نقد و بررسی
نقد اسلیرز (Slayers) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب با دو جهان ناسازگار «Slayers» ساختهٔ کی. اشر لوین، کمدیوحشتی است که برخورد دو قلمرو بسیار متفاوت را دستمایه قرار میدهد: فرهنگ پرزرقوبرق اینفلوئنسرها، با زندگیِ دائماً در معرض نمایش و میل به دیدهشدن، و جهان تاریک شکارچیان خونآشام، با قواعد قدیمی بقا و خشونت. گروهی از چهرههای مشهور اینترنتی به عمارت یک میلیاردر دعوت میشوند و بهتدریج درمییابند که میزبانانشان ماهیتی غیرعادی دارند.
در سوی دیگر، الیوت جونز، شکارچی کهنهکار خونآشامها، و فلین، گیمر جوان، در مسیر رویارویی با این تهدید قرار میگیرند. این ترکیب در نگاه نخست ظرفیت زیادی دارد. شهرت اینترنتی میتواند در برابر رازآلودگی موجودات جاودانه قرار بگیرد؛ نمایش عمومی میتواند با پنهانکاری گره بخورد؛ و عادت به ثبت و پخش هر لحظه، در موقعیتی که بقا مهمتر از جلب توجه است، به منبعی برای طنز یا خطر بدل شود.
مشکل اصلی فیلم آن است که این ظرفیت را به طرحی منسجم تبدیل نمیکند. ایدهها حاضرند، اما کمتر به یکدیگر راه میبرند؛ گویی فیلم میخواهد همزمان دربارهٔ شهرت، رسانه، توطئه و خونآشامها حرف بزند، بیآنکه بداند کدامیک باید مرکز ثقل روایت باشد. هجو شبکههای اجتماعی؛ اشاره بهجای کاوش فیلم اینفلوئنسرها را با نشانههای آشنای فرهنگ آنلاین معرفی میکند: دنبالکنندهها، پخش زنده، توجهطلبی و زبان پرشتاب رسانههای اجتماعی.
این نشانهها بهسرعت قابلتشخیصاند، اما شناختپذیری بهتنهایی هجو نمیسازد. اثر بیش از آنکه رفتار شخصیتها را در موقعیتهای تازه بسنجد، گاهی به تکرار شوخیها و کلیشههایی بسنده میکند که مخاطب از پیش دربارهٔ چهرههای مشهور اینترنتی شنیده است. در نتیجه، نقد رسانهای فیلم اغلب سطحی و پراکنده میماند.
« ایدهای جذاب با دو جهان ناسازگار «Slayers» ساختهٔ کی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پرسشهای جالبی در پسِ ایده نهفتهاند: آیا نیاز به دیدهشدن میتواند قضاوت را مختل کند؟ آیا تصویر عمومی آدمها با هویت واقعیشان یکی است؟ و آیا شهرت، آنان را در برابر بهرهکشی آسیبپذیرتر میکند؟ «Slayers» این پرسشها را مطرح میکند، اما مجال چندانی برای پرورششان نمیدهد. طنز بهجای آنکه از تضاد میان شخصیتها و پیامد تصمیمهایشان پدید آید، بارها بر نشانههای بیرونی فرهنگ آنلاین تکیه میکند.
به همین دلیل، هجو فیلم بیشتر به فهرستی از هدفهای آشنا شباهت دارد تا تحلیلی گزنده و تازه. روایت و افت تدریجی کشش روایت در آغاز با وعدهٔ یک برخورد پرتنش راه میافتد: شخصیتهایی خودشیفته و کمتجربه وارد فضایی میشوند که خطر واقعی در آن پنهان است. این تقابل میتواند موتور خوبی برای قصه باشد، زیرا هر گروه چیزهایی میداند که دیگری از آن بیخبر است.
الیوت از جهان خونآشامها شناخت دارد، اما زبان و نگاهش با نسل جوان فاصله دارد؛ فلین نیز بهواسطهٔ تجربهٔ دیجیتال و تردیدهایش، میتواند میان دو جهان پیوند برقرار کند. بااینحال، شخصیتها کمتر فرصت مییابند که این تفاوتها را به تحول روایی بدل کنند. روایت بهجای آنکه پیوندها و اختلافها را آرامآرام بسازد، گاه با شتاب از یک موقعیت به موقعیت دیگر میپرد.
این شتاب لزوماً به معنای هیجان نیست؛ وقتی رابطهها و انگیزهها بهاندازهٔ کافی شکل نگرفتهاند، حرکت سریع داستان بیشتر حس گذر شتابزده از صحنهها را ایجاد میکند. هرچه فیلم پیشتر میرود، ایدهٔ مرکزی نیز زیر بار عناصر متعدد کمرنگتر میشود و کشش اولیه جای خود را به پراکندگی میدهد.
« پرسشهای جالبی در پسِ ایده نهفتهاند: آیا نیاز به دیدهشدن میتواند قضاوت را مختل کند؟ »
شخصیتها و اجرا
تدوین و صدا؛ انرژیِ دو لبه یکی از مشخصههای آشکار فیلم، تدوین تند و استفادهٔ پرتکرار از صداها و نشانههای نزدیک به فضای اینترنت است. این انتخاب گاهی به اثر ضرباهنگ میدهد و حالوهوای آشفتهٔ فرهنگ آنلاین را به فرم سینمایی پیوند میزند. در لحظههایی که فیلم با سرعت و بیپروایی پیش میرود، همین آشفتگی میتواند نوعی سرزندگی کموبیش سرگرمکننده ایجاد کند؛ بهویژه برای مخاطبی که به زبان تصویری پرشتاب عادت دارد.
اما این ابزار بهسرعت به دام تکرار میافتد. تدوین تند همیشه ریتم نمیسازد و صداهای ناگهانی همیشه شوخی را تقویت نمیکنند. وقتی افکتها و برشهای پرسرعت بیش از آنکه در خدمت موقعیت باشند، خودنمایی میکنند، توجه از قصه و شخصیتها منحرف میشود. نتیجه، لحظاتی است که بهجای افزایش تنش یا خنده، حس شلوغی و خستگی میسازند.
فیلم گاه چنان به جلوههای لحظهای متکی میشود که گویی به مخاطب فرصت نمیدهد موقعیت را درک کند یا واکنشی طبیعی به آن نشان دهد. بازیگران و شخصیتپردازی حضور توماس جین به فیلم تکیهگاهی آشنا میدهد. الیوت با خشونتپذیری و بدبینی مردی که سالها با تهدیدی واقعی جنگیده، میتواند نقطهٔ مقابل شخصیتهای آنلاین باشد.
جین در نقش او گاه لحنی خشک و کمیک پیدا میکند و حضورش به بعضی صحنهها وزن میبخشد؛ هرچند فیلم همیشه نمیداند چگونه از این ظرفیت استفاده کند. الیوت بارها بهجای آنکه با رفتار و کنش شناخته شود، به توضیحدهندهٔ اطلاعات و بیانکنندهٔ دیدگاههای فیلم تبدیل میشود. این پرگویی از رازآلودگی شخصیت میکاهد و گاهی ریتم را متوقف میکند.
« این انتخاب گاهی به اثر ضرباهنگ میدهد و حالوهوای آشفتهٔ فرهنگ آنلاین را به فرم سینمایی پیوند میزند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ابیگیل برسلین نیز به فیلم جذابیت میبخشد، اما شخصیت جولز در چارچوبی محدود باقی میماند و فرصت چندانی برای پیچیدگی یا تغییر پیدا نمیکند. مالین آکرمن و دیگر بازیگران نیز به جهان فیلم رنگ میدهند، ولی کیفیت بازیها بهتنهایی نمیتواند کمبود پرداخت شخصیت را جبران کند. مسئله این نیست که گروه بازیگران فاقد تواناییاند؛ مسئله آن است که فیلمنامه برای آنان شخصیتهایی بهاندازهٔ کافی دقیق و چندوجهی نمیسازد.
بسیاری از آدمها بیشتر کارکردی در طرح دارند تا حضوری مستقل و بهیادماندنی. ترس و کمدی؛ دو وعدهٔ نیمهتمام «Slayers» خود را میان کمدی و وحشت قرار میدهد، اما تعادل این دو لحن را بهندرت حفظ میکند. بخشهای خونآشامی قرار است تهدیدآمیز باشند، ولی فیلم در فضاسازی و ساخت تعلیق چندان پایدار نیست.
تهدیدها غالباً بهجای آنکه از دل انتظار، سکوت یا احساس ناامنی شکل بگیرند، با جلوههای پرتحرک و لحنی اغراقآمیز عرضه میشوند. از سوی دیگر، خشونت نیز همیشه چنان پرداخت نمیشود که به تجربهای تکاندهنده یا حتی شوخیای واقعاً مؤثر بدل شود. در سوی کمدی، فاصلهٔ نسلی میان شکارچی و اینفلوئنسرها میتوانست منبعی غنی برای طنز باشد؛ اما فیلم گاهی به جای ساختن موقعیتهای بامزه، صرفاً تفاوتهایشان را اعلام میکند.
شوخیهایی که بیش از حد بر ارجاعها، صداهای ناگهانی یا تحقیر شخصیتها تکیه دارند، بهندرت فرصت مییابند تا به طنزی ماندگار تبدیل شوند. از این رو، فیلم نه در ساخت وحشت پیوسته موفق است و نه در تولید خندهای که از دل شخصیت و موقعیت بجوشد. لحظههایی سرگرمکننده وجود دارد، اما کلیت اثر میان دو ژانر معلق میماند.
« بسیاری از آدمها بیشتر کارکردی در طرح دارند تا حضوری مستقل و بهیادماندنی. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Slayers» با برخورد فرهنگ اینفلوئنسری و شکارچیان خونآشام، طرحی دارد که میتوانست هم سرگرمکننده باشد و هم نقدی تند بر اقتصاد توجه و نمایش دائمی ارائه کند. تدوین پرتحرک، حضور بازیگرانی چون توماس جین و ابیگیل برسلین، و چند لحظهٔ پرانرژی نشان میدهند که فیلم بیظرفیت نیست.
بااینحال، این ظرفیت در روایت پراکنده، هجو کمعمق و اتکای بیش از اندازه به افکتها و شتاب فرمی هدر میرود. تماشاگرانی که از آشفتگی عمدی، طنز اغراقآمیز و ترکیب خونآشامها با فرهنگ اینترنت لذت میبرند، ممکن است در بخشهایی سرگرم شوند؛ اما فیلم برای ساختن تعلیق مؤثر، شخصیتهای ماندگار یا هجوی منسجم، پشتوانهٔ کافی فراهم نمیکند.
حاصل، اثری است که ایدهاش از اجرای آن جذابتر به نظر میرسد و هرچه پیش میرود، بیش از آنکه به وعدهٔ آغازین خود وفادار بماند، زیر بار شلوغیاش کمجان میشود.
« بااینحال، این ظرفیت در روایت پراکنده، هجو کمعمق و اتکای بیش از اندازه به افکتها و شتاب فرمی هدر میرود. »



ثبت دیدگاه