نقد و بررسی
نقد شوالیه سایهها: میان یین و یانگ (The Knight of Shadows: Between Yin and Yang) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهان میان افسانه و سرگرمی «The Knight of Shadows: Between Yin and Yang» فیلمی فانتزی و کمدی از سینمای چین است که قصهاش را پیرامون پو سونگلینگ، شکارچی دیوها، بنا میکند؛ شخصیتی که مأموریت دارد راز ناپدیدشدن دختران جوان را دریابد. فیلم بهسرعت از چارچوب یک تحقیق جنایی ساده بیرون میرود و مخاطب را به جهانی میبرد که در آن انسانها، دیوها و موجودات شگفتانگیز در کنار یکدیگر حضور دارند.
این جهان، بیش از آنکه بر واقعنمایی تکیه کند، به تخیل، رنگ و افسانه متکی است؛ انتخابی که برای ماجرایی خانوادگی و سرگرمکننده مناسب به نظر میرسد. فیلم در سال ۲۰۱۹ ساخته شده و جکی چان در نقش پو سونگلینگ ظاهر میشود؛ کاراکتری که سرچشمه اصلی طنز و بخش مهمی از جاذبه اثر است. روایت و تعادل ژانرها ساختار روایی فیلم از چند مسیر متفاوت تغذیه میکند: معمای ناپدیدشدن دختران، رویارویی با نیروهای فراطبیعی، ماجراجویی در قلمروهای خیالانگیز و رشتهای عاشقانه که بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند.
این گوناگونی در اصل میتوانست به فیلم تنوع و غنا ببخشد، اما مسئله آن است که هر مسیر با لحنی متفاوت پیش میرود. کمدی سبک و شوخیهای کودکانه گاه درست در لحظهای ظاهر میشوند که داستان میکوشد بر خطر یا اندوه تأکید کند؛ سپس فیلم به فضای عاشقانهای میرود که برای شکلگیری عاطفی به مکث و تمرکز بیشتری نیاز دارد.
« این گوناگونی در اصل میتوانست به فیلم تنوع و غنا ببخشد، اما مسئله آن است که هر مسیر با لحنی متفاوت پیش میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، روایتی است که پیوسته میان سرگرمکردن، هیجانانگیزشدن و برانگیختن احساس در نوسان است، بیآنکه همیشه بتواند این هدفها را در یک آهنگ واحد جمع کند. پو سونگلینگ و حضور جکی چان جکی چان برای ایفای نقش پو سونگلینگ از همان سرمایه آشنای خود بهره میگیرد: شوخطبعی، چابکی رفتاری و نوعی گرمای انسانی که حتی در جهانی پر از موجودات عجیب، شخصیت را قابلدسترس نگه میدارد.
او به صحنهها انرژی میبخشد و حضورش کمک میکند فضای فانتزی فیلم بیش از اندازه سنگین یا هراسآور نشود. بااینحال، نقش او همواره به اندازه عنوان و تبلیغ فیلم در مرکز روایت باقی نمیماند. داستان در بخشهایی توجه خود را به شخصیتهای دیگر و پیوند عاشقانه میان آنان منتقل میکند؛ بنابراین ممکن است تماشاگرانی که انتظار دارند فیلم بیش از هر چیز نمایش یک قهرمان محوری باشد، از جابهجایی مرکز توجه غافلگیر شوند.
این تغییر لزوماً ضعف نیست، اما اگر گذار میان محورهای داستانی نرمتر بود، انسجام اثر بیشتر میشد. پیوند عاطفی و ظرفیت درام بخش عاشقانه فیلم میخواهد در کنار ماجراجویی و طنز، بُعدی اندوهناک و شاعرانه بسازد. رابطه میان نیه شیائوچیان و یان چیشیا امکان میدهد داستان از برخورد ساده خیر و شر فراتر رود و به پرسشهایی درباره دلبستگی، وظیفه و فاصله میان جهان انسانها و موجودات فراطبیعی نزدیک شود.
« او به صحنهها انرژی میبخشد و حضورش کمک میکند فضای فانتزی فیلم بیش از اندازه سنگین یا هراسآور نشود. »
شخصیتها و اجرا
این ظرفیت در برخی لحظات به فیلم رنگی ملایمتر و جدیتر میدهد؛ اما اجرای آن پیوسته و همسطح نیست. شوخیهای کودکانه و بازگشت ناگهانی به لحن سبک، فرصت انباشتهشدن احساس را محدود میکند. در نتیجه، عاطفه گاه بیشتر به طرح کلی داستان وابسته است تا به تحول آرام و باورپذیر رابطهها. فیلم از مضمون عاشقانه خود بهره میگیرد، اما کمتر به آن مجال میدهد تا تمام وزن دراماتیکش را پیدا کند.
طراحی بصری و جلوههای ویژه از جذابیتهای اصلی اثر، طراحی دنیایی است که به افسانه و تصویرسازی تکیه دارد. موجودات غیرعادی، فضاهای رنگارنگ و صحنهآرایی خیالپردازانه، فیلم را از یک ماجرای معمولی شکار دیو متمایز میکنند. کارگردانی میکوشد جهانی بسازد که در آن مرز میان واقعیت و وهم پیوسته جابهجا شود؛ همین تلاش در لحظاتی به قابهایی چشمنواز و بهیادماندنی میانجامد.
بااینحال، جلوههای رایانهای همیشه با کیفیت یکسانی اجرا نشدهاند. بعضی از موجودات و حرکتهای فراطبیعی بهجای آنکه در محیط جا بیفتند، مصنوعی یا ناپخته به چشم میآیند. این ناهماهنگی بهویژه زمانی محسوس است که فیلم از تماشاگر میخواهد حضور هیولاها را جدی بگیرد، اما ظاهر دیجیتالی آنها فاصلهای میان تصویر و باور ایجاد میکند.
« این ظرفیت در برخی لحظات به فیلم رنگی ملایمتر و جدیتر میدهد؛ اما اجرای آن پیوسته و همسطح نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقدهای موجود نیز بهطور مشخص از چشمنوازی برخی لحظات بصری در کنار لغزشهای جلوههای ویژه یاد کردهاند. ریتم، اکشن و کمدی ریتم فیلم تابع همان چندگانگی ژانری آن است. صحنههای ماجراجویانه و رویارویی با موجودات فراطبیعی انرژی بصری دارند، اما میان این لحظات، تغییر لحن گاه چنان سریع رخ میدهد که جریان داستان پیوستگی خود را از دست میدهد.
کمدی میتواند نقش استراحتی خوشایند را داشته باشد و حضور جکی چان نیز به این بخشها جان میدهد؛ بااینحال، شوخیهایی که از موقعیت یا شخصیت برنمیآیند، ممکن است بیش از آنکه فضای فیلم را غنی کنند، از تنش آن بکاهند. از سوی دیگر، کسانی که بهخاطر پیشینه جکی چان انتظار اکشن رزمی متکی بر بدلکاریهای فیزیکی دارند، شاید با میزان و جنس کنشهای فیلم همانتظار نباشند.
اثر بیشتر بر فضاسازی فانتزی و جلوههای تصویری تکیه میکند تا بر نمایش مداوم تواناییهای رزمی بازیگر. نقدی درباره فیلم نیز به کمبود مبارزههای شاخص و نابرابری میان کمدی، اکشن و عاشقانه اشاره کرده است. جمعبندی «The Knight of Shadows: Between Yin and Yang» تجربهای است که بهترین لحظاتش را در خیالپردازی تصویری، حضور گرم جکی چان و فضای خانوادگی ماجراجویی پیدا میکند.
« نقدهای موجود نیز بهطور مشخص از چشمنوازی برخی لحظات بصری در کنار لغزشهای جلوههای ویژه یاد کردهاند. »
قوتها و کاستیها
فیلم برای تماشاگرانی که از جهانهای افسانهای، موجودات عجیب و ترکیبی سبک از طنز و خطر لذت میبرند، سرگرمیهایی فراهم میآورد؛ اما روایتش از پراکندگی لحن و نوسان ریتم آسیب میبیند. رابطه عاشقانه ظرفیت احساسی قابلتوجهی دارد، ولی شوخیهای کودکانه و تغییرهای ناگهانی فضا نمیگذارند این ظرفیت به تمامی شکوفا شود.
جلوههای بصری نیز همزمان نقطه قوت و محدودیتاند: طراحی صحنه و رنگآمیزی جهان چشمگیر است، اما کیفیت نابرابر جلوههای رایانهای گاهی از باورپذیری آن میکاهد. حاصل، فیلمی نه کاملاً منسجم و نه بیجاذبه است؛ اثری که بیش از هر چیز بهعنوان ماجرایی فانتزی و خانوادگی کار میکند، نه درامی عاشقانه یا فیلمی رزمی با محوریت جکی چان.
ثبت دیدگاه