نقد و بررسی
نقد راه خروجی نیست (No Way Out) | 1987
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تریلری که از سوءظن نیرو میگیرد «No Way Out» ساختهٔ Roger Donaldson، در ظاهر با الگویی آشنا آغاز میشود: قتلی در حلقههای قدرت، تحقیقاتی حساس و مردی که بهتدریج خود را در موقعیتی خطرناک مییابد. ستوان تام فارل، با بازی Kevin Costner، هم مأمور پیگیری پرونده است و هم کسی که پیوند شخصیاش با سوزان اتول میتواند او را زیر نگاه اتهام ببرد.
اما فیلم در همین چارچوب آشنا متوقف نمیماند. هرچه اطلاعات بیشتری آشکار میشود، تصویر کلی نه سادهتر، بلکه پیچیدهتر و نگرانکنندهتر به نظر میرسد. قدرت فیلم در آن است که تعلیق را تنها از پنهانکردن واقعیت نمیسازد؛ اطلاعات را پیش چشم تماشاگر میگذارد و او را وامیدارد میان گفتهها، رفتارها و نشانههای پراکنده ارتباط برقرار کند.
تماشاگر نه صرفاً منتظر افشای یک پاسخ، بلکه درگیر ارزیابی مداوم آدمها و انگیزههایشان میشود. همین شیوه، «No Way Out» را از معمایی خطی به تجربهای ذهنیتر تبدیل میکند: هر پاسخ، پرسش تازهای به همراه میآورد. روایت و معماری تعلیق فیلمنامه، نوشتهٔ Robert Garland و برگرفته از رمان «The Big Clock»، بهجای آنکه همهچیز را در یک مسیر مستقیم پیش ببرد، چند سطح از خطر را بهتدریج روی هم قرار میدهد: رابطهٔ عاطفی، مناسبات اداری، رقابت سیاسی و جستوجوی یک عامل ناشناس.
این لایهها در آغاز ممکن است جدا از هم به نظر برسند، اما کمکم درهم میروند و برای شخصیتها فضایی میسازند که در آن هر حرکت میتواند معنایی دوگانه پیدا کند. روایت از موقعیتهای ظاهراً کوچک نیز برای تشدید فشار بهره میگیرد؛ یک گفتوگو، گزارشی اداری یا بررسی تصویری میتواند بهاندازهٔ تعقیبوگریز پرتحرک اضطرابآور باشد.
« اما فیلم در همین چارچوب آشنا متوقف نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این رویکرد از هوش تماشاگر استفاده میکند و به او مجال میدهد سرنخها را دنبال کند. بااینحال، فیلم همیشه به همان اندازه که میخواهد پیچیده باشد، موجز نیست. برخی توضیحات و بازگوییها بیش از اندازه طول میکشند و گاهی ریتم را کند میکنند؛ بهخصوص هنگامی که تعلیق از پیش روشن است و فیلم باز هم برای تأکید بر آن مکث میکند.
فارل میان وظیفه و گرفتاری شخصی فارل شخصیتی است که جذابیتش از قهرمانی بینقص نمیآید. او به دستگاهی تعلق دارد که وفاداری، انضباط و اطاعت را فضیلت میشمارد؛ بااینحال، موقعیت شخصیاش او را در برابر قواعدی قرار میدهد که قرار است از آنها پیروی کند. بنابراین تنش اصلی فقط این نیست که آیا از اتهام میگریزد، بلکه این است که در شرایطی که حقیقت میتواند برایش هزینهساز باشد، تا کجا قادر است به نقش حرفهای خود وفادار بماند.
Kevin Costner در این نقش ترکیبی از خویشتنداری و آشفتگی درونی را به نمایش میگذارد. حضور آرام و کماغراق او با فضای کنترلشدهٔ پنتاگون تناسب دارد؛ اما زیر این ظاهر، اضطرابی پیوسته حس میشود. فارل قرار نیست با سخنرانیهای طولانی موقعیت خود را توضیح دهد. بخش مهمی از بازی Costner در واکنشهای کوتاه، نگاههای سنجیده و تردیدهایی است که در لحظههای حساس از چهرهاش میگذرند.
این اجرای متعادل، شخصیت را باورپذیر میکند، هرچند گاهی خونسردی او مانع از آن میشود که آشفتگی عاطفیاش به تمام ظرفیت دراماتیک خود برسد. سوزان و رابطهای که مرکز معما میشود سوزان اتول صرفاً حلقهٔ پیوند میان دو مرد بانفوذ نیست؛ رابطهاش با فارل و دیوید برایس، موتور عاطفی و اخلاقی ماجرا را شکل میدهد.
« این رویکرد از هوش تماشاگر استفاده میکند و به او مجال میدهد سرنخها را دنبال کند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم او را تا حدی رازآمیز نگه میدارد و همین امر، شناخت کاملش را دشوار میکند. در نتیجه، سوزان گاه بیش از آنکه بهعنوان شخصیتی مستقل مجال گسترش بیابد، از خلال برداشتها و خواستههای دیگران دیده میشود. این محدودیت، یکی از نقاط آسیبپذیر روایت است: رابطهای که باید در مرکز عاطفی داستان قرار گیرد، همیشه به عمق انسانی مورد انتظار نمیرسد.
بااینهمه، حضور Sean Young به شخصیت حالوهوایی دوپهلو میدهد؛ او هم صمیمی و پرجاذبه است و هم از دسترس کامل دیگران بیرون میماند. فیلم از این فاصله برای ساختن ابهام استفاده میکند، اما گاهی بهایش آن است که سوزان کمتر از فارل و برایس فرصت پیدا میکند تا انگیزههای خود را آشکار سازد.
نتیجه، شخصیتی است که بهخوبی در فضای رازآلود فیلم جا میگیرد، اما ممکن است برای برخی تماشاگران بیشتر معما باقی بماند تا انسانی با زندگی درونی مستقل. قدرت، وفاداری و چهرهٔ دستگاه اداری دیوید برایس با بازی Gene Hackman، به فیلم حضوری سنگین و چندلایه میبخشد. برایس فقط یک مقام سیاسی نیست؛ او در فضایی کار میکند که نفوذ و اعتبار میتوانند همچون ابزار دفاع یا فشار به کار روند.
Hackman نقش را با ترکیبی از اقتدار و شکنندگی اجرا میکند و اجازه نمیدهد شخصیت به شروری یکبعدی تقلیل یابد. او میتواند در یک لحظه فرمانفرما باشد و لحظهای بعد، تصمیمگیریاش رنگی شخصی و ناپایدار پیدا کند. در کنار او، Scott Pritchard با بازی Will Patton یکی از سرچشمههای مهم تنش است.
« فیلم او را تا حدی رازآمیز نگه میدارد و همین امر، شناخت کاملش را دشوار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازی Patton حسابشده و گاه ناآرامکننده است؛ وفاداری شخصیتش به مقام بالادست، پرسشهایی دربارهٔ مرز میان تعهد و وسواس ایجاد میکند. شخصیتهای فرعی دیگر نیز به جهان اداری فیلم بُعد میدهند، هرچند برخی از آنان بیشتر در خدمت پیشبرد طرحاند تا کاوش روانشناختی. فیلم در مجموع، پنتاگون را نه فقط پسزمینهای سیاسی، بلکه شبکهای از مناسبات میبیند که در آن اطلاعات، منزلت و کنترل به یکدیگر گره خوردهاند.
فضا، تصویر و موسیقی از حیث حالوهوا، «No Way Out» بهخوبی به تریلرهای دههٔ هشتاد تعلق دارد: فضاهای رسمی و سرد، رفتوآمدهای پنهانی، گفتوگوهایی که معنای کاملشان فوراً روشن نمیشود و حس مداومی از زیر نظر بودن. فیلم در ایجاد این فضا به انفجار و خشونت متکی نیست؛ فشار بیشتر از امکان افشا، سوءتفاهم و سوءاستفاده از قدرت میآید.
همین انتخاب به داستان اجازه میدهد میان تریلر سیاسی و ملودرام عاطفی حرکت کند. فیلمبرداری John Alcott و تدوین Neil Travis در خدمت همین حس نظارت و تردیدند. قابها و فضاهای اداری، شخصیتها را در محیطهایی محصور میکنند که از نظر ظاهری منظماند، اما درونشان بیاعتمادی جریان دارد. موسیقی Maurice Jarre نیز به ایجاد تعلیق کمک میکند، هرچند گاهی حالوهوای اثر را آشکارتر از آنچه لازم است هدایت میکند.
در میان لحظههای پرتنش، بعضی انتخابهای صوتی و تصویری ماندگار میشوند و به فیلم رنگوبویی خاص میبخشند؛ رنگوبویی که حتی با گذشت زمان، یادآور تریلرهای پرزرقوبرق و جدی آن دوره است. نقطهٔ بحثبرانگیز روایت بخش پایانی فیلم محل اصلی اختلاف سلیقه است؛ نه به این دلیل که لازم باشد جزئیاتش را آشکار کرد، بلکه چون تصمیم روایی آن جسورانه و بسیار پرمخاطره است.
« همین انتخاب به داستان اجازه میدهد میان تریلر سیاسی و ملودرام عاطفی حرکت کند. »
قوتها و کاستیها
برای برخی، این انتخاب تمام مسیر پیشین را در لحظهای تکاندهنده بازتعریف میکند و تصویری بهیادماندنی بر جا میگذارد. برای برخی دیگر، چرخش نهایی بیش از حد بزرگ است و با لحن واقعگرایانهترِ بخشهای قبلی همخوانی کامل ندارد. این اختلاف، بخشی از تجربهٔ فیلم است: اثر میخواهد مخاطب را غافلگیر کند، اما غافلگیری همیشه به رضایت نمیانجامد.
نکته اینجاست که فیلم مدت زیادی را صرف ساختن یک معمای سیاسی و شخصی میکند؛ ازاینرو، هر تصمیم نهایی باید هم هیجانانگیز باشد و هم از دل منطق پیشین بیرون بیاید. «No Way Out» در این آزمون برای بعضی تماشاگران موفق و برای برخی دیگر نامتوازن است. پس از پایان، ممکن است بهجای آنکه همهٔ قطعات آرام در کنار هم بنشینند، پرسشهایی دربارهٔ باورپذیری و تناسب باقی بماند.
این ضعف، جذابیت مسیر را از میان نمیبرد، اما بر داوری نهایی دربارهٔ فیلم تأثیر میگذارد. جمعبندی «No Way Out» تریلری پرکشش است که از آمیزش رابطهٔ عاطفی، سوءظن سیاسی و بازی قدرت نیرو میگیرد. بازیهای Costner، Hackman و Patton، فضای پرتنش و روایتی که مخاطب را به پیگیری سرنخها دعوت میکند، از مهمترین امتیازهای آناند.
در برابر، سوزان گاهی بیش از اندازه رازآلود باقی میماند، بعضی توضیحات ریتم را پایین میآورند و تصمیم روایی بخش پایانی ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناهماهنگ جلوه کند. بااینحال، فیلم حتی هنگامی که همهٔ انتخابهایش قانعکننده نیستند، توانایی خود را در ساختن تعلیق از دست نمیدهد. جذابیتش در این است که تماشاگر را میان همدلی و تردید نگه میدارد و نشان میدهد چگونه یک بحران خصوصی میتواند در شبکهای از مناسبات سیاسی به تهدیدی گسترده بدل شود.
« برای برخی دیگر، چرخش نهایی بیش از حد بزرگ است و با لحن واقعگرایانهترِ بخشهای قبلی همخوانی کامل ندارد. »
جمعبندی
برای علاقهمندان به تریلرهای کلاسیک دههٔ هشتاد، اثری دیدنی و بحثبرانگیز است؛ فیلمی که پس از تماشا، بیش از پاسخهایش به یاد میماند.



ثبت دیدگاه