نقد و بررسی
نقد قانون شکنان 4 (The Roundup: Punishment) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به میدان آشنا «The Roundup: Punishment» قسمت چهارم مجموعهای است که هویت خود را بر تقابل میان پلیسی سرسخت و جهانی از خشونت سازمانیافته بنا کرده است. ما سوکدو، با بازی ما دونگسوک، اینبار در پیوند با پروندهای مربوط به یک برنامهٔ قاچاق مواد مخدر به شبکهای گسترده از قمار اینترنتی غیرقانونی میرسد.
رد این شبکه از کره تا فیلیپین امتداد دارد و او را در برابر بک چانگی، نظامی سابق و مردی بیرحم، و چانگ دونگچول، مدیر فناوریمحوری با نقشههایی بزرگتر قرار میدهد. فیلم، از همان آغاز، وعدهٔ دگرگونی بنیادین نمیدهد؛ برعکس، بهروشنی بر آشنایی مخاطب با لحن مجموعه تکیه میکند. تماشاگر میداند که با اثری روبهروست که قرار است پروندهای جنایی را بهانهٔ زنجیرهای از تعقیب، درگیری و شوخی کند.
امتیاز فیلم نیز تا حد زیادی در همین صراحت است: نه در پی آن است که ژانر خود را از نو تعریف کند و نه مدعی است که پیچیدگی روانشناختی را بر سرگرمی مقدم میداند. روایت جنایی و سازوکار تعلیق پیرنگ از چند مسیر پیش میرود: بررسی مرگ برنامهنویس، پیگیری فعالیتهای شبکهٔ قمار، کشمکش میان سردستههای بزهکار و گسترش عملیات پلیس.
این اجزا به فیلم امکان میدهند که میان محیطهای متفاوت جابهجا شود و دامنهٔ پرونده را بزرگتر از یک تعقیبوگریز ساده نشان دهد. ورود گروه سایبری پلیس نیز موضوعی امروزیتر به داستان میبخشد؛ جرمی که در فضای دیجیتال شکل گرفته، در نهایت به پیامدهایی جسمانی و بسیار واقعی میانجامد. بااینحال، گستردگی طرح همیشه به غنای روایی تبدیل نمیشود.
« فیلم، از همان آغاز، وعدهٔ دگرگونی بنیادین نمیدهد؛ برعکس، بهروشنی بر آشنایی مخاطب با لحن مجموعه تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
داستان در اساس بر الگوی آشنای فیلمهای پلیسی استوار است: سرنخهایی که به شبکهای بزرگتر راه میبرند، مجرمانی که در رقابت و خیانت به هم گرفتار میشوند و پلیسی که با سماجت به مرکز ماجرا نزدیک میشود. برخی پیچشها و شاخههای روایی بیشتر به کار حفظ حرکت قصه میآیند تا افزودن لایهای تازه به آن.
بنابراین تعلیق فیلم نه از نامعلومبودن ماهیت کلی ماجرا، بلکه بیشتر از انتظار برای برخورد بعدی و شدت آن نیرو میگیرد. ما سوکدو؛ ستون عاطفی و کمدی فیلم حضور ما دونگسوک همچنان مهمترین سرمایهٔ فیلم است. ما سوکدو شخصیتی نیست که پیچیدگی درونیاش محور اصلی روایت باشد؛ جذابیت او از ترکیب اقتدار فیزیکی، اعتمادبهنفس و نوعی خشکی طنزآمیز میآید.
فیلم میداند که این قهرمان را چگونه در مرکز قاب نگه دارد: گاه با سکوتی که تهدیدآمیز به نظر میرسد و گاه با واکنشی کوتاه که خشونت فضا را به شوخی بدل میکند. طنز شخصیت نیز غالباً بر تضاد بنا شده است. سوکدو در برابر فناوری و سازوکارهای دیجیتال، گاهی ناآشنا یا کمحوصله جلوه میکند، اما همین فاصله میان دنیای پیچیدهٔ مجرمان و شیوهٔ مستقیم او، موقعیتهای کمیک میسازد.
شوخیها قرار نیست شخصیت را به چهرهای سبکسر تبدیل کنند؛ بیشتر راهی هستند برای کاستن از فشار صحنه و بازگرداندن فیلم به لحن سرگرمکنندهٔ مجموعه. البته هرچه مجموعه پیش میرود، این فرمول آشناتر میشود و بخشی از شوخیها دیگر تازگی قسمتهای نخست را ندارند. دشمنان و محدودیت پرداخت شخصیتها بک چانگی و چانگ دونگچول دو وجه متفاوت از تهدید را نمایندگی میکنند.
« برخی پیچشها و شاخههای روایی بیشتر به کار حفظ حرکت قصه میآیند تا افزودن لایهای تازه به آن. »
شخصیتها و اجرا
چانگی با خشونت مستقیم و توانایی رزمیاش خطرناک است؛ دونگچول در سوی دیگر، ذهنیت مدیریتی و بهرهگیری از فناوری را وارد میدان میکند. تقابل این دو نوع قدرت، در سطح ایده، ظرفیت خوبی دارد: یک طرف نیروی خام و نظامی، طرف دیگر محاسبه و سازماندهی. فیلم از این تضاد برای متنوعکردن صحنههای تقابل بهره میگیرد، هرچند فرصت کافی برای تبدیل آن به کشمکشی عمیقتر فراهم نمیکند.
بیشتر شخصیتهای فرعی نیز در خدمت حرکت داستان باقی میمانند. برخی در پیشبرد عملیات یا ایجاد لحظههای طنز نقش دارند، اما کمتر مجال مییابند که انگیزهها و تجربههایشان بهطور مستقل شکل بگیرد. پیامد این انتخاب آن است که تماشاگر معمولاً با قهرمان همراه میشود، اما کمتر در جهان درونی دیگران سکونت میکند.
حتی وقتی موضوع قربانیان شبکه بار عاطفی بالقوهای دارد، فیلم عموماً بهسرعت دوباره به مسیر تعقیب و مقابله بازمیگردد. صحنههای اکشن و زبان بدنی فیلم بخش مهمی از لذت فیلم از طراحی و اجرای مبارزهها میآید. صحنهها بهجای اتکا به تدوین پرشتاب و آشفتگی بصری، تا حد زیادی بر برخورد بدنها، وزن ضربهها و فاصلهٔ میان مبارزان تأکید دارند.
این انتخاب با حضور فیزیکی ما دونگسوک تناسب دارد: هر ضربه باید سنگین به نظر برسد و هر درگیری حس برخوردی ملموس داشته باشد. صدای کوبندهٔ ضربات نیز در ساختن این تجربه نقش دارد. با وجود این، شدت و تازگی اکشن در همهٔ لحظات یکسان نیست. فیلم گاهی به تکرار همان الگوی آشنا میرسد: هجوم مهاجمان، رویارویی نزدیک و برتری قهرمان با نیرویی چشمگیر.
« تقابل این دو نوع قدرت، در سطح ایده، ظرفیت خوبی دارد: یک طرف نیروی خام و نظامی، طرف دیگر محاسبه و سازماندهی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برای مخاطبی که قسمتهای پیشین را دیده، این تکرار بخشی از لذت فرمول است؛ اما برای کسی که انتظار تحول چشمگیر دارد، ممکن است نشانهٔ محدودیت باشد. اکشن فیلم کارآمد و تماشایی است، ولی در قیاس با بهترین لحظات مجموعه همیشه حس شگفتی تازهای ایجاد نمیکند. ریتم، لحن و پیوند طنز با خشونت فیلم میان خشونت و شوخی رفتوآمد میکند و میکوشد نگذارد هیچکدام بهتنهایی بر فضای اثر مسلط شوند.
درگیریهای خشن، خطر پرونده را ملموس میکنند؛ شوخیهای کوتاه و مشاجرههای گروهی نیز از سنگینشدن فضا جلوگیری میکنند. این تعادل بهویژه در نیمههایی که روایت میان پیگیری پلیس و حرکت مجرمان جابهجا میشود، به حفظ ضرباهنگ کمک میکند. اما این لحن دوگانه همیشه بیدردسر نیست. بعضی لحظات کمیک پس از صحنههایی با پیامدهای جدی قرار میگیرند و ممکن است از نظر عاطفی کمی ناهموار به نظر برسند.
از سوی دیگر، اگر شوخی یا مبارزهای از انتظار مخاطب کمتر نیرو داشته باشد، فیلم برای مدتی روی همان آشنایی ژانری تکیه میکند. بااینهمه، کارگردانی هئو میونگهان نشان میدهد که او به حرکت و طراحی کنش تسلط دارد؛ اثری که از دل مهارتهای اکشنپردازی شکل گرفته، بیش از هر چیز در لحظههای فیزیکی خود جان میگیرد.
جایگاه فیلم در مجموعه «The Roundup: Punishment» نه تلاشی برای فاصلهگرفتن از هویت مجموعه است و نه دنبالهای که همهٔ عناصر پیشین را با نیرویی تازه از نو بسازد. این قسمت همان قرارداد اصلی را حفظ میکند: قهرمانی کاریزماتیک، گروهی از همکاران، دشمنانی خشن و مسیری که سرانجام به رویاروییهای پرتحرک میرسد.
« اکشن فیلم کارآمد و تماشایی است، ولی در قیاس با بهترین لحظات مجموعه همیشه حس شگفتی تازهای ایجاد نمیکند. »
قوتها و کاستیها
تفاوت مهمتر، حضور پررنگتر زمینهٔ جرایم اینترنتی و پیوند آن با خشونت سازمانیافته است؛ موضوعی که به پرونده رنگوبویی معاصر میدهد، هرچند در ساختار کلی به تحول اساسی نمیانجامد. برای دوستداران مجموعه، این وفاداری احتمالاً مزیت اصلی فیلم است. آنان میدانند چه نوع انرژی و شوخیای انتظارشان را میکشد و فیلم نیز در فراهمکردن همان لذتهای آشنا کموبیش موفق است.
در مقابل، مخاطبی که به دنبال شخصیتپردازی چندلایه، تعلیق پیچیده یا نوآوری فرمی باشد، ممکن است از محدودماندن داستان به سازوکارهای تثبیتشدهٔ ژانر احساس نارضایتی کند. جمعبندی «The Roundup: Punishment» فیلمی خوشریتم و سرگرمکننده است که توان خود را بیش از هر چیز از حضور ما دونگسوک، مبارزههای پرقدرت و آمیزش خشونت با کمدی میگیرد.
موضوع قمار اینترنتی و عملیات مشترک پلیس، زمینهای مناسب برای گسترش پرونده فراهم میکنند، اما داستان غالباً به الگوهای آشنای سینمای جنایی بازمیگردد و شماری از شخصیتهای فرعی در حاشیه میمانند. حاصل، دنبالهای است که در اجرای فرمول خود اطمینان دارد، بیآنکه آن را بهتمامی تازه کند: انتخابی رضایتبخش برای تماشاگرِ خواهان اکشن و سرگرمی، اما نه لزوماً اثری که در روایت یا شخصیتپردازی از مرزهای مجموعه عبور کند.
« برای دوستداران مجموعه، این وفاداری احتمالاً مزیت اصلی فیلم است. »
ثبت دیدگاه