نقد و بررسی
نقد کریسمس لغو شد (Christmas Is Canceled) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جسورانه در پوشش کمدی تعطیلات «Christmas Is Canceled» ساختهٔ Prarthana Mohan، از یک موقعیت مرکزی برخوردار است که بهخودیِخود ظرفیت درام و کمدی دارد: اِما پس از بازگشت به خانه برای تعطیلات درمییابد پدرش با برندی، رقیب و آشنای نامطلوب دوران دبیرستان او، وارد رابطه شده است.
مسئله فقط ورود زنی تازه به زندگی پدر نیست؛ این رابطه برای اِما گذشتهای شخصی را نیز زنده میکند و بر سوگِ هنوز تازهٔ او از مرگ مادر سایه میاندازد. فیلم میکوشد از این آمیزهٔ حسادت، فقدان، شرمندگی و رقابت، کمدیای خانوادگی بسازد؛ اما فاصلهٔ میان ایدهٔ جذاب و اجرای موفق، در بیشتر لحظات آشکار میماند.
موقعیت داستانی، بهویژه برای فیلمی کریسمسی، از کلیشهٔ آشنای آشتیهای خانوادگی فاصله میگیرد. در عوض، تعطیلات به میدان برخوردِ خواستههای ناسازگار بدل میشود: پدر میخواهد زندگی عاطفیاش را از نو بسازد، اِما هنوز خود را مسئول حال او میداند و برندی میکوشد رابطهای تازه را در فضایی خصمانه حفظ کند.
این تضاد میتوانست هم خندهدار باشد و هم دردناک؛ فیلم گاهی هر دو ظرفیت را میبیند، اما بهندرت آنها را به شکلی متوازن به کار میگیرد. سوگ و مرزهای دلبستگی یکی از نکتههای قابلتوجه فیلم، پیوند دادن خشم اِما به فقدان مادر است. واکنش او را نمیتوان صرفاً لجاجتی کودکانه دانست: پدرش برای او بخشی از جهانی است که پس از مرگ مادر از هم پاشیده، و رابطهٔ تازهٔ او تهدیدی برای آن تصویر آشنا به نظر میرسد.
« موقعیت داستانی، بهویژه برای فیلمی کریسمسی، از کلیشهٔ آشنای آشتیهای خانوادگی فاصله میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، میل اِما به برهمزدن رابطهٔ پدر و برندی، هرچند به رفتارهایی خودخواهانه و مخرب میانجامد، از زخمی عاطفی سرچشمه میگیرد که فیلم میتوانست با ظرافت بیشتری بکاود. مشکل آن است که روایت، بهجای آنکه این کشمکش را با صبر و پیچیدگی دنبال کند، بارها میان دو قطب سادهسازیشده نوسان میکند: یا اِما را مقصرِ همهچیز جلوه میدهد، یا با لحظاتی کوتاه حقانیت عاطفی او را به رسمیت میشناسد.
حاصل، شخصیتی است که مخاطب ممکن است انگیزههایش را بفهمد، اما بهسختی میتواند مسیر رفتارش را باورپذیر یا همدلانه دنبال کند. فیلم میخواهد هم از خودخواهی او شوخی بسازد و هم از تنهاییاش احساس برانگیزد، ولی این دو لحن اغلب بهجای تکمیل یکدیگر، با هم رقابت میکنند. شخصیتهایی میان تیپ و فردیت بازیگران اصلی، مصالح لازم برای ساختن یک کمدی رابطهمحور را در اختیار دارند.
Hayley Orrantia در نقش اِما، انرژی لازم برای حرکت دادن داستان را فراهم میکند و Janel Parrish میتواند برندی را همزمان جذاب و تحریککننده نشان دهد. Dermot Mulroney نیز در نقش پدر، حضوری آرامتر دارد؛ اما فیلم بهجای آنکه از تفاوت شخصیتها و برداشتهایشان از خانواده بهره بگیرد، بسیاری از آنها را در قالب تیپهایی آشنا نگه میدارد: دختر خشمگین، پدر عاشقپیشه، و زن تازهواردی که باید هم دلپذیر باشد و هم آماج بدگمانی.
اختلاف سنِ پدر و برندی، صرفاً جزئی از پسزمینهٔ رابطه نیست؛ یکی از موتورهای اصلی ناراحتی اِما و واکنش تماشاگر است. فیلم گاهی میکوشد این حساسیت را به شوخی بدل کند، اما شوخیها بهجای آنکه موقعیت را روشنتر کنند، بیشتر یادآور ناآرامی آناند. در نتیجه، رابطهای که قرار است هم رمانتیک باشد و هم زمینهٔ کمدی فراهم کند، برای بخشی از مخاطبان پیش از آنکه باورپذیر شود، ناخوشایند جلوه میکند.
« شخصیتهایی میان تیپ و فردیت بازیگران اصلی، مصالح لازم برای ساختن یک کمدی رابطهمحور را در اختیار دارند. »
شخصیتها و اجرا
مسئله این نیست که داستان باید الزاماً به قضاوتی واحد برسد؛ مسئله آن است که فیلم از بررسی جدی پیامدهای عاطفی این فاصلهٔ نسلی طفره میرود و گاه انتظار دارد مخاطب بهسادگی از کنار آن بگذرد. کمدیای که اغلب به مکث میافتد ضعف اصلی فیلم در کمدی آن است. بسیاری از موقعیتها بر سوءتفاهم، واکنشهای اغراقشده یا دیالوگهایی بنا شدهاند که قرار است جسورانه و نامتعارف باشند، اما مکث و تأکید بیش از اندازه، ضربهٔ طنزشان را میگیرد.
بهجای آنکه شوخیها از شخصیتها و تنش طبیعی میانشان بیرون بیایند، گاهی چنان به چشم میآیند که فیلم پیشاپیش منتظر خندیدن مخاطب است. این فاصله میان قصد و نتیجه، حالتی از شرمندگی نیابتی ایجاد میکند؛ همان لحظههایی که مخاطب بهجای خندیدن، از اینکه صحنه هنوز ادامه دارد معذب میشود.
شوخیهای مبتنی بر اصطلاحات جنسی و اشارههای صریح نیز همیشه با فضای خانوادگی و احساساتی فیلم سازگار نیستند. این لحن، بهویژه در کنار سوگ اِما و حساسیت رابطهٔ پدر و برندی، گاه ناهماهنگ به نظر میرسد. فیلم میخواهد هم کمدیِ تعطیلات باشد، هم کمدیِ بزرگسالانه و هم داستانی دربارهٔ تغییر شکل خانواده؛ اما پیوند میان این لایهها اغلب سست میماند.
در بهترین لحظهها، بازیگران با واکنش یا نگاه کوتاهی موقعیتی را نجات میدهند، ولی این لحظات پراکندهاند و به الگویی پایدار تبدیل نمیشوند. ریتمی کشدار و خردهروایتهای پراکنده با آنکه ماجرای اصلی ضرباهنگ بالقوهٔ روشنی دارد ــ اِما میخواهد پیش از کریسمس رابطه را برهم بزند ــ فیلم در حفظ کشش روایی موفق نیست.
« کمدیای که اغلب به مکث میافتد ضعف اصلی فیلم در کمدی آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههایی که میتوانستند کوتاه و مؤثر باشند، بیش از نیاز ادامه مییابند و تلاشهای اِما برای دخالت در رابطه، پس از چند دور تکرار، تازگی خود را از دست میدهند. تکرار بهخودیِخود میتواند ابزار کمدی باشد، اما برای اثرگذاری باید هر بار وضعیت را تغییر دهد یا شوخی را تشدید کند؛ اینجا، بسیاری از صحنهها فقط همان تنش را با شکل دیگری بازمیگردانند.
خردهماجراها و روابط فرعی نیز گاهی بهجای غنیکردن داستان، توجه آن را پخش میکنند. رفاقت اِما با عکاس، از معدود بخشهایی است که حس سبکی و صمیمیت دارد. این پیوند، امکان میدهد اِما را بیرون از مدارِ پدر و برندی ببینیم و برای لحظاتی زندگی شخصی خودش را به یاد آوریم. بااینحال، فیلم به این رابطه مجال کافی نمیدهد تا به نیرویی همسنگِ کشمکش خانوادگی بدل شود.
در نتیجه، حضورش دوستداشتنی است، اما اثرش بر ساختار کلی محدود میماند. فضای کریسمسی و ظرفیتِ ازدسترفته حالوهوای تعطیلات به فیلم رنگ و چارچوب میدهد، اما حضور تزئینات و مناسبت بهتنهایی نمیتواند گرما یا انسجامی بسازد. کریسمس اینجا بیشتر ضربالاجلی برای نقشههای اِما و پسزمینهای برای دیدار خانوادگی است تا عنصری که معنای داستان را دگرگون کند.
در یک کمدی موفق از این نوع، آیینهای مشترک، خاطرات خانوادگی و فشارِ آشتیکردن در روزهای خاص میتوانند تضاد میان شخصیتها را ملموستر کنند. فیلم گاهی به این امکان نزدیک میشود، اما اغلب زود از کنار آن میگذرد تا دوباره به شوخی یا توطئهٔ بعدی برسد. از همین رو، «Christmas Is Canceled» برای تماشای سبک و بیتوقع میتواند لحظههایی سرگرمکننده داشته باشد، بهخصوص اگر مخاطب از موقعیتهای آشفتهٔ خانوادگی و کمدیهای عامدانه نامتعارف استقبال کند.
« خردهماجراها و روابط فرعی نیز گاهی بهجای غنیکردن داستان، توجه آن را پخش میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما انتظار یک داستان تعطیلاتیِ گرم، خوشریتم و عاطفاً قانعکننده، احتمالاً برآورده نمیشود. فیلم بیش از آنکه از تضادهایش معنایی تازه بیرون بکشد، به وجود خودِ تضادها تکیه میکند. جمعبندی «Christmas Is Canceled» ایدهای دارد که میتوانست به کمدیای تیز، تلخ و درعینحال همدلانه دربارهٔ سوگ، استقلال عاطفی و بازتعریف خانواده تبدیل شود.
رابطهٔ پدر و دختر، رقابت قدیمی اِما و برندی و فضای فشردهٔ تعطیلات، هرکدام ظرفیت نمایشی روشنی دارند. رفاقت اِما با عکاس نیز اندکی لطافت و جذابیت به فیلم میبخشد. بااینهمه، ریتم کند، شوخیهای کماثر، شخصیتپردازی ناپایدار و پرداخت سطحیِ اختلاف سن، مانع میشوند این ظرفیتها به اثری منسجم بدل شوند.
فیلم نه کاملاً از ایدهٔ خود دست میکشد و نه آنقدر عمیق میشود که پیچیدگیهایش را جدی بررسی کند. میان کمدیِ شرمآور، رمانس تعطیلاتی و درام خانوادگی در رفتوآمد است و در این جابهجایی، لحن واحدی پیدا نمیکند. حاصل، اثری ناهموار است: گاه بانمک و دوستداشتنی، اما بیشتر اوقات کشدار و نامتوازن؛ فیلمی که موقعیت آغازینش از تجربهٔ نهایی تماشایش جذابتر میماند.
« اما انتظار یک داستان تعطیلاتیِ گرم، خوشریتم و عاطفاً قانعکننده، احتمالاً برآورده نمیشود. »
ثبت دیدگاه