نقد و بررسی
نقد اکیپ: هوم ران (The Squad: Home Run) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به میدان، با زخمی قدیمی «The Squad: Home Run» که با نام اصلی «Antigang: La Relève» شناخته میشود، دنبالهای بر فیلمی فرانسوی از سال ۲۰۱۵ است؛ بااینحال، برای دنبالکردن داستانش شناخت قسمت پیشین ضرورت ندارد. فیلم نیلز کارتیه را در موقعیتی تازه مییابد: مأمور پلیسی که پس از عملیاتی تلخ و مرگ همسرش، از خدمت کناره گرفته و زندگی آرامتری را در پیش گرفته است.
بازگشت باندی که با آن واقعه پیوند دارد، گذشته را دوباره به زندگی او میکشاند و قصه را در مسیر آشنای انتقام، تعقیب و رویارویی قرار میدهد. حضور دختر نوجوان نیلز در این مسیر، قرار است به الگوی معمول فیلمهای انتقامی بُعدی خانوادگی بیفزاید؛ اما فاصله میان ظرفیت این ایده و پرداخت نهایی آن، یکی از نکتههای تعیینکننده فیلم است.
میان انتقام و رابطه خانوادگی هسته عاطفی فیلم در نسبت پدر و دختر شکل میگیرد: مردی که هنوز درگیر اندوه و خشم گذشته است، در کنار نوجوانی قرار میگیرد که هم با اقتدار پدرش مسئله دارد و هم نمیخواهد صرفاً تماشاگر تصمیمهای او باشد. این موقعیت، امکان روایتی چندلایه را فراهم میکند. میشد سوگ مشترک، سکوتهای ناگفته و دشواری بازسازی اعتماد را به نیروی محرک رابطه بدل کرد؛ اما فیلم بیشتر به شوخیهای آشنای اختلاف نسلها تکیه دارد.
« این موقعیت، امکان روایتی چندلایه را فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شوخیها گاه فضا را سبک میکنند، ولی بهتنهایی برای ساختن صمیمیتی باورپذیر کافی نیستند. از همین رو، پیوند پدر و دختر بیش از آنکه در لحظههای آرام و انتخابهای دشوار پرورش یابد، در قالب جدل و واکنشهای سریع دیده میشود. رابطهای که میتوانست قلب عاطفی اثر باشد، اغلب در حاشیه ضرباهنگ اکشن باقی میماند.
فیلم به وجود اندوه اشاره میکند، اما کمتر به آن فرصت میدهد در رفتار شخصیتها رسوب کند. قهرمان آشنا در قصهای آشنا نیلز کارتیه از الگوی شناختهشده قهرمانان اکشن پیروی میکند: مأموری سرسخت که پس از فاجعهای شخصی از میدان کنار رفته، اما با بازگشت دشمنان قدیمی دوباره وارد عمل میشود.
چنین چارچوبی بهخودیخود ایرادی ندارد؛ مسئله آن است که فیلم کمتر میکوشد به این الگو معنایی تازه ببخشد. انگیزه انتقام روشن است، اما مسیر رسیدن به آن پیچیدگی چندانی پیدا نمیکند و معمای جنایی نیز بیشتر وسیلهای برای پیشبردن تعقیبهاست تا عنصری که تماشاگر را به کشف و بازاندیشی وادارد.
« این شوخیها گاه فضا را سبک میکنند، ولی بهتنهایی برای ساختن صمیمیتی باورپذیر کافی نیستند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، بسیاری از گرهها و رویاروییها قابل پیشبینی به نظر میرسند. فیلم گاهی از امکان بررسی مرز میان عدالت و انتقام، یا هزینههای شخصی خشونت، فاصله میگیرد و به حرکت بعدی قصه میرسد. این شتاب به جریان سرگرمکننده داستان کمک میکند، اما از وزن دراماتیک آن میکاهد. اکشن و ضرباهنگ شهری فیلم به صحنههای درگیری و تعقیبوگریز شهری متکی است تا انرژی روایی خود را حفظ کند.
حرکت مداوم میان خیابانها، برخوردهای فیزیکی و موقعیتهای پرتنش، حالوهوای یک سرگرمی جنایی پرتحرک را میسازد. آلبان لنوآر در نقش نیلز حضوری جسمانی و قاطع دارد و برای قهرمانی که بیش از هر چیز با عمل تعریف میشود، انتخاب مناسبی است. توانایی او در اجرای صحنههای بدنی به فیلم اعتبار میدهد، هرچند این ویژگی همیشه با طراحی اکشن بهیادماندنی همراه نمیشود.
صحنههای مبارزه و تیراندازی گاه بیش از آنکه تعلیق بسازند، کارکردی انتقالی دارند: شخصیتها را از یک موقعیت به موقعیت بعد میبرند. فیلم در ایجاد هیجان لحظهای موفق است، اما کمتر به طراحی صحنههایی میرسد که از نظر بصری یا دراماتیک در ذهن بمانند. ترکیب شوخی و خشونت نیز همیشه یکدست نیست؛ بعضی لحظهها عمداً سبک و بازیگوشانهاند، اما این لحن مانع شکلگیری حس خطر جدی میشود.
« در نتیجه، بسیاری از گرهها و رویاروییها قابل پیشبینی به نظر میرسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و شخصیتهای مکمل لنوآ بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. او برای نیلز هم خشونت و اراده لازم را دارد و هم میتواند رگهای از آسیبپذیری را زیر چهره سخت شخصیت پنهان کند. همین حضور، بخشی از کمبودهای فیلمنامه را جبران میکند. کاسیُپه مایانس نیز با انرژی و تندیِ شخصیت دختر، به صحنههای مشترک تحرک میبخشد؛ بااینحال، محدودبودن پرداخت شخصیت، مجال چندانی برای بروز جنبههای پیچیدهتر بازی او فراهم نمیکند.
ژان رنو و دیگر بازیگران مکمل، به جهان فیلم پیوندی با تجربه و گذشته میدهند، اما استفاده از آنان به اندازهای نیست که حضورشان ظرفیت روایی مستقلی پیدا کند. هرچه فیلم به بخشهای پایانی نزدیک میشود، گروه بازیگران مکمل کمتر در ساختن کشمکش یا گسترش جهان داستان نقش دارند. به این ترتیب، تمرکز بر قهرمان اصلی روشن میماند، اما جهان پیرامون او گاه کمجان و کماستفاده جلوه میکند.
لحن میان کمدی و جنایت «The Squad: Home Run» میخواهد هم فیلمی درباره فقدان و انتقام باشد و هم سرگرمیای سبک با شوخیهای خانوادگی. این دو مسیر میتوانند در کنار هم قرار گیرند، اما نیازمند تنظیمی دقیقاند: کمدی باید از شخصیتها و موقعیتها برخیزد، بیآنکه رنج اصلی داستان را بیاثر کند.
« بازیها و شخصیتهای مکمل لنوآ بار اصلی فیلم را بر دوش میکشد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در بخشهایی از این توازن فاصله میگیرد. شوخیهای مربوط به تفاوت پدر و دختر، گاهی از دل برخورد شخصیتها بیرون میآیند، اما تکرارشان جای رشد رابطه را میگیرد؛ از سوی دیگر، خشونت داستان نیز بهاندازهای پرداخته نمیشود که تضاد آن با لحظات سبک، معنای تازهای بسازد. فضای جنایی و شهری همچنان برای تماشاگرانی که به اکشن فرانسویِ متکی بر قهرمانان سرسخت علاقه دارند، جذابیت دارد.
بااینحال، فیلم بیشتر به قالب سرگرمی بیتکلف وفادار میماند تا به اثری که بخواهد ژانر را دگرگون کند. جمعبندی «The Squad: Home Run» بر پایه ایدهای دارای ظرفیت شکل میگیرد: پدری که در پی انتقام است و دختری که ناخواسته وارد جهان خشن او میشود. حضور آلبان لنوآر، تحرک شهری و برخوردهای فیزیکی، فیلم را از ایستایی نجات میدهند و برای یک تماشای سبک، لحظههایی سرگرمکننده فراهم میکنند.
اما روایت انتقام کممایه میماند، معمای جنایی عمق نمیگیرد و رابطه پدر و دختر بهجای آنکه از سوگ و اعتماد دوباره نیرو بگیرد، بیش از اندازه به شوخیهای نسلی وابسته میشود. حاصل، اثری است که عناصر لازم برای یک فیلم اکشن خانوادگیِ پرتنش را در اختیار دارد، اما فرصت چندانی برای بسط آنها فراهم نمیکند.
« فیلم در بخشهایی از این توازن فاصله میگیرد. »
جمعبندی
فیلم بیشتر بهعنوان سرگرمیای گذرا کار میکند تا درامی جنایی با ضربه عاطفی ماندگار؛ جذابیتش در حرکت و حضور بازیگر اصلی است، نه در تازگی قصه یا ژرفای رابطه مرکزی.
ثبت دیدگاه