نقد و بررسی
نقد جفت شدن (Coupling) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و جهان روایی «Coupling» کمدی موقعیت بریتانیایی استیون موفات، در سال ۲۰۰۰ به تلویزیون آمد و زندگی عاطفی و جنسی شش دوستِ اوایل دههی سیسالگی را به میدان اصلی طنز خود بدل کرد. سریال از قرارهای ناموفق، سوءتفاهمها، دلبستگیها و گفتوگوهای بیپرده دربارهی روابط بهره میگیرد؛ اما نیروی آن صرفاً در موضوعات بزرگسالانه نیست.
آنچه این جمع را تماشایی میکند، شکاف میان آن چیزی است که شخصیتها میخواهند بگویند و آنچه واقعاً از زبانشان بیرون میآید؛ میان تصویری که از خود دارند و رفتاری که در موقعیتهای صمیمی از آنان سر میزند. «Coupling» با تکیه بر همین فاصله، روابط را نه چون معمایی عمیق و تراژیک، بلکه همچون شبکهای از محاسبههای کوچک، امیدهای بیجا و لغزشهای خندهآور مینگرد.
کمدیِ گفتوگو و سوءتفاهم مهمترین دارایی سریال، نوشتار گفتوگومحور آن است. دیالوگها فقط وسیلهی انتقال اطلاعات یا پیشبرد داستان نیستند؛ خودِ گفتوگو به صحنهی نبردی کمیک بدل میشود که در آن هر شخصیت میکوشد منظورش را پنهان کند، نیت دیگری را حدس بزند یا با انتخاب واژهای نامناسب اوضاع را وخیمتر سازد.
شوخیها غالباً از همین پیچشهای زبانی و تفاوت برداشتها شکل میگیرند، نه از لطیفههایی مستقل که بتوان آنها را از موقعیت جدا کرد. این شیوه در آغاز هنوز به روانی کامل نرسیده است. نیمهی نخست قسمت اول ممکن است برای تماشاگرانی که منتظر طنزی فوری و بیوقفهاند، کمرمق به نظر برسد؛ شخصیتها و نسبتهایشان هنوز در حال جاافتادناند و بخشی از شوخیها پیش از آنکه اثر کنند، توضیح داده میشوند.
« کمدیِ گفتوگو و سوءتفاهم مهمترین دارایی سریال، نوشتار گفتوگومحور آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، هرچه سریال پیش میرود، ریتم گفتوگوها مطمئنتر میشود و شخصیتها بهتر میتوانند با یک مکث، طفرهرفتن یا پاسخ نابهنگام، موقعیت را به کمدی تبدیل کنند. این رشد تدریجی دلیل خوبی است برای آنکه اثر را تنها بر پایهی برخورد نخست داوری نکنیم. ساختار روایی و ضرباهنگ «Coupling» در روایت به الگوی سادهی «یک مسئله، یک راهحل» بسنده نمیکند.
یک رویداد واحد میتواند در نگاه اعضای مختلف گروه معنایی متفاوت پیدا کند؛ آنچه برای یکی نشانهی علاقه است، برای دیگری ممکن است بیاعتنایی یا فاجعهای قریبالوقوع باشد. همین تفاوت زاویهی دید، زمینهی بازگشت به یک موقعیت از مسیرهای تازه را فراهم میکند و به سریال امکان میدهد از سوءبرداشتهای کوچک، زنجیرهای از پیامدهای کمیک بسازد.
تدوین و رفتوآمد میان موقعیتها نیز به این بازی روایی شتاب میبخشد. سریال معمولاً نمیگذارد یک شوخی بیش از اندازه بماند یا یک مکث، انرژی صحنه را خاموش کند؛ اطلاعات را بهتدریج آشکار میکند و گاه با جابهجایی تمرکز، انتظار تماشاگر را منحرف میسازد. نتیجه، ریتمی تند و پرتحرک است که بهخصوص در قسمتهای جاافتادهتر، حس یک سازوکار دقیق را دارد: هر پاسخ، راه را برای سوءتفاهم تازهای باز میکند و هر تلاش برای کنترل اوضاع، گره دیگری میسازد.
گروه بازیگران و شخصیتپردازی هماهنگی گروه بازیگران، پایهی مهمی برای موفقیت سریال است. جک داونپورت، جینا بلمان، سارا الکساندر، کیت آیزیت و بن مایلز، در کنار ریچارد کویل، به جمعی شکل میدهند که هر عضو آن ریتم و لحن خاص خود را دارد. بازیها بر اغراق کنترلشده تکیه دارند: شخصیتها میتوانند مضطرب، مغرور یا درمانده شوند، بیآنکه به تیپهایی کاملاً بیجان فروکاسته شوند.
« این رشد تدریجی دلیل خوبی است برای آنکه اثر را تنها بر پایهی برخورد نخست داوری نکنیم. »
شخصیتها و اجرا
مهمتر آنکه بازیگران حس آشنایی و سابقهی مشترک میان دوستان را منتقل میکنند؛ گویی این بحثها پیش از آغاز هر قسمت نیز بارها میانشان رخ داده است. شخصیتپردازی سریال بیشتر از خلال رفتار و زبان انجام میشود تا شرح مستقیم گذشته و انگیزهها. این انتخاب به کمدی کمک میکند، زیرا مخاطب شخصیتها را در لحظهی تصمیمگیری و دستوپا زدن میشناسد.
در عین حال، این رویکرد محدودیتی هم دارد: گاهی فردیت شخصیتها زیر بار کارکرد کمیکشان قرار میگیرد و رابطهها بیش از آنکه به تحولی عاطفی برسند، بهانهای برای شکلگیری موقعیت تازه میشوند. برای کسانی که از کمدی انتظار کاوش روانشناختیِ پرجزئیات دارند، این سطح از عمق ممکن است کافی نباشد.
جنسیت، روابط و نگاه طنزآمیز سریال از سخنگفتن دربارهی میل، قرارهای عاشقانه و اضطرابهای جنسی پرهیز نمیکند و همین بیپروایی، بخشی از هویت آن است. بااینحال، موضوع محوری آن بیش از خودِ ماجراجوییهای جنسی، زبان و خیالپردازی پیرامون آنهاست: شخصیتها دربارهی خواستههایشان حرف میزنند، اما اغلب از بیان صریح نیاز یا پذیرش آسیبپذیری میگریزند.
طنز در این فاصله شکل میگیرد؛ جایی که اعتمادبهنفس ظاهری با ترس از طردشدن برخورد میکند و ادعای تسلط بر رابطه، در نخستین لحظهی دشوار فرومیریزد. این نگاه، «Coupling» را به اثری وابسته به زمان و زمینهی فرهنگیاش نیز تبدیل میکند. بخشی از شوخیهایش بر کلیشههای جنسیتی و تفاوتهای کلی میان زنان و مردان تکیه دارد؛ گاهی این کلیشهها را دست میاندازد و گاهی خود از همان الگوها برای تولید کمدی بهره میبرد.
« شخصیتپردازی سریال بیشتر از خلال رفتار و زبان انجام میشود تا شرح مستقیم گذشته و انگیزهها. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ازاینرو، همهی شوخیها به یک اندازه ظریف یا تازه به نظر نمیرسند. مخاطبی که با طنز رابطهمحور و اغراقهای کلامی همراه است، احتمالاً از جسارت سریال لذت میبرد؛ مخاطبی دیگر ممکن است بعضی الگوهای آن را تکراری یا متکی بر برداشتهای سادهسازانه بیابد. نقاط قوت و کاستیها برجستهترین نقطهی قوت «Coupling» پیوند میان فیلمنامه و اجراست.
دیالوگهای هوشمندانه وقتی مؤثر میشوند که بازیگر بتواند اضطراب، مکث یا اعتمادبهنفس نابجای شخصیت را با دقت نگه دارد؛ و این گروه در قسمتهای موفقتر چنین هماهنگیای دارد. ساختار خلاقانه نیز باعث میشود شوخیها صرفاً از رفتارهای پرهیاهو نیایند، بلکه از شکل روایت و تفاوت دیدگاهها نیرو بگیرند.
برای یک کمدی موقعیت، این نکته اهمیت دارد: خودِ قصهگویی هم بخشی از طنز میشود. در سوی دیگر، نقطهی ورود به سریال آسانترین بخش آن نیست. قسمت آغازین هنوز باید شخصیتها و قواعد دنیای خود را معرفی کند و به همین دلیل، گاه حس میشود بیشتر در حال آمادهسازی است تا خنداندن. این کندی اولیه میتواند تماشاگر را از ادامه منصرف کند، بهویژه اگر انتظار داشته باشد از همان دقیقههای نخست با مجموعهای کاملاً صیقلی روبهرو شود.
بااینحال، شتابگرفتن شوخیها و جاافتادن روابط در قسمتهای بعدی، بخشی از این ضعف را جبران میکند. بهترین راه مواجهه با سریال، پذیرفتن این است که جذابیتش بهتدریج ساخته میشود، نه آنکه از آغاز با تمام نیرو ظاهر شود. برای چه تماشاگری مناسب است؟ «Coupling» بیش از همه برای تماشاگرانی مناسب است که از کمدیهای گروهی، دیالوگهای چابک و موقعیتهای مبتنی بر قرارهای عاشقانه و سوءتفاهم لذت میبرند.
« ازاینرو، همهی شوخیها به یک اندازه ظریف یا تازه به نظر نمیرسند. »
قوتها و کاستیها
سریال بهجای آنکه هر رابطه را به داستانی عمیق و آرام تبدیل کند، از آشفتگی روزمرهی آنها انرژی میگیرد؛ بنابراین انتظار یک درام عاشقانهی واقعگرا یا تصویری همهجانبه از روابط انسانی، ممکن است به نارضایتی بینجامد. در عوض، اگر تماشاگر حاضر باشد یکیدو قسمت به اثر فرصت دهد، احتمال دارد با طنزی روبهرو شود که تکیهاش بر هوش کلامی و ضرباهنگ جمعی است.
جمعبندی «Coupling» کمدیای است که از فاصلهی میان خواسته و بیان، میان نیت و برداشت، و میان اعتمادبهنفس و دستپاچگی نیرو میگیرد. شروع نهچندان گیرا، مانع از آن است که سریال را از همان ابتدا اثری بینقص بدانیم؛ اما با جاافتادن گروه بازیگران و افزایش دقت دیالوگها، کمدی آن جان میگیرد و ساختار رواییاش سرگرمکنندهتر میشود.
این مجموعه در همهی شوخیهایش به یک اندازه تازه یا ظریف نیست، ولی در بهترین لحظهها نشان میدهد چگونه گفتوگویی ساده دربارهی عشق و رابطه میتواند به زنجیرهای از بازیهای زبانی و موقعیتهای دقیقاً زمانبندیشده بدل شود. «Coupling» بیش از آنکه با یک آغاز خیرهکننده به یاد بماند، با لذتی که بهتدریج از تماشای جمعی پرحرف و آشفته میسازد، در ذهن میماند.
ثبت دیدگاه