نقد و بررسی
نقد Mixtape | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نوار کاست بهمثابه حافظه «Mixtape» فیلمی دربارهٔ جستوجوی گذشته است، اما نه گذشتهای که بتوان آن را بیواسطه و کامل به یاد آورد. بورلی دوازدهساله از پدر و مادری که در خردسالی از دست داده، خاطرهای شخصی ندارد؛ آنچه در اختیارش میماند نوار کاستی آسیبدیده است که آن دو در نوجوانی ساختهاند.
از همین نقطه، فیلم ایدهای ساده اما پربار میسازد: موسیقی میتواند ردّی از آدمهای غایب باشد، راهی برای نزدیک شدن به زندگیای که پیش از تولد شخصیت اصلی جریان داشته است. نوار نه فقط شیئی نوستالژیک، بلکه پیامی ناقص است؛ چیزی که باید با کنجکاوی، تخیل و کمک دیگران دوباره خوانده شود. داستان در واپسین ماههای سال ۱۹۹۹ میگذرد؛ زمانی که نگرانی از اختلال رایانهای سال دوهزار با شور و اضطراب آغاز هزاره درهم آمیخته است.
این پسزمینه، جستوجوی بورلی را در فضایی قرار میدهد که خود نیز در آستانهٔ تغییر است. او دنبال ترانهها میرود تا گذشتهٔ والدینش را بفهمد، اما مسیرش به تجربههایی در زمان حال میانجامد: دوستیابی، شناخت آدمهای اطراف و نزدیکتر شدن به مادربزرگش. فیلم بهدرستی میفهمد که یاد گذشته، اگر صرفاً به حسرت ختم شود، کمجان میماند؛ گذشته زمانی معنا پیدا میکند که در رابطههای اکنون اثر بگذارد.
بورلی و طلبِ دانستن بورلی شخصیتی است که فقدان را از راه پرسش تجربه میکند. او والدینش را به یاد نمیآورد، اما نبودنشان را در سکوتهای خانه، در پاسخهای ناتمام مادربزرگ و در فاصلهای که میان خود و همسالانش حس میکند، مدام لمس میکند. کنجکاوی او دربارهٔ پدر و مادرش صرفاً میل به دانستن چند واقعیت نیست؛ میخواهد بفهمد از کجا آمده و چه پیوندی با کسانی دارد که هیچگاه فرصت شناختنشان را نیافته است.
« نوار نه فقط شیئی نوستالژیک، بلکه پیامی ناقص است؛ چیزی که باید با کنجکاوی، تخیل و کمک دیگران دوباره خوانده شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این نیاز را با جستوجویی ملموس پیوند میزند: پیدا کردن آهنگهای فهرستشده روی نوار. این انتخاب، به روایت هدف و حرکت میدهد و پرسش عاطفی را به کنش تبدیل میکند. بااینحال، جستوجوی موسیقی گاه بیش از آنکه درونیات بورلی را پیچیدهتر کند، بهانهای برای گذر از موقعیتهای مختلف میشود.
شخصیت او دوستداشتنی و پرانرژی است، اما فیلم همیشه به اندازهٔ کافی در مکثهایش نمیماند تا تنهایی و سوگش را با ظرافتی تازه بکاود. نتیجه، قهرمانی است که همدلیبرانگیز است، ولی گاهی بیش از حد در خدمت پیشبرد قصه قرار میگیرد. دوستی دخترها؛ گرمترین لایهٔ فیلم قلب تپندهٔ «Mixtape» در رابطهٔ بورلی با الن و نیکی شکل میگیرد.
دوستی این سه دختر از الگوی آشنای کنار هم قرار گرفتن چند شخصیت متفاوت بهره میبرد، اما گرمای آن از جزئیات کوچک میآید: شوخیها، همراهی در موقعیتهای ناآشنا و تلاش برای فهمیدن دنیای یکدیگر. فیلم برای هرکدام از آنها نشانههایی از زندگی خانوادگی و مدرسهایشان ترسیم میکند و نشان میدهد که پشت رفتارهای بیرونی، نیازهایی متفاوت پنهان است.
اهمیت این رابطه در آن است که دخترها صرفاً همراهان بورلی در مأموریت او نیستند. خودشان نیز در خلال این همراهی جایی برای تعلق پیدا میکنند. روایت بهجای آنکه دوستی نوجوانانه را حاشیهای در برابر عاشقانهای پررنگتر قرار دهد، آن را موضوعی مستقل و ارزشمند میگیرد؛ تصمیمی که به فیلم هویت دلنشینی میدهد.
« فیلم این نیاز را با جستوجویی ملموس پیوند میزند: پیدا کردن آهنگهای فهرستشده روی نوار. »
شخصیتها و اجرا
گاهی گفتوگوها و واکنشهای بازیگران جوان کمی تصنعی یا اغراقشدهاند، اما انرژی جمعی گروه بسیاری از این لغزشها را جبران میکند. لحظات مشترکشان از باورپذیرترین و زندهترین بخشهای فیلماند. خانواده، سکوت و سوگ رابطهٔ بورلی و مادربزرگش گیل، لایهای آرامتر و تلختر به داستان میدهد.
هر دو با فقدانی مشترک زندگی میکنند، اما راه مواجههشان متفاوت است: بورلی میخواهد حرف بزند و بداند، درحالیکه گیل از باز کردن زخمی میترسد که هنوز بسته نشده است. سکوت او از بیاعتنایی نمیآید؛ بیشتر نوعی دفاع است، تلاشی برای مراقبت از نوهای که بیم دارد دوباره از دست بدهد. همین انگیزه، فاصلهٔ میان آنها را عاطفیتر از یک اختلاف سادهٔ نسلی میکند.
فیلم در پرداخت این خط داستانی گاه به سوی احساساتگرایی آشکار میرود و بعضی لحظهها را چنان میچیند که اثر عاطفیشان کاملاً قابل پیشبینی میشود. بااینهمه، رابطهٔ میان این دو بهسبب تعارضی واقعی جان میگیرد: عشق هست، اما زبان مشترک برای بیان آن کم است. «Mixtape» در بهترین لحظاتش نشان میدهد که خانواده همیشه با گفتن همهچیز شکل نمیگیرد؛ گاهی باید سکوت را فهمید، و گاهی برای ادامهٔ زندگی لازم است چیزی از آن بیرون آمد.
نوستالژی و جهان سال ۱۹۹۹ نوستالژی در این فیلم هم ابزار روایی است و هم بخشی از لحن آن. نوار کاست، واکمن، فروشگاه صفحه و اضطراب سال دوهزار، جهانی مادی میسازند که در آن برای شنیدن موسیقی باید جستوجو کرد و برای یافتن اطلاعات نمیتوان با چند حرکت به پاسخ رسید. این محدودیتها به ماجراجویی بورلی شکل میدهند و فناوری قدیمی را از تزئین صرف به نیرویی در سازوکار داستان بدل میکنند.
« لحظات مشترکشان از باورپذیرترین و زندهترین بخشهای فیلماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نوار کاست همچنین استعارهای مناسب است: موسیقی روی آن انتخاب شده، مرتب شده و برای شنوندهای معین معنا پیدا کرده است. بااینحال، بازسازی دوره همیشه یکدست و قانعکننده نیست. بعضی نشانههای دههٔ نود بیش از آنکه بهطور طبیعی در جهان فیلم جا بگیرند، حالتی فهرستوار دارند؛ گویی اثر میخواهد پیدرپی به تماشاگر یادآوری کند که داستان در سال ۱۹۹۹ میگذرد.
همین مسئله گاهی حس زمان و مکان را کمی مصنوعی میکند. با وجود این، جزئیاتی چون ابزارهای قدیمی و فضای پیش از فراگیری اینترنت، برای مخاطبی که آن دوره را به یاد دارد جذاباند و برای مخاطب جوانتر پنجرهای به شیوهای متفاوت از دسترسی به موسیقی و خاطره میگشایند. موسیقی؛ پیام، سلیقه و پیوند نسلها موسیقی در «Mixtape» صرفاً همراه صحنهها نیست؛ موضوعی است که شخصیتها از راه آن به یکدیگر نزدیک میشوند.
هر ترانه برای بورلی نشانهای از سلیقه و رابطهٔ والدینش است و این تصور را تقویت میکند که ترتیب قطعهها، فاصلهٔ میانشان و شیوهٔ ضبط میتواند حامل معنایی شخصی باشد. از این منظر، نوار به نامهای بدل میشود که گیرندهاش سالها بعد، پس از مرگ سازندگان، آن را کشف میکند. تضاد میان انرژی موسیقی پانک و حالوهوای شیرین و خانوادگی فیلم، برای برخی تماشاگران میتواند ناموزون جلوه کند.
این ناهمخوانی گاهی جذاب است، چون تندی و سرکشی آهنگها به دنیای نوجوانانهٔ شخصیتها شور میدهد؛ گاهی هم فیلم نمیتواند میان لحن موسیقی و لطافت روایت پیوندی کاملاً طبیعی برقرار کند. موسیقی در مجموع به فیلم شخصیت میبخشد، هرچند کاوش در معنای آهنگها همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش ژرف نمیشود.
« بااینحال، بازسازی دوره همیشه یکدست و قانعکننده نیست. »
قوتها و کاستیها
بازیگری و لحن روایی Gemma Brooke Allen در نقش بورلی، سرزندگی و سرسختی لازم برای پیش بردن داستان را دارد. او در لحظات بازیگوشانه و کنجکاوانه حضور دلپذیری دارد و میتواند مرکز توجه روایت باقی بماند. Julie Bowen نیز گیل را با ترکیبی از خستگی، محبت و محافظهکاری بازی میکند و به رابطهٔ خانوادگی فیلم ثبات میدهد.
در مقابل، برخی اجراهای نوجوانان یا شخصیتهای فرعی گاهی به اغراق و واکنشهای بیش از حد نمایشی نزدیک میشوند؛ مسئلهای که بهخصوص در لحظات طنز، از طبیعی بودن صحنه میکاهد. این نابرابری در بازیها با ویژگی کلی فیلم همخوان است: «Mixtape» بیشتر به دنبال صمیمیت و خوشحالی آرام است تا واقعگرایی سختگیرانه.
شوخیهایش گاهی سادهاند و طرح داستان نیز پیچیدگی چشمگیری ندارد؛ برای همین، تماشاگرانی که انتظار درامی پرکشش یا نگاهی بسیار ظریف به سوگ و نوجوانی دارند، ممکن است آن را کمرمق بیابند. فیلم بیشتر بر صداقت عاطفی و جذابیت جمعی شخصیتها تکیه میکند تا غافلگیری روایی یا عمق روانشناختی گسترده.
جمعبندی «Mixtape» فیلمی کوچک، گرم و نوستالژیک است که از نوار کاستی خراب، روایتی دربارهٔ حافظه، فقدان و پیوند میسازد. بهترین دستاوردش نه معمای آهنگها، بلکه رابطههایی است که در مسیر جستوجو شکل میگیرند: دوستی سه دختر و نزدیکی تدریجی نوه و مادربزرگ. فیلم در بازسازی سال ۱۹۹۹ و در برخی اجراها گاه تصنعی میشود و قصهاش نیز برای هر سلیقهای کشش یکسانی ندارد.
« بازیگری و لحن روایی Gemma Brooke Allen در نقش بورلی، سرزندگی و سرسختی لازم برای پیش بردن داستان را دارد. »
جمعبندی
بااینحال، لطافت عاطفی، موسیقی و نگاه مهربانش به دوستی نوجوانانه، آن را به اثری دلنشین بدل میکند؛ فیلمی که بیش از آنکه بخواهد شگفتزده کند، میکوشد یادآوری کند گذشته فقط چیزی برای سوگواری نیست و گاهی میتواند راهی برای ساختن رابطههای تازه باشد.
ثبت دیدگاه