نقد و بررسی
نقد پلنتی (Plenty) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زنی که پس از جنگ به زمان حال بازنمیگردد «Plenty» ساختهٔ Fred Schepisi و اقتباسی از نمایشنامهای به همین نام نوشتهٔ David Hare است؛ درامی که زندگی Susan Traherne را در گذر سالهای پس از جنگ دنبال میکند. سوزان در دوران اشغال فرانسه برای مقاومت فعالیت کرده و پس از بازگشت به انگلستان میکوشد جایگاهی برای خود در جهانی تازه بیابد.
فیلم، بیآنکه این مسیر را به قصهای سرراست از پیروزی یا شکست بدل کند، بر فاصلهای انگشت میگذارد که میان تجربهٔ استثنایی جنگ و روزمرگی پس از آن شکل میگیرد. مسئله فقط دلتنگی برای گذشته نیست؛ سوزان دیگر نمیداند چگونه در زندگیای حاضر شود که به نظرش کوچکتر از خواستهها و خاطرات اوست.
آرمانگرایی در برابر زندگی روزمره عنوان فیلم، «Plenty»، در نگاه نخست وعدهٔ فراوانی میدهد؛ اما دنیای سوزان بیش از آنکه سرشار باشد، از کمبود معنا رنج میبرد. او به آیندهای پُر از امکان و هدف باور دارد و با سازشهای معمول، نقشهای اجتماعی و فرصتهای محدود کنار نمیآید. این بیقراری، او را به شخصیتی جذاب و در عین حال دشوار بدل میکند: زنی که میخواهد زندگیاش را با شدت و معنا تجربه کند، اما گاه خواستههایش را چنان بیملاحظه دنبال میکند که دیگران نیز از پیامدهای آن آسیب میبینند.
فیلم از این منظر، نقدی ساده بر جامعهٔ پس از جنگ نیست و سوزان را نیز قهرمانی بیخطا معرفی نمیکند. آنچه میبیند، برخورد دو نوع نارضایتی است: نارضایتی زنی که نمیتواند به زندگی معمول رضایت دهد، و جامعهای که برای آرمانهای بزرگ او جای چندانی ندارد. همین تنش، پرسش دشوارتری پیش میکشد: آیا سوزان از جهان پیرامونش جدا افتاده، یا توقعات بیپایان خودش نیز در این گسست سهم دارند؟
« فیلم از این منظر، نقدی ساده بر جامعهٔ پس از جنگ نیست و سوزان را نیز قهرمانی بیخطا معرفی نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مریل استریپ؛ شکاف میان ظاهر و آشوب درونی مرکز ثقل فیلم بازی Meryl Streep در نقش سوزان است. او شخصیت را با نمایشهای پرهیاهو نمیسازد؛ قدرت بازیاش در تغییرهای ظریف لحن، نگاه و رفتار است. سوزان ممکن است در لحظهای آرام و مسلط به نظر برسد، اما زیر این ظاهر، بیقراری و آشفتگی پیوستهای جریان دارد.
استریپ بهخوبی نشان میدهد که چگونه کنترلگری، شوخطبعی یا جسارت میتواند پوششی برای ترس از پوچی و ناتوانی در سازگاری باشد. این نقش تماشاگر را وادار نمیکند حتماً سوزان را دوست بدارد. او گاهی خودخواه، تندخو و ویرانگر است؛ بااینحال، بازی استریپ اجازه نمیدهد به برچسبی ساده فروکاسته شود.
حتی رفتارهای ناخوشایندش از درون تجربهای قابلفهم سربرمیآورند: کسی که روزگاری در موقعیتی استثنایی احساس زندهبودن کرده، اکنون هر روز عادی را نوعی کوچکشدن میبیند. این تضاد، عمق احساسی فیلم را پدید میآورد و در بخشهایی که روایت پراکنده میشود، همچنان مخاطب را نگه میدارد. گروه بازیگران و روابط شکننده Charles Dance در نقش Raymond Brock در برابر سوزان حضوری سنجیده و خویشتندار دارد.
بازی او، بهجای آنکه صرفاً نقطهٔ مقابل پرشور شخصیت اصلی باشد، تصویری از نظمی اجتماعی عرضه میکند که در آن ملاحظه، ثبات و رعایت قواعد اهمیت دارند. فاصلهٔ میان این دو نه فقط اختلافی شخصیتی، بلکه تفاوت دو تصور از زندگی است؛ یکی به دنبال شور و معنا، دیگری در دل ساختارها و مسئولیتها حرکت میکند.
« مریل استریپ؛ شکاف میان ظاهر و آشوب درونی مرکز ثقل فیلم بازی Meryl Streep در نقش سوزان است. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، رابطهای است که عاطفه در آن وجود دارد، اما برای ترمیم شکافهای عمیق کافی نیست. Tracey Ullman نیز بهعنوان Alice Park به فیلم گرما و سرزندگی میبخشد و حضورش از یکنواختشدن فضای عاطفی جلوگیری میکند. John Gielgud در نقش Sir Leonard Darwin با طنزی خشک و هوشمندانه، لحظاتی از تیزی و شوخطبعی اجتماعی به اثر میافزاید.
مجموعهٔ بازیگران مکمل، از جمله Sam Neill، جهان فیلم را از تمرکز صرف بر سوزان بیرون میآورد؛ هرچند این جهان گاهی بیشتر به مجموعهای از برخوردها و موقعیتها میماند تا شبکهای کاملاً پیوسته از شخصیتها. روایت گسسته و ریتم تأملی یکی از دشواریهای اصلی «Plenty» ساختار روایی آن است. فیلم در طول سالها حرکت میکند و دورههای مختلف زندگی سوزان را کنار هم میگذارد، اما این گذارها همیشه به احساسی از پیشرفت یا پیوند روشن نمیانجامند.
برخی صحنهها مانند قطعاتی مستقلاند: لحظههایی که شخصیت را آشکار میکنند، اما در کنار هم داستانی با مسیر پرکشش و منسجم نمیسازند. این انتخاب با ذهن ناآرام سوزان تناسب دارد، ولی برای تماشاگر میتواند گیجکننده باشد. ریتم نیز بر تأمل و گفتوگو تکیه دارد، نه بر حادثه و حرکت سریع. دیالوگها بار زیادی از معنا و شخصیتپردازی را بر دوش میکشند؛ گاهی با طنز ظریف و مشاهدههای اجتماعی همراهاند، اما در بخشهایی طولانی و کمتحرک میشوند.
اگر مخاطب انتظار درامی رویدادمحور داشته باشد، کندی فیلم احتمالاً آزاردهنده خواهد بود. «Plenty» بهجای آنکه با کشش داستانی پیوسته پیش برود، از تماشاگر میخواهد به لحن، رفتارها و خلأهایی توجه کند که میان صحنهها باقی میمانند. این روش گاه ثمربخش است و گاه حس بیتمرکزی را تقویت میکند.
« نتیجه، رابطهای است که عاطفه در آن وجود دارد، اما برای ترمیم شکافهای عمیق کافی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی و فضای بصری Fred Schepisi به سراغ بیانی کنترلشده و نسبتاً سرد میرود؛ انتخابی که با جهان رسمی و محدودکنندهٔ پس از جنگ هماهنگ است. در برابر خاطرهٔ زندگی پرخطر و پرشور، محیطهای اجتماعی و اداری فیلم اغلب حالتی مرتب، رسمی و خفهکننده دارند. این تضاد، بدون آنکه به توضیح مستقیم نیاز داشته باشد، حس بیگانگی سوزان را تقویت میکند.
در عین حال، فیلم گهگاه با طنزی تلخ از قواعد و تشریفات اجتماعی فاصله میگیرد؛ گویی پشت ظاهر متمدن و آرام این جهان، نوعی خشونت خاموش پنهان است. بااینهمه، اقتباس سینمایی همیشه نمیتواند مصالح نمایشی خود را به زبانی کاملاً روان و سینمایی تبدیل کند. اهمیت گفتوگوها و صحنههای طولانی گاهی حسِ تماشای اثری صحنهمحور را حفظ میکند.
بنابراین، سبک فیلم هم به تمرکز آن بر شخصیت خدمت میکند و هم بخشی از دشواریاش را توضیح میدهد: اثر میخواهد بیش از آنکه ما را با وقایع پیش ببرد، در وضعیت ذهنی آدمهایش نگه دارد. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب نکتهٔ مثبت «Plenty» این است که حتی در لحظات کمرمق، موضوعی زنده برای تأمل دارد: آدمی که خاطرهٔ شدت و آزادی را با زندگی روزمره میسنجد، چگونه میتواند در اکنون دوام بیاورد؟
فیلم پاسخ قطعی نمیدهد و همین امتناع، با تلخی شخصیت اصلی سازگار است. از سوی دیگر، پراکندگی روایت و وفور گفتوگوها ممکن است مانع شکلگیری پیوند عاطفی شود. برخی مخاطبان در آشفتگی سوزان تصویری تأثیرگذار از فرسودگی و نارضایتی میبینند؛ برخی دیگر ممکن است نتوانند از فاصلهٔ سرد و کند اثر عبور کنند.
« در برابر خاطرهٔ زندگی پرخطر و پرشور، محیطهای اجتماعی و اداری فیلم اغلب حالتی مرتب، رسمی و خفهکننده دارند. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، تماشای فیلم بیش از هر چیز برای علاقهمندان به درامهای شخصیتمحور و بازیگری ظریف مناسب است. جذابیت اصلی آن نه در تعلیق یا سرگرمی پیوسته، بلکه در مشاهدهٔ زنی است که همزمان میخواهد از محدودیتهای زندگی معمول فراتر رود و از پیامدهای انتخابهای خودش بگریزد. اگر ریتم آهسته و ساختار قطعهقطعه پذیرفته شود، فیلم لحظات ماندگاری از تنهایی و بیقراری عرضه میکند؛ اگر نه، همان ویژگیها ممکن است به تجربهای طولانی و خستهکننده بدل شوند.
جمعبندی «Plenty» فیلمی نامتوازن اما قابلتأمل است؛ اثری که قوتش بیش از همه در بازی مریل استریپ و در ترسیم شکاف میان آرمانخواهی و زندگی روزمره جلوه میکند. چارلز دنس و بازیگران مکمل نیز به آن بافتی انسانی و اجتماعی میبخشند. در مقابل، روایت پراکنده، ریتم کند و اتکای فراوان به گفتوگو سبب میشود فیلم همیشه نتواند نیروی درونی خود را به تجربهای روان و گیرا تبدیل کند.
بااینحال، تصویر زنی که پس از یک دورهٔ استثنایی دیگر با شکل عادی زندگی کنار نمیآید، در ذهن میماند؛ نه بهعنوان الگویی بینقص، بلکه بهمثابه انسانی پیچیده که آرزوی زندگی پُرمعنا، او را هم به حرکت وامیدارد و هم از آرامش محروم میکند.
« به همین دلیل، تماشای فیلم بیش از هر چیز برای علاقهمندان به درامهای شخصیتمحور و بازیگری ظریف مناسب است. »
ثبت دیدگاه