نقد و بررسی
نقد بدل (Replicant) | 2001
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف در دل تریلری تیره «Replicant» محصول سال ۲۰۰۱ و ساختهٔ Ringo Lam، فیلمی است که از همان premise مرکزیاش اعلام میکند قرار نیست به یک اکشن متعارف با قهرمانی یکهتاز و تعقیبوگریزهای پیدرپی محدود بماند. داستان، کارآگاهی فرسوده را در برابر پروندهٔ قاتلی زنجیرهای قرار میدهد و سپس راهحلی علمیتخیلی و غریب پیش میکشد: ساختن همتایی ژنتیکی از قاتل، به امید آنکه این نسخه بتواند مسیر رسیدن به اصل را روشن کند.
همین فرض عجیب، هم مهمترین امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ بخش بزرگی از ناهماهنگیهایش. «Replicant» مدام میان تریلر جنایی، اکشن و درامی دربارهٔ شکلگیری هویت حرکت میکند؛ گاه این آمیزش به فیلم شخصیت میبخشد و گاه مانع انسجام آن میشود. تعلیق پرونده و شروعی حسابشده اما کند فیلم در آغاز، بیش از آنکه با نمایش قدرت قهرمان یا صحنههای اکشن خودنمایی کند، فضای پرونده را میسازد: شهری سرد، قاتلی گریزان و کارآگاهی که تعقیب طولانیمدت او را از پا انداخته است.
این انتخاب با حالوهوای تیرهٔ اثر سازگار است و به مخاطب فرصت میدهد فرسودگی جیک رایلی را حس کند؛ اما بهایش، شروعی کندتر از انتظار است. کسی که با تصور تماشای اکشن پرشتابِ متکی بر حضور Jean-Claude Van Damme سراغ فیلم میرود، ممکن است مدتی منتظر بماند تا اثر به وعدهٔ سرگرمیِ فیزیکیاش نزدیک شود.
« همین فرض عجیب، هم مهمترین امتیاز فیلم است و هم سرچشمهٔ بخش بزرگی از ناهماهنگیهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تأخیر الزاماً ضعف نیست؛ فیلم میخواهد پیش از شدتگرفتن درگیریها، وزن روانی پرونده را جا بیندازد. مشکل آنجاست که بعضی از بخشهای پلیسی و مراحل جستوجوی سرنخ، آنقدر که باید به کشف شخصیتها یا پیشرفت معنادار تعقیب کمک نمیکنند. در نتیجه، ریتم گاه میان مکثهای طولانی و فورانهای ناگهانیِ حادثه نوسان میکند، بیآنکه همیشه گذار میان این دو کاملاً روان باشد.
دو چهره، دو امکان برای بازیگری نقطهٔ جذاب حضور Van Damme در این فیلم، صرفاً ایفای دو نقش نیست؛ بلکه تفاوتی است که میان دو نسخهٔ همچهره ایجاد میکند. یکی تهدیدی سرد و خشن است و دیگری موجودی تازهپا که باید جهان اطرافش را بیاموزد. فیلم از این تضاد برای ساختن موقعیتهایی استفاده میکند که هم تعلیق دارند و هم نوعی طنز نامتعارف؛ موجودی که از نظر ظاهر بزرگسال است، اما در فهم آدمها و موقعیتها خام و بیتجربه مینماید، مدام در برابر خشونتی قرار میگیرد که هنوز معنایش را نمیداند.
این نقش برای Van Damme فرصتی فراهم میکند تا از تصویر همیشگیِ قهرمان ورزیده فاصله بگیرد و از بدن، نگاه و مکثهایش برای نشاندادن سردرگمی شخصیت بهره ببرد. بااینحال، دو سوی این بازی به یک اندازه موفق نیستند: نسخهٔ قاتل گاه بیشتر به تصویری آشنا از تبهکاران سینمایی تکیه دارد تا شخصیتی پیچیده و باورپذیر.
« این تأخیر الزاماً ضعف نیست؛ فیلم میخواهد پیش از شدتگرفتن درگیریها، وزن روانی پرونده را جا بیندازد. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، همزاد بهسبب ناآشناییاش با جهان، امکان بیشتری برای همدلی و تغییر تدریجی فراهم میکند. اختلاف این دو کیفیت، به فیلم رنگی ناهموار میدهد، اما همان ناهمواری بخشی از غرابت آن نیز هست. جیک رایلی و شکلگیری رابطهای انسانی Michael Rooker در نقش جیک رایلی، تکیهگاه عاطفی فیلم است.
جیک پلیسی صبور و آرام نیست؛ خشمی انباشته و خستگیِ سالها تعقیب در رفتار او رسوب کرده است. همین خلقوخو باعث میشود رابطهاش با همزاد از ابتدا آسان یا دلنشین نباشد. او با موجودی روبهروست که باید راهنماییاش کند، اما در همان حال بهسختی میتواند از او جدا شود: همزاد به پرونده پیوند خورده و از نظر ظاهری یادآور همان خطری است که جیک سالها برای متوقفکردنش تلاش کرده است.
تدریجیبودن این رابطه، یکی از دستاوردهای مهم فیلم است. پیوند میان آنها تنها وسیلهای برای پیشبردن تعقیب قاتل نیست؛ فرصتی است برای آزمودن این پرسش که آیا انسان را باید با منشأ و گذشتهاش تعریف کرد، یا با انتخابهایی که پیش رو دارد. جیک نیز از خلال همراهی با همزاد، از نقش کارآگاهی صرفاً خشمگین فراتر میرود و وجه آسیبپذیرتری پیدا میکند.
« در سوی دیگر، همزاد بهسبب ناآشناییاش با جهان، امکان بیشتری برای همدلی و تغییر تدریجی فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
البته فیلم گاهی احساسات را با تأکیدی مستقیم عرضه میکند و برای ظرافت بیشتر جا باقی میگذارد. بااینهمه، رابطهٔ این دو به داستان گرمایی میدهد که در میان تعقیبها و خشونتها بهراحتی از دست نمیرود. هویت، وراثت و پرسشی که کامل پرورده نمیشود جذابترین پرسش «Replicant» از دل ایدهٔ علمیتخیلی آن بیرون میآید: آیا شباهت ژنتیکی بهمعنای شباهت اخلاقی هم هست؟
فیلم با ساختن همزادِ قاتل، موضوع طبیعت و پرورش را به شکل سرگرمکنندهای وارد داستان میکند. یک سو، گذشته و منشأ ژنتیکی قرار دارد؛ سوی دیگر، تجربههای تازه و امکان یادگیری. این تقابل در رفتار همزاد ملموس میشود، زیرا شخصیت او نه در قالب یک قهرمان آماده، بلکه چون موجودی در حال شناختن جهان شکل میگیرد.
با وجود این، ایده ظرفیت بیشتری از آنچه فیلم به کار میگیرد دارد. سازوکار علمیِ روایت بیشتر نقش محرک داستانی دارد تا پایهای دقیق و منسجم برای جهان فیلم. اثر میخواهد از همزاد برای طرح پرسشی اخلاقی استفاده کند، اما معمولاً بهجای کاوش پیوسته در پیامدهای آن، دوباره به مسیر تریلر و تعقیب بازمیگردد.
« البته فیلم گاهی احساسات را با تأکیدی مستقیم عرضه میکند و برای ظرافت بیشتر جا باقی میگذارد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین مضمون هویت و مسئولیت اخلاقی در لحظههایی اثرگذار است، ولی به اندازهٔ کافی در سراسر روایت بسط نمییابد. نتیجه، فیلمی است که پرسشی بهیادماندنی پیش میکشد، بیآنکه همهٔ لایههایش را با همان جسارت بررسی کند. اکشن و فضای بصری اکشن فیلم نه تماماً زینت داستان است و نه چنان پیوسته و پرحجم که همهچیز را زیر سایهٔ خود ببرد.
Ringo Lam بیشتر میکوشد صحنههای درگیری را درون فضای قصه جای دهد و از خشونت برای افزایش فشار و خطر استفاده کند. حضور دو نسخه از Van Damme نیز امکان رویاروییهایی را فراهم میکند که از نظر تصویری و بدنی کنجکاویبرانگیزند. برای تماشاگر علاقهمند به اکشنهای آغاز دههٔ ۲۰۰۰، لحظههای خوشاجرایی در فیلم وجود دارد؛ اما باید پذیرفت که اثر فوراً به سراغ آنها نمیرود و میان بخشهای اکشن، مسیرهای پلیسی نسبتاً کشداری قرار گرفته است.
تیرگی بصری و موضوع خشن پرونده، فضایی ناامن میسازند، اما این فضا همیشه عمق لازم را پیدا نمیکند. فیلم گاه میان واقعگرایی تلخِ تریلر جنایی و اغراقِ داستان علمیتخیلی معلق میماند، بیآنکه این دو لحن را کاملاً به یک زبان واحد تبدیل کند. همین مسئله سبب میشود بعضی لحظهها جدی و سنگین به نظر برسند و برخی دیگر، با غرابت موقعیتشان، رنگی ناخواسته نامتعارف یا حتی مضحک پیدا کنند.
« نتیجه، فیلمی است که پرسشی بهیادماندنی پیش میکشد، بیآنکه همهٔ لایههایش را با همان جسارت بررسی کند. »
جمعبندی
این تضاد میتواند برای تماشاگر جذاب باشد، اما انسجام لحن را نیز کاهش میدهد. جمعبندی «Replicant» فیلمی بینقص یا یکدست نیست؛ ریتمش گاه کند میشود، خط پلیسی در بعضی مقاطع بیش از اندازه کش میآید و ایدهٔ همزاد ظرفیتهایی دارد که فیلم بهتمامی از آنها بهره نمیگیرد. بااینحال، فرض مرکزی آن بهاندازهای غریب و کنجکاویبرانگیز است که اثر را از یک تعقیب سادهٔ قاتل متمایز میکند.
بازی دوگانهٔ Van Damme، حضور زمخت و انسانی Rooker و رابطهای که میان کارآگاه و همزاد شکل میگیرد، به فیلم چیزی فراتر از چند صحنهٔ درگیری میبخشد. این اثر بیش از آنکه اکشنی پیوسته و پرشتاب باشد، تریلری نامتعارف با لحظههای اکشن و هستهای عاطفی است. اگر تماشاگر انتظار داشته باشد فیلم تماماً بر نمایش تواناییهای رزمی Van Damme بنا شده باشد، احتمالاً با آنچه میبیند فاصله خواهد داشت؛ اما اگر از آمیزهٔ تریلر جنایی، علمیتخیلی و درامی دربارهٔ هویت استقبال کند، «Replicant» میتواند تجربهای عجیب، نابرابر و در عین حال سرگرمکننده باشد.
ارزش اصلیاش در پرداخت بینقص نیست، بلکه در این است که از دل ایدهای نامتعارف، رابطهای انسانی و پرسشی اخلاقی بیرون میکشد؛ هرچند پاسخدادن به آن پرسش را بهطور کامل دنبال نمیکند.
« این تضاد میتواند برای تماشاگر جذاب باشد، اما انسجام لحن را نیز کاهش میدهد. »



ثبت دیدگاه