نقد و بررسی
نقد در دستان او (In Her Hands) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
پرترهای در آستانهٔ فروپاشی «In Her Hands» مستندی دربارهٔ زریفا غفاری است؛ زنی که در بیستوششسالگی به یکی از جوانترین شهرداران افغانستان بدل شد و در فضایی آکنده از تهدید، برای آموزش دختران و حضور زنان در عرصهٔ عمومی پافشاری کرد. فیلم ساختهٔ تامانا آیازی و مارسل متلسیفن، زندگی شخصی و کار عمومی غفاری را در دو سال پرآشوب دنبال میکند؛ دورهای که با اعلام خروج نیروهای غربی و بازگشت طالبان به قدرت، افق سیاسی کشور بهسرعت تیره میشود.
اهمیت فیلم از همان آغاز در پیوند زدن سرنوشت یک فرد به لحظهای تاریخی نهفته است: بحران افغانستان نه در قالب گزارشی دوردست، بلکه در خانه، خیابان و تصمیمهای روزمرهٔ زنی بازتاب مییابد که خطر را بهروشنی میشناسد. زندگی در سایهٔ تهدید یکی از دستاوردهای اصلی مستند، ساختن حس اضطرابی است که به رویدادهای بزرگ سیاسی محدود نمیماند.
تهدید، در اینجا چیزی نیست که تنها در خبرها یا سخنرانیها دیده شود؛ در رفتوآمدهای روزانه، مراقبتهای امنیتی و نگرانی خانواده حضور دارد. دوربین با نزدیک شدن به زندگی خصوصی غفاری، فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی او و فردی را که میکوشد در شرایطی ناپایدار زندگی کند، کمتر میکند. تماشاگر با زنی روبهرو میشود که در عین صلابت، ترس و تردید را نیز تجربه میکند.
« تماشاگر با زنی روبهرو میشود که در عین صلابت، ترس و تردید را نیز تجربه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین همنشینیِ آسیبپذیری و اراده، شخصیت او را از یک نماد ساده فراتر میبرد و به او کیفیتی انسانی میبخشد. زریفا غفاری؛ چهرهای فراتر از شعار حضور غفاری نیروی عاطفی فیلم را تأمین میکند. او در گفتار و رفتار، شخصیتی پرانرژی و بیپرده دارد و آرمان آموزش زنان را صرفاً به یک شعار سیاسی فرو نمیکاهد؛ این آرمان به بخشی از هویت و انتخابهای زندگیاش تبدیل شده است.
فیلم همچنین لحظاتی از رابطهٔ او با خانواده و اطرافیانش را ثبت میکند و نشان میدهد که مبارزهٔ اجتماعی از زندگی شخصی جدا نیست. پافشاری بر استقلال، در جامعهای که محدودیتهای جنسیتی در آن ریشهدارند، هزینهای ملموس دارد. بااینحال، صمیمیت و شجاعت غفاری چنان برجسته میشود که گاه پیچیدگیهای جایگاه سیاسی و مدیریتی او در حاشیه میماند؛ مسئلهای که هم به جذابیت پرتره کمک میکند و هم مرز آن را آشکار میسازد.
روایتِ پرشتاب و تکیه بر گفتار ساختار فیلم میکوشد میان پرترهٔ شخصی و روایت بحران ملی تعادل برقرار کند. آغاز پرتنش، پرسشی فوری پیش میکشد و سپس روایت به عقب بازمیگردد تا مسیر رسیدن به آن لحظه را بازسازی کند. این انتخاب به مستند نیروی تعلیق میدهد و تماشاگر را در انتظار پیامد تصمیمها نگه میدارد، بیآنکه ناچار باشد پایان را آشکار کند.
« همین همنشینیِ آسیبپذیری و اراده، شخصیت او را از یک نماد ساده فراتر میبرد و به او کیفیتی انسانی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
اما فیلم همیشه موفق نمیشود این کشش را به صحنههای زنده و پرجزئیات بدل سازد. در بخشهایی، اطلاعات از راه توضیح و روایت کلامی منتقل میشود، نه از خلال مشاهدهٔ روندهای واقعی و کنشهای روزمره. در نتیجه، اثر گاه به معرفینامهای ستایشآمیز نزدیک میشود؛ معرفینامهای که بیش از آنکه اجازه دهد مخاطب خود به پیچیدگی شخصیت برسد، برداشت مطلوبش را پیشاپیش در اختیار او میگذارد.
تصویر، فضا و تجربهٔ ناامنی تصویرپردازی فیلم در انتقال وضعیت روانی غفاری نقش مهمی دارد. فضای پراضطراب، جابهجاییها و حضور مداوم تدابیر امنیتی، خطر را از سطح مفهوم بیرون میآورد و به تجربهای دیداری تبدیل میکند. قابها گاه چنان نزدیک به شخصیتها هستند که احساس محدودیت و بیپناهی را تقویت میکنند؛ گویی فضای امن و بیخطر، حتی در خانه نیز تضمینشده نیست.
در این لحظات، مستند به جای توضیح مستقیم، از فضا و جزئیات برای ساختن معنا بهره میگیرد. بااینهمه، نوسان میان لحظههای مشاهدهگرانه و بخشهای توضیحی باعث میشود انسجام بصری و روایی همواره یکدست نباشد. تصاویر تأثیرگذارند، اما گاهی فیلم فرصت نمییابد آنها را در ساختاری تحلیلیتر بنشاند.
« اما فیلم همیشه موفق نمیشود این کشش را به صحنههای زنده و پرجزئیات بدل سازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زمینهٔ سیاسی؛ جای خالیِ توضیح و پرسش محدودیت مهم «In Her Hands» کمتوجهی به زمینهٔ تاریخی و سیاسیای است که داستان غفاری در آن رخ میدهد. خروج نیروهای غربی و پیشروی طالبان نقطهٔ عطف روایتاند، اما فیلم کمتر به توضیح نیروها و تصمیمهایی میپردازد که افغانستان را به این بزنگاه رساندند.
همچنین جزئیات کار شهرداری غفاری و دستاوردهای مشخص او بهروشنی و با عمق کافی بررسی نمیشود. تماشاگر درمییابد که او نماد امید و مقاومت است، اما کمتر میفهمد در مقام شهردار چه اقدامهایی انجام داده، چه محدودیتهایی داشته و سیاست محلی چگونه بر زندگی مردم اثر گذاشته است. این کاستی، بهویژه برای مخاطبی که با تاریخ معاصر افغانستان آشنایی اندکی دارد، مانع شکلگیری تصویری جامعتر میشود.
فیلم در ثبت تجربهٔ شخصی موفقتر از تحلیل سازوکارهای سیاسی و اجتماعی پیرامون آن است. ستایش، بیطرفی و پیچیدگی شخصیت مستند آشکارا به غفاری نزدیک است و نیروی عاطفیاش را نیز از همین نزدیکی میگیرد؛ اما نزدیکی به شخصیت اصلی مسئولیتی دوگانه دارد. از یک سو، فرصت میدهد او را در لحظههای صمیمی و آسیبپذیر ببینیم؛ از سوی دیگر، احتمال دارد پرسشهای دشوار دربارهٔ عملکرد، نفوذ و محدودیتهای سیاسی او کمتر طرح شوند.
« همچنین جزئیات کار شهرداری غفاری و دستاوردهای مشخص او بهروشنی و با عمق کافی بررسی نمیشود. »
قوتها و کاستیها
وقتی فیلم بر شجاعت و آرمانخواهی غفاری تأکید میکند، انتظار میرود به همان اندازه روشن کند که آن آرمانها در عمل تا کجا پیش رفتهاند و چه کسانی از آنها بهره برده یا بیرون ماندهاند. مستند این فاصله را کاملاً پر نمیکند. بنابراین، تماشاگر ممکن است همزمان با تحسین شخصیت مرکزی، احساس کند تصویر ارائهشده هنوز تمام ماجرا نیست.
جمعبندی «In Her Hands» پرترهای پراضطراب و انسانی از زنی است که در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر افغانستان میکوشد صدای آموزش و حقوق زنان را زنده نگه دارد. صمیمیت حضور زریفا غفاری، فضای خطر و تصاویر مؤثر، اثر را به تجربهای عاطفی و گاه تکاندهنده بدل میکنند. بااینحال، اتکای زیاد به گفتار، گرایش به ستایش شخصیت محوری و کمبود زمینهپردازی تاریخی و سیاسی، دامنهٔ تحلیل آن را محدود میسازد.
حاصل، مستندی است که در انتقال فوریتِ ترس و مقاومت نیرومندتر از توضیح کاملِ سازوکارهای قدرت و دستاوردهای مدیریتی است. ارزش اصلی فیلم در نزدیک کردن تماشاگر به زندگی زنی نهفته است که در دل فروپاشی سیاسی، از حق آموزش و امکان انتخاب دفاع میکند؛ هرچند برای فهم تمام ابعاد این مبارزه، به تصویری گستردهتر از جامعه و سیاست افغانستان نیاز داریم.
« بنابراین، تماشاگر ممکن است همزمان با تحسین شخصیت مرکزی، احساس کند تصویر ارائهشده هنوز تمام ماجرا نیست. »
ثبت دیدگاه