نقد و بررسی
نقد پیچک سمی (Poison Ivy) | 1992
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جذابیتِ زهرآلودِ یک ورود «پیچک سمی» ساختهٔ کت شی در ظاهر از الگویی آشنا آغاز میکند: دو دختر نوجوان از دو جهان متفاوت به هم نزدیک میشوند و یکی از آنها، با ورود به خانهٔ دوست تازهاش، تعادل خانواده را بر هم میزند. سیلوی درونگرا و دلزده از زندگی خانوادگی است؛ آیوی در برابر او پرجنبوجوش، جسور و گریزپا به نظر میرسد.
دوستیشان ابتدا وعدهٔ نوعی رهایی و ماجراجویی میدهد، اما بهتدریج به رابطهای نابرابر و ناآرام بدل میشود. فیلم برای پیشبردن این وضعیت به تعلیق تکیه میکند، نه به پیچیدگی روایی. جذابیت اصلی در این پرسش شکل میگیرد که حضور آیوی چگونه بر اعضای خانواده اثر میگذارد و سیلوی چه زمانی متوجه خواهد شد که چیزی در این دوستی از مسیر طبیعی خود خارج شده است.
دانستن همین چارچوب برای ورود به فیلم کافی است؛ نیازی نیست جزئیات رخدادهای بعدی را از پیش دانست. خانهای که پناه نیست خانهٔ خانوادهٔ کوپر، با وجود رفاه ظاهری، فضایی آرام و امن ندارد. در آن، نیازهای عاطفی برآوردهنشده، بیماری مادر و فاصلهٔ پدر و دختر، خلأهایی پدید آوردهاند که آیوی میتواند در آنها جا باز کند.
« سیلوی درونگرا و دلزده از زندگی خانوادگی است؛ آیوی در برابر او پرجنبوجوش، جسور و گریزپا به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این خلأها برای ساختن تعلیق بهره میگیرد: خانه نه صرفاً محل وقوع ماجرا، بلکه صحنهای است که روابط و مرزهای قدرت در آن پیوسته جابهجا میشوند. ورود آیوی در چنین فضایی ایدهای سرگرمکننده و مؤثر دارد. او با شور و جسارتش محیطی را که پیشتر گرفتار بیحوصلگی و فرسودگی بوده، به حرکت درمیآورد.
اما فیلم در ترسیم خانوادهٔ کوپر گاهی شتابزده است؛ بعضی شخصیتها بیشتر به کارکردهای داستانی شباهت دارند تا آدمهایی با زندگی درونی مستقل. در نتیجه، آشفتگی خانوادگی گاه بیش از آنکه حاصل تحول دقیق شخصیتها باشد، محصول نیاز فیلم به افزایش تنش به نظر میرسد. دوستی، وابستگی و فاصلهٔ قدرت رابطهٔ سیلوی و آیوی قلب عاطفی فیلم است.
سیلوی از تنهایی و بیگانگی رنج میبرد و آیوی برای او نمایندهٔ نوعی آزادی بیپرواست؛ کسی که ظاهراً از قضاوت دیگران نمیترسد و هر موقعیتی را به فرصتی برای عمل بدل میکند. در سوی دیگر، آیوی نیز به زندگیای کشیده میشود که سیلوی در آن گرفتار است. این کشش متقابل، رابطه را از یک دوستی ساده فراتر میبرد و به آن رنگی از حسادت، تقلید و تصاحب میدهد.
« ورود آیوی در چنین فضایی ایدهای سرگرمکننده و مؤثر دارد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم بهدرستی نشان میدهد که وابستگی عاطفی میتواند آدم را در برابر نشانههای خطر نابینا کند. سیلوی نهفقط با آیوی، بلکه با تصویری از خودش در کنار آیوی درگیر است: تصویری جسورتر، پررنگتر و بیقیدتر. با این همه، تحول این رابطه همیشه به یک اندازه باورپذیر نیست. بعضی مراحل از نزدیکی و اعتماد، با سرعتی پیش میروند که مجال چندانی برای شکلگیری تدریجی احساسات باقی نمیگذارد.
همین شتاب، هم به فیلم انرژی میدهد و هم از عمق روانشناختی آن میکاهد. درو بریمور و نیروی مرکزگریز آیوی درو بریمور در نقش آیوی نیروی محرک فیلم است. بازی او سرشار از انرژی و حضور نمایشی است؛ آیوی حتی در لحظههایی که فیلم به سوی اغراق میرود، میتواند توجه را به خود بازگرداند. جذابیت این اجرا فقط به جسارت شخصیت محدود نیست: در زیر ظاهر فریبنده و مطمئن او، رگهای از آشفتگی و نیاز به تعلق هم حس میشود.
همین دوگانگی کمک میکند آیوی صرفاً به چهرهای شرور و تکبعدی فروکاسته نشود. سارا گیلبرت در نقش سیلوی نقطهٔ مقابل مناسبی برای اوست. بازیاش کمصداتر و درونیتر است و انزوای شخصیت را بدون تکیه بر جلوهگری منتقل میکند. تفاوت میان این دو بازیگر، تضاد میان میل به دیدهشدن و عادت به پنهانماندن را برجسته میسازد.
« فیلم بهدرستی نشان میدهد که وابستگی عاطفی میتواند آدم را در برابر نشانههای خطر نابینا کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تام اسکریت و شریل لد نیز در نقش پدر و مادر خانواده حضوری قابلقبول دارند، هرچند فیلم برای شخصیتپردازی آنها فرصت محدودی فراهم میکند. حالوهوای غریب و اندوه پنهان یکی از ویژگیهای ماندگار «پیچک سمی» فضای غریب و اندوهگین آن است. فیلم با وجود ظاهر پرهیاهو و مضمون جنجالیاش، در لایهای دیگر دربارهٔ تنهایی، فرسودگی و تمنای تعلق سخن میگوید.
خانهٔ پرزرقوبرق و دوستی پرکشش، هیچکدام احساس امنیت کامل نمیآفرینند؛ زیر سطح فریبندهٔ تصاویر، حس خلأ و بیقراری جریان دارد. این حالوهوا گاهی به نفع فیلم عمل میکند. لحظههای خیالگون و نامتعارف، واقعیت را اندکی لغزان میسازند و با ذهن آشفتهٔ شخصیتها تناسب دارند. بااینحال، فیلم همیشه در انتخاب لحن خود موفق نیست.
گاه میخواهد جدی و تراژیک باشد، گاه به هیجانپردازی تند و گاه به نمایشی اغراقشده روی میآورد. این جابهجاییها ممکن است تماشاگر را از نظر احساسی سردرگم کند: دشوار میشود فهمید هر صحنه باید با اضطراب دنبال شود، با تلخی پذیرفته شود یا با فاصلهای آمیخته به خنده تماشا شود. تعلیق، اغراق و ناهمواری اجرا ساختار فیلم از الگوهای آشنای تریلر روانشناختی و درام خانوادگی بهره میگیرد.
« حالوهوای غریب و اندوه پنهان یکی از ویژگیهای ماندگار «پیچک سمی» فضای غریب و اندوهگین آن است. »
قوتها و کاستیها
دوستی خطرناک، خانوادهای آسیبپذیر و حضوری که آرامآرام همهچیز را تغییر میدهد، مصالحیاند که بارها در سینما به کار رفتهاند. بنابراین تازگی «پیچک سمی» کمتر در اصل ایده و بیشتر در ترکیب ناموزون و جسورانهٔ عناصر آن است. فیلم در لحظاتی سرگرمکننده و پرکشش میشود، اما در لحظاتی دیگر چنان بر تأثیرگذاری اصرار میکند که مصنوعی به نظر میرسد.
برخی صحنهها از نظر پیوستگی یا واکنش شخصیتها لغزش دارند و این نقص، بهویژه در اثری که بر تعلیق و باورپذیری رابطهها تکیه میکند، محسوس است. موسیقی نیز همیشه با فضای تصویر هماهنگ نیست؛ گاهی بهجای آنکه تنش را ظریفتر کند، احساس موردنظر را بیش از اندازه برجسته میسازد. در کنار این ناهمواریها، نوعی کشش تماشایی هم وجود دارد: حتی وقتی فیلم از نظر فنی یا روایی لغزش میکند، حضور آیوی و انتظار برای پیامدهای رفتار او مانع از دسترفتن کامل توجه میشود.
جذابیت یک فیلم ناتمام «پیچک سمی» فیلمی یکدست یا کاملاً منضبط نیست. قصهاش از مصالح آشنا ساخته شده، لحنش گاهی میان درام و اغراق سرگردان میماند و بعضی لحظاتش بیش از حد تصنعی جلوه میکنند. بااینحال، ضعفها تمام تجربه را تعریف نمیکنند. بازی پرانرژی بریمور، تقابل او با اجرای خویشتندار گیلبرت و فضای غمگین و نامتعارف فیلم، به آن هویتی میدهند که از خلاصهٔ داستان فراتر میرود.
« بنابراین تازگی «پیچک سمی» کمتر در اصل ایده و بیشتر در ترکیب ناموزون و جسورانهٔ عناصر آن است. »
جمعبندی
تماشای آن بیش از آنکه تجربهٔ یک تریلر دقیق و بینقص باشد، مواجهه با اثری پرنوسان است: گاهی جذاب، گاهی آشفته و گاهی ناخواسته خندهآور. همین بیثباتی میتواند برای برخی آزاردهنده و برای برخی دیگر بخشی از لذت فیلم باشد. «پیچک سمی» در بهترین لحظاتش تنهایی نوجوانی و میل به تعلق را زیر پوشش یک داستان پرتنش پنهان میکند؛ در ضعیفترین لحظاتش نیز با اغراق و شتاب، همان لایههای ظریف را کمرنگ میسازد.
جمعبندی «پیچک سمی» اثری نابرابر اما تماشایی است که بیش از تازگی داستان، به فضای غریب، رابطهٔ پرتنش دو دختر و حضور پرجاذبهٔ درو بریمور متکی است. فیلم در شخصیتپردازی و کنترل لحن کاستی دارد و برخی انتخابهای اجراییاش از باورپذیری میکاهد؛ بااینحال، نیروی بازیها و آشوبی که آیوی به خانهٔ کوپر میآورد، کششی مداوم پدید میسازد.
حاصل، تریلری آشفته و اندوهگین است که نقصهایش آشکارند، اما بهسادگی از ذهن کنار نمیرود.
« همین بیثباتی میتواند برای برخی آزاردهنده و برای برخی دیگر بخشی از لذت فیلم باشد. »
ثبت دیدگاه