نقد و بررسی
نقد بریتانیا آواز میخواند (Britain Get Singing) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آواز، شهرت و نمایش تلویزیونی «Britain Get Singing» ویژهبرنامهای سرگرمکننده است که شهرت تلویزیونی را به صحنهای برای آوازخوانی گروهی میآورد. چند گروه از چهرههای آشنای برنامههای بریتانیایی روبهروی هم قرار میگیرند و با اجراهایشان میکوشند توجه تماشاگران حاضر در استودیو و هیئت داوران را جلب کنند.
برنامه در اصل نه مسابقهای برای کشف استعدادهای ناشناخته، بلکه مهمانی تلویزیونیِ پرزرقوبرقی است که آواز را بهانهای برای گردهمآمدن چهرههای شناختهشده قرار میدهد. همین تفاوت، کلید فهم انتظارات درست از اثر است: مخاطب با رقابتی حرفهای و دقیق در حوزهٔ موسیقی روبهرو نیست، بلکه با نمایشی مناسبتی مواجه است که جذابیتش از برخورد میان سرگرمی، چهرههای محبوب و فضای جشن میآید.
نسخهٔ سال ۲۰۲۲ در شب کریسمس پخش شد و گروههایی از برنامههایی چون «خیابان تاجگذاری»، «جزیرهٔ عشق» و «زنان رها» را گرد هم آورد. قالبی ساده و کمریسک ساختار برنامه آشکارا ساده است: گروهی معرفی میشود، اعضایش به صحنه میآیند و ترانهای اجرا میکنند؛ سپس واکنش داوران و فضای استودیو، زمینه را برای اجرای بعدی فراهم میآورد.
چنین الگویی برای یک ویژهبرنامهٔ مناسبتی امتیازهایی دارد. مخاطب بهسرعت قواعد را درمییابد، درگیر توضیحات پیچیده نمیشود و میتواند بیواسطه از اجراها لذت ببرد. اما همین سادگی، بهویژه در اثری که بخش عمدهٔ زمانش به تکرار همین چرخه اختصاص دارد، به محدودیت بدل میشود. تفاوت میان گروهها و انتخاب ترانهها باید بار اصلیِ ایجاد تنوع را بر دوش بکشد؛ اگر این تفاوت بهاندازهٔ کافی برجسته نباشد، برنامه به مجموعهای از اجراهای جدا از هم شباهت پیدا میکند، نه روایتی سرگرمکننده با فراز و فرود روشن.
« چنین الگویی برای یک ویژهبرنامهٔ مناسبتی امتیازهایی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نبود امتیازدهی پیوسته نیز پیامد مهمی دارد. از یک سو، این تصمیم فشار را از دوش اجراکنندگان برمیدارد و فضای رقابت را دوستانه نگه میدارد؛ از سوی دیگر، مخاطب نشانهٔ روشنی برای سنجش پیشرفت رقابت در اختیار ندارد. در نتیجه، پرسش «چه کسی بهتر عمل کرده؟» بیشتر به برداشت شخصی و حالوهوای اجرا وابسته میشود تا به سازوکاری که در طول برنامه شکل بگیرد.
اگر قرار است مسابقه، موتور تعلیق باشد، این قالب آن را کمفروغ میکند؛ اگر قرار است رقابت فقط چارچوبی برای جشن باشد، فقدان امتیاز چندان آزاردهنده نخواهد بود. گروهها و لذتِ کنار هم خواندن جذابیت اصلی برنامه از کنار هم قرار گرفتن افرادی میآید که مخاطب معمولاً آنها را در نقشها و موقعیتهای تلویزیونی دیگری میشناسد.
دیدن چهرههایی که به حضور در برنامههای سرگرمی یا داستانهای سریالی خو گرفتهاند، این بار در مقام خواننده، فاصلهای دلپذیر میان تصویر همیشگی آنان و لحظهٔ اجرای زنده ایجاد میکند. این جابهجاییِ نقش، حتی پیش از داوری دربارهٔ کیفیت صدا، کنجکاوی برمیانگیزد: چه کسی با جسارت جلو میآید؟
کدام گروه هماهنگی بیشتری پیدا میکند؟ و آیا شهرت تلویزیونی میتواند به حضوری باورپذیر روی صحنه تبدیل شود؟ در این میان، اجرای گروهی بهخودیخود فرصت مناسبی برای ساختن فضایی گرم است. همخوانی، هماهنگی حرکات و واکنش اعضا به یکدیگر میتواند حتی در لحظاتی که اجرای صوتی بینقص نیست، شور و سرزندگی ایجاد کند.
« نبود امتیازدهی پیوسته نیز پیامد مهمی دارد. »
شخصیتها و اجرا
تماشاگر تنها با صدایی منفرد روبهرو نیست؛ نوعی رفاقت نمایشی را نیز میبیند که از تمرین و همکاری گروهی حکایت میکند. البته این مزیت زمانی بهخوبی عمل میکند که اعضا واقعاً در اجرا شریک باشند. اگر یک یا دو چهره تمام توجه را به خود جلب کنند و دیگران بیشتر نقش همراهیکننده داشته باشند، وعدهٔ «گروه» کامل نمیشود و اجرا از تعادل لازم فاصله میگیرد.
موسیقی بهمثابهٔ ابزار همدلی در برنامه، آواز فقط نمایش مهارت نیست؛ وسیلهای است برای ایجاد پیوند و حالوهوای جمعی. ترانهٔ آشنا میتواند مخاطب را با خود همراه کند، حتی اگر نتواند دربارهٔ ظرافتهای فنی اجرا داوری کند. همین آشنایی، برای برنامهای خانوادگی و مناسبتی اهمیت دارد: شنونده از پیش با ملودی و فضای عاطفی اثر ارتباط دارد و میتواند بهسرعت در تجربهٔ جمعی آن سهیم شود.
در بهترین لحظات، صحنه از یک رقابت نمایشی فراتر میرود و به جمعی بدل میشود که از طریق موسیقی، شور و صمیمیتش را به تماشاگر منتقل میکند. با این حال، چنین رویکردی میتواند به محافظهکاری هم بینجامد. وقتی هدف اصلی جلب رضایت گسترده و ایجاد شور فوری باشد، مجال برای انتخابهای نامتعارف یا بازخوانیهای جسورانه کمتر میشود.
برنامه ممکن است بهجای آنکه از ترانه بهعنوان فرصتی برای تفسیر تازه استفاده کند، به بازآفرینی امن و قابلپیشبینیِ اثری آشنا بسنده کند. بنابراین ارزش موسیقایی آن بیش از آنکه در کشف صدایی تازه یا ساختن لحظهای هنریِ ماندگار باشد، در تواناییاش برای تولید سرگرمیِ بیدردسر و مشارکتپذیر خلاصه میشود.
« البته این مزیت زمانی بهخوبی عمل میکند که اعضا واقعاً در اجرا شریک باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سلامت روان و دشواریِ پیوند مضمون پیوند برنامه با موضوع سلامت روان، به آن قصدی فراتر از سرگرمی میبخشد. حضور چهرههای شناختهشده و گفتوگو دربارهٔ تجربههای شخصی میتواند موضوعی دشوار را از حاشیه بیرون بیاورد و آن را در فضایی عمومی، قابلطرح و انسانی قرار دهد. چنین لحظاتی بهویژه هنگامی اثرگذارند که از دل تجربهای مشخص و صادقانه برخیزند؛ وقتی فرد بهجای سخن گفتن با زبانی کلی و شعاری، دربارهٔ آنچه بر او گذشته یا آنچه به او کمک کرده است حرف میزند، ارتباط عاطفی با مخاطب شکل میگیرد.
اما پیوند دادن هر بخش سرگرمکننده با پیامی اجتماعی، بهخودیخود تضمینکنندهٔ عمق نیست. اگر گفتوگو دربارهٔ سلامت روان ناگهان میان معرفی گروه و اجرای ترانه قرار گیرد، بیآنکه از نظر احساسی یا موضوعی با آن دو بخش ارتباط روشنی داشته باشد، ممکن است حالت افزودهای بیرونی پیدا کند. در چنین لحظاتی، پیام نیکاندیشانهٔ برنامه بیش از آنکه در بافت کلی اثر حل شود، شبیه مکثی تبلیغاتی به نظر میرسد.
این ناهمواری را میتوان از دو زاویه دید: تلاش برنامه برای ترویج گفتوگو دربارهٔ سلامت روان ارزشمند است، اما ارزش موضوع، جای پرداخت سنجیده را نمیگیرد. برنامه هنگامی موفقتر است که بهجای چسباندن پیام به قالب مسابقه، فضایی ایجاد کند که در آن موسیقی، همدلی و روایت شخصی بهطور طبیعی به یکدیگر برسند.
اجرا و مدیریت صحنه در برنامهای از این جنس، نحوهٔ چیدن اجراها اهمیت زیادی دارد. اجرای خوب فقط محصول صدا نیست؛ ترتیب حضور گروهها، طراحی صحنه، میزانسن، نورپردازی و فرصت کوتاه آمادهسازی نیز در برداشت نهایی مخاطب دخیلاند. صحنه باید به هر گروه امکان دهد هویت خود را نشان دهد، بیآنکه جلوههای نمایشی، اصل خواندن را تحتالشعاع قرار دهند.
« سلامت روان و دشواریِ پیوند مضمون پیوند برنامه با موضوع سلامت روان، به آن قصدی فراتر از سرگرمی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، مجری و داوران باید ریتم برنامه را زنده نگه دارند؛ اگر میان اجراها گفتوگوها بیش از حد کش بیایند یا واکنشها فرمولی شوند، انرژیای که موسیقی ایجاد کرده است فروکش میکند. چالش دیگر، حفظ توازن میان صمیمیت و داوری است. داورانی که صرفاً تحسین میکنند، گرمای فضا را حفظ میکنند اما معیار روشنی برای مخاطب نمیسازند؛ داوری بیش از اندازه سختگیرانه نیز میتواند با هدف شاد و دوستانهٔ برنامه ناسازگار باشد.
قالب این ویژهبرنامه راه میانهای را میطلبد: تشویق و شوخطبعی، همراه با اشارههایی مشخص به هماهنگی، انتخاب ترانه یا حضور صحنهای. هرچه بازخوردها به ویژگی واقعی اجراها نزدیکتر باشند، برنامه از تکرار تعریفهای کلی فاصله میگیرد و جایگاه داوریاش موجهتر میشود. مخاطب مناسب و محدودیتهای اثر «Britain Get Singing» بیش از همه برای مخاطبی کار میکند که از دیدن چهرههای آشنا در موقعیتی متفاوت لذت میبرد و انتظار یک برنامهٔ موسیقیِ جدی و موشکافانه ندارد.
برای چنین تماشاگری، سادگی قالب نقصی تحملناپذیر نیست؛ فرصتی است برای تماشای چند اجرای سرگرمکننده در فضایی شاد و سبک. اما بینندهای که به دنبال رقابت پرتنش، تحول محسوس در مسیر برنامه یا تحلیل دقیق تواناییهای صوتی است، احتمالاً با اثری کمعمقتر از انتظارش روبهرو میشود. نکتهٔ مثبت آن است که برنامه در نقش خود تا اندازهای صادق میماند: قرار نیست زندگی حرفهای شرکتکنندگان را دگرگون کند یا قواعد تازهای برای برنامههای آوازخوانی بسازد.
ضعفش نیز از همین محدودیت ناشی میشود؛ دامنهٔ بازیاش چنان محدود است که کمتر فرصتی برای غافلگیری یا تجربهگری پیدا میکند. در نتیجه، خاطرهٔ مخاطب احتمالاً نه از یک تحول ساختاری یا لحظهای تعیینکننده، بلکه از چند اجرای شاد، چهرههای آشنا و حس گردهمایی باقی میماند. جمعبندی «Britain Get Singing» ویژهبرنامهای خوشنیت و خوشحالوهواست که آواز گروهی را بهانهای برای گردهمآوردن چهرههای تلویزیونی و مخاطبانشان قرار میدهد.
« چالش دیگر، حفظ توازن میان صمیمیت و داوری است. »
جمعبندی
اجرای جمعی، رقابت دوستانه و فرصت طرح گفتوگو دربارهٔ سلامت روان، به آن ارزشهایی فراتر از نمایش صرف میبخشند؛ در مقابل، قالب تکراری، نبود امتیازدهیِ مرحلهبهمرحله و پیوند گاه ناهماهنگ پیام اجتماعی با بخشهای سرگرمی، مانع از آن میشود که اثر به تجربهای پرتنش یا از نظر هنری ماندگار بدل شود.
بهترین راه تماشای برنامه آن است که آن را نه مسابقهای موسیقایی با معیارهای سختگیرانه، بلکه جشنی تلویزیونی با محوریت آواز و همدلی بدانیم. در این چارچوب، سادگیاش قابلقبول و حتی بخشی از هویت آن است؛ ولی همان سادگی، سقف اثر را نیز تعیین میکند. برنامه میتواند لبخند بیاورد و لحظاتی گرم بسازد، اما برای آنکه پیام سلامت روان و رقابت آوازخوانی به تجربهای یکپارچهتر تبدیل شوند، به تنوع بیشتر، پیوند روا
« در این چارچوب، سادگیاش قابلقبول و حتی بخشی از هویت آن است؛ ولی همان سادگی، سقف اثر را نیز تعیین میکند. »


ثبت دیدگاه