نقد و بررسی
نقد بهترین سالهای життя ما (The Best Years) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ چهار زندگی در امتداد زمان «The Best Years» یا «Gli anni più belli» ساختهٔ Gabriele Muccino، درامی ایتالیایی است که چهار دوست را از نوجوانی تا بزرگسالی دنبال میکند. Giulio، Gemma، Paolo و Riccardo در آغاز جوانی، با آرزوهایی بزرگ و پیوندی صمیمانه به یکدیگر گره خوردهاند؛ اما گذر زمان، انتخابهای شخصی و تغییرات اجتماعی، بارها مسیرهایشان را از هم جدا میکند و دوباره به هم میرساند.
فیلم در بازهای نزدیک به چهار دهه، قصهٔ دوستی و عشق را در کنار دگرگونیهای ایتالیا پیش میبرد. در نتیجه، زمان فقط پسزمینهٔ روایت نیست؛ نیرویی است که شخصیتها را میآزماید و فاصلهٔ میان آنچه میخواستند باشند و آنچه شدهاند آشکار میکند. دوستی بهمثابه ستون عاطفی مرکز ثقل فیلم، رابطهٔ میان چهار شخصیت است؛ رابطهای که نه با یک اتفاق تعیینکننده، بلکه با تکرار دیدارها، دلخوریها، خاطرات مشترک و گاه سکوتها شکل میگیرد.
صمیمیت آنها همیشه آرام و بیتنش نیست. گاهی نزدیکیشان به مشاجره و رفتارهای پرحرارت میانجامد، اما در پس این آشفتگی، احساسی از وابستگی و آشنایی دیرپا باقی میماند. فیلم میکوشد نشان دهد دوستیهای قدیمی چگونه میتوانند، حتی پس از فاصله و دگرگونی، بخشی از هویت آدمی را حفظ کنند. این پیوند زمانی اثرگذارتر میشود که فیلم بهجای تکیه بر توضیح مستقیم، به جزئیات آشنا مجال بروز میدهد: لحن گفتوگوها، خاطرهای که دوباره زنده میشود یا تفاوت میان چهرههای جوان و سالخورده.
بااینحال، فراوانی گسستها و آشتیها گاه از تأثیر عاطفی میکاهد. هنگامی که هر اختلاف با صدای بلند و هیجان شدید همراه میشود، ظرافت رابطه زیر فشار اغراق قرار میگیرد و تماشاگر ممکن است بهجای همراهی، خسته شود. گذر زمان و چهرهٔ یک کشور یکی از بلندپروازانهترین ایدههای فیلم، پیوند دادن زندگی خصوصی شخصیتها با تاریخ معاصر ایتالیاست.
« فیلم در بازهای نزدیک به چهار دهه، قصهٔ دوستی و عشق را در کنار دگرگونیهای ایتالیا پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دورههای مختلف سیاسی و اجتماعی، همچون نشانههایی در مسیر زندگی چهار دوست ظاهر میشوند؛ رخدادهای بزرگ از خلال تجربهٔ روزمره و تغییر نگاه نسلها به جهان معنا مییابند. فیلم با این انتخاب میخواهد از قصهای خانوادگی فراتر رود و تصویری از جامعهای در حال تحول بسازد. این رویکرد، در بهترین لحظههایش به روایت عمق میبخشد: آرزوهای جوانی را در برابر واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی قرار میدهد و نشان میدهد کامیابی یا شکست فردی، در خلأ رخ نمیدهد.
اما در مواردی، رویدادهای تاریخی بیشتر به نشانههایی گذرا بدل میشوند تا عناصری که واقعاً در سرنوشت شخصیتها تنیده شده باشند. فیلم گاه تاریخ را به یادآوریِ زمانی خاص محدود میکند و فرصت نمیدهد پیوند میان تحولات کشور و تصمیمهای فردی با همان اندازهٔ دقتی پرورانده شود که روابط عاطفی پرورده میشوند.
پرشهای زمانی و ریتم روایت ساختار چنددههای، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم یکی از دشواریهای آن. پرشهای زمانی، امکان میدهند تماشاگر پیامد انتخابهای گذشته را در چهره و موقعیت تازهٔ شخصیتها ببیند. گذر سالها نیز به فیلم حالوهوایی نوستالژیک میدهد: گذشته نه خاطرهای بسته، بلکه حضوری است که مدام به زمان حال بازمیگردد.
بااینحال، این جابهجاییها همیشه به نرمی انجام نمیشوند. گاه تغییر دوره، مسیر عاطفی داستان را قطع میکند، یا پیشرفت رابطهای مهم در فاصلهای کوتاه از چشم تماشاگر پنهان میماند. نتیجه آن است که روایت در بخشهایی یکپارچگی خود را از دست میدهد و به مجموعهای از لحظهها و دورهها شبیه میشود.
« فیلم با این انتخاب میخواهد از قصهای خانوادگی فراتر رود و تصویری از جامعهای در حال تحول بسازد. »
شخصیتها و اجرا
موسیقی نیز در ساختن حس خاطره و تأکید بر گذر زمان سهم دارد، اما استفادهٔ مکرر از آن ممکن است بهجای غنیکردن فضا، عاطفه را بیش از اندازه هدایت کند. این فیلم بیش از آنکه از کمبود احساس رنج ببرد، گاهی از اصرار بر اثرگذاری آسیب میبیند. بازیگری و لحن میان خنده و اندوه بازیگران اصلی از نقاط قوت روشن فیلماند.
Pierfrancesco Favino، Micaela Ramazzotti، Kim Rossi Stuart و Claudio Santamaria در نقشهای مرکزی، به شخصیتها حضوری ملموس میبخشند و تفاوتهای خلقی آنها را در گذر زمان قابلباور میکنند. بازیها کمک میکنند لحظههای طنز و اندوه، حتی وقتی کنار هم قرار میگیرند، کاملاً بیگانه به نظر نرسند.
توانایی گروه بازیگری در حفظ حس آشنایی میان شخصیتها، بخش مهمی از گرمای اثر را پدید میآورد. فیلم در آمیختن خنده با بغض، لحنی صمیمی و گاه دلنشین پیدا میکند. شوخیها میتوانند از فشار درام بکاهند و اندوه را از حالت سنگین و یکنواخت بیرون بیاورند. اما این تعادل همواره پابرجا نیست: صحنههایی که قرار است خودمانی و پرشور باشند، گاهی به داد و فریادهای طولانی میرسند و طنز یا عاطفهٔ موردنظر را کمرنگ میکنند.
اختلاف لحن در بعضی لحظات چنان محسوس است که ممکن است صحنه بهجای تأثیرگذاری، ناخواسته ناموزون یا حتی خندهآور شود. شخصیتپردازی و محدودیتهای نگاه فیلم چهار شخصیت بهواسطهٔ آرزوها و انتخابهای متفاوتشان، ظرفیت خوبی برای نمایش چند شکل از زندگی دارند: آرمانگرایی، جاهطلبی، بیثباتی و جستوجوی خوشبختی.
« این فیلم بیش از آنکه از کمبود احساس رنج ببرد، گاهی از اصرار بر اثرگذاری آسیب میبیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، گسترش داستان در طول سالیان، گاهی باعث میشود برخی تغییرها بیشتر اعلام شوند تا آنکه بهتدریج در رفتار و تصمیمها شکل بگیرند. تماشاگر درمییابد شخصیتها دگرگون شدهاند، اما همیشه فرصت کافی ندارد تا مسیر روانی این دگرگونی را با آنها طی کند. Gemma بهویژه در معرض این محدودیت قرار میگیرد.
فیلم میخواهد او را هم سرچشمهٔ کشش عاطفی و هم انسانی آسیبپذیر با خواستهها و دشواریهای خودش نشان دهد؛ اما در بخشهایی، نگاه روایت بیش از اندازه از منظر روابط مردان پیرامون او شکل میگیرد. در نتیجه، پیچیدگی و استقلال درونیاش به روشنیِ لازم گسترش نمییابد. این کاستی با دیالوگهایی که گاه نامفهوم یا کمجان به نظر میرسند تشدید میشود: هنگامی که گفتوگو به جای روشنکردن انگیزهها در هیاهوی صحنه گم میشود، شخصیتپردازی نیز بخشی از نیروی خود را از دست میدهد.
سبک بصری و میراث سینمایی کارگردانی Muccino در میزانسن و حرکت دوربین، در لحظههایی به روایت جان میبخشد و فضای انسانی و پرتحرکی میسازد. فیلم همچنین آشکارا به سنت آثاری دربارهٔ دوستی، عشق و تاریخ اجتماعی ایتالیا نظر دارد؛ مقایسهای که از جاهطلبی فرهنگی آن حکایت میکند، اما همزمان سطح انتظار را بالا میبرد.
مسئله آن نیست که فیلم از الگوهای پیشین الهام میگیرد، بلکه این است که گاهی بیش از آنکه صدای مستقل خود را بیابد، میکوشد حس و اهمیت یک اثر کلاسیک را بازآفرینی کند. نشانههای نمادین و تأکیدهای تصویری در بعضی لحظات معنا میسازند، اما در لحظاتی دیگر آشکارتر از آناند که طبیعی بنشینند.
« Gemma بهویژه در معرض این محدودیت قرار میگیرد. »
قوتها و کاستیها
موسیقی پررنگ و استفادهٔ مکرر از لحظات هیجانی نیز میتواند حس نوستالژی را تقویت کند، ولی گاهی به فیلم حالوهوایی تحمیلی میدهد؛ گویی اثر از تماشاگر میخواهد پیش از آنکه فرصت کند، دلتنگ شود. جمعبندی «The Best Years» فیلمی گرمدل و پرشور دربارهٔ ماندگاری دوستی و فاصلهای است که زمان میان آرزوها و واقعیت ایجاد میکند.
بازیگران، لحظههای صمیمانه و توانایی فیلم در آمیختن خنده با اندوه، آن را به تجربهای عاطفی و در بخشهایی دوستداشتنی تبدیل میکنند. در مقابل، داد و فریادهای مکرر، پرشهای زمانیِ گاه ناپیوسته، دیالوگهای کماثر و تأکید بیش از اندازه بر موسیقی و هیجان، مانع از آن میشوند که روایت همیشه به عمق و انسجام دلخواه برسد.
این اثر برای تماشاگرانی که قصههای چندنسلی و روابط دیرپا را دوست دارند، لحظههای قابلاعتنا و احساسی فراهم میکند؛ اما از کسانی که ریتم سنجیده، شخصیتپردازی ظریف و روایت یکدست میطلبند، صبر بیشتری میخواهد. فیلم در نهایت بیش از آنکه با ظرافتی پیوسته قانع کند، با شور و گرمای لحظههایش اثر میگذارد: گاه صادقانه و بهیادماندنی، گاه پرهیاهو و نابرابر.
ثبت دیدگاه