نقد و بررسی
نقد خطای سیستم (System Error) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وسواس رشد در برابر محدودیتهای جهان «System Error» مستندی استدلالی از فلوریان اوپیتس درباره یکی از تناقضهای بنیادین زمانهٔ ما: اقتصادی که بقای خود را به رشد پیوسته وابسته میداند، در سیارهای محدود فعالیت میکند. فیلم این پرسش را نه در قالب بحثی انتزاعی و دانشگاهی، بلکه با کنار هم گذاشتن تصاویر بحران محیطزیست و گفتوگو با کسانی پیش میبرد که در جهان اقتصاد، سرمایه و سیاست نقش دارند.
از همان ابتدا، فاصلهٔ میان نشانههای آشکار فرسایش طبیعت و اطمینان برخی بازیگران اقتصادی به امکان ادامهٔ رشد، به محور اصلی اثر بدل میشود. این مستند بهجای آنکه صرفاً از بیرون نظام سرمایهداری را محکوم کند، میکوشد منطق آن را از زبان مدافعان و گردانندگانش آشکار سازد. پرسش محوری ساده به نظر میرسد، اما پاسخدادن به آن دشوار است: اگر رشد اقتصادی قرار است بیوقفه ادامه یابد، هزینهاش را چه کسی میپردازد و حد آن کجاست؟
فیلم پاسخ قطعی و آمادهای عرضه نمیکند؛ ارزشش بیشتر در ساختن فضایی برای دیدن تناقضها و سنجیدن ادعاهاست. از مفهوم اقتصادی تا تجربهٔ روزمره یکی از امتیازهای مهم فیلم، پیوندزدن مفاهیم کلان با جلوههای ملموس زندگی است. رشد، تولید ناخالص داخلی، مالیشدن اقتصاد یا بازارهای سرمایه ممکن است در گفتوگوی روزمره واژههایی دور و فنی به نظر برسند؛ اما تصاویر یخچالهای در حال ذوب، هوای آلوده، تولید صنعتی و کشاورزی گسترده، آنها را از سطح اصطلاحات بیرون میآورند.
رشد دیگر فقط نموداری در گزارش اقتصادی نیست، بلکه نیرویی است که در شیوهٔ تولید، مصرف و دگرگونی محیط پیرامون حضور دارد. این شیوهٔ روایت برای مخاطبی که با اقتصاد آشنایی تخصصی ندارد، راه ورود مناسبی فراهم میکند. فیلم میکوشد نشان دهد که تصمیمهای اقتصادی در حوزهای جدا از زندگی انسانی رخ نمیدهند: آنها بر منابع طبیعی، مناسبات اجتماعی و تصور ما از کامیابی اثر میگذارند.
« فیلم پاسخ قطعی و آمادهای عرضه نمیکند؛ ارزشش بیشتر در ساختن فضایی برای دیدن تناقضها و سنجیدن ادعاهاست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین پیوندی، موضوع را به مسئلهای عمومی تبدیل میکند و یادآور میشود که بحث دربارهٔ رشد، صرفاً اختلافنظر میان اقتصاددانان نیست. ساختار فصلمحور و گسترهٔ موضوع «System Error» بحث خود را در چند محور پیش میبرد؛ از سنجش پیشرفت با تولید ناخالص داخلی و پیامدهای کشاورزی مخرب، تا گسترش مالیه و فاصلهگرفتن بازارهای مالی از اقتصاد واقعی.
اتوماسیون نیز در امتداد همین پرسش قرار میگیرد: فناوری و افزایش بهرهوری تا چه اندازه به رفاه عمومی میانجامند و چه زمانی به بخشی از سازوکار رشد بیوقفه تبدیل میشوند؟ فیلم با جابهجایی میان این حوزهها تلاش میکند نشان دهد که مسئله به یک صنعت یا تصمیم منفرد محدود نیست، بلکه به چارچوبی گستردهتر از ارزشگذاری و پیشرفت مربوط میشود.
این گستره، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ محدودیت آن. از یکسو، بیننده با تصویری چندوجهی از پیوند اقتصاد، طبیعت و سیاست روبهرو میشود؛ از سوی دیگر، تنوع موضوعات گاه اجازه نمیدهد هرکدام با عمق یکسان بررسی شوند. اثر بیشتر نقشهای از مسئله ترسیم میکند تا پژوهشی تفصیلی دربارهٔ همهٔ شاخههای آن.
تماشاگرانی که انتظار تحلیل فنیِ کامل یا بررسی نظاممند دادهها را دارند، ممکن است این رویکرد را ناکافی بیابند. مصاحبهها و مواجهه با منطق بازار فیلم از گفتوگو با چهرههایی با نقشها و نگرشهای متفاوت بهره میگیرد: از فعالان مالی و مدیران اقتصادی تا خبرنگاران و اقتصاددانان. حضور این صداهای گوناگون، بحث را از یک خطابهٔ یکطرفه دور میکند و به مخاطب امکان میدهد اختلاف میان زبان انتقادی و زبان توجیهگر را بشنود.
« این گستره، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ محدودیت آن. »
شخصیتها و اجرا
گاهی همین فاصله میان گفتهها، از هر توضیح مستقیم گویاتر است. دوربین به مخاطب فرصت میدهد واکنش خود را شکل دهد و تناقضهای احتمالی را در گفتار مصاحبهشوندگان بسنجد. بااینحال، شیوهٔ گفتوگومحور فیلم ممکن است برای همه جذاب نباشد. بخشی از زمان اثر صرف شنیدن استدلالها و شرح مفاهیم میشود و کسانی که انتظار روایتی پرشتاب یا شخصیتمحور دارند، احتمالاً با ریتمی آرامتر روبهرو خواهند شد.
توازن صداها نیز لزوماً به معنای پرداخت یکسان به همهٔ استدلالها نیست؛ فیلم آشکارا به پرسش از رشد بیپایان گرایش دارد و مصاحبهها را در چارچوب همین پرسش معنا میکند. بنابراین، بهتر است آن را نه داوری بیطرفانه میان دو موضع، بلکه اثری انتقادی دانست که میخواهد منطق مسلط را به پرسش بکشد.
تصویر، لحن و ضرباهنگ تصاویر طبیعی و صنعتی فیلم در کنار هم نیرویی بلاغی پیدا میکنند. نمای زمین از فضا، تأسیسات عظیم تولید، محیطهای کشاورزی فشرده و شهرهای پوشیده از مه، بهجای آنکه صرفاً فاصلهای زیباشناختی با بحث بسازند، تنش آن را عینی میکنند: سیارهای محدود در برابر سامانهای که گویی هیچ حدی را به رسمیت نمیشناسد.
فیلم از تضاد میان زیبایی چشماندازها و آثار فرسایندهٔ تولید و مصرف، برای ساختن لحنی تلخ و نگران استفاده میکند. آغاز اثر اندکی خشک و کند است. فیلم در ابتدا بیش از آنکه مخاطب را با یک خط روایی پرکشش همراه کند، مفاهیم و مواضع خود را میچیند؛ ازاینرو، ورود به جهان آن نیازمند تمرکز و صبر است.
« گاهی همین فاصله میان گفتهها، از هر توضیح مستقیم گویاتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با پیشرفت بحث و پیوند خوردن گفتوگوها با تصاویر، ریتم روشنتر و گیراتر میشود، اما این دگرگونی همیشگی نیست. قالب مصاحبهمحور، همراه با بحثهای اقتصادی سنگین، گاهی ضرباهنگ را میکاهد و ممکن است بخشی از مخاطبان را خسته کند. آشناییِ مضمون و محدودیت تازگی نقدِ حرص بازار، وابستگی اقتصاد به رشد و ناسازگاری گسترش نامحدود با منابع محدود، برای بسیاری از تماشاگران آشناست.
«System Error» در این زمینه همیشه نکتهای غافلگیرکننده یا دانشی کاملاً تازه رو نمیکند. امتیاز فیلم بیشتر در کنار هم نشاندن این مضمونها و تبدیل آنها به تجربهای دیداری و قابل تأمل است؛ تماشاگر ممکن است بسیاری از گزارهها را قبلاً شنیده باشد، اما تماشای چهرهها، محیطها و تناقضهای روبهروی دوربین به آنها وزن دیگری بدهد.
از همینجا یکی از ضعفهای اثر نیز پدیدار میشود: گاه فیلم بهجای گشودن مسیر تازهای برای فهم مسئله، بر تأکید دوبارهٔ همان هشدارها تکیه میکند. برای مخاطبی که پیشتر با نقدهای محیطزیستی و اقتصادی آشناست، برخی بخشها ممکن است بیشتر تأییدی بر دانستههای قبلی باشند تا کشفی تازه. این تکرار لزوماً بیفایده نیست، اما مانع آن میشود که فیلم در تمام مدت به یک اندازه پیشبرنده و روشنگر بماند.
پرسشِ آینده و پاسخهای ناتمام اثر بهدرستی مسئله را در حد تشخیص بحران متوقف نمیکند و در پسِ بحثهایش پرسشی دشوارتر قرار میدهد: اگر نظام موجود دچار اختلال شود، چه بدیلی میتواند جای آن را بگیرد؟ بااینحال، پاسخ فیلم به این پرسش محدود و محتاطانه است. از یکسو، افق تغییر کاملاً بسته نمیشود؛ از سوی دیگر، امیدی که در پایان باقی میماند، بیش از آنکه بر نمونهای روشن و استوار بنا شود، بر امکان تصمیمگیری و تغییر تکیه دارد.
« با پیشرفت بحث و پیوند خوردن گفتوگوها با تصاویر، ریتم روشنتر و گیراتر میشود، اما این دگرگونی همیشگی نیست. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، مخاطب با فهرستی از راهحلهای اجرایی یا نقشهای جامع برای آینده روبهرو نمیشود. این ناتمامی را میتوان هم کاستی دانست و هم انتخابی منصفانه. پیچیدگی اقتصاد جهانی بهسادگی با یک پیشنهاد نهایی حل نمیشود؛ اما فیلم میتوانست پیوند روشنتری میان نقد ساختار و تصور آینده برقرار کند.
به همین دلیل، اثر در تشخیص ناسازگاریهای نظام رشد قانعکنندهتر از ترسیم راه خروج از آنهاست. جمعبندی «System Error» مستندی مهم و تأملبرانگیز است که اقتصاد را از پشت پردهٔ نمودارها بیرون میآورد و به پیامدهای انسانی و زیستمحیطی آن پیوند میزند. گفتوگو با دیدگاههای گوناگون، تصاویر سنجیده و لحن تلخ فیلم، بحثی پیچیده را برای مخاطب عمومی قابلدسترستر میکند.
در برابر، شروع کند، غلبهٔ گفتوگو، سنگینی برخی مباحث و کمبود راهکارهای ملموس از محدودیتهای آن است. این فیلم بیش از آنکه جواب نهایی بدهد، پرسش را در ذهن باقی میگذارد: چرا رشد اقتصادی همچنان معیاری بدیهی برای پیشرفت شمرده میشود، حتی وقتی هزینههایش آشکارند؟ تماشاگرانی که از مستند انتظار کشفهای کاملاً تازه یا پایانی راهحلمحور دارند، ممکن است از آن فاصله بگیرند؛ اما برای کسانی که مایلاند تناقضهای اقتصاد معاصر را با حوصله دنبال کنند، «System Error» اثری ارزشمند است—نه بهسبب آنکه همهچیز را حل میکند، بلکه چون اطمینان سادهانگارانه به ادامهٔ وضع موجود را به پرسش میکشد.
« در نتیجه، مخاطب با فهرستی از راهحلهای اجرایی یا نقشهای جامع برای آینده روبهرو نمیشود. »
ثبت دیدگاه