نقد و بررسی
نقد بورسالینو (Borsalino) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری که زیر لب لبخند میزند ژاک دره در «Borsalino» شهری را تصویر میکند که جرم در آن نه حادثهای استثنایی، بلکه جزئی از سازوکار روزمره و اقتصاد پنهان آن به نظر میرسد. مارسیِ دههٔ سی، با بندر و بازارها و کوچههایش، صرفاً پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ خودْ میدان بازی قدرت است، جایی که هر محله و هر کسبوکار میتواند به قلمرویی برای تصاحب بدل شود.
فیلم از آشنایی دو خلافکار خردهپا آغاز میکند و آرامآرام نشان میدهد که چگونه جاهطلبی شخصی، در شهری آکنده از رقابت و زدوبند، شکل سازمانیافتهتری به خود میگیرد. این مسیر، بیآنکه به شرحی خشک از صعود در جهان تبهکاری تبدیل شود، لذت و خطر را در کنار هم نگه میدارد. رفاقت، شراکت و نیروی ستارهها مرکز ثقل فیلم، رابطهٔ فرانسوا کاپلا و روخ سیفردی است؛ دو مردی که برخورد نخستشان رنگ خشونت دارد، اما تفاوت خلقوخو و منافع مشترک، آنان را به سوی همکاری میکشاند.
ژانپل بلموندو در نقش کاپلا، حضوری سرزنده و بازیگوش دارد؛ گویی حتی در موقعیتهای خطرناک نیز بخشی از ذهنش سرگرم یافتن راهی برای شوخی یا بداههپردازی است. آلن دلون، در سوی دیگر، وقار سردتر و حسابگرانهتری به سیفردی میبخشد. تفاوت این دو، رابطهشان را از یک اتحاد صرفاً مصلحتی فراتر میبرد و به موتور نمایشی اثر بدل میکند.
« این مسیر، بیآنکه به شرحی خشک از صعود در جهان تبهکاری تبدیل شود، لذت و خطر را در کنار هم نگه میدارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت بازیها در آن است که فیلم لازم نیست پیوسته دربارهٔ دوستی این شخصیتها توضیح بدهد. نگاهها، مکثها و واکنشهایشان هنگام معامله یا مواجهه با خطر، کیفیتی از آشنایی و اعتماد میسازد که بهتدریج در برابر جاهطلبیشان آزموده میشود. درخشش دو بازیگر البته گاه از خود شخصیتپردازی پیشی میگیرد: تماشاگر ممکن است بیش از آنکه درگیر پیچیدگی درونی دو مرد شود، مجذوب حضور صحنهای و هماهنگی آنان باشد.
بااینحال، در فیلمی که بخش مهمی از نیروی خود را از همراهی دو قهرمان میگیرد، این ستارهمحوری نه عیب محض، بلکه انتخابی آگاهانه است. صعود در جهان زیرزمینی «Borsalino» ساختاری episodic دارد: دو شریک از فرصتهای کوچکتر آغاز میکنند، در مسابقهها و نزاعهای ساختگی دست میبرند و سپس پایشان به مأموریتهایی باز میشود که از سوی چهرههای بانفوذتر جهان زیرزمینی به آنان سپرده شده است.
این حرکت از حاشیه به مرکز قدرت، به فیلم امکان میدهد تا دنیای خلافکاران را نه فقط از راه خشونت، بلکه از مسیر حسابگری، معامله و تصاحب نشان دهد. در این جهان، موفقیت به معنای رهایی نیست؛ هر قدم رو به بالا، شخصیتها را در معرض رقابتهای تازه و خطرهای جدیتر قرار میدهد. بااینهمه، روایت همیشه از پیچیدگی و غافلگیری بهره نمیبرد.
« جذابیت بازیها در آن است که فیلم لازم نیست پیوسته دربارهٔ دوستی این شخصیتها توضیح بدهد. »
شخصیتها و اجرا
برخی بخشها به جای آنکه کشمکشی تازه و تعیینکننده بسازند، بیشتر حس عبور از یک مرحله به مرحلهٔ بعد را دارند. فیلم در این لحظات از نیروی پیشبرندهٔ رابطهٔ دو شخصیت اصلی کمک میگیرد، اما گاهی کافی نیست تا ریتم را پرشتاب نگه دارد. همین سادگیِ خط داستانی، از یک سو به اثر حالوهوای قصهگویی کلاسیک میدهد و از سوی دیگر، ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار طرحی پرپیچوخم دارند، یکنواخت جلوه کند.
لحن میان شوخی و تهدید یکی از انتخابهای مهم فیلم، نگهداشتن فاصلهای میان لحن سرخوشانهٔ آغازین و جهان خشن ماجراست. کاپلا و سیفردی در ابتدا با سبکی و اعتمادبهنفسی دلپذیر در این دنیا قدم میگذارند؛ گویی جرم هم میتواند به ماجرایی جذاب و سرشار از ابتکار بدل شود. اما هرچه دامنهٔ نفوذشان گسترش مییابد، فضای بازیگوشانه با پیامدهای جدیتری روبهرو میشود.
این تغییر، قرار نیست ناگهان فیلم را به تراژدیای سنگین تبدیل کند؛ بلکه آرامآرام به تماشاگر یادآوری میکند که آسودگیِ دو مرد، بر بستری ناپایدار بنا شده است. در همین رفتوآمد میان شوخی و تهدید، گاهی ناهماهنگی نیز پدیدار میشود. لحظههایی که خشونت یا خطر باید وزن دراماتیک داشته باشد، ممکن است تحت تأثیر سبک سرزندهٔ فیلم سبکتر از حد انتظار احساس شود.
« برخی بخشها به جای آنکه کشمکشی تازه و تعیینکننده بسازند، بیشتر حس عبور از یک مرحله به مرحلهٔ بعد را دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی همیشه به تعادل کامل نمیرسد، اما به اثر هویتی متمایز میدهد: «Borsalino» نه یک درام تبهکاری کاملاً تلخ است و نه کمدیای که خطر را به بازی بگیرد. بیشتر، قصهای است دربارهٔ جذابیت زندگی پرمخاطره و بهایی که این جذابیت بهتدریج مطالبه میکند. مارسی در جامه و موسیقی فضاسازی بصری از نقاط قوت ماندگار فیلم است.
لباسها، کلاهها و جزئیات ظاهری شخصیتها، جهان اثر را به دورهای مشخص پیوند میدهند و به آن نوعی شکوه نمایشی میبخشند. عنوان فیلم نیز با همین جهان مد و نشانههای طبقاتی پیوند دارد: پوشش در اینجا صرفاً آرایه نیست، بلکه بخشی از شیوهٔ دیدهشدن و اعلام موقعیت شخصیتهاست. مارسی هم در قابها حضوری ملموس دارد؛ شهری بندری که فضای عمومی و قلمروهای اقتصادیاش، همزمان امکان حرکت و منازعه را فراهم میکنند.
موسیقی جَز و حالوهوای دورهای آن به فیلم رنگوبویی دلپذیر میدهد و در صحنههای سبکتر با روحیهٔ دو شخصیت اصلی همراه میشود. بااینحال، موسیقی همیشه با شدت دراماتیک تصویر همنوا نیست. در بعضی لحظهها، آهنگپردازی بیش از آنکه تنش را تشدید کند، حس ماجراجویی یا تفریح را برجسته میسازد؛ در نتیجه، فاصلهای میان موسیقی و جدیت موقعیت شکل میگیرد.
« بیشتر، قصهای است دربارهٔ جذابیت زندگی پرمخاطره و بهایی که این جذابیت بهتدریج مطالبه میکند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب ممکن است برای گروهی از تماشاگران بخشی از جذابیت اثر باشد و برای گروهی دیگر، مانعی در برابر غوطهوری کامل در فضای تهدیدآمیز آن. ریتم و شیوهٔ روایت ریتم فیلم، تابعی از همان شیوهٔ قصهگویی آرام و مرحلهبهمرحله است. دره برای پرورش رابطهٔ دو شخصیت و آشناکردن تماشاگر با محیط، زمان صرف میکند و همواره به دنبال اوجگیری فوری نیست.
این خویشتنداری به برخی صحنهها مجال میدهد تا فضا و حالوهوا بسازند، اما در جاهایی نیز به کشآمدن میانجامد. گاه کنش اصلی متوقف میشود تا فیلم بر جذابیت ظاهری دو بازیگر یا بر رنگولعاب محیط تکیه کند؛ تکیهای که خوشایند است، اما همیشه حرکت داستان را تقویت نمیکند. از این رو، انتظار درست از «Borsalino» اهمیت دارد.
اگر آن را صرفاً بر اساس معیارهای تریلرهای پرشتاب بسنجیم، سستیهای رواییاش برجسته میشود. اما اگر آن را قصهای دربارهٔ همراهی دو مرد در مسیر قدرت بدانیم، مکثها و لحظههای فراغت نیز بخشی از بافت اثر خواهند بود. فیلم بیش از آنکه به غافلگیریهای پیاپی وابسته باشد، بر کیفیت حضور شخصیتها، فضای دورهای و دگرگونی تدریجی رابطهٔ آنان تکیه دارد.
« ریتم و شیوهٔ روایت ریتم فیلم، تابعی از همان شیوهٔ قصهگویی آرام و مرحلهبهمرحله است. »
جمعبندی
جمعبندی «Borsalino» اثری است که بیش از هر چیز با جاذبهٔ دو بازیگر اصلی، فضای خوشساخت مارسیِ دههٔ سی و پیوند رفاقت با جاهطلبی در ذهن میماند. روایت آن گاه کند میشود و مسیرش همیشه از پیچیدگی یا هیجان مداوم برخوردار نیست؛ موسیقی نیز در بعضی صحنهها با سنگینی موقعیت فاصله میگیرد.
بااینحال، فیلم در ساختن جهانی دیدنی و در جانبخشیدن به همراهی کاپلا و سیفردی موفق است. ارزش اصلی آن نه در بازآفرینی بینقص جهان تبهکاری، بلکه در ثبت لحظهای است که دو مرد، با اعتمادبهنفسی فریبنده، میپندارند میتوانند قواعد آن جهان را به سود خود تغییر دهند.
« بااینحال، فیلم در ساختن جهانی دیدنی و در جانبخشیدن به همراهی کاپلا و سیفردی موفق است. »



ثبت دیدگاه