نقد و بررسی
نقد Siege 2023 با زیرنویس فارسی (Siege (Asedio)) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
محاصرهای که از خانه آغاز میشود «محاصره» از موقعیتی ساده اما انفجاری آغاز میکند: تخلیهٔ اجباری خانهای در محلهای پرتنش در مادرید. دانی، مأمور پلیس ضدشورش، در جریان این عملیات با پولهای پنهان و صحنهای هولناک روبهرو میشود؛ کشفی که بهتدریج او را به شبکهای از فساد درون دستگاه پلیس میکشاند.
از آن پس، مأموریت رسمی جایش را به گریز برای بقا میدهد و دانی در محلهای گرفتار میشود که اقتدار یونیفورم در آن دیگر به کارش نمیآید. آشنایی او با ناشا، زنی که خانهاش را تخلیه کرده، و پسر او نیز مسیر روایت را از تعقیبوگریزی صرف به سوی رابطهای ناگزیر و پرتنش میبرد. فیلم در همین جابهجایی قدرت، ایدهای جذاب پیدا میکند: کسی که تا همین چند لحظه پیش نمایندهٔ قانون بوده، حالا باید در برابر همان نهادی پناه بگیرد که به آن خدمت کرده است.
این وارونگی ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. دانی نه قهرمانی بیگناه و بیتردید است و نه از همان ابتدا شخصیتی کاملاً اصلاحشده؛ گذشته و جایگاهش در ساختار پلیس، پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، همدستی و امکان گسستن از یک نظام فاسد ایجاد میکنند. فیلم گاه این پرسشها را جدیتر از آنکه بتواند پاسخشان را بپرورد، پیش میکشد؛ اما خودِ پرسشها به فضای اخلاقاً ناآرام اثر عمق میدهند.
محله بهمثابهٔ تله عنوان فیلم بهخوبی بر تجربهٔ دیداری و عاطفی آن منطبق است. محله صرفاً پسزمینهٔ ماجرا نیست، بلکه فضایی است که شخصیتها را در خود میفشارد: راهروها، اتاقها و مسیرهای رفتوآمد به میدانهایی برای پنهانشدن، تعقیب و رویارویی بدل میشوند. حس محاصره نه فقط از حضور مأموران یا تهدیدهای بیرونی، بلکه از محدودشدن امکان انتخاب و ناآشنایی دانی با محیط و آدمهای آن پدید میآید.
« این وارونگی ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، جغرافیای داستان پیوسته بر فشار روانی شخصیتها میافزاید. کارگردانی Miguel Ángel Vivas از همان آغاز بر حرکت و بیقراری تکیه دارد. دوربین بهجای آنکه فاصلهای امن میان تماشاگر و واقعه بسازد، او را در دل آشوب نگه میدارد. قاببندیهای پویا و جابهجایی میان فضاهای بسته، تعقیبوگریزها را پرتحرک میکنند و گاه حس تماشای یک فرار بیوقفه را به وجود میآورند.
این انتخاب، بهویژه در شروع فیلم، مؤثر است: مخاطب فرصت چندانی برای آسودن پیدا نمیکند و اضطراب قهرمان را با بدن خود تجربه میکند. بازیای که بار روایت را بر دوش میکشد ناتالیا د مولینا در نقش دانی، مهمترین تکیهگاه فیلم است. او شخصیت را به یک قهرمان اکشن یکدست تبدیل نمیکند؛ ترس، خشم، سرسختی و درماندگی در رفتارش کنار هم حضور دارند.
همین ناپایداری به دانی اعتبار میبخشد: او در موقعیتی قرار گرفته که فرصت اندیشیدن آرام ندارد و تصمیمهایش بیشتر از دل فشار بیرون میآیند تا از یک طرح اخلاقی روشن. بازی د مولینا با انرژی جسمانی نقش نیز هماهنگ است؛ شخصیت را میتوان در نحوهٔ حرکت، مکثها و واکنشهای ناگهانیاش شناخت، نه فقط در توضیحاتی که داستان دربارهٔ او میدهد.
Bella Agossou در نقش ناشا، حضوری متفاوت در برابر دانی میسازد. رابطهٔ میان این دو، از اعتماد فوری و ساده آغاز نمیشود؛ هر کدام انگیزهها و آسیبپذیریهای خاص خود را دارد و تفاوت جایگاهشان اجازه نمیدهد همراهیشان بیدردسر باشد. پسر ناشا نیز در این پیوند اهمیت دارد، زیرا خطر را از سطح تهدیدی شخصی فراتر میبرد و به مراقبت از دیگری گره میزند.
« در نتیجه، جغرافیای داستان پیوسته بر فشار روانی شخصیتها میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، فیلم برای همهٔ شخصیتهای پیرامونی به یک اندازه فرصت نمیسازد و بخشی از آنها بیش از آنکه فردیتی مستقل بیابند، کارکردی در حرکت داستان دارند. ریتم: شتاب آغازین و افتوخیزهای بعدی «محاصره» در آغاز با شتاب و کشش زیادی پیش میرود، اما این انرژی در سراسر فیلم پایدار نمیماند.
پس از شروع پرتنش، ریتم در بخشهایی افت میکند و بعضی نماها و موقعیتها بیش از اندازه امتداد مییابند. مکث میتواند در یک فیلم تعقیبوگریز فرصت مناسبی برای انباشتن ترس یا آشکارکردن شخصیت باشد؛ اما هر مکثی به تنش نمیافزاید. گاهی فیلم بهجای آنکه با سکوت، جزئیات تازهای از رابطهها یا وضعیت خطر به دست دهد، صرفاً زمان را طولانی میکند.
این نوسان، بر انسجام تجربه اثر میگذارد. از یک سو، فیلم میخواهد مخاطب را در وضعیت اضطراری نگه دارد؛ از سوی دیگر، شماری از صحنهها آنقدر کش میآیند که فوریت ماجرا تضعیف میشود. نتیجه، اثری است که در لحظههای پرتحرک خود جان میگیرد، اما همیشه نمیتواند میان اکشن، تعلیق و مکثهای دراماتیک تعادل برقرار کند.
بااینحال، حتی در بخشهای کندتر نیز طراحی فضا و حس ناامنی محله مانع از فروپاشی کامل کشش میشود. مهاجرت و خطر نگاه یکسویه یکی از دشوارترین جنبههای فیلم، شیوهٔ تصویرکردن مهاجران است. داستان ظاهراً میخواهد تنش اجتماعی و بیاعتمادی میان پلیس و ساکنان محله را وارد دل یک تریلر کند؛ اما در بخشی از مسیر، مهاجران بیشتر به شکل یک جمع تهدیدآمیز و مبهم دیده میشوند تا افرادی با تجربهها، انگیزهها و تفاوتهای شخصی.
« پس از شروع پرتنش، ریتم در بخشهایی افت میکند و بعضی نماها و موقعیتها بیش از اندازه امتداد مییابند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین تصویری ممکن است اضطراب موقعیت را تشدید کند، اما به بهای سادهکردن موضوعی اجتماعی تمام میشود که نیازمند دقت و ظرافت بیشتری است. این کاستی از آن رو مهم است که فیلم به مسئلهٔ اخراج از خانه و نابرابریهای اجتماعی نزدیک میشود. ورود این موضوعات وعدهٔ روایتی فراتر از تعقیبوگریز را میدهد: روایتی دربارهٔ قدرت نهادی، طردشدگی و اینکه چه کسانی حق دارند در فضای شهر احساس امنیت کنند.
اما اثر همیشه از ظرفیت همین زمینه بهره نمیگیرد و گاه به جای پیچیدهترکردن نگاه ما، از نشانههای آشنای ژانر برای ساختن یک «قلمرو خصمانه» استفاده میکند. در نتیجه، مضمون اجتماعی حاضر است، ولی به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی پرورده نمیشود. فساد و قهرمانی ناتمام فساد پلیس، موتور اصلی روایت است و همزمان موضوعی اخلاقی که دانی را در برابر گذشتهٔ حرفهای خودش قرار میدهد.
فیلم پرسشی جذاب طرح میکند: اگر قهرمان زمانی بخشی از همان دستگاه بوده، مرز میان قربانیشدن و مسئولیتپذیری کجاست؟ پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد و بهتر بود اثر پیچیدگی آن را بیشتر حفظ کند. بااینحال، خط داستانی در بعضی نقاط چنان پیش میرود که احساس میشود سازوکار فساد بیش از آنکه موضوعی واقعاً کاویدهشده باشد، وسیلهای برای جلو بردن خطرها و فرارهاست.
همین مسئله به جمعبندی نیز سرایت میکند. بدون آشکارکردن جزئیات پایانی، میتوان گفت خط مربوط به فساد و نسبت دانی با آن به اندازهٔ ظرفیت اولیهاش به نتیجهای قانعکننده نمیرسد. پرسش دربارهٔ سهم و مسئولیت خود قهرمان همچنان تا حدی معلق میماند؛ تعلیقی که میتوانست عمداً معنایی اخلاقی پیدا کند، اما فیلم آن را بهقدر کافی بسط نمیدهد تا به انتخابی روشن و ثمربخش تبدیل شود.
« این کاستی از آن رو مهم است که فیلم به مسئلهٔ اخراج از خانه و نابرابریهای اجتماعی نزدیک میشود. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، بخشی از نارضایتی از پایان نه فقط به سرنوشت رویدادها، بلکه به بیپاسخماندن مسئلهای مربوط است که خود فیلم در مرکز توجه قرار داده بود. جمعبندی «محاصره» تریلری است که بهترین لحظههایش را از برخورد میان فضای فشرده، کارگردانی پرتحرک و بازی ناتالیا د مولینا میگیرد. آغاز فیلم بهسرعت مخاطب را در وضعیت اضطراری قرار میدهد و ایدهٔ مأموری که از دستگاه خود میگریزد، بستری نیرومند برای طرح پرسشهایی دربارهٔ اقتدار و فساد فراهم میکند.
اما افتوخیز ریتم، کشآمدن برخی نماها، پرداخت یکسویهٔ مهاجران و جمعبندی کماقناع خط اخلاقی دانی، مانع از آن میشوند که اثر به اندازهٔ ایدهاش کامل باشد. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهای نهاییاش باشد، در فضای خفقانآور و موقعیت اخلاقی دشواری است که میسازد. تماشاگر با اثری روبهرو میشود که انرژی بصری و بازی محوری قابلتوجهی دارد، اما هر بار که به مسئلهای اجتماعی یا اخلاقی نزدیک میشود، همیشه فرصت و ظرافت لازم را برای کندوکاو آن پیدا نمیکند.
«محاصره» از این رو تجربهای پرتنش و گاه مؤثر است؛ فیلمی که بیشتر از آنکه همهٔ گرههایش را بگشاید، با پرسشهای ناتمامش در ذهن میماند.
« ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخهای نهاییاش باشد، در فضای خفقانآور و موقعیت اخلاقی دشواری است که میسازد. »



ثبت دیدگاه