نقد و بررسی
نقد دانشکده پلیس ۴: شهروندان گشتزن (Police Academy 4: Citizens on Patrol) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به آکادمی، با جمعی تازه از داوطلبان «Police Academy 4: Citizens on Patrol» ساختهٔ Jim Drake، در ظاهر ایدهای تازه برای گسترش جهان آشنای مجموعه دارد: فرمانده لاسارد، در واکنش به کمبود نیرو، برنامهای راه میاندازد تا شهروندان داوطلب در کنار پلیس آموزش ببینند و به مقابله با جرم کمک کنند.
ماهونی و دوستانش مأمور تعلیم این گروه ناهمگون میشوند؛ در سوی دیگر، سروان هریس که طرح را بیهوده میداند، میکوشد آن را از درون ناکام بگذارد. این چارچوب، هم امکان ورود چهرههای تازه را فراهم میکند و هم به فیلم اجازه میدهد بار دیگر سراغ تضاد میان شور بیقاعدهٔ گروه ماهونی و نظم خشک هریس برود.
اما تازگیِ طرح بیشتر در فهرست داوطلبان دیده میشود تا در ساختار روایت. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با کمدی پلیسیای روبهرو باشیم که قواعد ژانر را دگرگون کند؛ مقصود، بازگرداندن تماشاگر به فضای آشنای مجموعه است: گروهی عجیبوغریب، تمرینهایی که به آشوب بدل میشوند و شوخیهایی که معمولاً از جدی گرفتن موقعیتهای نامعقول نیرو میگیرند.
کمدیِ شلوغ و منطقِ انباشتن شوخی طنز فیلم بیش از آنکه بر ظرافت موقعیت یا گفتوگوی زیرکانه بنا شود، بر اغراق جسمانی، سوءتفاهم و زنجیرهای از اتفاقهای پرسرعت تکیه دارد. شوخیها گاه عمداً زمختاند و گاه چنان آشکارا برای خنده طراحی شدهاند که فرصت چندانی برای مکث یا ظرافت باقی نمیگذارند.
« اما تازگیِ طرح بیشتر در فهرست داوطلبان دیده میشود تا در ساختار روایت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این روش با روحیهٔ سرخوش و بیتکلف مجموعه سازگار است؛ تماشاگر یا با این بازیگوشی همراه میشود یا خیلی زود فاصلهاش را با فیلم احساس میکند. نقطهٔ قوت این شیوه، انرژی آن است. فیلم بهندرت میخواهد خود را جدیتر از آنچه هست نشان دهد و از همین رو نوعی آزادیِ کارتونی پیدا میکند. بااینحال، انباشتن شوخیها بهتنهایی جای تنوع را نمیگیرد.
برخی موقعیتها یادآور gagهایی هستند که پیشتر در مجموعه دیدهایم؛ تفاوت بیشتر در جابهجایی شخصیتها و زمینهٔ وقوع آنهاست تا در ابداع کمیک تازه. به همین دلیل، لحظههای واقعاً خندهدار وجود دارند، اما فاصلهٔ میان آنها گاهی با تکرار پر میشود. گروه بازیگران؛ آشناییِ دلپذیر و چهرههای تازه جاذبهٔ اصلی فیلم همچنان گروه بازیگران است.
Steve Guttenberg در نقش ماهونی، با خونسردی و شیطنت آشنایش، مرکز ثقل مجموعه باقی میماند؛ شخصیتی که میتواند هم از قواعد سرپیچی کند و هم در لحظهٔ لازم مسئولیت بپذیرد. در کنار او، همراهان قدیمی با ویژگیهای اغراقشدهٔ خود بازمیگردند و همان سازوکار گروهی را حفظ میکنند که تماشاگران مجموعه انتظارش را دارند.
هر شخصیت حامل نوع خاصی از شوخی است و فیلم از کنار هم گذاشتن این خصلتها، ریتمی پرهیاهو میسازد. ورود داوطلبان تازه نیز ظرفیت خوبی برای تقابل و موقعیتهای کمیک ایجاد میکند. آنان بهجای آنکه صرفاً پسزمینهای برای قهرمانان قدیمی باشند، بخشهایی از توجه فیلم را به خود میکشانند؛ بااینحال، همه به یک اندازه در ذهن نمیمانند.
« فیلم بهندرت میخواهد خود را جدیتر از آنچه هست نشان دهد و از همین رو نوعی آزادیِ کارتونی پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
David Spade در نقش یکی از اسکیتبازان جوان، حضوری قابل توجه دارد و انرژی متفاوتی به جمع میآورد. فیلم از این چهرههای تازه برای تزریق حرکت و تفاوت استفاده میکند، هرچند کمتر به آنها مجال میدهد از تیپهای کمدی فراتر بروند. بازگشت هریس و نیروی تقابل بازگشت سروان هریس یکی از انتخابهای مؤثر فیلم است.
شخصیت او بهخوبی در برابر جهان شلخته و سرخوش ماهونی قرار میگیرد: هریس میخواهد موقعیتها را کنترل کند، اما هرچه بیشتر برای حفظ اقتدارش تقلا میکند، بیشتر در معرض تحقیر و آشفتگی قرار میگیرد. این تقابل، موتور کمیکی آشنایی است، ولی حضور G. W. Bailey به آن جان میدهد؛ او میتواند خشکی و عصبانیت هریس را چنان جدی بازی کند که تضادش با فضای مضحک اطراف، خود به شوخی بدل شود.
بااینهمه، فیلم در استفاده از این تقابل چندان خلاق نیست. هریس عمدتاً همان کارکردی را دارد که از پیش میشناسیم: مانعِ خودبزرگبینی که نقشههایش به گرفتاری خودش ختم میشوند. برای مخاطبی که به این الگو علاقه دارد، تماشای دوبارهٔ دستوپا زدن او لذتبخش است؛ برای کسی که از تکرار فرمول خسته شده، این بازگشت ممکن است بیش از آنکه غافلگیرکننده باشد، تأییدی بر آشنایی بیش از حد فیلم با خود باشد.
ریتم روایت؛ کشآمدن میان لحظههای پرتحرک «شهروندان در گشت» از طرحی بهره میبرد که بهطور طبیعی میتواند چند خط روایی داشته باشد: آموزش داوطلبان، روابط میان اعضای گروه، برنامهٔ لاسارد و مخالفت هریس. دشواری فیلم این است که این اجزا همیشه به یک مسیر دراماتیک منسجم تبدیل نمیشوند. روایت گاه مانند رشتهای از صحنههای کمدی پیش میرود که پیوندشان بیشتر از حضور شخصیتهای مشترک میآید تا از پیشرفت چشمگیر داستان.
« David Spade در نقش یکی از اسکیتبازان جوان، حضوری قابل توجه دارد و انرژی متفاوتی به جمع میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ساختار اپیزودیک برای تماشای پراکنده یا نوستالژیک چندان آزاردهنده نیست، اما در تماشای پیوسته میتواند ریتم را کمرمق کند. بعضی بخشها با انرژی آغاز میشوند، ولی پیش از آنکه نتیجهای رضایتبخش بسازند، جای خود را به موقعیتی تازه میدهند. در نتیجه، فیلم میان سرگرمیهای مقطعی و قصهای که باید آنها را به هم بدوزد، تعادل کاملی پیدا نمیکند.
ضعف اصلی نه در پیچیدگیِ ازدسترفته، بلکه در این است که داستان بهاندازهٔ شوخیهایش جهت و پیشروی ندارد. حرکت، اسکیت و اوج نمایشی هرگاه فیلم از گفتوگوهای تکراری فاصله میگیرد و به حرکت رو میآورد، سرزندگی بیشتری پیدا میکند. اسکیتسواری و بدلکاریها، با حضور جوانان تازهوارد، به فیلم کیفیتی دیداری و پویا میبخشند که از بخشهای صرفاً گفتوگومحور متمایزش میکند.
این لحظهها بهویژه برای تماشاگر امروز، یادآور پیوندیاند که سینمای سرگرمی دههٔ هشتاد میان کمدی، نمایش بدنی و ماجراجویی برقرار میکرد. بخش پایانی نیز از همین انرژی بهره میگیرد و با بدلکاری و حرکت، به داستان رمقی میدهد که در میانهٔ فیلم گاه از دست میرود. بدون ورود به جزئیات رویدادها، میتوان گفت پایان از نظر ضرباهنگ و نمایش، از بخشهای موفقتر اثر است: صحنهها پرتحرکاند و فیلم سرانجام به سرگرمیِ بیواسطهای میرسد که وعدهاش را از ابتدا داده بود.
این اوج، کاستیهای روایت را محو نمیکند، اما تجربه را خوشریتمتر به پایان میرساند. میراث مجموعه و جایگاه قسمت چهارم فیلم چهارم در مجموعهای ظاهر میشود که بخش مهمی از هویتش بر تکرار شخصیتها و الگوهای کمیک استوار است. از اینرو، «Citizens on Patrol» همزمان از آشنایی سود میبرد و تاوان آن را میپردازد: بازگشت چهرههای محبوب و فضای قابل تشخیص، برای هواداران حس همراهی ایجاد میکند؛ اما همین وفاداری، امکان شگفتزده کردن مخاطب را محدود میسازد.
« در نتیجه، فیلم میان سرگرمیهای مقطعی و قصهای که باید آنها را به هم بدوزد، تعادل کاملی پیدا نمیکند. »
قوتها و کاستیها
منتقدان نیز هنگام اکران، به فرسودگی شوخیها و شباهت فیلم به قسمتهای پیشین اشاره کردهاند. بااینحال، ارزش تماشای فیلم را نمیتوان فقط با تازگی یا انسجام سنجید. برای بخشی از مخاطبان، این اثر بیش از هر چیز خاطرهٔ تماشای دوباره و بیدغدغه است: کمدیای که لازم نیست چیزی فراتر از سرگرمی وعده دهد.
در این معنا، همان نکتهای که میتواند از نظر هنری ضعف شمرده شود—اتکای آشکار به فرمول—برای دوستداران مجموعه بخشی از لذت آن است. فیلمی تازهساز و ماندگار در معنای دقیق کلمه نیست، اما هنوز لحظههایی دارد که با شور و بیپروایی خاص خود لبخند میآفرینند. جمعبندی «Police Academy 4: Citizens on Patrol» کمدیای سرزنده اما نابرابر است: گروهی دوستداشتنی، بازگشت مؤثر هریس، حالوهوای نوستالژیک و صحنههای پرتحرک، آن را به تجربهای سرگرمکننده برای هواداران مجموعه بدل میکنند؛ در برابر، شوخیهای تکراری، شخصیتهای تازهای که همیشه فرصت پرداخت نمییابند و روایتی که گاه کش میآید، مانع از آن میشوند که فیلم به یکی از بهیادماندنیترین قسمتهایش تبدیل شود.
بهترین راه مواجهه با آن، انتظار کمدیای سبک و پرهیاهوست، نه داستانی منسجم یا طنزی نوآورانه. در همین محدوده، فیلم هنوز میتواند چند خندهٔ صادقانه و لحظاتی از سرگرمیِ ناب فراهم کند.
« منتقدان نیز هنگام اکران، به فرسودگی شوخیها و شباهت فیلم به قسمتهای پیشین اشاره کردهاند. »
ثبت دیدگاه