیهای فردی اعضا را محو کند؟ این پرسش جذابیت عاطفی برنامه را افزایش میدهد. تماشاگر تنها منتظر دیدن حرکتهای دشوار نیست؛ میخواهد دریابد چه کسی میتواند به دیگران اعتماد کند، چه کسی با فشار رقابت کنار میآید و چگونه تفاوتها در تمرین به مانع یا فرصت بدل میشوند.
لحظههای رفاقت و نزدیکی، در کنار رقابت و دلخوری، به برنامه رنگی انسانی میدهند. با این حال، همین تمرکز بر روابط گاه به بهای کمرنگشدن خود رقص تمام میشود؛ گویی برنامه در بعضی لحظات بیش از آنکه به کیفیت حرکتها فرصت مکث بدهد، در پی ساختن روایتی عاطفی از رقابتکنندگان است. تدوین و روایتسازی تدوین پرشتاب، واکنشهای پررنگ و موسیقیِ تقویتکنندهٔ هیجان، «بی امبیتیوس» را به اثری پرکشش تبدیل میکنند.
« بتلها در بهترین لحظههایشان، از نمایش تکنیک فراتر میروند و به گفتوگویی بیکلام تبدیل میشوند. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه در لحظههای اوج کارآمد است: تعلیق پیش از اعلام نتیجه را تشدید میکند و تفاوت میان اجراها را برجسته میسازد. برنامه میداند چگونه از انتظار، سکوت و نگاههای کوتاه، حس رقابت بسازد. همین سازوکار سبب میشود بسیاری از بینندگان مشتاق قسمت بعدی بمانند. اما این قدرت روایی گاهی به نقطهٔ ضعف بدل میشود.
وقتی تدوین بیش از اندازه بر رقابت شخصی، واکنشها و لحظههای دراماتیک تأکید میکند، پیوستگی هنری اجراها آسیب میبیند. رقص، برخلاف بسیاری از مسابقهها، به تداوم زمانی و وضوح بصری وابسته است؛ تماشاگر باید بتواند حرکت را دنبال کند، نه آنکه مدام میان چهرهها، واکنشها و برشهای سریع جابهجا شود.
در چنین وضعی، هیجانِ ساختهشده از سوی تدوین ممکن است بر هیجانِ خود اجرا غلبه کند. این انتخاب، برنامه را تلویزیونیتر میکند، اما گاهی از ارزش مستندگونهٔ آن بهعنوان تصویری از فرایند رقص میکاهد. آنچه دیده نمیشود محدودیت مهم دیگر، کاملنبودن بعضی از بتلها در نسخهٔ پخششده است. در مسابقهای که محور اصلی آن حرکت و مهارت است، حذف یا کوتاهشدن اجراها فقط مسئلهای مربوط به زمانبندی نیست؛ این تصمیم مستقیماً بر برداشت تماشاگر از شرکتکنندگان اثر میگذارد.
کسی که فرصت کافی برای نمایش توانایی خود نمییابد، ممکن است در ذهن مخاطب حضوری کمرنگتر پیدا کند؛ حتی اگر در میدان واقعی ظرفیت چشمگیری داشته باشد. این کمبود، ارزش برنامه را بهعنوان نمایشی جامع از استعدادها محدود میکند. از یک سو، تعدد رقابتها و محدودیت زمان، تدوین فشرده را قابل فهم میسازد؛ از سوی دیگر، برنامهای که وعدهٔ مواجهه با شمار زیادی از رقصندگان را میدهد، باید نسبت به سهم هر اجرا حساس باشد.
« برنامه میداند چگونه از انتظار، سکوت و نگاههای کوتاه، حس رقابت بسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه تماشاگر احساس میکند آنچه میبیند نه تمام رقابت، بلکه برگزیدهای از لحظههایی است که برای روایت تلویزیونی مناسبتر تشخیص داده شدهاند. این فاصله میان میدان و تصویر، یکی از مهمترین سرچشمههای نارضایتی است. محبوبیت، داوری و انصاف رقابت مسئلهٔ دیگر به چگونگی سنجش استعداد بازمیگردد.
در برنامههای رقابتی، هیچ معیار واحدی نمیتواند تمام وجوه هنر رقص را در بر گیرد. تکنیک، خلاقیت، موسیقیفهمی، حضور صحنه و قدرت ارتباط با مخاطب، هر یک میتوانند در ارزیابی نقش داشته باشند؛ اما هنگامی که رأی عمومی و میزان دیدهشدن در فضای مجازی اهمیت پیدا میکند، محبوبیت نیز به عاملی اثرگذار تبدیل میشود.
این امر لزوماً ناعادلانه نیست: ارتباط با مخاطب بخشی از کارکرد یک اجرای عمومی است. بااینحال، محبوبیت همیشه هممعنای برتری هنری نیست. در چنین ساختاری، رقصندهای که پیشتر شناخته شده یا توجه بیشتری جلب کرده است، ممکن است از مزیت برخوردار شود؛ در حالی که هنرمندی کمنامتر برای اثبات توانایی خود به فرصت نمایشی بیشتری نیاز دارد.
برنامه از این جهت در مرز میان رقابت هنری و سرگرمی تلویزیونی حرکت میکند. این دو قلمرو الزاماً ناسازگار نیستند، اما تعادل میانشان شکننده است. هرچه رأی و دیدهشدن پررنگتر شود، این پرسش جدیتر میشود که آیا نتیجه بازتاب کیفیت اجراست، یا مجموعهای از کیفیت هنری، شهرت و حضور رسانهای.
« این فاصله میان میدان و تصویر، یکی از مهمترین سرچشمههای نارضایتی است. »
قوتها و کاستیها
تجربهٔ تماشاگر با وجود این کاستیها، «بی امبیتیوس» توانایی چشمگیری در حفظ توجه بیننده دارد. انرژی اجراها، تنوع شرکتکنندگان و پیوند میان رقابت و شکلگیری یک گروه تازه، به هر بخش نیروی پیشبرنده میبخشند. حتی کسانی که معمولاً برنامههای مسابقهایِ رقص را دنبال نمیکنند، میتوانند از تماشای برخورد سبکها و شخصیتها لذت ببرند؛ زیرا جذابیت اثر فقط به شناخت اصطلاحات فنی وابسته نیست.
واکنش بدن به موسیقی و کشاکش میان رقیبان، بینیاز از توضیح فراوان قابل درک است. در کنار این جذابیت، برنامه از نظر عاطفی نیز بیننده را درگیر میکند. موفقیت یا ناکامی، رقابت و رفاقت و دشواریِ جاافتادن در گروه، به اجراها زمینهای انسانی میبخشد. با این همه، همین روایت احساسی گاه خطر سادهسازی دارد: رابطهها به دوگانههای سریعِ نزدیکی و فاصله تبدیل میشوند و پیچیدگی حرفهای رقصندگان زیر فشار قصهپردازی قرار میگیرد.
تماشاگر همزمان مجذوب این روایت میشود و ممکن است آرزو کند تصویر بیشتری از تمرین، گفتوگوی هنری و جزئیات خود رقص ببیند. جمعبندی «بی امبیتیوس» مسابقهای پرانرژی و تماشایی است که در بهترین لحظات، استعداد فردی را با هیجان رقابت و دشواریِ ساختن یک گروه پیوند میزند. تنوع رقصندگان و قدرت اجرای آنان، هستهٔ اصلی جذابیت برنامه را شکل میدهد؛ در حالی که تدوین تند و روایت رقابتی، آن را برای تماشای پیوسته و دنبالکردن قسمتهای بعدی آماده میکند.
در عین حال، نمایش ناقص بعضی بتلها، غلبهٔ گاهبهگاه روایتسازی بر رقص و اثرگذاری محبوبیت عمومی، مانع از آن میشود که اثر تصویری کاملاً جامع و بیطرفانه از توانایی شرکتکنندگان عرضه کند. با این همه، ارزش برنامه در همین کشاکش نیز نهفته است: «بی امبیتیوس» هم دربارهٔ رقص است و هم دربارهٔ دشواریِ دیدهشدن، همکاری و رقابت در رسانه.
« تجربهٔ تماشاگر با وجود این کاستیها، «بی امبیتیوس» توانایی چشمگیری در حفظ توجه بیننده دارد. »
جمعبندی
این مجموعه بیش از آنکه گزارشی کامل از تمام لحظههای هنری شرکتکنندگان باشد، تجربهای تلویزیونی و پرکشش از برخورد استعدادهاست؛ تجربهای که با وجود محدودیتهایش، شور حرکت را به مرکز توجه میآورد.
ثبت دیدگاه