نقد و بررسی
نقد آنجل-آ (Angel-A) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: قصهای میان نجات و نجاتیافتن «Angel-A» ساختهٔ لوک بسون، داستان مردی است که درست در لحظهٔ فروپاشی، با زنی روبهرو میشود که حضورش مسیر زندگی او را دگرگون میکند. آندره، کلاهبرداری خردهپا و گرفتار بدهی، در پاریسی که هم زیباست و هم بیاعتنا، راهی برای گریز از مخمصه نمیبیند.
نجاتدادن آنجلا از رود سن، آغاز ماجرایی است که در ظاهر با طلبکاران و گرفتاریهای روزمره سروکار دارد، اما در لایهٔ زیرین به پرسشی شخصیتر میرسد: آیا انسانی که خودش را بیارزش میداند، میتواند دوباره تصویری قابلتحمل از خود ببیند؟ بسون ماجرا را در مرز میان کمدی، فانتزی، رمانس و قصهٔ توبه پیش میبرد.
فیلم نه در پی واقعگرایی سختگیرانه است و نه میخواهد به افسانهای کاملاً سبکبال بدل شود. همین حالت بینابینی، سرچشمهٔ جذابیت آن است؛ و گاه نیز منشأ ناهماهنگیهایش. پاریس در قاب سیاهوسفید نخستین و آشکارترین دستاورد فیلم، جهان بصری آن است. انتخاب سیاهوسفید صرفاً آرایشی نوستالژیک نیست؛ شهر را از بازنمایی روزمره جدا میکند و به آن کیفیتی رؤیاگون و اندکی افسانهای میبخشد.
خیابانها، پلها و کنارههای رود سن، همچون مکانهایی واقعی اما پاکشده از بخشی از واقعیت دیده میشوند؛ گویی پاریس برای مدتی از شلوغی و رنگهای معمول خود فاصله گرفته تا به صحنهٔ نمایش درونیات شخصیتها بدل شود. قاببندیهای منظم و بازی سایهها، به فیلم حالوهوایی نزدیک به سینمای نوآر میدهند؛ بااینحال «Angel-A» بهندرت در قالب تریلری جنایی باقی میماند.
« بسون ماجرا را در مرز میان کمدی، فانتزی، رمانس و قصهٔ توبه پیش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد میان ظاهر تیره و تلخ شهر با لحظههای لطیف و طنزآمیز، بخشی از شخصیت فیلم است. این پاریس بیش از آنکه تصویری مستند از زندگی شهری باشد، چشماندازی ذهنی است: شهری که در آن امکان مواجهه با خود، حتی در میان بدهیها و تهدیدها، به شکل یک رؤیای سینمایی پدیدار میشود. دو بازیگر و تعادل رابطه هستهٔ عاطفی فیلم بر دوش جامل دبوز و ری راسموسن قرار دارد.
دبوز آندره را با ترکیبی از درماندگی، خودکمبینی و شوخطبعی بازی میکند. شخصیت او صرفاً مردی گرفتار نیست؛ کسی است که پیشاپیش شکست را پذیرفته و هر تجربهٔ تازه را شاهدی بر بیارزشی خود میپندارد. حضور بازیگر در برابر آنجلا، با تفاوتهای آشکار میان دو چهره و دو شیوهٔ حرکت، ترکیبی بصری و نمایشی میسازد که به رابطهٔ نامتعارف آنها شکل میدهد.
راسموسن در نقش آنجلا از ابهام و اقتدار برخوردار است. او میتواند در یک لحظه سرد و دستنیافتنی به نظر برسد و در لحظهای دیگر، نوعی مهربانی آرام از خود نشان دهد. این کیفیت، برای شخصیتی که قرار است هم عامل تغییر باشد و هم پرسشی زنده در ذهن مخاطب، ضروری است. بااینحال، بازی او در برخی صحنهها بیش از اندازه بر ژست و حضور تصویری تکیه میکند و گفتوگوهای عاطفی همیشه به همان اندازه طبیعی از کار درنمیآیند.
هماهنگی دو بازیگر، بهویژه در صحنههایی که آندره با تردید و طعنه به حرفهای آنجلا واکنش نشان میدهد، فیلم را از تبدیلشدن به خطابهای یکسویه نجات میدهد. رابطهٔ آنها باورپذیرترین بخش فیلم است، هرچند این باورپذیری در تمام مسیر یکسان نمیماند. عزتنفس؛ مضمون محوری و خطر موعظه «Angel-A» در اصل به داستان بازشناسی خویشتن علاقهمند است.
« تضاد میان ظاهر تیره و تلخ شهر با لحظههای لطیف و طنزآمیز، بخشی از شخصیت فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
کمک آنجلا به آندره تنها به حل گرفتاریهای بیرونی محدود نمیشود؛ او پیوسته مرد را وادار میکند با تصویری که از خودش ساخته روبهرو شود. در این میان، آینه به عنصری محوری بدل میشود: وسیلهای ساده که به صحنهٔ مواجهه با خود و آزمودن امکان پذیرش بدل میگردد. فیلم در بهترین لحظههایش این مضمون را از راه کنش و رابطه پیش میبرد، نه با توضیح مستقیم.
تماشای مردی که معمولاً بهانه میآورد یا طفره میرود، اما آرامآرام ناچار میشود دربارهٔ ارزش خود پاسخگو باشد، بار عاطفی اثر را میسازد. بااینهمه، بسون گاهی به جای اعتماد به تصویر و بازی، مضمون را با دیالوگهای صریح بیان میکند. نتیجه در بعضی لحظهها به گفتار انگیزشی نزدیک میشود و از ظرافتی که قابهای فیلم وعده میدهند فاصله میگیرد.
پیامِ احترام به خویشتن روشن است؛ چالش فیلم، یافتن زبانی است که آن را بیواسطه و بیتکرار منتقل کند. طنز، فانتزی و واقعیتِ ناپایدار یکی از ویژگیهای دوستداشتنی فیلم، آمیزش لحنهای متفاوت است. گرفتاریهای آندره و مواجههاش با آدمهای خطرناک، به داستانی زمینی و گاه مضحک تعلق دارد؛ در مقابل، حضور آنجلا و پرسشهایی که پیرامون او شکل میگیرد، فیلم را به سوی فانتزی و سوررئالیسم میبرد.
طنز نیز از همین برخورد نیرو میگیرد: مردی که بهسختی میتواند از خودش دفاع کند، در موقعیتی قرار گرفته که باید هم از زندگیاش سر دربیاورد و هم با حضوری مواجه شود که قواعد معمول را برهم میزند. این جابهجایی میان امر عادی و ناممکن، جذابیت خاصی دارد، اما گاهی انسجام روایت را کاهش میدهد.
« فیلم در بهترین لحظههایش این مضمون را از راه کنش و رابطه پیش میبرد، نه با توضیح مستقیم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در برخی بخشها از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد، بیآنکه همیشه فرصت کافی برای پرورش پیامدهای عاطفی یا معنایی آن فراهم کند. این پراکندگی ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار قصهای کاملاً منظم دارند، گیجکننده باشد؛ برای دیگران، بخشی از منطق رؤیایی فیلم است. رمانس و ریتم روایت رابطهٔ آندره و آنجلا بهتدریج از همراهی و کمک فراتر میرود، اما تحول عاطفی میان آنها همیشه با سرعتی متناسب پیش نمیرود.
تفاوت میان دو شخصیت، بهخودیخود ظرفیت دراماتیک دارد؛ ولی فیلم گاه چنان به سوی پیوند عاشقانه حرکت میکند که فاصلهٔ میان نزدیکی، اعتماد و دلبستگی بهاندازهٔ کافی پر نمیشود. از همین رو، برخی لحظههای رمانتیک بیشتر به الزام قصه شباهت دارند تا نتیجهٔ طبیعی آن. ریتم نیز از همین نابرابری تأثیر میگیرد.
فیلم در بخشهایی با گفتوگو و رفتوآمدهای شهری پیش میرود و گاهی احساس میشود که مکثها طولانیتر از نیروی دراماتیک صحنهاند. در عوض، برخی لحظههای بصری و عاطفی با ایجاز و قدرت بیشتری عمل میکنند. این تفاوت سبب میشود «Angel-A» گاه پرکشش و گاه کشدار به نظر برسد؛ فیلمی که تصویرش از قصه منسجمتر است و احساسش از روایت ماندگارتر.
جایگاه اثر در سینمای لوک بسون «Angel-A» با آنکه نشانههایی از علاقهٔ بسون به تصویرهای پرزرقوبرق و شخصیتهای اغراقشده را در خود دارد، اثری کمحادثهتر و دروننگرتر از بسیاری از فیلمهای شناختهشدهٔ اوست. به جای آنکه تکیهگاه اصلیاش اکشن پرشتاب باشد، از گفتوگو، فضای شهری و رابطهٔ دو شخصیت برای پیشبرد داستان بهره میگیرد.
« از همین رو، برخی لحظههای رمانتیک بیشتر به الزام قصه شباهت دارند تا نتیجهٔ طبیعی آن. »
قوتها و کاستیها
همین تغییر مقیاس به فیلم هویتی مستقل میدهد، هرچند همیشه به نتیجهای یکپارچه نمیرسد. اثر بیش از آنکه به سبب پیچیدگی قصه در یاد بماند، از راه تصویرهایش، تضاد میان تلخی و لطافت و چند لحظهٔ عاطفی اثرگذار در ذهن ثبت میشود. برای کسی که انتظار یک فیلم جنایی پرتنش یا رمانسی کاملاً واقعگرا دارد، فاصلهٔ میان وعده و اجرا ممکن است محسوس باشد.
اما اگر فیلم را همچون افسانهای شهری دربارهٔ خودباوری و امکان دگرگونی تماشا کنیم، ناهماهنگیهایش نیز بخشی از تجربهٔ خاص آن خواهند شد. جمعبندی «Angel-A» فیلمی است که بیش از هر چیز با فضای دیداری و حالوهوای نامتعارفش به خاطر سپرده میشود. سیاهوسفید بودن تصاویر، پاریس را به چشماندازی شاعرانه و کمی غیرواقعی تبدیل میکند؛ بازی دبوز و راسموسن نیز به قصهٔ نجات و خودشناسی انرژی میبخشد.
طنز و فانتزی در لحظههای موفق، تلخی ماجرا را قابلتحملتر و اثر عاطفی آن را عمیقتر میکنند. در مقابل، روایت گاهی کمرمق و کشدار میشود، دیالوگها بیش از اندازه مضمون را توضیح میدهند و رابطهٔ عاشقانه در بعضی لحظهها شتابزده به نظر میرسد. بااینحال، فیلم در بهترین صحنههایش از این لغزشها فراتر میرود و به تجربهای لطیف دربارهٔ نگریستن به خود بدل میشود؛ تجربهای که نه بهواسطهٔ بینقصبودن، بلکه به سبب ترکیب چشمگیر تصویر، احساس و خیال در خاطر میماند.
« همین تغییر مقیاس به فیلم هویتی مستقل میدهد، هرچند همیشه به نتیجهای یکپارچه نمیرسد. »



ثبت دیدگاه