نقد و بررسی
نقد طعم چای سبز روی برنج (The Flavor of Green Tea Over Rice) | 1952
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زندگی مشترک در آستانهی تغییر «طعم چای سبز برنج» از آن فیلمهایی است که تعارض خود را نه با حادثهای بزرگ، بلکه با فاصلهای کوچک میان دو آدم آغاز میکند: فاصلهی میان زنی که زندگی را با معیارهای آسایش و ذوق اجتماعی میسنجد و مردی که آرام، ساده و بیتظاهر به روزمرگی خو گرفته است. تائکو و موکیچی سالهاست در کنار هم زندگی میکنند، اما همزیستیشان به معنای تفاهم نیست.
برای تائکو، شوهرش بیش از اندازه معمولی و قابلپیشبینی است؛ برای موکیچی، زندگی شاید همان چیزی باشد که هست: کار، خانه و عادتهای کوچک. بحران زناشوییِ فیلم از همین اختلاف ظریف نیرو میگیرد، نه از خصومت آشکار یا رازهای پرهیاهو. یاسوجیرو اوزو با آرامش همیشگیاش اجازه میدهد این شکاف در رفتارهای روزمره آشکار شود.
کنایهها، مکثها و بیحوصلگیهای تائکو، در کنار خویشتنداری موکیچی، تصویری از رابطهای میسازند که ظاهراً پابرجاست اما از درون به سکون افتاده. فیلم برای شرح این وضعیت به جدلهای طولانی نیاز ندارد؛ کافی است ببینیم دو نفر چگونه در یک خانه حضور دارند، بیآنکه همیشه واقعاً با یکدیگر باشند.
تائکو و موکیچی؛ دو شیوهی دیدن زندگی نیروی اصلی فیلم در این نیست که یکی از این دو را مقصر مطلق معرفی کند. تائکو گاهی خودخواه، سبکسر یا بیملاحظه به نظر میرسد، اما او را نمیتوان صرفاً زنی ناسپاس دانست. دلزدگیاش از زندگی مشترک، از تصویری میآید که از ازدواج و خوشبختی داشته و اکنون آن را در زندگیاش نمییابد.
« تائکو و موکیچی سالهاست در کنار هم زندگی میکنند، اما همزیستیشان به معنای تفاهم نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موکیچی نیز با همهی آرامش و مهربانیاش، الزاماً همسری بینقص نیست؛ سادگی و کمحرفی او میتواند برای کسی که انتظار شور و تفاهمی دیگر دارد، به شکل بیاعتنایی یا ملال تجربه شود. اوزو به جای آنکه این تفاوت را به نبردی اخلاقی بدل کند، آن را به مسئلهای انسانی تبدیل میکند: آیا میتوان دیگری را، با عادتها و خواستههایی که با خواستههای ما یکی نیست، واقعاً دید؟
فیلم در این پرسش جانبداری سادهانگارانه نمیکند. نه میل تائکو به زندگیای پرجنبوجوش را به تمامی مسخره میگیرد و نه سادگی موکیچی را نسخهای همگانی برای خوشبختی میداند. ارزش رابطه، در نگاه فیلم، از حذف تفاوتها به دست نمیآید؛ از کوشش برای شناختن آنها و کنارآمدن با حضورشان پدید میآید.
ستسوکو و مسئلهی انتخاب خط داستانی ستسوکو، خواهرزادهی جوان زوج، صرفاً روایتی فرعی برای تنوع نیست. مقاومت او در برابر ازدواج ترتیبدادهشده، پرسش فیلم را از یک زندگی زناشویی به نسل بعد گسترش میدهد. ستسوکو نمیخواهد آیندهاش را بیچونوچرا به خواست خانواده بسپارد و تجربهی ناخوشایند خالهاش را نیز دلیلی برای احتیاط میبیند.
از این رو، او نمایندهی نسلی است که میان رسمهای پیشین و حق انتخاب فردی ایستاده است. بااینهمه، فیلم ستسوکو را به نمادی خشک و شعاری بدل نمیکند. او جوانی پرجنبوجوش و سرزنده است؛ سرپیچیاش از سنت، هم رنگ استقلال دارد و هم رنگ بازیگوشی. برخورد او با بزرگترها، طنزی ملایم به روایت میبخشد و نشان میدهد که تغییر اجتماعی همیشه با اعلامیه و جدال بزرگ نمیآید؛ گاهی در شوخی، طفرهرفتن و نپذیرفتن یک قرار خانوادگی نمود پیدا میکند.
« فیلم در این پرسش جانبداری سادهانگارانه نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
اوزو نیز به جای صدور حکم دربارهی ازدواج سنتی یا مدرن، پیچیدگی تصمیمگرفتن را پیش چشم میگذارد. زیباییِ روزمرگی در تصویر قاببندیهای ایستا و زاویههای پایین و آشنای اوزو به فیلم نظمی آرام میدهند. اتاقها، راهروها و مکانهای عمومی نه پسزمینهای بیاهمیت، بلکه بخشی از تجربهی شخصیتها هستند.
دوربین معمولاً بیشتاب نظاره میکند؛ گویی به تماشاگر فرصت میدهد پیش از آنکه صحنه به نتیجه برسد، جزئیات سکوت و فاصله را دریابد. این شیوه ممکن است در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما همین پرهیز از حرکتهای نمایشی، به رفتارهای کوچک وزن میدهد. سیاهوسفید بودن تصویر نیز با این جهان روزمره هماهنگ است.
فیلم به جلوهگری بصری متکی نیست و زیباییاش را از توازن قابها، چیدمان اشیا و حضور آدمها در فضا میگیرد. البته این ظاهر مینیمال ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار رنگ و تنوع بصری بیشتری دارند، فاصلهای ایجاد کند؛ اما فقدان رنگ را میتوان بخشی از انضباط تصویری فیلم دانست، نه نقصی که تجربه را تهی کند.
تصویر به جای آنکه چشم را با تزئینات سرگرم سازد، توجه را به تغییرات اندک در رفتار و رابطه جلب میکند. غذا، عادت و صمیمیت عنوان فیلم به غذایی ساده اشاره دارد و همین سادگی، کلیدی برای فهم جهان آن است. غذا در اینجا نه نماد پرطمطراق و رازآلود، بلکه بخشی از زندگی معمولی است: چیزی که آماده میشود، خورده میشود و در دل آن، امکان نزدیکی یا فاصلهگرفتن وجود دارد.
« اوزو نیز به جای صدور حکم دربارهی ازدواج سنتی یا مدرن، پیچیدگی تصمیمگرفتن را پیش چشم میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اوزو به شیوهای کمادعا نشان میدهد که گاه معنای یک رابطه در کنشهای کوچک آشکار میشود؛ در آمادهکردن خوراک، نشستن کنار هم یا توجهی که زمانی عادی و بیاهمیت به نظر میرسید. یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در زندهکردن همین لحظههای ظاهراً ناچیز است. رفتارهای روزانه بهتدریج عاطفهای پیدا میکنند، بیآنکه فیلم آن را با موسیقی یا گفتار توضیحی به تماشاگر تحمیل کند.
رابطهی صمیمی شخصیتها نیز از همین جنس است: نه کاملاً بیتنش و نه سرشار از اعترافهای پرشور؛ بلکه آمیخته به شوخی، دلخوری و آشناییای که در طول زمان شکل گرفته است. از همین رو، تأثیر عاطفی فیلم ممکن است ناگهان از دل صحنهای معمولی سربرآورد. طنز آرام و نگاه بیقضاوت «طعم چای سبز برنج» در کنار وجه ملودراماتیک خود، طنزی نرم و موقعیتمحور دارد.
شوخیهای فیلم بیشتر از تفاوت خلقوخوها و فاصلهی میان تصور شخصیتها از خودشان و واقعیت رفتارشان پدید میآیند. طنز نه برای تحقیر کسی، بلکه برای سبککردن فضای روایت به کار میرود. همین آمیختگیِ خنده و دلنگرانی سبب میشود فیلم بیش از آنکه اثری تلخ و سنگین باشد، تجربهای گرم و انسانی جلوه کند.
این نگاه مهربان، البته به معنای تساهل بیچونوچرا نیست. فیلم رفتارهای نابالغانه و مناسبات نابرابر را پنهان نمیکند؛ فقط شخصیتها را به برچسبهایی ساده فرو نمیکاهد. هرکس با محدودیتها و تصورات خودش به رابطه نزدیک میشود، و همین تفاوت، هم منشأ رنج است و هم امکان فهم متقابل. در چنین فضایی، طنز به جای آنکه تلخی را انکار کند، راهی برای تحمل و دیدن آن از فاصلهای انسانی میشود.
« یکی از امتیازهای فیلم، توانایی آن در زندهکردن همین لحظههای ظاهراً ناچیز است. »
قوتها و کاستیها
ریتم و محدودیتهای روایت آرامش اوزو برای همهی تماشاگران به یک اندازه دلپذیر نیست. نیمهی نخست فیلم با مکثهای فراوان و رویدادهای نسبتاً کم پیش میرود؛ روایت مدتی طول میکشد تا تعارض زناشوییاش را به نقطهای عاطفیتر برساند. اگر انتظار درامی پرحادثه، تغییرات سریع یا گفتوگوهای توضیحی داشته باشیم، این کندی میتواند به یکنواختی نزدیک شود.
برخی موقعیتها نیز چنان کمحادثهاند که تماشاگر باید خود به جزئیات رابطه توجه کند، وگرنه ممکن است حس کند داستان درجا میزند. بااینحال، کندی در اینجا انتخابی سبکی است، نه صرفاً کمبود روایت. فیلم میخواهد دگرگونی عاطفی را به شکل ناگهانی و بیرونی نشان ندهد؛ بلکه آن را حاصل انباشتهشدن لحظههای کوچک کند.
این روش در بخشهایی بسیار مؤثر است و در بخشهایی نیز بیش از اندازه کشدار میشود. همین نابرابری در ریتم باعث میشود فیلم، با وجود لطافت و انسجامش، برای هر سلیقهای اثری یکدست و بیوقفه نباشد. جمعبندی «طعم چای سبز برنج» فیلمی دربارهی دشواری دیدنِ دیگری در دل زندگی مشترک است؛ دربارهی تفاوت میان هیجانِ مورد انتظار و صمیمیتی که شاید آرامتر و کمادعاتر از آن باشد.
اوزو با قابهایی متین، طنزی ظریف و توجهی دقیق به رفتارهای روزمره، از بحرانی خانوادگی تصویری انسانی میسازد؛ تصویری که نه حکم قطعی صادر میکند و نه احساس را به ملودرامی پرهیاهو میسپارد. خط داستانی ستسوکو نیز این تأمل را به پرسشی نسلی دربارهی اختیار و سنت پیوند میزند. کندی روایت و کمحادثهبودن آن ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند، اما برای تماشاگر صبور، فیلم پاداشی عاطفی دارد: یادآوری اینکه گاه ارزش رابطه نه در شکوه و هیجان، بلکه در توجههای کوچک، پذیرش تفاوت و همراهیِ بیتظاهر پدیدار میشود.
« ریتم و محدودیتهای روایت آرامش اوزو برای همهی تماشاگران به یک اندازه دلپذیر نیست. »
جمعبندی
تصویر ساده و سیاهوسفید فیلم نیز با همین نگاه سازگار است؛ جهانی که زیباییاش نه در زرقوبرق، بلکه در آشناییِ آرام زندگی روزانه نهفته است.



ثبت دیدگاه