نقد و بررسی
نقد فروشندهها (Clerks) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روزمرگی بهمثابه میدان کمدی «Clerks» ساختهٔ کوین اسمیت، فیلمی است که از یک موقعیت کوچک و آشنا، جهانی پرهیاهو میسازد: یک روز کاری در فروشگاه شبانهروزی و ویدئوکلوپی کنار آن. دانته هیکس، فروشندهٔ فروشگاه، و رندال گریوز، همکارش در ویدئوکلوپ، میان مشتریان عجیب، گفتوگوهای بیربط، بازیگوشیهای کودکانه و گرفتاریهای عاطفی سرگرداناند.
داستان بهجای آنکه با حادثههای بزرگ پیش برود، به خردهاتفاقهای روزانه تکیه میکند؛ همان چیزهایی که در ظاهر بیاهمیتاند، اما میتوانند یک روز معمولی را به تجربهای فرساینده و در عین حال خندهدار بدل کنند. این انتخاب، هستهٔ اصلی جذابیت فیلم است. «Clerks» دربارهٔ آدمهایی نیست که در مسیر پیروزی یا کشفی بزرگ قرار دارند؛ دربارهٔ کسانی است که پشت پیشخوان ایستادهاند و نمیدانند با وقتِ کشدار و آیندهٔ مبهم خود چه کنند.
فیلم از همین سکون، نیروی دراماتیک میسازد و نشان میدهد که گاه یک روز کاری بیحادثه، برای آشکارشدن خشمها و دلزدگیهای پنهان کافی است. دانته و رندال؛ دو صورت از یک بیقراری دانته و رندال با وجود تفاوتهای رفتاری، دو واکنش متفاوت به وضعیتی مشترکاند. دانته بیشتر درگیر مسئولیت، تردید و نگرانی است؛ گویی میکوشد زندگیاش را مرتب نگه دارد، هرچند محیط اطراف پیوسته این نظم را بر هم میزند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رندال، برعکس، بیاعتنایی را به سپری در برابر ملال تبدیل کرده است. او مشتریان را دست میاندازد، از کارش طفره میرود و با بیپروایی دربارهٔ موضوعاتی حرف میزند که دیگران ترجیح میدهند نادیده بگیرند. رابطهٔ این دو بر تضاد سادهٔ «آدم جدی» و «آدم شوخ» بنا نشده است. هر دو تیززباناند و هر دو از وضعیت خود ناراضی؛ تفاوت در این است که یکی نارضایتی را در خود نگه میدارد و دیگری آن را به شکل وقاحت و مزاح بیرون میریزد.
بازی برایان اوهالوران و جف اندرسون نیز این تفاوت را روشن میکند: دانته غالباً با حالتی درمانده و دفاعی واکنش نشان میدهد، در حالی که رندال گویی از هر فرصتی برای برهمزدن قواعد استقبال میکند. دوستیشان، با همهٔ دلخوریها و طعنهها، ستون عاطفی فیلم است. طنز کلامی؛ از بحثهای بیربط تا شوخیهای بهیادماندنی بخش مهمی از کمدی فیلم در گفتوگوها شکل میگیرد.
شخصیتها میتوانند از موضوعی روزمره به بحثی نامتناسب و طولانی برسند، بیآنکه خود متوجه باشند این پرش چه اندازه مضحک است. نمونهٔ برجسته، گفتوگوی مربوط به کارگران پروژههای فضایی در مجموعهٔ «جنگ ستارگان» است؛ بحثی که با جدیتی شبهفلسفی پیش میرود و همین جدیت، خندهآورترش میکند. فیلم بارها از همین فاصله میان موضوع پیشپاافتاده و لحن بیشازحد جدی بهره میبرد.
« رندال، برعکس، بیاعتنایی را به سپری در برابر ملال تبدیل کرده است. »
شخصیتها و اجرا
در کنار این شوخیهای مبتنی بر گفتوگو، لحظههایی هم وجود دارد که ناگهان از مسیر انتظار خارج میشوند؛ از جمله ماجرای کوسهها و سالسا که از نمونههای شاخص طنز نامتعارف فیلم است. چنین شوخیهایی بهدلیل غافلگیری و بیپرواییشان اثر میگذارند، نه بهخاطر ظرافت یا لطافت. این کمدی گاه خام و بیتعارف است و همین ویژگی برای گروهی از تماشاگران بخشی از جذابیت آن به شمار میرود، اما برای دیگران ممکن است صرفاً زننده یا بیملاحظه باشد.
خردهروایتها و ساختار یک روز کاری ساختار فیلم بیشتر به رشتهای از برخوردها و موقعیتها شباهت دارد تا به پیرنگی پرپیچوخم. مشتریان وارد میشوند، چیزی میخواهند، گفتوگویی نامعمول شکل میگیرد و سپس روز ادامه مییابد. در این میان، بازی هاکی روی بام، رفتوآمد به بنگاه کفنودفن و گرفتاریهای عاطفی دانته، به روز کاری تنوع میبخشند، اما فیلم عامدانه از تبدیل همهٔ این عناصر به ماجرایی پرشتاب پرهیز میکند.
این روش با مضمون اثر هماهنگ است: زندگی این شخصیتها نیز در چرخهای از کار، وقفه و بازگشت به کار گرفتار شده است. بااینحال، همین ساختار گاهی به ضعف ریتم میانجامد. بعضی موقعیتها بیش از آنکه روایت را پیش ببرند، صرفاً فرصتی برای شوخی تازه فراهم میکنند؛ در نتیجه، تماشاگرانی که انتظار پیشرفت داستانی پیوسته دارند، ممکن است بخشهایی از فیلم را یکنواخت بیابند.
« چنین شوخیهایی بهدلیل غافلگیری و بیپرواییشان اثر میگذارند، نه بهخاطر ظرافت یا لطافت. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از نظر روایت، بیش از آنکه مقصدی روشن را دنبال کند، بر همراهی با یک روز آشفته تکیه دارد. سبک بصری و جذابیت کمخرجی سیاهوسفید بودن فیلم صرفاً پوششی تزئینی نیست؛ با محیط محدود، فروشگاههای معمولی و کیفیت زمخت تصویر پیوند دارد. قابها اغلب سادهاند و جلوهٔ بصری پرزرقوبرقی وجود ندارد.
این محدودیت، تماشاگر را به خود موقعیتها و گفتوگوها نزدیک میکند و حس حضور در فضایی واقعی و روزمره را تقویت میسازد. «Clerks» در فروشگاهی فیلمبرداری شد که اسمیت در آن کار میکرد و این پیوند با تجربهٔ زیسته، در جزئیات محیط و حس آشنایی با کار فروشگاهی بازتاب دارد. کمخرجی فیلم نیز به بخشی از شخصیت آن بدل شده است.
اثر نمیکوشد محدودیتهای تولید را با نمایش پرزرقوبرق پنهان کند؛ برعکس، سادگی و زبری تصویر با زندگی شخصیتهایی جور درمیآید که روزشان میان پیشخوان، مشتریان و بیحوصلگی میگذرد. این سادگی، البته بهتنهایی امتیاز هنری نیست؛ آنچه آن را مؤثر میکند، هماهنگیاش با جهان داستان است. فیلم بهجای آنکه وانمود کند زندگی این آدمها باشکوه است، همان معمولیبودن را به مرکز توجه میآورد.
« فیلم از نظر روایت، بیش از آنکه مقصدی روشن را دنبال کند، بر همراهی با یک روز آشفته تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
لبهٔ تند طنز و مسئلهٔ ماندگاری زبان تند و شوخیهای جنسی و چندشآور، بخش جداییناپذیر سبک فیلماند. این عناصر گاهی کارکردی روشن دارند: شخصیتها را بیپرده و بیاعتنا به آداب رسمی نشان میدهند و از ملالشان تصویری خشنتر میسازند. اما در برخی لحظات، شوخی صرفاً به قصد شوکهکردن پیش میرود و از نیروی طنز خود فاصله میگیرد.
مخاطبی که با این نوع بذلهگویی همراه نیست، ممکن است نهتنها نخندد، بلکه احساس کند فیلم بیش از اندازه بر زنندگی تکیه دارد. گذشت زمان نیز بر واکنش به بعضی شوخیها اثر گذاشته است. آنچه زمانی تازه و سرکش به نظر میرسید، ممکن است امروز برای بخشی از تماشاگران آشنا، تکراری یا کهنه باشد.
بااینحال، همهٔ کمدی فیلم به شوک و بیادبی وابسته نیست؛ مشاهدهٔ دقیق رفتار مشتریان، بازیهای زبانی رندال و حس فرسودگی دانته همچنان نیرویی مستقل دارند. به همین سبب، تجربهٔ تماشای فیلم تا اندازهٔ زیادی به میزان صبر مخاطب در برابر طنز بیپرده و روایت کمشتاب وابسته است. روزمرگی، کار و رؤیای زندگی دیگر پشت شوخیها، فیلم پرسشی ساده و جدی نهفته است: آدمی که هر روز کار میکند، اما احساس میکند جایی در مسیر زندگیاش گیر افتاده، چگونه با این واقعیت کنار میآید؟
« لبهٔ تند طنز و مسئلهٔ ماندگاری زبان تند و شوخیهای جنسی و چندشآور، بخش جداییناپذیر سبک فیلماند. »
جمعبندی
«Clerks» برای پاسخ، خطابه نمیخواند و از شخصیتهایش قهرمان نمیسازد. در عوض، ملال را به شکل شوخی، پرخاش، بحثهای بیحاصل و وقتگذرانی نشان میدهد. همین لحن باعث میشود نگاه فیلم به کار فروشگاهی، هم طعنهآمیز باشد و هم قابلهمذاتپنداری. فیلم در سطحی فراتر از فروشگاه نیز با جوانیِ بیجهت و آیندهٔ نامطمئن سروکار دارد؛ اما این مضمون را به بیانیهای صریح تبدیل نمیکند.
شخصیتها شاید از وضع خود ناراضی باشند، ولی نه همیشه میدانند چه چیزی را باید تغییر دهند. این ناآگاهی، یکی از وجوه انسانی اثر است: آدمها گاهی بهجای تصمیمی بزرگ، فقط روز را پشت سر میگذارند و برای گذراندنش به شوخی و رفاقت پناه میبرند. جمعبندی «Clerks» کمدیای کمخرج، صمیمی و نامتعارف است که از یک روز کاری ساده، تصویری طنزآمیز از کسالت، دوستی و بیقراری میسازد.
نقطهٔ قوت اصلی آن، صدای شخصیاش است: گفتوگوهای تیز، برخوردهای غیرمنتظره و توجه به جزئیاتی که در بسیاری از فیلمها صرفاً پسزمینه به شمار میروند. در مقابل، روایت گاه کند میشود و برخی شوخیهای زننده یا تاریخمصرفگذشته میتوانند فاصلهای میان اثر و تماشاگر ایجاد کنند.
« Clerks» برای پاسخ، خطابه نمیخواند و از شخصیتهایش قهرمان نمیسازد. »
ثبت دیدگاه