نقد و بررسی
نقد بدلکار (Stuntman) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی که از خطر میگریزد و به خطر تازهای میرسد «Stuntman» ساختهٔ Marcello Baldi، کمدی جنایی و ماجراجویانهای است که ایدهٔ مرکزیاش از همان ابتدا تناقضی خوشایند در خود دارد: جانی، بدلکاری که از بهخطرانداختن مداوم جانش خسته شده، به جمعی از دزدان بینالمللی میپیوندد تا در سرقت مجسمهای گرانبها نقش داشته باشد.
او میخواهد از مخاطرهٔ حرفهایاش فاصله بگیرد، اما انتخاب تازهاش او را وارد موقعیتی میکند که خطر، این بار بیرون از قاب دوربین، واقعیتر و پیچیدهتر است. فیلم از این جابهجایی برای ساختن شوخی و تعلیق استفاده میکند؛ قهرمانی که مهارتش برای نمایش خطر پرورش یافته، ناگهان باید همان مهارت را در دل ماجرایی بهکار گیرد که قواعدش را نمیشناسد.
این طرح بهتنهایی وعدهٔ یک کمدی سرقت پرتحرک را میدهد، اما فیلم بیش از آنکه در پی ساختن روایتی دقیق و حسابشده باشد، به جاذبهٔ موقعیتها و نمایش بدلکاریها تکیه میکند. بنابراین، داستان نه همیشه با استحکام پیش میرود و نه در همهٔ بخشها کشش یکسانی دارد؛ بااینحال، تضاد میان زندگی حرفهای جانی و گرفتاری تازهاش، زمینهای مناسب برای سرگرمی فراهم میآورد.
قهرمانی با مهارت، اما نه با نفوذ جانی از نظر شغلی شخصیتی مناسب برای چنین فیلمی است. بدلکار بودن، او را با سقوط، تعقیب و گریز، حرکتهای خطرناک و بدلکردن اضطراب به بخشی از نمایش آشنا کرده است. در نتیجه، ورودش به یک نقشهٔ سرقت میتواند هم منبع تعلیق باشد و هم فرصتی برای کمدی: مردی که بلد است خطر را اجرا کند، باید در وضعیتی واقعی تصمیم بگیرد چگونه از آن جان سالم به در ببرد.
« قهرمانی با مهارت، اما نه با نفوذ جانی از نظر شغلی شخصیتی مناسب برای چنین فیلمی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینهمه، شخصیتپردازی او بیش از آنکه بر جذابیت فردی و عمق عاطفی متکی باشد، بر کارکردش در سازوکار صحنهها استوار است. Robert Viharo نقش جانی را بر عهده دارد، اما حضورش بهندرت چنان نیرویی مییابد که بتواند فیلم را بهتنهایی پیش ببرد. این کمبود کاریزما بهویژه در لحظههایی به چشم میآید که فیلم از او انتظار دارد مرکز توجه باشد؛ تماشاگر ممکن است از آنچه جانی انجام میدهد سرگرم شود، بیآنکه لزوماً با شخصیت او پیوندی پررنگ پیدا کند.
در سوی دیگر، حضور بازیگرانی چون Gina Lollobrigida و Marisa Mell به جهان فیلم رنگ و تنوع میبخشد، هرچند این جذابیتها همیشه به انسجام دراماتیک بدل نمیشوند. بدلکاری؛ نیروی محرک اصلی فیلم بزرگترین امتیاز «Stuntman» در صحنههایی است که بدن، خودرو و خطر را به نمایش بدل میکنند. بدلکاریها صرفاً حاشیهای برای پیشبرد قصه نیستند؛ در بسیاری از لحظهها، خودِ جاذبهٔ اصلی فیلم به شمار میآیند.
حرکتهای پرریسک و اجراهای تماشایی، انرژیای به اثر میدهند که گفتوگوها و بخشهای کمتحرکتر گاهی از فراهمکردنش ناتواناند. فیلم در این صحنهها بهخوبی از پیشینهٔ شغلی قهرمانش بهره میبرد: خطر چیزی نیست که جانی فقط دربارهاش حرف بزند، بلکه مهارتی است که تمام هویت حرفهای او را شکل داده است.
تعقیبوگریزهای ماشینی نیز از همین انرژی سهم میبرند. ریتم حرکتها، جابهجایی خودروها و حس ناپایداری موقعیت، به صحنهها سرزندگی میبخشد و تماشاگر را به دل ماجرا میکشاند. این لحظات، هرچند از نظر روایت گاه بیش از آنکه پیامدهای داستانی عمیقی داشته باشند، برای ایجاد هیجان طراحی شدهاند، در مقام نمایش سینمایی کارآمدند.
« تعقیبوگریزهای ماشینی نیز از همین انرژی سهم میبرند. »
شخصیتها و اجرا
تماشای فیلم در این بخشها به تجربهٔ یک نمایش مهارتی نزدیک میشود؛ نمایشی که جذابیتش نه در پیچیدگی نقشه، بلکه در جسارت اجراست. کمدی میان شوخطبعی و لودگی لحن کمدی فیلم بر برخورد میان موقعیتهای خطرناک و واکنشهای نامتناسب شخصیتها بنا شده است. بدلکاری که به گروهی از خلافکاران پیوسته، ذاتاً در موقعیتی مضحک قرار دارد: او برای اجرای خطر آموزش دیده، اما الزاماً برای فهم منطق دنیای تبهکاران آماده نیست.
فیلم از این فاصله برای ساختن لحظههای خندهآور استفاده میکند و در بهترین بخشهایش، شوخیها به حرکت و کنش پیوند میخورند؛ طنز نه با توضیحدادن، بلکه با آشفتگی صحنه و بداقبالی شخصیتها شکل میگیرد. اما همین لحن گاهی از مرز شوخی سنجیده عبور میکند. برخی موقعیتها بیش از اندازه بر رفتارهای اغراقشده و بازیهای شلوغ تکیه دارند و در نتیجه، بهجای آنکه ریتم کمدی را تیزتر کنند، از ظرافت آن میکاهند.
خلافکاران نیز در پارهای از صحنهها چنان دستوپاچلفتی تصویر میشوند که تهدیدشان رنگ میبازد. این انتخاب میتواند برای یک کمدی سبک قابلفهم باشد، اما وقتی فیلم همزمان میخواهد حس خطر و تعلیق را حفظ کند، اثرش دوگانه میشود: دزدان هم باید مایهٔ خنده باشند و هم مانعی جدی برای جانی؛ فیلم همیشه نمیتواند این دو نقش را بهخوبی در هم بیامیزد.
ریتمی نابرابر و روایتی وابسته به لحظهها «Stuntman» از آن دسته فیلمهایی است که کیفیتشان تا حد زیادی با تکصحنهها سنجیده میشود. لحظههای پرتحرک، بدلکاریها و شوخیهای موفق میتوانند فیلم را سرپا نگه دارند، اما فاصلهگرفتن از این عناصر، ضعفهای ساختاری را آشکارتر میکند. بعضی بخشها کشش خود را از دست میدهند و پیشروی قصه بهاندازهای روان نیست که تماشاگر را در تمام مسیر درگیر نگه دارد.
« اما همین لحن گاهی از مرز شوخی سنجیده عبور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی فیلم میان پیشبرد ماجرای سرقت، نمایش مهارتهای جانی و خلق موقعیتهای کمیک جابهجا میشود، بیآنکه این سه خط همیشه به وحدتی محکم برسند. این نابرابری به معنای بیاثر بودن فیلم نیست؛ بلکه نشان میدهد که اثر بیش از هر چیز بر تازگی و انرژی لحظههایش حساب میکند. وقتی صحنهای با بدلکاری یا تعقیبوگریز جان میگیرد، ضعف ریتم کمتر به چشم میآید.
اما در بخشهایی که کنش فروکش میکند، شخصیتپردازی محدود و شوخیهای تکراری نمیتوانند بهتنهایی خلأ را پر کنند. نتیجه، تجربهای موجدار است: فیلم گاه سرگرمکننده و پرجنبوجوش میشود و گاه به اثری معمولی و کمرمق نزدیک میگردد. جایگاه فیلم در میان کمدیهای سرقت جذابیت «Stuntman» را باید در ترکیب ژانری آن جستوجو کرد، نه در نوآوری چشمگیر داستانی.
اثر از عناصر آشنای کمدی سرقت، ماجراجویی و نمایش بدلکاری بهره میگیرد و میکوشد آنها را در قالبی سبک و خوشتماشا کنار هم بنشاند. ارزش اصلیاش در این نیست که قواعد این ژانرها را دگرگون میکند، بلکه در آن است که بدلکاری را به قلب ماجرای سرقت پیوند میزند. جانی تنها قهرمانی نیست که تصادفاً درگیر یک نقشه شده باشد؛ حرفهاش به او تواناییهایی میدهد که در دل این ماجرا معنای تازهای پیدا میکنند.
بااینحال، فیلم فرصتهای بالقوهٔ همین ایده را به تمامی به کار نمیگیرد. میشد تقابل میان بدلکاریِ برنامهریزیشده و خطر واقعی را عمیقتر کرد، یا از تواناییهای جانی برای ساختن نقشهای هوشمندانهتر بهره گرفت. اثر بیشتر به سرگرمی آنی و صحنههای پرهیجان وفادار میماند تا به کاوشی جدیتر در شخصیت یا جهان خلافکاران.
« وقتی صحنهای با بدلکاری یا تعقیبوگریز جان میگیرد، ضعف ریتم کمتر به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، فیلم را سبک و قابلدسترس میکند، اما همزمان سقف بلندپروازیاش را پایین نگه میدارد. جمعبندی «Stuntman» فیلمی است که نقاط قوت و ضعفش بهروشنی در کنار هم قرار میگیرند. بدلکاریهای پرهیجان و تعقیبوگریزهای ماشینی، نیروی بصری و تحرک اثر را تأمین میکنند؛ شوخیهای موفق نیز لحظههایی سرگرمکننده میآفرینند.
در مقابل، بازیگر اصلی از کاریزمای لازم برای تبدیلشدن به محور پرنفوذ فیلم برخوردار نیست، ریتم در بخشهایی افت میکند و برخی شوخیها با زیادهروی به لودگی نزدیک میشوند. خلافکاران کموبیش دستوپاچلفتی نیز از وزن خطر میکاهند. حاصل، اثری بینقص یا بهیادماندنی در همهٔ ابعاد نیست، اما در آنچه بیش از همه وعده میدهد—نمایش بدلکاری و سرگرمی سبک—لحظههای مؤثری دارد.
تماشاگرانی که از کمدیهای سرقتِ پرتحرک و صحنههای ماشینی لذت میبرند، احتمالاً بخشهایی از فیلم را با علاقه دنبال خواهند کرد؛ کسانی که به شخصیتپردازی عمیق، طنزی پیوسته و روایتی کاملاً منسجم چشم دارند، ممکن است از ناهمواریهای آن فاصله بگیرند. «Stuntman» در نهایت بیش از آنکه ماجرایی دقیق و حسابشده باشد، مجموعهای از لحظات پرجنبوجوش است که گاه بهخوبی میدرخشند و گاه از نفس میافتند.
« این انتخاب، فیلم را سبک و قابلدسترس میکند، اما همزمان سقف بلندپروازیاش را پایین نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه