نقد و بررسی
نقد فصل شکار ۲ (Open Season 2) | 2008
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به جنگل، با مقصدی تازه «فصل شکار ۲» دنبالهای است که بار دیگر شخصیتهای آشنای جنگل را به مرکز ماجرا میآورد، اما اینبار مسیر داستان از دل یک مأموریت نجات و تدارکات ازدواج میگذرد. الیوت در آستانهٔ پیوند با ژیزل است؛ بااینحال، دلبستگی او به زندگی مشترک با تردیدهایی همراه میشود و ماجراهای پیشبینینشده فرصت نمیدهند همهچیز طبق برنامه پیش برود.
هنگامی که آقای وینی به دست گروهی از حیوانات خانگی ربوده میشود، بوگ و دوستانش راهی اردوگاه حیوانات خانگی میشوند؛ جایی که رویارویی با فیفی، پودلِ دردسرساز، مأموریت را پیچیدهتر میکند. این طرح، دو خط روایی را در کنار هم قرار میدهد: تلاش برای بازگرداندن دوستی گمشده و کشمکش عاطفی الیوت دربارهٔ ازدواج.
پیوند این دو خط، دستاویزی برای ترکیب ماجراجویی، شوخیهای بدنی و موقعیتهای خانوادگی فراهم میکند؛ اما از همان ابتدا روشن است که فیلم بیش از آنکه در پی ساختن روایتی دقیق و منسجم باشد، به دنبال سرگرم نگهداشتن مخاطب با رفتوآمدهای سریع و اتفاقهای پیاپی است. ماجرایی پرجنبوجوش با انسجام محدود فیلم در آغاز، انرژی خود را از تضاد میان زندگی آرام جنگل و فضای اردوگاه حیوانات خانگی میگیرد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حیواناتی که از محیط طبیعی خود جدا شدهاند، با جهانی روبهرو میشوند که قواعدش برایشان ناآشناست؛ این تفاوت، زمینهای مناسب برای شوخی و برخوردهای کمیک فراهم میآورد. مأموریت نجات نیز به گروه امکان میدهد از دل آشناییهای قدیمی بیرون بیایند و در موقعیتهایی تازه قرار بگیرند. بااینهمه، ماجرا همیشه از انسجام روایی کافی برخوردار نیست.
داستان گاه چنان از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد که پیوند میان اتفاقها کمرنگ میشود. بعضی بخشها بیشتر شبیه زنجیرهای از شوخیها و دردسرهای کوتاهاند تا مرحلههایی که بهتدریج داستان را جلو ببرند. حاصل کار، فیلمی است که معمولاً بیتحرک نمیماند، اما هر حرکتش الزاماً معنای روایی یا عاطفی مشخصی پیدا نمیکند.
تماشاگر جوانتر ممکن است با این رفتوآمدها همراه شود؛ مخاطبی که انسجام و ظرافت بیشتری میطلبد، احتمالاً پراکندگی قصه را زودتر احساس خواهد کرد. الیوت و اضطرابِ پیش از ازدواج بخش عاطفی فیلم بر تردیدهای الیوت متمرکز است. او ژیزل را دوست دارد، اما در آستانهٔ ازدواج با دلشورههایی روبهرو میشود که رفتارش را تغییر میدهند.
« مأموریت نجات نیز به گروه امکان میدهد از دل آشناییهای قدیمی بیرون بیایند و در موقعیتهایی تازه قرار بگیرند. »
شخصیتها و اجرا
این ایده میتوانست فرصتی برای پرداختی گرم و قابلهمذاتپنداری باشد: شخصیت پرحرف و گاه خودمحور الیوت باید با نگرانیهایش مواجه شود و بفهمد تعهد عاطفی چه معنایی برای او دارد. مشکل آنجاست که این کشمکش بیش از اندازه تکرار میشود. دلواپسیهای الیوت گاهی به جای آنکه مسیر تحول او را روشنتر کنند، به عامل کلافگی بدل میشوند.
شخصیت بارها به همان نگرانیها بازمیگردد و همین تکرار، از اثرگذاری لحظههای عاطفی میکاهد. در نتیجه، مسیر او برای مخاطب چندان ظریف یا پیچیده به نظر نمیرسد؛ بیشتر با کشمکشی روبهرو هستیم که فیلم آن را برای پیشبرد موقعیتهای کمیک نگه میدارد، نه آنکه با حوصله به لایههایش بپردازد.
در کنار الیوت، ژیزل عمدتاً در نسبت با همین رابطه حضور دارد. این انتخاب باعث میشود ظرفیت شخصیت او برای شکلگیری حضوری مستقل چندان به کار گرفته نشود. فیلم البته بهروشنی از اهمیت عشق و اعتماد سخن میگوید، اما بیان این مضمون گاه سادهتر از آن است که از تکرار نجات یابد. کمدی؛ از لحظههای موفق تا شوخیهای فرسوده شوخیهای «فصل شکار ۲» بیشتر بر موقعیتهای روشن و بیواسطه تکیه دارند: تفاوت میان حیوانات جنگلی و حیوانات خانگی، آشفتگیهای گروهی، واکنشهای اغراقآمیز و دردسرهایی که از رفتارهای شخصیتها سر برمیآورند.
« مشکل آنجاست که این کشمکش بیش از اندازه تکرار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه برای مخاطب کودک قابلفهم است و چند صحنه نیز واقعاً خندهدار از آب درمیآیند. فیلم در لحظههایی که شوخی را کوتاه نگه میدارد، ریتم مناسبی پیدا میکند و از انرژی بازیگوشانهاش بهره میبرد. اما مشکل اصلی، کشآمدن برخی شوخیهاست. موقعیتی که در برخورد نخست بامزه است، اگر بیش از اندازه تکرار شود، تازگیاش را از دست میدهد و به جای خنده، انتظار برای پایان آن را به وجود میآورد.
بخشی از طنز فیلم نیز بر الگوهای آشنایی بنا شده است؛ الگوهایی که نه غافلگیری چشمگیری دارند و نه از شخصیتها معنای تازهای بیرون میکشند. به همین دلیل، تجربهٔ کمدی فیلم نابرابر است: چند لحظهٔ موفق در کنار بخشهایی قرار میگیرند که صرفاً برای حفظ هیاهو ادامه یافتهاند. شخصیتها، صداها و حس آشنایی برای دنبالهای که بر شخصیتهای محبوب قسمت پیشین بنا شده، صداپیشگی اهمیتی ویژه دارد.
صدا بخشی از هویت کاراکتر است؛ نهفقط وسیلهای برای گفتوگو، بلکه عنصری که به حرکات، شوخیها و حتی رابطهٔ شخصیتها با یکدیگر معنا میدهد. ازاینرو، تغییر صداها ممکن است برای مخاطبی که به نسخهٔ قبلی خو گرفته، بیش از یک تفاوت فنی به نظر برسد. این تغییر میتواند حس آشنایی را کمرنگ کند و مانع شود شخصیتها دقیقاً همانگونه که در ذهن تماشاگر ماندهاند، دوباره جان بگیرند.
« این شیوه برای مخاطب کودک قابلفهم است و چند صحنه نیز واقعاً خندهدار از آب درمیآیند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در عوض تلاش میکند با رفتارهای پرتحرک و تیپهای کمیک، پیوند مخاطب را حفظ کند. فیفی با خصلت دردسرسازش، منشأ بخشی از تنش و شوخیهاست و گروه حیوانات جنگل نیز هریک در شکلگیری شلوغی جمعی سهم دارند. این مجموعه برای یک ماجرای خانوادگی ظرفیت سرگرمکنندهای دارد، هرچند همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرداخت نمیشوند و برخی بیشتر کارکردی موقعیتی دارند تا حضوری ماندگار.
ریتم و فضای خانوادگی یکی از امتیازهای نسبی فیلم، پرتحرکی آن است. تعقیبوگریزها، جابهجایی میان موقعیتها و حضور مداوم شخصیتها اجازه نمیدهد اثر در تمام مدت به فضایی ساکن و بیحادثه تبدیل شود. البته همین جنبوجوش گاهی با شلوغی اشتباه گرفته میشود: اتفاقها و شوخیها آنقدر پشت سر هم میآیند که فرصت مکث، پرداخت عاطفی یا تثبیت یک موقعیت کمتر میشود.
ریتم تند بهتنهایی نمیتواند جای انسجام را بگیرد، اما در بخشهایی از فیلم، دستکم از افت کامل انرژی جلوگیری میکند. فضای شاد و خانوادگی اثر، آن را برای تماشای گروهی با کودکان مناسب میسازد. طنز روشن، ماجرای نجات و تأکید بر دوستی و عشق، مخاطب جوان را درگیر نگه میدارند و لازم نیست برای فهم کلی داستان با لایههای پیچیدهای روبهرو شود.
« فیلم در عوض تلاش میکند با رفتارهای پرتحرک و تیپهای کمیک، پیوند مخاطب را حفظ کند. »
جمعبندی
بااینحال، بزرگسالان احتمالاً بیش از کودکان متوجه تکرار شوخیها، قابلپیشبینیبودن مسیر کلی و پراکندگی بعضی بخشها خواهند شد. بنابراین، فیلم بیش از آنکه تجربهای چندلایه باشد، سرگرمیای ساده و خانوادگی است که کیفیت لحظههایش از بخشی به بخش دیگر تغییر میکند. جمعبندی «فصل شکار ۲» دنبالهای است با نیت روشن: بازگرداندن گروهی دوستداشتنی به ماجرایی تازه، آمیختن یک مأموریت نجات با دلشورههای الیوت دربارهٔ ازدواج، و فراهمکردن سرگرمی برای تماشای خانوادگی.
فیلم در چند موقعیت به هدفش میرسد؛ شوخیهای سادهاش گاه مؤثرند، فضای شادش برای کودکان دلپذیر است و ریتم پرجنبوجوشش اجازه نمیدهد همهٔ بخشها خستهکننده شوند. در مقابل، قصه انسجام لازم را ندارد و گاهی بیمقدمه از یک ماجرا به ماجرای دیگر میجهد. شوخیهای تکراری و کشدار، اضطرابهای بیشازحد تکرارشدهٔ الیوت و تغییر صداها نیز از حس پیوستگی با قسمت پیشین میکاهند.
بااینحال، فیلم برای یک شب تماشای جمعی اثری قابلتحمل و در چند لحظه واقعاً بامزه است؛ دنبالهای که سرگرمی کوتاهمدت را بهتر از تازگی داستانی یا پرداخت عمیق شخصیتها فراهم میکند.
« در مقابل، قصه انسجام لازم را ندارد و گاهی بیمقدمه از یک ماجرا به ماجرای دیگر میجهد. »
ثبت دیدگاه