نقد و بررسی
نقد کروئلا (Cruella) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینی یک چهرهٔ شرور «Cruella» پیشدرآمدی است که میکوشد برای یکی از شرورترین چهرههای جهان انیمیشن، گذشتهای تازه و انگیزههایی انسانیتر بسازد. فیلم از لندنِ دههٔ هفتاد و فضای پرجنبوجوش مد و موسیقی پانک بهره میگیرد تا داستان اِستلا را روایت کند؛ دختری بااستعداد و سرکش که میان میل به آفرینش، جاهطلبی و خشم درونیاش راهی برای هویتیابی میجوید.
این جابهجاییِ مرکز توجه، از شخصیت مشهور کروئلا به دورهٔ شکلگیری او، فرصت جذابی در اختیار فیلم میگذارد: میتوان دید چگونه یک استعداد سرکوبشده، در برخورد با محیطی بیرحم، صورتی تندتر و نمایشیتر پیدا میکند. بااینحال، «Cruella» بیش از آنکه کالبدشکافی روانشناختیِ یک شرور باشد، سرگرمیِ پرزرقوبرقی دربارهٔ رقابت، شهرت و طراحی لباس است.
فیلم بهجای آنکه پیوسته در تاریکی شخصیت اصلی نفوذ کند، بارها به ما یادآوری میکند که او باهوش، خلاق و آسیبدیده است. این انتخاب، تماشای اثر را آسان و گاه دلپذیر میکند، اما از نیروی هراسانگیز چهرهای که قرار است سرانجام به آن نزدیک شویم نیز میکاهد. «Cruella» در بازآفرینی ظاهرِ شخصیت موفقتر از کاوش در ماهیت اخلاقی اوست.
لندن بهمثابه صحنهٔ نمایش لندنِ فیلم نه صرفاً پسزمینه، بلکه عرصهای است که در آن مد، خیابان، طبقهٔ اجتماعی و هویت با یکدیگر برخورد میکنند. فضای پانک و میل به سرپیچی از قواعد، بهخوبی با روحیهٔ اِستلا پیوند میخورد: او نه فقط میخواهد لباسهایی زیبا بدوزد، بلکه میخواهد دیده شود و قواعدی را که دیگران برایش تعیین کردهاند از نو تعریف کند.
« Cruella» در بازآفرینی ظاهرِ شخصیت موفقتر از کاوش در ماهیت اخلاقی اوست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این منظر، طراحی لباس در فیلم کارکردی فراتر از آراستن قاب دارد؛ پوشش به زبان شخصیتها بدل میشود و هر انتخابِ ظاهری میتواند نشانهای از قدرت، اعتراض یا میل به تصاحب صحنه باشد. فیلم در ساختن این جهان تصویری دستودلباز است. رنگها، بافتها، آرایش چهرهها و تضاد میان جلوهٔ اشرافیِ خانههای مد و خشونتِ رقابتهای پنهان، فضایی پرتحرک میسازند.
این جهان گاهی آنقدر پرزرقوبرق است که از باورپذیری فاصله میگیرد، اما همین اغراق با لحن کمیک و نمایشی اثر سازگار است. «Cruella» واقعگرایی اجتماعی را هدف اصلی خود قرار نمیدهد؛ لندنِ آن بیشتر صحنهای برای جدال سبکها و نمایش شخصیتهاست. لباسها؛ مهمترین نیروی فیلم در میان عناصر گوناگون فیلم، طراحی لباس روشنترین و ماندگارترین نقطهٔ قوت آن است.
لباسها فقط زیبا یا چشمگیر نیستند؛ هر کدام برای جلب نگاه و تثبیت یک تصویر عمومی طراحی شدهاند. آنها به اِستلا اجازه میدهند وارد فضایی شود که پیشتر در حاشیهاش قرار داشته و در برابر چهرهٔ مسلطی چون بارونس، با ابزار هنر و نمایش قد علم کند. این کشمکش میان دو زن، در بسیاری از لحظات نه فقط در گفتوگو، بلکه در تقابل فرم، رنگ و وقار لباسها شکل میگیرد.
دقت بصری اثر باعث میشود حتی صحنههایی که از نظر داستانی چندان پیش نمیروند، همچنان جذابیت تماشایی خود را حفظ کنند. بااینحال، همین توانایی گاه به نقطهضعف بدل میشود: لباسها چنان توجهی به خود جلب میکنند که شخصیتها و مناسباتشان زیر سایهٔ جلوهٔ بصری قرار میگیرند. تماشاگر ممکن است بیش از آنکه به پیامدهای یک تصمیم یا پیچیدگی رابطهای توجه کند، منتظر جلوهٔ بعدی در طراحی باشد.
« فیلم در ساختن این جهان تصویری دستودلباز است. »
شخصیتها و اجرا
این عدم توازن، هم نشانهٔ موفقیت بصری فیلم است و هم یادآور آنکه تصویر خیرهکننده همیشه جای درام عمیق را نمیگیرد. در نقدهای منتشرشده نیز جلوهٔ لباسها بارها برجسته شده و در کنار آن، به ناهماهنگی ریتم و ضعفهایی در فیلمنامه اشاره شده است. اِستلا و بارونس؛ دو نیروی متقابل اِستلا با انرژی، هوش و میل آشکار به شکستن محدودیتها، نیروی محرک داستان است.
اما کشش اصلی در بسیاری از صحنهها از برخورد او با بارونس پدید میآید؛ زنی که قدرت را همچون بخشی از آداب روزمرهٔ خود به کار میگیرد و محیط اطرافش را تابع ارادهاش میخواهد. تقابل این دو، بهویژه بهسبب تفاوت روشهایشان، از زندهترین بخشهای فیلم است: یکی با خلاقیت و غافلگیری پیش میرود و دیگری با اقتدار، کنترل و تحقیر.
بازی اِما استون به شخصیت اصلی نیرویی آمیخته از شوخطبعی، سرسختی و آشفتگی میبخشد. او میتواند اِستلا را هم آسیبپذیر و هم خطرناک جلوه دهد، هرچند فیلم همیشه اجازه نمیدهد این دو بُعد به تعارضی واقعاً عمیق برسند. اِما تامپسون نیز در نقش بارونس، چهرهای سرد و نمایشی میسازد که حضورش اغلب فضای صحنه را تغییر میدهد.
تقابل دو بازیگر، یکی از دلایلی است که رقابت میان این دو شخصیت جذاب میماند؛ حتی هنگامی که فیلمنامه بهجای بسط رابطه، آن را با حادثهای تازه به جلو میراند. ریتم و انسجام روایی فیلم در آغاز، با معرفی شخصیتها و پیوند دادن گذشتهٔ اِستلا به دنیای مد، وعدهٔ داستانی پرکشش میدهد. بخشهایی از ماجرا حالوهوای کمدیِ سرقت و نیرنگ دارند و همین تغییر لحن میتواند به اثر نشاط ببخشد.
« اِستلا و بارونس؛ دو نیروی متقابل اِستلا با انرژی، هوش و میل آشکار به شکستن محدودیتها، نیروی محرک داستان است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مشکل از جایی آغاز میشود که فیلم میخواهد همزمان چند کار انجام دهد: قصهای دربارهٔ جاهطلبی روایت کند، ریشههای شخصیتی آشنا را توضیح دهد، رقابتی پرتنش بسازد و نمایش مد و موسیقی را ادامه دهد. نتیجه، روایتی است که گاه شتاب میگیرد و گاه بیش از حد درنگ میکند. برخی موقعیتها با پیچشهای پیاپی پیش میروند، اما این پیچشها همیشه از دل شخصیتها یا منطق رابطههایشان برنمیآیند.
در نتیجه، بهجای آنکه هر افشاگری معنای تازهای به رخدادهای پیشین بدهد، گاهی فقط توجه مخاطب را به حادثهٔ بعدی میکشاند. همین ازدحام روایی از انسجام اثر میکاهد و بخشی از ظرفیت درام را هدر میدهد. طولانیبودن بعضی فصلها نیز باعث میشود کشش داستان یکدست نباشد؛ صحنههایی که میتوانستند موجز و مؤثر باشند، بیش از اندازه امتداد مییابند و از نیروی لحظه میکاهند.
شرارتِ مهارشده مسئلهٔ اساسی فیلم در مواجهه با شخصیت کروئلا، نسبت میان همدلی و شرارت است. پیشدرآمد میخواهد نشان دهد که چگونه اِستلا به شخصیتی جسور و انتقامجو نزدیک میشود، اما همزمان میکوشد او را همچنان دوستداشتنی و قابلتوجیه نگه دارد. این دو هدف همیشه با هم سازگار نیستند.
هرگاه شخصیت در آستانهٔ رفتاری واقعاً بیرحمانه قرار میگیرد، فیلم تمایل دارد با شوخی، زمینهسازی عاطفی یا مقایسه با شخصیتی بدتر، از شدت کارش بکاهد. در نتیجه، کروئلای این فیلم بیش از آنکه شروری بیمهار باشد، قهرمانی سرکش است که ظاهر شرارت را برای بروز استقلال و توانایی خود به کار میگیرد.
« نتیجه، روایتی است که گاه شتاب میگیرد و گاه بیش از حد درنگ میکند. »
قوتها و کاستیها
این تفسیر بهخودیخود میتواند جذاب باشد، اما با تصویری که از شخصیت در روایتهای پیشین در ذهن مخاطب مانده، فاصله دارد. اگر قرار است منشأ یک چهرهٔ هولناک روایت شود، تماشاگر انتظار دارد فیلم نهفقط زخمها و استعدادهایش، بلکه انتخابهای اخلاقیِ ناخوشایند او را نیز جدی بگیرد. «Cruella» از این آزمون کاملاً سربلند بیرون نمیآید؛ شرارت را نشان میدهد، اما بهندرت میگذارد بیپرده و نگرانکننده جلوه کند.
جمعبندی «Cruella» فیلمی سرگرمکننده و چشمنواز است که تواناییاش در ساختن تصویرهای بهیادماندنی، بهویژه از راه طراحی لباس، انکارناپذیر است. فضای لندنِ دههٔ هفتاد، رقابت میان اِستلا و بارونس و بازی پرانرژی دو بازیگر اصلی، به اثر جاذبهای روشن میبخشند. تماشاگرانی که بیش از هر چیز به جهان بصری، شخصیتهای پرزرقوبرق و کشمکشهای نمایشی علاقه دارند، احتمالاً از آن لذت خواهند برد.
اما این جذابیتها نمیتوانند ناهماهنگی ریتم، پیچشهای گاه شلوغ و کمبود انسجام در بخشهایی از داستان را کاملاً جبران کنند. مهمتر از آن، فیلم در تبدیل اِستلا به کروئلا میان ساختن یک قهرمان همدل و معرفی یک شرورِ واقعاً هراسانگیز مردد میماند. حاصل، اثری است که بیشتر با لباسها و تقابلهای پرشور خود در خاطر میماند تا با عمق روانشناختی یا انسجام رواییاش: نمایشی خوشساخت و تماشایی که زیر درخشش ظاهرش، از گفتنِ بیپردهترِ داستان شخصیت اصلی بازمیماند.



ثبت دیدگاه