نقد و بررسی
نقد در جستجوی عدالت (Out for Justice) | 1991
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خیابان بهمثابه جهان فیلم «Out for Justice» فیلمی از ۱۹۹۱ به کارگردانی John Flynn است که در ظاهر از الگوی آشنای انتقامجویانهٔ سینمای اکشن پیروی میکند: کارآگاهی خشن پس از قتل شریکش در محلهای پرخطر بهدنبال قاتل میرود. اما نقطهٔ تمایز فیلم، بیش از آنکه در طرح داستانیاش باشد، در بافت محلی آن است.
بروکلین در اینجا پسزمینهای خنثی برای زد و خوردها نیست؛ محلهای است که ساکنانش همدیگر را میشناسند، خبرها سریع میپیچد و گذشتهٔ آدمها در کوچهها و مغازهها جا مانده است. جینو فیلینو در این محیط غریبه نیست: شناخت او از محله، هم ابزار پیگیری است و هم بخشی از هویت شخصیاش. فیلم میکوشد حس یک جامعهٔ بسته و درعینحال پرتنش را بسازد؛ جایی که خشونت ناگهان از دل زندگی روزمره بیرون میزند.
این انتخاب به اثر نوعی صمیمیت خیابانی میبخشد که در بسیاری از فیلمهای اکشن همدورهاش کمرنگ است. در عوض، همان محیط گاه به مجموعهای از برخوردهای پیدرپی و شخصیتهای گذری تقلیل مییابد؛ انگار محله بیشتر برای فراهمکردن ایستگاههای تازهٔ تعقیب طراحی شده باشد تا برای شکلدادن به تصویری پیچیده از زندگی شهری.
روایتی ساده با ادعایی تلخ هستهٔ داستان روشن و مستقیم است: قتل بابی لوپو جینو را به جستوجوی ریچی مادانو میکشاند و این پیگیری، پردههایی از گذشته و زندگی شریک کشتهشده را کنار میزند. فیلم از همین کشفها فرصتی برای پیچیدهترکردن سوگ و وفاداری میسازد. جینو نه فقط در پی مجازات قاتل، بلکه درگیر بازنگری در شناختی است که از دوستش داشته است.
« اما نقطهٔ تمایز فیلم، بیش از آنکه در طرح داستانیاش باشد، در بافت محلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ایده ظرفیت دراماتیک دارد، زیرا سوگواری را با تردید و دانستنِ حقیقت پیوند میزند. بااینحال، فیلمنامه بیش از آنکه بر این لایهٔ اخلاقی مکث کند، به پیشروی خطی ماجرا وفادار میماند. افشاگریها معمولاً چنان عمل میکنند که جینو را به برخورد بعدی برسانند؛ کمتر پیش میآید که تأثیرشان بر روان او مجال گسترش پیدا کند.
در نتیجه، پرسشهایی دربارهٔ وفاداری، فساد، خشونت و مرز میان اجرای قانون و انتقام مطرح میشوند، اما بهندرت به بحثی جدی بدل میگردند. فیلم مضمونهایی مهم را لمس میکند، ولی غالباً ترجیح میدهد از کنارشان بگذرد تا ضرباهنگ حرکتش را حفظ کند. جینو فیلینو و قهرمانِ کمزخم Steven Seagal جینو را با همان خونسردی و صلابت همیشگی قهرمانان اکشن خود بازی میکند.
حضور او جسمانی و محکم است؛ شخصیت با راهرفتن، نگاهکردن و واردشدن به یک فضا اعلام میکند که قرار نیست عقب بنشیند. این ویژگی برای فیلمی که بر نیروی بدنی و اقتدار فردی تکیه دارد، کارکردی روشن دارد. جینو از همان ابتدا مردی است که محله او را میشناسد و حضورش میتواند نظم یک موقعیت را تغییر دهد.
اما این اقتدار به بهای کاستن از آسیبپذیری تمام میشود. مرگ دوست دیرینهاش بهندرت چهرهٔ او را از درون دگرگون میکند؛ اندوه بیشتر به سوختی برای حرکت تبدیل میشود تا تجربهای که قهرمان را از پا بیندازد یا در تصمیمهایش تردید ایجاد کند. جینو گرفتار خشم است، اما فیلم کمتر نشان میدهد این خشم چه هزینهای بر او تحمیل میکند.
« این ایده ظرفیت دراماتیک دارد، زیرا سوگواری را با تردید و دانستنِ حقیقت پیوند میزند. »
شخصیتها و اجرا
همین فاصله میان سنگینی واقعه و واکنش نسبتاً نفوذناپذیر قهرمان، مانع از آن میشود که انتقام به یک بحران اخلاقی واقعی تبدیل شود. او بیشتر نیروی پیشبرندهٔ داستان است تا شخصیتی که در طول آن دگرگون شود. ریچی مادانو؛ آشوبی که فیلم را بیدار میکند در سوی مقابل، William Forsythe نقش ریچی را با انرژی عصبی و تهدیدآمیزی اجرا میکند.
او شخصیتی بیقرار و پیشبینیناپذیر میسازد که خشونتش تنها در زور بازو خلاصه نمیشود؛ هر لحظه ممکن است رفتار یا تصمیمی بگیرد که فضای صحنه را از کنترل خارج کند. این بیثباتی، در فیلمی که قهرمانش تقریباً همواره مسلط است، منبع مهمی برای تنش به شمار میرود. تفاوت میان آرامش سنگین جینو و آشوب ریچی، تقابل مرکزی فیلم را شکل میدهد.
ریچی هرجا حاضر میشود، کیفیت صحنه را تغییر میدهد و توجه را از قهرمان به خود میکشاند؛ همین امر به شخصیت شرور نیروی نمایشی قابلتوجهی میدهد. البته فیلم برای او نیز مجال چندانی جهت کاوش روانشناختی فراهم نمیکند. او بیش از آنکه انسانی با تاریخ و انگیزههای پیچیده باشد، تجسم تهدیدی است که باید متوقف شود.
بازی Forsythe این محدودیت را تا حدی میپوشاند، اما نمیتواند جای پرداختی را بگیرد که فیلمنامه فراهم نکرده است. خشونت، ریتم و صحنههای اکشن مهمترین دارایی سرگرمکنندهٔ فیلم، حرکت بیوقفهٔ آن است. جینو از یک برخورد به برخورد دیگر میرود و هر مکان تازه فرصتی برای درگیری، تهدید یا کشف سرنخی فراهم میکند.
« او بیشتر نیروی پیشبرندهٔ داستان است تا شخصیتی که در طول آن دگرگون شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صحنههای مبارزه پُرتحرکاند و فیلم در نمایش برخوردهای خشن، لحنی بیپرده دارد. این شدت، با فضای خیابانی اثر هماهنگ است و برای مخاطبی که از اکشن مستقیم انتظار دارد، جذابیت فوری ایجاد میکند. بااینهمه، فراوانی خشونت همیشه به معنای افزایش تعلیق نیست. در بسیاری از درگیریها، برتری جینو از پیش روشن است؛ مخالفانش بیشتر مانعی برای عبور او هستند تا حریفانی که بتوانند نتیجهٔ نبرد را واقعاً نامعلوم کنند.
وقتی قهرمان تقریباً شکستناپذیر به نظر میرسد، هر ضربه ممکن است پرقدرت باشد، اما کمتر نگرانکننده میشود. از این رو، صحنههای مبارزه گاه یکطرفه و کمتعلیق جلوه میکنند. خشونت در اینجا هم ابزار سرگرمی است و هم جای خالی پرداخت را پُر میکند: فیلم بهجای آنکه تنش را از انتخابها و پیامدها بسازد، بارها آن را در شدت برخوردهای جسمانی جستوجو میکند.
کارگردانی و حس مکان John Flynn فیلم را با تمرکز بر محیطهای روزمرهٔ محله پیش میبرد. خیابان، بار و دیگر فضاهای آشنا، حس زندگی جاری را حفظ میکنند و به تعقیب جینو نوعی مسیر جغرافیایی میدهند. این انتخاب کمک میکند ماجرا از فضای انتزاعیِ اکشن فاصله بگیرد و به محلهای مشخص و ملموس متصل شود.
حضور آدمهایی که جینو میشناسد نیز به داستان رنگی از روابط قدیمی و پیوندهای محلی میدهد. در مقابل، تدوین و سازماندهی رخدادها همیشه به انسجام دراماتیک نمیرسند. فیلم با شتاب از مواجههای به مواجههٔ دیگر میرود و بعضی گذارها چنان به نظر میرسند که گویی هدف اصلیشان رساندن قهرمان به صحنهٔ زد و خورد بعدی است.
« صحنههای مبارزه پُرتحرکاند و فیلم در نمایش برخوردهای خشن، لحنی بیپرده دارد. »
قوتها و کاستیها
این شتاب، گاهی انرژی فیلم را حفظ میکند و گاهی فرصت نفسکشیدن را از شخصیتها میگیرد. کارگردانی در خلق فضای خشن موفقتر از پرداخت تدریجیِ تعلیق است؛ محیط را بهخوبی حسپذیر میکند، اما کمتر از ظرفیت آن برای ساختن درامی چندلایه بهره میبرد. جمعبندی «Out for Justice» اثری است که بیش از هر چیز با حالوهوای خیابانی، ریتم تند و بازی پرقدرت William Forsythe در یاد میماند.
بروکلینِ فیلم فضایی زنده و خشن دارد و جستوجوی جینو، مخاطب را پیوسته به برخوردها و کشفهای تازه میکشاند. در عین حال، داستان ساده میماند و موضوعاتی چون سوگ، وفاداری و فساد را به اندازهٔ ظرفیتشان نمیپروراند. قهرمانی که کمتر میشکند یا تردید میکند، بخشی از تعلیق انسانی ماجرا را از بین میبرد و نبردهای یکطرفه نیز گاه نیروی تعلیقی لازم را ندارند.
فیلم را میتوان نمونهای سرگرمکننده از اکشن انتقاممحور دانست که در ساختن فضا و معرفی ضدقهرمانی بهیادماندنی موفقتر از کاوش در شخصیتهاست. تماشاگرِ مشتاقِ اکشن صریح و زمخت احتمالاً از انرژی آن بهره خواهد برد؛ کسی که در پی درامی جنایی پیچیده و پرسشگر است، با محدودیتهای آشکارش روبهرو میشود.
قدرت اثر در خشونت بیپرده و حس محله است، و ضعفش در اینکه گاه همین خشونت را جانشین عمق میکند.
« این شتاب، گاهی انرژی فیلم را حفظ میکند و گاهی فرصت نفسکشیدن را از شخصیتها میگیرد. »
ثبت دیدگاه